ديجياتو/ برخلاف تصور خيلي ها ايده انگري بردز اوريجينال نبود. داستان از اين قرار است در سال 2009 استوديو Rovio براي کليد زدن ساخت پنجاه و دومين بازي ويديويي خود، تصميم به مرور ايده هاي پيشنهادي اش مي گيرد. درست خوانديد، قبل از انگري بردز آنان پنجاه و يک اثر توليد کردند.
در اين بين، طرح يکي از بازيسازان توجه اعضاي روويو را به خود جلب مي کند؛ طرحي که تنها يک تصوير کشيده شده از پرندگان خشمگين بدون دست و پا بود. روويو از ايده به شدت استقبال مي کند و با وجود اين که هنوز هيچ ديدگاهي پيرامون ديگر بخش هاي بازي نداشتند، تصميم مي گيرد شخصيت هاي اثر بعدي خود را همين موجودات تشکيل دهند.
از طرفي همان سال بازي هاي فيزيکي به محبوبيت بالايي دست پيدا کرده بودند. بنابراين استوديو مورد بحث بر آن مي شود تا مکانيزم هاي گيم پلي پروژه جديد خود را از اين نوع بازي ها الهام بگيرد. اکنون تنها يک مشکل بزرگ ديگر سد راه روويو قرار داشت؛ شخصيت هاي منفي.
يکي از معروف ترين بازي هاي پايه فيزيک در آن زمان Crush the Castle بود. شباهت زيادي با انگري بردز دارد نه؟ در اين عنوان بايد با منجنيق به سمت ديوارهاي دشمن حمله مي کرديد تا ملکه و پادشاه را از بين ببريد. Crush the Castle يک مشکل خيلي خيلي بزرگ داشت؛ مراحل تکراري.
سال 2009 آنفولانزاي خوکي به تيتر يک اخبار تبديل شده بود. روويو هم فرصت را غنيمت شمرد و از اين اتفاق مهم روز دنيا بهترين استفاده را برد. اين گونه شد که خوک ها به دشمن خونين پرندگان خشمگين تبديل گشتند. تمام اين داستان ها را گفتيم تا به توضيح جمله اول حرف هايمان برسيم.
شايد ايده انگري بردز اوريجينال نبود، اما روويو به قدري المان هاي مثبت را چاشني کار کرد که توانست اين ايده را به تسخير خود در آورد؛ طراحي مراحل بي نظير و متنوع، محيط بسيار شاد، شخصيت هاي بامزه و رابط کاربري ساده باعث مي شدند تکرار پرتاب پرندگان به سمت خوک ها هر ثانيه لذت بخش تر از گذشته باشد.
استوديو بازي هاي رايانه اي نهاجا برخلاف اين که راه روويو را پيش بگيرد و با تغييراتي در اين ايده مرسوم، آن را به نام ساخته اش ثبت کند، سعي کرده با تغييراتي جزئي در گيم پلي، بيشتر يک کلون موفق از انگري بردز بسازد. با ما و معرفي شکارچي همراه باشيد تا با اين اثر سرگرم کننده آشنا شويد.
پس از حمله تروريست ها به روستاهاي اطراف براي غارت نفت منطقه، خلبان هاي جنگنده فانتوم F-4 دستور مي گيرند تا به مناطقي که آنان هستند حمله کرده و حمامي خونين از دشمنان به راه بياندازند.
با وجود اين که در مطالب گذشته، بارها واژه «کلون» را توضيح داديم اين بار هم نگاهي گذرا به آن مي اندازيم تا با ديدي بهتر مطلب را ادامه دهيم. در صنعت بازي هاي ويديويي اين واژه به آثاري تلقي مي شود که شباهت زيادي به يک عنوان خاص داشته يا ويژگي هاي گوناگوني را از آن الهام گرفته باشند.
با توجه به اين تعاريف، فکر مي کنيم متوجه شده ايد که مکانيزم گيم پلي بازي دقيقا همانند انگري بردز است. البته اشتباه برداشت نکنيد. با يک تقليد صرف طرف نبوده و اگر بگوييم جنگنده ها جايگزين پرندگان و خوک ها نيز مسئوليت خود را به تروريست ها داده اند، کمي بي انصافي کرده ايم. چون تغييراتي در اين بخش مشاهده مي شود.
يکي از بزرگترين تغييرات بازي به نحوه شليک مهمات باز مي گردد. برخلاف انگري بردز که مکان پرتاب پرندگان ثابت است، اين بار جنگنده ها کاملا در حرکت بوده و بايد با زمان بندي مناسب دشمنان را از بين ببريد. البته تغييرات اين بخش به همين مورد محدود نمي شود.
قوانين فيزيک به خوبي در بازي پياده سازي شده.
اگر به خاطر داشته باشيد، در هنگام پرتاب پرندگان مي توانستيد مسير حرکت آنان را ببينيد. چون در شکارچي جنگنده ها ساکن نيستند، اين ويژگي تنها براي بار اول که يک سلاح جديد را مي خواهيد امتحان کنيد وجود داشته و دفعات بعدي را بايد خودتان حدس بزنيد.
شايد در نگاه اول، اين المان بازي را کمي سخت کند و با خود بگوييد کاش استوديو سازنده جهت را نيز نشان مي داد. ولي بيشتر که دقت کنيد، متوجه خواهيد شد وجود قابليت «نشانه گيري» بازي را بسيار ساده تر کرده و ارزش واقعيش را از بين مي برد.
بالاتر به نکته خيلي مهمي که انگري بردز را نسبت به آثار هم سبک خود متمايز نمود، اشاره کرديم؛
طراحي مراحل. خوشبختانه شکارچي هم از اين ويژگي مستثني نبوده و با مراحل متنوعي طرف هستيم که مي تواند تا حدودي ساعت ها سرگرم تان کند. البته بازي را که تمام کرديم نکته اي جالب از اين بخش توجه مان را به خود جلب کرد.
يکي از بهترين مراحل بازي. راستي تا اينجا که تصاوير را نگاه کرديد متوجه نکته خاصي در آيکون ها نشديد؟ آيکون هاي منو خيلي به حال و هواي بازي شباهت نداشته و زيادي انگري بردز گونه هستند.
چينش مراحل عموما از آسان به سخت نيست. يعني در مرحله اي امکان دارد با صرف زمان بسيار زيادي آن را به پايان رسانده و امتياز کامل را کسب کنيد. اما مراحل بعدي را که طي مي کنيد شايد با زمان بسيار کمتري، با وجود چالش هاي خاص و جذاب خود، به اين مهم دست يابيد.
نمي دانيم علت چيست ولي آن را به پاي هوشمندي سازندگان مي گذاريم. چون زماني که طعم پيروزي را مي چشيد وسوسه مي شويد تا بيشتر توانايي هاي خود را به رخ بکشيد. همين عامل مي تواند محرکي براي ادامه بازي باشد.
ولي با تمام نکات مثبت اين بخش، دو مشکل کمي در ذوق مي زند. يکي از آنان نحوه پيروزي بوده و در برخي مراحل مي توانيد با روش هاي تکراري به سادگي سه ستاره دريافت نماييد. مشکل ديگر هم تعداد کم مرحله ها است که سادگي بيش از حد برخي از آنان را به حساب همين مورد مي گذاريم. اميدواريم در آينده شاهد مراحل بيشتري باشيم.
براي جمع بندي بايد بگوييم با ديد منفي سراغ بازي نرويد. درست است که ايده اصلي شکارچي تکراري بوده و در گذشته بارها مشاهده کرده ايم، اما وجود تغييرات نام برده در متن به خودي خود مي تواند عاملي براي انجام بازي و لذت بردن از آن باشد.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد