مقابله کوبا با محاصره انرژی و تهدید نظامی آمریکا

ایرنا/همزمان با تشدید کمبود سوخت و خاموشیهای طولانی در شهرهای مختلف کوبا، واشنگتن با محاصره انرژی، تشکیل پرونده قضایی علیه «رائول کاسترو» و اعزام گروه رزمی ناو هواپیمابر به کارائیب، حلقه فشار بر هاوانا را تنگتر کرده است.
جزیرهای که آن را با ماشینهای فرسوده دهه پنجاه، کوچه و خیابانهای رنگارنگ و کارت پستالی و آسمان آبی بی مثال میشناسیم، چند ماهی است که در حال تجربه لرزههایی است که ساختار سیاسی و اقتصادی آن را تحت تاثیر قرار داده است؛ کوبا، این جزیره کوچک کارائیبی که با پشت سر گذاشتن بحران موشکی تاریخی ناشی از رقابت شوروی و ایالات متحده، بیش از ۶ دهه تحریم را تاب آورده، به روزهایی سرنوشتساز نزدیک شده است.
از سوم ژانویه (۱۳ دی) که دست «نیکلاس مادورو» به موجب تجاوز نظامی آمریکا به خاک ونزوئلا از ریاست جمهوری این کشور کوتاه شد، کوباییها نیز با قطع جریان نفت تحت تاثیر قرار گرفتند؛ دولت «دونالد ترامپ» رئیسجمهوری آمریکا محاصره انرژی را اعمال کرد که مانع از رسیدن همه محمولههای نفت خارجی به کوبا شده است، محمولههایی که کوبا از مکزیک نیز دریافت میکرد.
حدود یک ماه قبل، تنها یک محموله ۱۰۰ هزار تنی نفت از روسیه با مجوز آمریکا به این جزیره رسید که تا حدودی تسکینبخش بود، با این حال، در ماههای اخیر، بسیاری از شهرهای کوبا فراتر از هاوانا، دچار قطعیهای طولانیمدت روزانه برق شدهاند.
«ویسنته دِ لا لِوی» وزیر انرژی و معادن کوبا حدود ۱۰ روز پیش اعلام کرد که ذخایر سوخت و گازوئیل این کشور به پایان رسیده و خاموشیها از ۲۰ ساعت در روز فراتر رفته است.
رئیسجمهوری آمریکا که خود را به عنوان پیام آور صلح و پایاندهنده به جنگها معرفی میکرد، پس از تجاوز به خاک ونزوئلا و جنگ تجاوزکارانه علیه ایران بارها تهدید کرده است که «کوبا بعدی است». ترامپ با برچسب زدن به کوبا به عنوان «تهدید غیرمعمول و فوقالعاده» برای امنیت ایالات متحده و منطقه، فرمان اجرایی اعلام «وضعیت اضطراری ملی» را امضا کرد.
دولت کوبا اما همزمان با اعلام آمادگی در برابر هرگونه تجاوز نظامی به خاک این کشور، پنجره مذاکره با واشنگتن را نبسته و اعلام کرده به شرط رعایت اصل حاکمیت و در چارچوب منافع کشور آماده است تا با آمریکا گفتوگو کند. اواخر اسفند ماه بود که «میگل دیاز کانل» رئیسجمهوری کوبا از آغاز گفتوگوهای دوجانبه با آمریکا به منظور «یافتن راهحلها» در برابر بیش از ۶ دهه تحریمهای یکجانبه خبر داد.
همزمان با اعلام مقامهای کوبایی، گزارشهایی از سوی رسانههای آمریکایی آسوشیتدپرس و آکسیوس مبنی بر تماسهای دولت ترامپ با «رائول گیِرمو رودریگس کاسترو» نوه «رائول کاسترو» رئیسجمهوری پیشین کوبا منتشر شد؛ خبرهایی که فراتر از یک افشاگری رسانهای میتواند نشانهای از تغییر در شیوه اعمال فشار واشنگتن علیه کوبا باشد. تمرکز ادعایی این تماسها نه بر مذاکره رسمی با دولت مستقر به ریاست میگل دیاز کانل، بلکه بر ارتباطگیری با نسل جدیدی از بازیگران اقتصادی و سیاسی است؛ رویکردی که هدف آن دور زدن هسته سخت قدرت و سرمایهگذاری بر لایههای میانی ساختار حاکمیت تلقی میشود.

دادستانهای فدرال آمریکا نیز به تازگی و در راستای افزایش فشار دولت ترامپ اعلام کردند که علیه رائول کاسترو، به اتهام نقش داشتن در سرنگونی هواپیماهای غیرنظامی در سال ۱۹۹۶ پرونده کیفری تشکیل دادهاند.
فرماندهی جنوبی ارتش آمریکا نیز اعلام کرد گروه رزمی ناو هواپیمابر «یواساس نیمیتز» وارد منطقه کارائیب شده است. این گروه شامل ناو هواپیمابر «نیمیتز»، یگان هوایی ناوگانی ۱۷، ناوشکن «یواساس گریدلِی» و کشتی پشتیبانی «یواساناس پاتوکسنت» است.
پس از تحریم و تنگتر کردن حلقه محاصره علیه هاوانا، واشنگتن با مستقر کردن ناوهای هواپیمابر در کارائیب و همچنین صدور حکم قضایی علیه رائول کاسترو و تصویب استرداد اجباری او، مسیر سختتری را در پیش گرفته است. با توجه به تجربه ونزوئلا و ربایش مادورو، دور از انتظار نیست سناریویی مشابه در مورد کوبا نیز طراحی شده باشد؛ به ویژه اینکه چندین قانونگذار آمریکایی از جمله «ریک اسکات» سناتور ایالت فلوریدا، آشکارا خواستار اجرای اقدامی مشابه شدهاند. با این حال، هدف قرار دادن رائول کاسترو بعید است کمکی به نزدیک شدن مواضع برای مذاکره کند.
از طرفی، رئیسجمهوری کوبا به تازگی اعلام کرد که تلاش دولت آمریکا برای اعلام جرم علیه رائول کاسترو که تنها چند روز قبل از تولد ۹۵ سالگی وی اتفاق افتاد، تنها باعث اتحاد کوباییها شده است.
رویکرد تهاجمی واشنگتن در برابر هاوانا چندان عجیب نیست و سند امنیت ملی ایالات متحده نیز نشان داد که بازگشت به دکترین حیاط خلوت، نقطه عطفی در گذار از رویکردهای لیبرال به واقعگرایی تهاجمی در قبال آمریکای لاتین است. در این چارچوب، کوبا نه به مثابه یک بازیگر مستقل با اقتضائات بومی، بلکه به عنوان متغیری در ذیل امنیت ملی یکپارچه واشنگتن بازتعریف میشود.
سیاستهای ترامپ در برابر این جزیره، در واقع تبلور یک نگاه کلان و تقلیلگرایانه است که در آن، مجموع تحولات سیاسی منطقه به امنیت مرزها و تطابق استراتژیک با منافع ایالات متحده گره خورده است. به این ترتیب، اگرچه واشنگتن در مواجهه با کشورهای آمریکای لاتین راهبردهای موردی را در پیش میگیرد، اما آنچه در لایههای زیرین این رفتارها خودنمایی میکند، یک استراتژی واحد و منسجم برای تضمین هژمونی در منطقهای است که دیگر نه به عنوان یک شریک، بلکه به عنوان یک سپر امنیتی در سپهر سیاست خارجی آمریکا دیده میشود.


















