ضرورت تشکیل شورای امنیت اروپا در سایه کاهش نقش آمریکا و تداوم جنگ اوکراین

ایرنا/با افزایش فاصله ایالات متحده از امنیت اروپا و تداوم جنگ روسیه و اوکراین، بحث ایجاد «شورای امنیت اروپا» بار دیگر در محافل سیاسی و کارشناسی جدی شده است؛ ابتکاری که اروپا انتظار دارد به انسجام ساختار پراکنده سیاست خارجی و دفاعی و تسریع تصمیمگیریهای راهبردی منجر شود.
نشریه فایننشال تایمز گزارش خود را با این پرسش آغاز کرد «اگر بخواهید با اروپا صحبت کنید، با چه کسی تماس میگیرید؟» و نوشت: اتحادیه اروپا تلاش کرد به این مساله پاسخ دهد؛ ابتدا در سال ۱۹۹۹ (۱۳۷۸ خورشیدی) با ایجاد سمت «نماینده عالی سیاست خارجی و امنیتی مشترک» و سپس در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸ خورشیدی) با افزودن جایگاه «معاون رئیس کمیسیون اروپا» به آن، در عمل وظایف دوگانهای برای این مقام تعیین کرد.
با این حال، دارندگان این سمت بهندرت از اقتدار کامل یک وزیر خارجه اتحادیه اروپا برخوردار بودهاند. آنان همواره ناچار بودهاند برای جلب توجه با دیگر مقامات ارشد اتحادیه اروپا و حتی با ۲۷ رهبر ملی کشورهای عضو رقابت کنند. این وضعیت بهویژه در دوره کایا کالاس مسئول کنونی سیاست خارجی اتحادیه اروپا، آشکارتر است. در سالهای اخیر نیز گروهها و ساختارهای جدید متعددی در حوزه سیاست خارجی و دفاعی در اروپا شکل گرفتهاند. اکنون نیز ایده ایجاد «شورای امنیت اروپا» دوباره در حال شتاب گرفتن است. پرسش این است: چرا و برای چه هدفی؟
میشل بارنیه نخستوزیر پیشین فرانسه، کمیسر سابق اتحادیه اروپا و مذاکرهکننده ارشد برگزیت، پیشنهاد داده است که این ساختار به سمت یک چارچوب «بیشتر میاندولتی» حرکت کند و «شورای اروپا برای امنیت و دفاع» ایجاد شود. این شورا به گفته او شامل انگلیس، اوکراین و نروژ خواهد بود و بر حوزههایی چون دفاع، صنعت دفاعی، اطلاعات و فناوریهای راهبردی تمرکز خواهد داشت.
این ایده در اوایل سال جاری دوباره وارد دستور کار سیاستگذاری شد؛ زمانی که آندریوس کوبیلیوس کمیسر دفاع اتحادیه اروپا و نخستوزیر پیشین لیتوانی، آن را مطرح کرد. او در مقالهای مفصل استدلال کرد که یک شورای امنیت اروپا میتواند «بستر مناسب رهبری برای بحثها و آمادهسازی سریع تصمیمها» باشد؛ چیزی که اروپا برای تبدیل شدن به مسئول دفاع خود و مقابله با حملات روسیه به آن نیاز دارد.
فایننشال تایمز نوشت: دو تحول اساسی در امنیت اروپا به این ایده شتاب تازه دادهاند. نخست، فاصلهگرفتن ایالات متحده از دفاع متعارف اروپا و حتی احتمال تبدیل شدن آمریکا به یک قدرت ناسازگار یا تهاجمی که میتواند اتحاد فرا آتلانتیکی را از هم بپاشد و تحول دوم، اهمیت فزاینده اوکراین در امنیت اروپا است.
اروپا معتقد است که ارتش اوکراین، تجربه جنگی و نوآوریهای میدانی آن در استفاده از پهپادها، این کشور را به عنصر ضروری برای بازدارندگی و مهار روسیه تبدیل کرده است.
به نوشته لوئیجی اسکاتزیری از موسسه مطالعات امنیتی اتحادیه اروپا، یک شورای امنیت اروپا میتواند هماهنگی و تصمیمگیری سیاسی را تسریع کند و رویکردهای راهبردیتری ایجاد کند. همچنین میتواند شکافهای نهادی میان اتحادیه اروپا و سازمان پیمان آتلانتیک (ناتو) و نیز میان این دو ساختار و کشورهایی مانند اوکراین و بریتانیا را کاهش دهد.
اهداف مشترک
بدیهی است که همه چیز به ساختار و ترکیب اعضا بستگی دارد. اسکاتزیری چهار مدل احتمالی را مطرح کرده است:
۱. نشست رهبران اتحادیه اروپا در قالب جلسه امنیتی ویژه شورای اروپا
۲. ایجاد یک شورای رسمی امنیت اتحادیه اروپا
۳. شورایی رسمی در کنار اتحادیه اروپا با محوریت قدرتهای بزرگ و قالبهای متفاوت برای موضوعات مختلف، با مشارکت انگلیس در مسائل فراتر از اتحادیه اروپا، همانگونه که کوبیلیوس پیشنهاد داده است.
۴. یک نهاد غیررسمی خارج از اتحادیه اروپا با محوریت فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان و انگلیس، احتمالا با مشارکت اتحادیه اروپا
دو مدل اول سادهتر قابل اجرا هستند و برای کشورهای کوچک کمتر بحثبرانگیز خواهند بود و برای اوکراین نیز جذابتر به نظر میرسند، اما درگیر رویههای بروکراتیک اتحادیه اروپا و تصمیمگیری اجماعی خواهند بود.
نکته مهم این است که همه باید بر یک ارزیابی مشترک از تهدیدها و هدف مشترک دفاع از اروپا در شرایط کاهش نقش آمریکا توافق داشته باشند؛ امری که میتواند مانع حضور کشورهایی مانند اسلواکی شود که درون اتحادیه اروپا نقش همسو را ایفا نمیکنند.


















