ماجرای باسواد شدن سگ آدم پولدار
آخرين خبر
بروزرسانی

آخرین خبر/روزی روزگاری، یک خانِ خیلی ثروتمند به یکی از رعیتهایش گفت: «میخواهم سگم باسواد شود! باید خواندن و نوشتن یادش بدهی.»
رعیت کمی فکر کرد و گفت: «قبول! اما ده سال وقت میخواهم و پول زیادی هم لازم است.» خان که خیلی دلش میخواست آرزوی عجیبش محقق شود، قبول کرد و پول را همان موقع داد.
مرد با کیسهی پول برگشت خانه. ماجرا را برای همسرش تعریف کرد. زن با تعجب گفت: «تو چرا قبول کردی؟ سگ که سواد یاد نمیگیرد!»
مرد خندید و گفت: «نگران نباش! این پول را خرج زندگیمان میکنیم. تا ده سال دیگر… کی مرده، کی زنده؟ شاید تا آن موقع یا خان از دنیا رفته باشد، یا سگ، یا حتی خودِ من!
از آن موقع جملهی «کی مرده، کی زنده» شد ضربالمثل و هر وقت کسی بخواهد بگوید «تا زمان دور معلوم نیست چه میشود، پس عجله نکن و نگران نباش»، از این جمله استفاده میکند.


















