انصارالله: یمن جزو توافق ایران و آمریکاست

ایسنا/ عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن تأکید کرد که تفاهمات بینالمللی میتواند راه را برای حلوفصل پرونده یمن هموار کند، اما صلح بستگی به پایان دادن به محاصره و جنگ عربستان سعودی دارد و ادامه طفرهروی و فشارها میتواند یمن را به سمت گزینههای جدید تشدیدکننده اوضاع سوق دهد.
محمد الفرح، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن معتقد است هرگونه توافقی که تنشهای منطقهای را کاهش دهد و از حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشورهای منطقه جلوگیری کند، شرایط بهتر و مناسبی را برای حلوفصل پروندههای مختلف از جمله یمن فراهم میسازد.
بر اساس نوشته روزنامه الاخبار، وی با بیان اینکه توافقها و تفاهمات بینالمللی ویژگیهای منحصربهفرد پرونده یمن را از بین نمیبرد، افزود که این تفاهمات فضای منطقهای جدیدی ایجاد میکند که منجر به پذیرش واقعیتهای موجود و مقابله با موازنه قدرتهای جدیدی میشود که توسط «محور جهاد و مقاومت» در میدان تحمیل شدهاند. الفرح همچنین ریاض را به بهرهگیری از این فضای جدید برای اجرای تعهدات صلح در یمن فراخواند و هشدار داد که ادامه فشارها و طفرهرویها از سوی عربستان میتواند تنشها را در هر لحظه تشدید کند.
الفرح در پاسخ به سؤالی درباره تأثیر توافق اصولی میان تهران و واشنگتن بر جبهه یمن، گفت که یمن یکی از پیچیدهترین پروندههای منطقهای است که در آن رابطه محور مقاومت با محاصره اسرائیل و محاصره عربستان بر یمن در هم تنیده است. از نظر رسمی و دیپلماتیک، به نظر میرسد که صنعا هیچ توافق دوجانبهای بین تهران و واشنگتن را امضا نکرده است اما یمن بخشی جداییناپذیر از محور مقاومت است که هدف و سرنوشت مشترکی دارد. موضع ثابت یمن، ایستادن در کنار آرمانهای فلسطینی و لبنانی و همه کسانی است که در معرض بیعدالتی دشمن آمریکایی-اسرائیلی قرار گرفتهاند.
وی در ادامه افزود: ما تحولات میدانی را زیر نظر داریم و معتقدیم هر توافقی که تنشها را کاهش دهد، از حملات جلوگیری کند و بیقانونیای را که دشمن به دنبال ایجاد آن در منطقه است، مهار کند، شرایط بهتری را برای رسیدگی به بسیاری از مسائل، از جمله تجاوز عربستان به یمن، ایجاد خواهد کرد.
الفرح همچنین تصریح کرد یمن بدون شک حضوری مداوم در پشت صحنه مذاکرات تهران و واشنگتن داشته است؛ نمیتوان آن را از چشمانداز وسیعتر منطقهای جدا کرد، زیرا یک بازیگر کلیدی است. هرگونه تحولی بین هر طرف و ایالات متحده و اسرائیل ناگزیر بر همه تأثیر میگذارد. علاوه بر این، ایالات متحده بارها به دنبال فشار بر ایران، به ویژه با توجه به عملیات تأثیرگذار یمن در دریای سرخ و باب المندب بوده است. با این حال، تهران بارها تأکید کرده که تصمیمات صنعا مستقل و مبتنی بر منافع ملی و مسؤولیتهای دینی آن است و ایران هرگز به نیابت از یمن عمل نکرده و تنها حمایت سیاسی بیقیدوشرط ارائه داده است و در عین حال به توانایی یمن در احقاق حقوق و دستیابی به اهدافش اعتقاد دارد.
وی ادامه داد: صلح در یمن تنها به تفاهمات میان کشورهای بزرگ وابسته نیست، بلکه پیش از هر چیز، نیازمند عزم و اراده واقعی عربستان سعودی برای پایان دادن به جنگ، رفع محاصره، جبران خسارتهای وارده به یمن و احترام به حاکمیت و استقلال این کشور است. ما امیدوار بودیم که ریاض از تجربیات ۱۰ ساله تجاوز و محاصره، که طی آن به هیچیک از اهداف خود نرسید، درس عبرت گرفته باشد. همچنین انتظار میرفت از وقایع رخداده از هفتم اکتبر تا کنون و همچنین از نحوه پایان تجاوز به ایران، که کاملاً برخلاف پیشبینیها و آرزوهای آنها بود، بهرهبرداری کند.
عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن اظهار داشت تجاوز عربستان و امارات به یمن و متحدانشان هیچ توجیهی نداشت، بلکه با دستور مستقیم ایالات متحده آمریکا صورت گرفت. علاوه بر این، مانعتراشی برای تحقق صلح نیز با دستورالعملهای آمریکا و در چارچوب فشارهای سیاسی انجام میشد تا پرونده بشردوستانه یمن و روند صلح را در ازای عدم حمایت از غزه و خروج از محور جهاد و مقاومت مبادله کنند. عربستان سعودی با ادامه محاصره و اشغال بخشهای وسیعی از استانهای یمن، بر نتایج جنگ آمریکا علیه ایران حساب کرده بود و بسیاری از مواضع و انتخابهای خود را بر اساس این تصور تنظیم میکرد. اما امروز واقعیت کاملاً برخلاف پایههایی که تجاوزات بر آنها استوار بود، تغییر کرده است.
محمد الفرح خاطرنشان کرد شکست آمریکا آشکار است و واشنگتن دیگر کشوری قابل اعتماد برای اتکا یا پاسخ به تحمیلهایش، بهویژه در پرونده یمن، محسوب نمیشود. تحولات بزرگ کنونی فرصتهای جدیدی را ایجاد کرده و بسیاری از بهانههایی که عربستان برای تجاوز به یمن به کار میبرد، از جمله ادعای مقابله با نفوذ ایران، را بیاعتبار کرده است. بنابراین، امروز فرصتی واقعبینانهتر برای دستیابی به صلحی واقعی وجود دارد که منافع بیشتری برای عربستان نسبت به سایر طرفها دارد.
طبق گفته او، ریاض باید این تحولات را غنیمت بشمرد و روند صلح را به گامهای عملی تبدیل کند؛ اقداماتی نظیر رفع محدودیتهای اقتصادی، باز کردن بنادر و فرودگاهها، عقبنشینی از مناطق اشغالی، توقف حمایت از گروههای وابسته به خود در داخل یمن، آزادسازی تمام اسرا و جبران منصفانه خسارتهای ناشی از جنگ. عربستان باید درک کند که مردم یمن خواهان صلحی واقعی هستند که حقوق آنها را بدون قیمومیت یا تحمیل تضمین کند. مردم یمن به مرحلهای رسیدهاند که دیگر راه بازگشتی وجود ندارد. همچنین شرایط اقتصادی ناشی از تجاوز و محاصره که ریاض برای ایجاد انفجار داخلی در یمن بر آنها حساب کرده است، ممکن است در نهایت به عاملی علیه همان طرفی تبدیل شود که این بحرانها را ایجاد کرده و به تداوم آن دامن زده است.
وی همچنین گفت به وضوح برای همه آشکار شده است که پرونده یمن را نمیتوان از طریق نظامی حلوفصل کرد و تداوم جنگ نیز هیچیک از طرفها را به ثبات نمیرساند؛ بلکه در سالهای گذشته منجر به خسارات انسانی، سیاسی و اقتصادی سنگینی شده است و در صورت تداوم جنگ یا حمایت از نیروهای داخلی برای شعلهور کردن درگیریهای جدید، به خسارات بیشتری منجر خواهد شد. در طول سالهای گذشته، تمام پیشبینیهای عربستان سعودی نسبت به ابزارهای محلی به شکست انجامیده است و اگر ایالات متحده با تمام امکانات خود درک کرده است که قادر به تسلط بر یمن یا شکست آن نیست و اسرائیل و انگلیس نیز چنین درکی دارند، سؤال این است: چرا عربستان از این تجربیات درس نمیگیرد؟ و چرا عربستان همچنان در معرض باجگیری و ارعاب، چه توسط نیروهای داخلی و چه خارجی، باقی میماند و این نیروها او را به ادامه گزینههایی سوق میدهند که شکست آنها اثبات شده است؟
الفرح افزود افزون بر این، تکیه بر قحطی و گرسنگی و ایجاد مشکلات اقتصادی برای ایجاد ناآرامیهای داخلی، یک پیشنهاد شکستخورده است، زیرا مردم بهخوبی درک میکنند که بخش بزرگی از این رنجها به تداوم محاصره و تجاوز مربوط میشود و عربستان سعودی طرفی است که همچنان محاصره را بر یمن تحمیل میکند، بخش بزرگی از وضعیت اقتصادی را کنترل میکند و در رسیدن به یک توافق جامع تعلل میورزد. بنابراین، نارضایتی عمومی فزاینده لزوماً فقط متوجه صنعا نیست، بلکه متوجه طرفهایی است که شهروندان آنها را مسؤول ادامه این وضعیت میدانند.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا شما معتقدید که شکست جنگ علیه ایران و متحدانش، ممکن است اسرائیل و ایالات متحده را به بازپروی جبهههای داخلی، از جمله در یمن، سوق دهد؟ و چگونه برای چنین احتمالی آماده میشوید؟ گفت اجتنابناپذیر نیست که دشمن در صورت ناتوانی در دستیابی به اهدافش بهصورت مستقیم، به استفاده از ابزارهای محلی برای جانشینی خود روی بیاورد. و این روشها جدید نیستند، بلکه نمونههای متعددی از آن در منطقه وجود دارد. این در واقع فوریترین چالش است، با این توجه که گروهها، نهادها و سازمانهایی وجود دارند که خود را به ابزارهای مطیع دشمن آمریکا و اسرائیل تبدیل کردهاند و مانعی برای تحرک بر اساس تحمیلهای او ندارند. عقبنشینی آمریکا و اسرائیل که در تجاوز به ایران نمایان شد و شکست آنها در سرنگونی نظام و جداسازی جبههها، مؤید آن است که آمریکا تلاش خواهد کرد خلأهای ایجادشده را از طریق ابزارهای محلی و نمایندگان خود پر کند؛ نمایندگانی که به اشکال مختلفی تحریک میشوند، از جمله جنگ اقتصادی و مالی همانطور که امروز در یمن جریان دارد، جایی که از طریق پروندههای معیشتی، قطع دستمزدها، دستکاری در ارزش ارز و تشدید محاصره اقتصادی فشار بر صنعا وارد میشود و تلاش میشود بستر اجتماعی تا مرز انفجار پیش برود.
الفرح عنوان کرد تحولات بزرگ بسیاری از بهانههایی را که عربستان برای توجیه تجاوز خود به یمن به کار میبرد، از جمله ادعای مقابله با نفوذ ایران، بیاعتبار کرده است. همچنین ابزارهای منطقهای و محلی مرتبط با آمریکا تلاش میکنند تا گروههای نظامی وابسته خود را تحریک کنند تا زمینه جنگهای فرسایشی را باز کنند که جبهههای مقاومت را از تداوم حمایت از غزه و مسأله فلسطین بازدارد. اما هرگونه تلاش برای تحریک ابزارهای داخلی یا ایجاد بحرانهای جدید، طرفهای محور مقاومت را چه در لبنان، چه فلسطین و چه در یمن، عراق و ایران متفرق نخواهد کرد. بنابراین، هیچ راهحل و ثباتی در منطقه وجود ندارد مگر با احترام به اراده مردم و ریشهیابی بحرانها و مشکلات و در رأس آنها مسأله فلسطین و مداخلات خارجی در منطقه.
الفرح تصریح کرد: هرگونه نگرانی یا ترسی که عربستان سعودی داشته باشد، باید از طریق تفاهم، گفتوگو و مذاکره حلوفصل شود، نه از طریق تهدید یا مدیریت بحران به جای حلوفصل آن. تداوم طفرهروی یا تلاش برای کسب زمان، تنها به معنای افزایش رنج و خسارات بیشتر برای خود عربستان خواهد بود و آن را از دستیابی به هرگونه هدفی که به دنبال آن است، دورتر میسازد. ما در یمن معتقدیم که اکنون امکان حلوفصل این پرونده وجود دارد؛ یا از طریق تفاهمات سیاسی و یا از طریق ایجاد موازنههای جدید توسط ما.
وی اظهار داشت درخواست عبدالملک الحوثی، در سالروز هجرت پیامبر (ص)، برای مردم یمن و دولت، صریحاً بر لزوم آمادگی برای رفع محاصره و پایان دادن به اشغال تأکید داشت. اگرچه صنعا دست صلح دراز کرده و از تشدید تنش با ریاض پرهیز میکند، اما همزمان به این باور استوار است که قدرت و توانمندسازی، ضامن واقعی ایجاد صلح پایدار است، بهویژه در شرایطی که همچنان برخی دیکتههای آمریکایی مورد توجه قرار میگیرد. بدیهی است که صنعا هرگز نخواهد پذیرفت که یکی از دستورالعملهای آمریکا به قیمت قربانی شدن منافع و حقوق مردم یمن اجرا شود. امروز یمن دارای برگهای برنده راهبردی، نظامی و اقتصادی مهمی است و قادر به تأثیرگذاری بر پروندههای حساس و بسیار حیاتی میباشد.
محمد الفرح افزود گزینههای پیش روی ریاض، یا ماندن در وضعیتی است که خواستههای اقتصادی و جایگاه بینالمللی آن را تهدید میکند، یا حرکت به سمت برآورده کردن الزامات انسانی و اقتصادی است که مردم یمن آنها را حقوق طبیعی و مشروع خود میدانند. گزینههای پیش روی یمن امروز نیز به ماهیت مرحله آینده مرتبط است؛ اگر گامهای جدی به سمت صلح برداشته شود، فضای گستردهای برای تفاهم و سازش وجود خواهد داشت. اما اگر فشارها، محاصره و تعلل و طفرهروی از سوی عربستان تداوم یابد، یمن دارای ابزارها و گزینههای متعددی برای دفاع از منافع خود و تحقق حقوق مردمش میباشد.
طبق گفته وی، مردم یمن به دنبال تداوم جنگ نیستند، اما در عین حال ممکن است به نقطهای برسند که در آن تنها راهحل را در رویارویی ببینند. یمنیها نمیتوانند تداوم محاصره زمینی و دریایی، بسته شدن فرودگاهها، غارت ثروتها و منابع، انتقال درآمدهای کشور به خارج، پرداخت نکردن حقوق کارمندان و تداوم ویرانههای جنگ را بپذیرند، در حالی که هنوز هزاران شهروند در شرایط انسانی دشوار به سر میبرند.
الفرح در پاسخ به سؤالی در خصوص اینکه سرنوشت محاصره دریایی یمن که اخیراً علیه کشتیرانی اسرائیل در دریای سرخ اعلام شد، چیست؟ آیا تداوم خواهد یافت یا به تشدید تجاوزات اسرائیل علیه لبنان مرتبط میشود؟ گفت هر موضعی که مربوط به دریای سرخ یا سایر پروندههای منطقهای باشد، باید در بستر تحولات کلی منطقه و بهویژه آنچه مربوط به تجاوزات به فلسطین، لبنان و سایر جبههها است، درک شود. اصل بنیادین این است که تداوم تشدید خشونت، مرتبط با تداوم عللی است که منجر به آن شدهاند و پایان دادن به تجاوزات و اشغالگری، راه طبیعی برای پایان دادن به تنش و درگیری است.
در همین راستا، این عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن درباره تحرکات اسرائیلی و آمریکایی در سومالیلند اظهار داشت: ما دریای سرخ و بابالمندب را منطقهای با اهمیت راهبردی بسیار بالا میدانیم. هرگونه تحرک دشمن اسرائیلی یا آمریکایی در این مناطق، درچارچوب تلاش برای ایجاد نفوذ خصمانه، کنترل بر گذرگاههای حیاتی و تهدید امنیت کلی منطقه، از جمله امنیت خود عربستان سعودی، تفسیر میشود. ما در یمن این موضوع را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی یمن میدانیم؛ از این رو، عبدالملک بدرالدین الحوثی، هشدار صریح و روشنی دادهاند که هرگونه حضور نظامی اسرائیلی یا آمریکایی در سومالیلند، به عنوان یک تهدید مستقیم تلقی شده و هدف مشروع خواهد بود؛ این یک خط قرمز غیرقابل قبول است.
وی ادامه داد: در خصوص ارتباط با دولت سومالی، ما معتقدیم که روابط میان مردم منطقه و منافع مشترک آنها بر ضرورت هماهنگی و مشورت در برابر هرگونه تهدیدی که امنیت منطقه را به چالش بکشد، تأکید دارد؛ چه این هماهنگی با موگادیشو باشد و چه با پایتختهای سایر کشورها. سومالی کشوری با حاکمیت مستقل است و امنیت، ثبات و تمامیت ارضی آن، بخشی از امنیت منطقه محسوب میشود. هیچ ضرورتی برای تأمین امنیت دریای سرخ از طریق پایگاههای خارجی یا حضور نظامی کشورهای بیگانه در این مناطق حیاتی و راهبردی وجود ندارد. امنیت دریای سرخ، مسؤولیت کشورهای منطقه و مردم آنهاست و فضایی باز برای نیروهای خارجی یا کسانی که میخواهند آن را برای خدمت به دستاوردها و پروژههای صهیونیستی و متجاوزانه، بهویژه آمریکا، به کار گیرند، نیست.
محمد الفرح در پاپان تأکید کرد: ما معتقدیم که جغرافیای شاخ آفریقا، مکانی برای باثبات کردن پروژه اسرائیل نخواهد بود، زیرا این پروژه ابتدا با مخالفت گسترده مردمی در داخل سومالی و سایر کشورهای آفریقایی مواجه خواهد شد و ثانیاً با واقعیت راهبردی جدیدی در منطقه روبهرو میشود که در آن صنعا توانایی خود را برای غلبه بر بسیاری از سامانههای دفاعی اثبات کرده است. این موضوع باعث میشود هرگونه محاسباتی از این نوع، با خطرات و چالشهای متعددی همراه باشد.


















