1. برگزیده
بین الملل

امارات و توهماتی که مقابل ایران فروریخت

منبع
فارس
بروزرسانی
امارات و توهماتی که مقابل ایران فروریخت

فارس/ پروژه امارات برای تبدیل شدن به «قدرتی فراتر از اندازه جغرافیایی» در نخستین آزمون جدی و در مقابل ایران، به طور کامل فروپاشید.

وب‌سایت میدل ایست آی در گزارشی به قلم «آندرس کریگ» نوشت امارات متحده عربی باید از توهم اینکه می‌تواند بر محدودیت‌های ذاتی خود غلبه کند، بیرون آید و از اتکای بیش از حد به شبکه روابط خارجی خود با آمریکا، اسرائیل، روسیه و چین دست بردارد؛ زیرا پروژه موسوم به «اسپارت کوچک» در نخستین رویارویی راهبردی واقعی با جمهوری اسلامی ایران، شکنندگی ذاتی خود را آشکار کرده است. کریگ در ابتدای این گزارش توضیح داد که امارات طی دو دهه گذشته تلاش کرد از سرنوشت سنتی دولت‌های کوچک وذره‌ای فراتر رود؛ تلاشی که بر پایه استفاده از قدرت شبکه‌ها و پیوند گسترده با جهان شکل گرفته بود. امارات در این راستا شروع به ساخت بنادر کرد، نفوذ خرید، از شبه‌نظامیان حمایت کرد، به واشنگتن نزدیک شد، میان روابط خود با مسکو و پکن توازن برقرار کرد و کوشید خود را کشوری بسیار منعطف، ثروتمند و اثرگذار معرفی کند؛ کشوری که جغرافیا قادر به محدود کردن آن نیست. این پژوهشگر مسائل بین‌الملل تأکید کرد که عنوان «اسپارت کوچک» نوعی دکترین سیاسی به شمار می‌رود؛ دکترینی که بر پایه جاه‌طلبی‌های یک قدرت متوسط، توان نظامی نسبی و نفوذ شبکه‌ای طراحی شده بود تا امارات بتواند محیط راهبردی پیرامون خود را مطابق خواسته‌هایش شکل دهد. به نوشته میدل ایست آی، تحولات سه ماه اخیر شکاف عمیقی میان جاه‌طلبی‌های ابوظبی و واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه آشکار کرد. کریگ نوشت: حملات ایران به زیرساخت‌های خلیج فارس، امارات را با تضادی جدی مواجه ساخت؛ تضادی میان تصویری که از خود به‌عنوان یک قدرت متوسط ارائه می‌کرد و آسیب‌پذیری ساختاری‌اش به‌عنوان کشوری کوچک.
این گزارش در ادامه به مواضع اخیر انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، اشاره کرد. به نوشته کریگ، قرقاش در شبکه «ایکس» به کشورهایی که تلاش دارند نقش میانجی را بازی کنند از جمله پاکستان و قطر حمله کرد و نوشت: «دوست، به‌جای آنکه متحدی ثابت‌قدم و حامی باشد، به میانجی تبدیل شده است.» نویسنده این اظهارات را نشانه ناامیدی ابوظبی از ناتوانی‌اش در همراه کردن همسایگان و شرکای منطقه‌ای برای اتخاذ موضعی تهاجمی‌تر علیه ایران دانست. کریگ همچنین به اظهارات طارق العتیبه، تحلیلگر اماراتی، اشاره کرد که ایده همبستگی عربی و اقدام چندجانبه را زیر سؤال برده و مدعی شده بود این رویکردها در بازدارندگی جمعی در برابر «تجاوز ایران» شکست خورده‌اند. به گفته نویسنده، پیش‌تر نیز یوسف العتیبه، سفیر امارات در واشنگتن، اعلام کرده بود ابوظبی آماده پیوستن به «ابتکار بین‌المللی» برای بازگشایی تنگه هرمز و برعهده گرفتن بخشی از بار عملیاتی آن است. وب‌سایت میدل ایست آی در ادامه نوشت این پیام‌های تند و چالش‌برانگیز در واقع تلاشی برای پنهان کردن یک حقیقت تلخ‌تر هستند؛ اینکه ابزارهای نفوذی که امارات طی سال‌ها انباشته بود، در مواجهه با قدرت بازدارنده و مهارنشده ایران نتوانستند به استقلال راهبردی واقعی تبدیل شوند. کریگ در بخش دیگری از این مقاله توضیح داد که تحولات اخیر نشان داد فرضیه اصلی سیاست امارات ــ یعنی جبران نبود عمق راهبردی از طریق قدرت شبکه‌ها ــ با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است. او نوشت در دوران ریاست محمد بن زاید آل نهیان، ابوظبی تلاش کرد از وابستگی‌های اقتصادی، مالی و سیاسی دیگران به خودش به‌عنوان ابزار قدرت و فشار استفاده کند.

به نوشته او، کریدورها و مراکز لجستیکی، صندوق‌های ثروت حاکمیتی، شبکه‌های رسانه‌ای و اطلاعاتی، تاجران کالا، شرکت‌های خصوصی نظامی و امنیتی و شبکه‌های نیابتی از یمن تا سودان، همگی برای امارات نفوذی بسیار فراتر از اندازه واقعی این کشور ایجاد کردند. این استاد دانشگاه در ادامه تأکید کرد الگوی امارات گاه هوشمندانه، گاه کارآمد و گاه بی‌رحمانه بود. او گفت ابوظبی از طریق این شبکه‌ها توانست در درگیری‌ها، بازارها و معاملات دیپلماتیک مداخله کند و همزمان تصویری از خود ارائه دهد که گویی رویدادها را می‌سازد، نه اینکه صرفاً تحت تأثیر آنها قرار گیرد. با این حال، کریگ تصریح کرد نفوذ مبتنی بر شبکه‌ها الزاماً به معنای توانایی تحمیل نتایج در خلیج فارس نیست. او نوشت هنگامی که سپاه پاسداران ایران تصمیم به تشدید تنش گرفت، شبکه گسترده روابط امارات نتوانست بازدارندگی واقعی ایجاد کند. به گفته نویسنده، با وجود جذب سرمایه‌های روسی و الیگارش‌های روس، مسکو برای دفاع از ابوظبی وارد عمل نشد. پکن نیز تنها به ابراز نگرانی و دعوت به ثبات بسنده کرد و واشنگتن هم، با وجود برخی وعده‌ها، بازدارندگی عملی چندانی ارائه نداد. کریگ در ادامه توضیح داد همان ساختاری که امارات را به کشوری تأثیرگذار تبدیل کرده بود، در عین حال محدودیت‌هایش را نیز آشکار ساخت. به نوشته او، تبدیل شدن امارات به مرکز سرمایه جهانی، گره لجستیکی تجارت بین‌المللی و شریک همه قدرت‌های بزرگ، این کشور را به هدفی ایده‌آل برای سپاه پاسداران تبدیل کرد. او همچنین نوشت حضور شبکه‌های مالی مرتبط با ایران در مؤسسات مالی و شرکت‌های لجستیکی اماراتی، برای مهار کشوری که آماده تحمل هزینه و خسارت است، کافی نبود.

در بخش دیگری از این مقاله آمده است که تناقض اصلی سیاست امارات در همین نقطه آشکار می‌شود؛ اینکه ابوظبی یکی از پیشرفته‌ترین ماشین‌های نفوذ منطقه را ساخته، اما همچنان اسیر جغرافیاست. کریگ نوشت بنادر امارات در برد موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار دارند و ثروت این کشور نیز وابسته به اعتماد، گشایش اقتصادی و تداوم جریان سرمایه است؛ وضعیتی که اقتصاد باز و جهانی امارات را خود به یک هدف تبدیل می‌کند. این تحلیل‌گکر در ادامه تأکید کرد که ایران برای تضعیف راهبردی امارات تنها کافی است به سرمایه‌گذاران، شرکت‌های بیمه، شرکت‌های حمل‌ونقل و مهاجران یادآوری کند که امارات نیز از آسیب‌پذیری امنیت خلیج فارس مستثنی نیست. نویسنده در ادامه گفت به همین دلیل، ادبیات کنونی ابوظبی عصبی و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد. به باور او، امارات می‌کوشد همچنان تصویر «اسپارت کوچک» را حفظ کند؛ کشوری منضبط، نفوذناپذیر و کارآمدتر از همسایگانش. اما جنگ نشان داد این کشور نیز همان فشارهای منطقه‌ای را تجربه می‌کند که دیگر دولت‌های کوچک خلیج فارس با آن روبه‌رو هستند. کریگ تصریح کرد تصویر «دست‌نیافتنی بودن» امارات در برابر واقعیت‌های جغرافیا، جمعیت و وابستگی به تضمین‌های امنیتی خارجی فرو ریخت. او در ادامه افزود حملات بلندپروازانه نظامی امارات در داخل ایران، که در واکنش به حملات تهران به زیرساخت‌های حساس امارات انجام شد، نیز نتوانست موازنه بازدارندگی را با سپاه پاسداران بازگرداند؛ نهادی که به گفته او توان تحمل فشار و خسارتش بسیار بیشتر از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است.
از سوی دیکر پیام‌های رسانه‌ای امارات در بسیاری موارد به بهای تخریب روابط با همسایگان عربی، شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و حتی میانجی‌هایی مانند پاکستان تمام شد؛ زیرا آنها به عدم حمایت قاطع از امارات متهم می‌شدند. به گفته نویسنده، این گلایه‌ها در عین حال مشکلی عمیق‌تر را نیز آشکار کرد؛ اینکه ابوظبی سال‌ها تلاش کرده بود خود را فراتر از معادلات امنیت جمعی خلیج فارس تعریف کند و شورای همکاری خلیج فارس را نه یک نظام منطقه‌ای ضروری، بلکه مانعی در برابر جاه‌طلبی‌هایش می‌دانست. او در بخش پایانی مقاله پیش‌بینی کرد واکنش غریزی ابوظبی احتمالاً تشدید فعالیت در حوزه رسانه و اطلاعات خواهد بود؛ از جمله فشار سیاسی بیشتر در واشنگتن، ارسال پیام‌های راهبردی بیشتر به پایتخت‌های غربی و روایت‌سازی گسترده‌تر درباره «انعطاف‌پذیری امارات» و «استثناگرایی اماراتی»، همراه با گزارش‌هایی هدفمند درباره «همسایگان غیرقابل اعتماد». این استاد دانشگاه معتقد است که امارات تلاش خواهد کرد این بحران را به‌عنوان دلیلی برای دریافت تضمین‌های قوی‌تر غربی و اتخاذ موضعی سخت‌گیرانه‌تر علیه ایران معرفی کند، اما تأکید کرد چنین اقداماتی مشکل اصلی را حل نخواهد کرد.
به نوشته این پژوهشگر، امارات فقط به تضمین‌های دوجانبه قوی‌تر از سوی آمریکا یا کارزار دیپلماتیک پرهیاهوتر علیه تهران نیاز ندارد، بلکه باید بپذیرد که نمی‌تواند سرنوشت خود را کاملاً مستقل تعیین کند. کریگ تصریح کرد هیچ‌یک از کسورهای عربی حوزه خلیج فارس نمی‌توانند تصور کنند که در حالی که دیگران مشغول موازنه، میانجی‌گری یا تحمل بحران هستند، خود به‌تنهایی قادر به تأمین امنیتشان خواهند بود.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره