1. برگزیده
بین الملل

افسر سابق سیا: اشراف اطلاعاتی آمریکا بر ایران، دروغ بزرگ است

منبع
فارس
بروزرسانی
افسر سابق سیا: اشراف اطلاعاتی آمریکا بر ایران، دروغ بزرگ است

فارس/ لری جانسون، افسر سابق سی‌آی‌ای در گفتگوی جدید خود در باب تجاوز آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران گفت که اشراف اطلاعاتی آمریکا/اسرائیل بر ایران یک دروغ بزرگ است و کمترین نشانه فقدان چنین اشرافی آن است که برآوردهای اولیه ایشان از قدرت و انسجام واکنش نظامی ایران، به کلی غلط از آب درآمده است.

افسر بازنشسته سرویس اطلاعاتی آمریکا، در این گفتگو توضیح می‌دهد که ایران با اجرای یک راهبرد منسجم و دقیق، تمام تحرکات آمریکایی-اسرائیلی را در سراسر منطقه زیر نظر دارد و نقاط لازم را هدف قرار می‌دهد؛ از نظر او ایران خود را برای یک درگیری طولانی مدت و فرسایش قدرت آمریکا تا نقطه اضمحلال کامل، کاملاً آماده کرده است.

ایران با هوشمندی در استفاده از داشته‌های نظامی، دست برتر خود را حفظ می‌کند

از نگاه لری جانسون، راهبرد نظامی ایران در این جنگ بر یک منطق کلاسیک اما بسیار حساب‌شده استوار است: فرسایش تدریجی دشمن در کنار مدیریت دقیق ذخایر راهبردی. او تأکید می‌کند که ایران عمداً از به‌کارگیری هم‌زمان تمام ظرفیت موشکی و تسلیحاتی خود خودداری کرده و به‌جای آن، با استفاده از موج‌های مداوم حملات، هنوز هم در حال تخلیه و خسته‌کردن سامانه‌های پدافندی آمریکا و اسرائیل است. از نظر او، ایران سلاح‌های پیشرفته‌تر و مؤثرتر خود را برای مراحل بعدی نگه داشته و با یک رویکرد مرحله‌ای، سطح درگیری را به‌تدریج بالا می‌برد، نه یک‌باره. به باور او، این نشان می‌دهد که تهران برای یک جنگ طولانی وارد میدان شده و تلاش می‌کند با حفظ منابع کلیدی و زمان‌بندی استفاده از آن‌ها، در یک نبرد فرسایشی دست برتر خود را حفظ کند.
فرسایش اسرائیل در نبرد چند جبهه‌ای کاملاً مشهود است

از نگاه لری جانسون، یکی از ضعف‌های ساختاری اسرائیل در این جنگ، ناتوانی در مدیریت هم‌زمان چند جبهه فعال است؛ وضعیتی که با گسترش درگیری‌ها به غزه، لبنان، ایران و اکنون یمن، بیش از پیش آشکار شده است. او تأکید می‌کند که اسرائیل با جمعیت محدود و اتکای سنگین به نیروهای ذخیره، ظرفیت لازم برای یک جنگ چندلایه و طولانی را ندارد؛ به‌ویژه وقتی ناچار است صدها هزار نیروی ذخیره را از دل اقتصاد بیرون بکشد، امری که به‌سرعت به فرسایش اقتصادی و فشار اجتماعی منجر می‌شود. جانسون همچنین به نشانه‌های فرسودگی در سطح نظامی اشاره می‌کند؛ از جمله خستگی نیروها، کمبود نیروی انسانی و دشواری تحقق اهداف عملیاتی در جبهه‌هایی مانند جنوب لبنان. به باور او، ورود بازیگران جدید مانند حوثی‌ها و ادامه فشار حزب‌الله، اسرائیل را در وضعیتی قرار داده که به‌جای تمرکز بر یک جبهه و کسب برتری، ناچار است توان خود را در چند محور پخش کند؛ وضعیتی که احتمال تصمیم‌های شتاب‌زده و واکنش‌های غیرمحاسبه‌شده را افزایش می‌دهد.

اسرائیل در برابر قدرت زیاد حزب‌الله غافلگیر شده است

از نگاه لری جانسون، عملکرد اسرائیل در لبنان نشان می‌دهد که برآوردهای غرب درباره تضعیف یا فروپاشی حزب‌الله به‌طور جدی اشتباه بوده است. او تأکید می‌کند که حزب‌الله صرفاً یک گروه نظامی نیست، بلکه یک ساختار ریشه‌دار سیاسی، اجتماعی و نظامی است که طی دهه‌ها در جنوب لبنان تثبیت شده و توانسته شبکه‌ای پیچیده از استحکامات، به‌ویژه زیرساخت‌های زیرزمینی و خطوط تدارکاتی پایدار ایجاد کند.
به عقیده او همین عمق ساختاری باعث شده که این نیرو همچنان قادر به وارد کردن خسارات جدی به ویژه در بخش زرهی اسرائیل باشد. جانسون همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اسرائیل در تلاش برای پیشروی در جنوب لبنان با مقاومتی فراتر از انتظار روبه‌رو شده و این وضعیت یادآور تجربه جنگ ۲۰۰۶ است؛ جایی که اهداف اعلامی اسرائیل با واقعیت میدان هم‌خوانی نداشت.

اشراف اطلاعاتی آمریکایی-اسرائیلی بر ایران، یک دروغ بزرگ است

از نگاه لری جانسون، یکی از خطاهای بنیادین آمریکا و اسرائیل در این جنگ، ناآگاهی عمیق آن‌ها از ابعاد واقعی توان موشکی و زیرساخت نظامی ایران است. او می‌گوید برآوردهای اولیه نهادهای اطلاعاتی غربی درباره تعداد موشک‌های ایران، ظرفیت تولید آن‌ها و میزان آسیب‌پذیری این توان، به‌وضوح نادرست از آب درآمده است. به باور جانسون، علت اصلی این خطا آن است که بخش مهمی از توان موشکی و صنعتی ایران در شبکه‌ای از تأسیسات زیرزمینی، شهرهای موشکی و مراکز پنهان تولید و نگهداری مستقر است؛ او تأکید می‌کند که وقتی کارخانه‌ها، انبارها و خطوط تولید در اعماق زمین قرار داشته باشند، نمی‌توان ورود و خروج تجهیزات را رصد و ظرفیت واقعی را برآورد کرد؛ بنابراین تنها راه دستیابی به تصویر دقیق، نفوذ انسانی و اطلاعات میدانی از درون این ساختارهاست، امری که از نظر او نه آمریکا و نه اسرائیل هرگز در آن موفق نبوده‌اند. نتیجه این ضعف اطلاعاتی، از نگاه جانسون، آن است که واشنگتن و تل‌آویو حالا در میدان جنگ با واقعیتی روبه‌رو شده‌اند که بسیار بزرگ‌تر، ماندگارتر و پیچیده‌تر از محاسبات اولیه آن‌هاست.
تحرک نظامی آمریکا زیر رصد کامل ایران قرار دارد و فاقد عنصر غافلگیری‌ست

از نگاه لری جانسون، یکی از ضعف‌های جدی در رفتار عملیاتی آمریکا در این بحران، آشکار بودن بیش از حد تحرکات نظامی و در نتیجه از بین رفتن عنصر حیاتی غافلگیری است. او به استقرار گسترده نیروهای ویژه، جابه‌جایی‌های قابل رصد هواپیماهای ترابری سنگین و انتقال نیرو به پایگاه‌هایی در منطقه اشاره می‌کند و می‌گوید این اقدامات به‌قدری علنی و قابل پیگیری هستند که عملاً هر ناظر جدی، ازجمله ایران، توانسته آن‌ها را در زمان واقعی دنبال کند. از نظر او، در عملیات‌های پیچیده و حساس، اصل بر پنهان‌کاری، فریب و حفظ ابهام است، اما وقتی چنین تحرکاتی به‌صورت آشکار انجام می‌شود، طرف مقابل نه‌تنها غافلگیر نمی‌شود، بلکه فرصت پیدا می‌کند نیروهایش را جابه‌جا و دفاع خود را تقویت کند و برای سناریوهای احتمالی آماده شود. جانسون نتیجه می‌گیرد که در چنین شرایطی، هرگونه عملیات احتمالی آمریکا از ابتدا با یک ضعف ساختاری مواجه است، زیرا مزیت اولیه یعنی ضربه ناگهانی را از دست داده و به یک اقدام قابل پیش‌بینی تبدیل شده است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره