پایان رودربایستی های نظامی ژاپن/ سودای حملۀ پیش دستانه برای رهایی از محاصرۀ مثلث چین و روس و کره شمالی

عصر ایران/ تحولات ژئوپلیتیک آسیا، ژاپن را وادار به پوستاندازی نظامی کرده است. از زیردریاییهای فوقساکت تا سیستمهای دفاع موشکی ایجس
هریسون کاس (Harrison Kass) نویسنده ارشد حوزه دفاع و امنیت ملی در نشریه نشنال اینترست (The National Interest) در یادداشتی به بررسی توانمندی ارتش ژاپن و احتمال تغییر دکترین نظامی این کشور با توجه به افزایش اختلافات بین توکیو و پکن پرداخته است.
در این یادداشت آمده است: قانون اساسی ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، قدرت نظامی تهاجمی آشکار را محدود کرد. با این حال، امروز ژاپن یکی از پیشرفتهترین نیروهای نظامی آسیا از نظر فناوری را در اختیار دارد. با توجه به خیزش چین، پرسش اساسی این است که آیا ارتش ژاپن همچنان صرفاً دفاعی است، یا در پاسخ به تهدیدات منطقهای در حال تکامل به سمت کسب قابلیتهای تهاجمی است؟
درک نیروهای دفاع از خود ژاپن
ماده ۹ قانون اساسی صلحطلبانه ژاپن (مصوب ۱۹۴۵)، جنگ را به عنوان یک حق حاکمیتی نفی کرد. در سال ۱۹۵۴، اندکی پس از پایان اشغال نظامی توسط ایالات متحده، توکیو «نیروهای دفاع شخصی ژاپن» (JSDF) را تشکیل داد که ساختار نظامی آن کاملاً در چارچوب دفاعی تعریف شده بود. ژاپن برای بازدارندگی فراتر از توانِ نیروهای خود (بازدارندگی گسترده)، به اتحاد امنیتی خود با آمریکا متکی بود.
اما آسیا از دهه ۱۹۵۰ تغییرات قابل توجهی کرده است. افزایش فعالیتهای دریایی و هوایی چین در «دریای چین شرقی» و اطراف تایوان، ژاپن را در حالت آمادهباش قرار داده است. آزمایشهای موشکی کره شمالی بر فراز خاک ژاپن و گشتزنیهای هوایی و دریایی روسیه در نزدیکی قلمرو ژاپن منجر به ایجاد تنش شده و رقابت فزاینده قدرتهای بزرگ، بازنگری در مدل «صرفاً دفاعی» ژاپن را اجتنابناپذیر کرده است.
وضعیت دفاعی اسمی ژاپن بر سیستمهای دفاع هوایی، دریایی و موشکی متکی است. در هوا، ژاپن به F-15J و انواع F-35A و B متکی است. واحدهای هوایی آن با سیستمهای دفاع موشکی ادغام شدهاند و ناوشکنهای پاتریوت PAC-3 و Aegis دفاع لایهای را فراهم میکنند.
در دریا، ژاپن از قابلیت جنگ ضد زیردریایی (ASW) قوی و ناوگان ناوشکن بسیار توانمندی برخوردار است. زیردریاییهای دیزلی-الکتریکی ژاپن از جمله بیصداترین زیردریاییهای منطقه هستند. در مجموع، ژاپن بر حفاظت از خطوط دریایی و دفاع سرزمینی متمرکز است. در رابطه با دفاع موشکی، ژاپن دارای ناوشکنهای Aegis BMD مستقر در دریا و سیستمهای پاتریوت مستقر در خشکی است که بر رهگیری موشکهای بالستیک کره شمالی تأکید دارد.
تغییر دکترین: حرکت به سوی تهاجم؟
با این حال، ژاپن به طور فزایندهای در حال بحث درباره دکترین «ضدحمله» (Counterstrike) و دستیابی به موشکهای کروز دوربرد است. گامی که توجیه آن تحت دکترین نظامی «دفاعی» دشوار است. در همین حال، کشتیهای تهاجمی آبی-خاکی کلاس «ایزومو» (Izumo) در حال تغییر کاربری برای عملیاتی کردن جنگندههای F-35B هستند که امکان نمایش قدرت (Power Projection) فراتر از سواحل ژاپن را فراهم میکند.
نکته قابل توجه اینکه، ژاپن در حال توسعه و دستیابی به تسلیحات دورایستا (Standoff weapons) با قابلیت هدف قرار دادن سایتهای پرتاب دشمن است که نشاندهنده یک تغییر دکترینال عمده به سمت گزینههای پاسخ پیشدستانه است.
از منظر تاکتیکی، ژاپن نیرویی بسیار آموزشدیده با قابلیتهای قوی در حوزه «اطلاعات، نظارت و شناسایی» (ISR) و تعاملپذیری نزدیک با نیروهای آمریکایی را اداره میکند. تأکید نیروهای دفاع شخصی ژاپن بر واکنش سریع، عملیات توزیعشده و دفاع از زنجیره جزایر است.
اما از نظر استراتژیک، توکیو بودجه دفاعی خود را به طور قابل توجهی افزایش داده و به نظر میرسد بدون رها کردن چارچوب قانون اساسی خود، به دنبال بازدارندگی است. این کشور جزیرهای به وضوح به سمت ظرفیت بازدارندگی مستقلتر و کاهش وابستگی به قابلیتهای تهاجمی آمریکا حرکت میکند.
این تغییر رویکرد در حالی رخ میدهد که چین در حال گسترش نیروی دریایی و موشکی خود است، کره شمالی با موضعگیری موشکی و هستهای خود رفتاری غیرقابل پیشبینی دارد و روسیه حضور خود در اقیانوس آرام را تجدید کرده است. ژاپن تلاش میکند با تقویت برتری کیفی و نوسازی مبتنی بر تکنولوژی به این شرایط پاسخ دهد.
با این حال، محدودیتهای قانون اساسی ژاپن از نظر سیاسی حساس هستند و اندازه نیروهای آن همواره نسبت به چین محدود خواهد بود. به همین ترتیب، چالشهای جمعیتی کشور-بهویژه نرخ زاد و ولد ناچیز- بر تأمین نیروی انسانی ارتش در درازمدت تأثیر خواهد گذاشت.
با توجه به این محدودیتها، احتمالاً استراتژی نظامی ژاپن در حال حاضر اساساً دفاعی باقی خواهد ماند. اما قابلیتهای آن به طور فزایندهای مرز میان «دفاع» و «حمله محدود» را محو میکند. در عصر رقابت قدرتهای بزرگ، ژاپن در حال ساخت ابزارهایی برای بازدارندگی دشمنان منطقهای خود است؛ تغییری که بیش از آنکه بازگشت به «میلیتاریسم» (نظامیگری) اواسط قرن گذشته باشد، منعکسکننده «رئالیسم» (واقعگرایی) است.

















