برادری باهوش که از نگاه دیگران ناراحت میشود

آخرین خبر/اسم من نازنین است و چهارده سال دارم. برادر کوچکم، آرمان، ده ساله است. آرمان معلولیت حرکتی دارد و راه رفتن برایش سختتر از بقیه بچههاست. ما با هم خیلی بازی میکنیم، فیلم میبینیم و گاهی هم با هم تکالیف مدرسه را انجام میدهیم. او در حل کردن پازل و بازیهای فکری واقعاً خیلی سریع و باهوش است.
اما بعضی وقتها در پارک یا مدرسه اتفاقهایی میافتد که من را ناراحت میکند. مثلاً وقتی بعضی بچهها با تعجب خیلی زیاد به آرمان نگاه میکنند یا طوری با او حرف میزنند که انگار نمیتواند چیزی بفهمد. گاهی هم بعضیها فقط با حس ترحم به او نگاه میکنند.
من معمولاً کنار آرمان میایستم و کمک میکنم راحتتر بازی کند. اما مهمتر از همه این است که سعی میکنم به بقیه نشان بدهم آرمان هم مثل آنها یک کودک است؛ با علایق، استعدادها و آرزوهای خودش.
به نظر من بچههایی مثل برادر من بیشتر از هرچیز دوست دارند مثل بقیه با آنها رفتار شود. نه نگاه عجیب، نه دلسوزی بیش از حد؛ فقط دوستی، احترام و اینکه تواناییهایشان جدی گرفته شود.

















