نماد آخرین خبر

فرانس 24: تقابل آمریکا و چین در این قرن اجتناب ناپذیر است

منبع
بروزرسانی
فرانس 24: تقابل آمریکا و چین در این قرن اجتناب ناپذیر است
واحد مرکزي خبر / آلن فراشون کارشناس مسائل سياسي چين معتقد است تقابل آمريکا و چين در اين قرن اجتناب ناپذير است. شبکه خبري فرانس بيست و چهار (france 24)، در بحثي کارشناسي به بررسي توسعه اقتصادي لجام گسيخته چين پرداخت و اعلام کرد اين کشور اکنون تلاش مي کند به خانواده بزرگ کشورهاي صنعتي جهان بپيوندد. اين مسئله از آنجا حائز اهميت است که چينِ کمونيست خيلي خوب توانسته است خود را با نظام سرمايه داري غربي تطبيق دهد. چين از نظر اقتصادي سياست نظام سرمايه داري اقتصاد بازار و در زمينه سياسي ، نظام بسيار محدود کمونيستي را در پيش گرفته است. آمريکا تاکنون فکر مي کرد با گسترش طبقه مرفه چيني ، زمينه براي شکوفايي اجتماعي و سياسي و بالا رفتن مطالبات دموکراسي در اين کشور فراهم مي شود، اما در عمل اينگونه نشد و امروز چين در عرصه جهاني، چيزي بيشتر از يک اقتصاد شکوفا طلب مي کند. اگر نگوييم چيني ها امروز سهمي بيشتر آمريکا، اما مي توان گفت که سهمي برابر با اين کشور را درجهان مي خواهند. خلاصه آنکه مي توان گفت اين قرن، قرن تقابل دو گانه آمريکا و چين است و اين عنوان کتابي است که آلن فراشون مديرموقت هيئت تحريريه روزنامه لوموند و دانيل ورنه در همين خصوص نوشته اند. اين شبکه در مقدمه اين بحث، با اشاره به عنوان کتابي که آلن فراشون به همراه دانيل ورنه نوشته است يعني تقابل اجتناب ناپذير چين و آمريکا، اين سئوال از ميهمان برنامه پرسيد با توجه به معناي «تقابل» که شما در عنوان کتاب خود نوشته ايد ،آيا امکان دارد چين و آمريکا از گزينه نظامي نيز استفاده کنند. وي در پاسخ به اين سئوال گفت:« فکر مي کنيم اينگونه باشد و معتقديم آنها (چين و آمريکا) نيز به گزينه نظامي در تقابل خود فکر مي کنند.» مديرموقت هيئت تحريريه روزنامه لوموند افزود در تحقيقي که براي کتاب خود در پکن و شانگهاي انجام داده است با سياستمداران و دانشگاهيان و همچنين کارشناسان مسائل نظامي زيادي ديدار وگفتگو کرده اند. همه اين افراد هم اين موضوع را منتفي نمي دانستند که چين وآمريکا در منطقه اي که با هم شريک هستند به ويژه در بخش غربي اقيانوس آرام که يک منطقه وسيع دريايي است، درگيري محدودي در آينده داشته باشند. وي افزود، با اين حال کارشناسان نظامي ، سياسي و دانشگاهيان چيني درگيري فراگيري را بين دو کشور با توجه به آنکه دو قدرت هسته اي هستند و از نظر اقتصادي بسيار به هم وابسته هستند منتفي مي دانستند. وي افزود بي جهت نيست که آمريکا تصميم گرفته است تا پنج سال ديگر شصت درصد کشتي هاي جنگي اش را به منطقه اقيانوس آرام که چين نيز در آن شريک است اعزام کند. در همين راستا، بي دليل هم نيست نوع سلاح ها وتجهيزات نظامي که چين در اين منطقه مستقر خواهد کرد هدفي جز بيرون راندن نيروهاي آمريکا از اقيانوس آرام نداشته باشد. اين کارشناس فرانسوي مسائل چين در پاسخ به سئوال مجري برنامه که از وي پرسيد آيا فکر نمي کنيد آمريکايي ها در مواجهه با چين دچار نوعي روانپريشي شده باشند که در افول خود، چين به شدت ترسناک را مي بينند حال آنکه خود چيني ها اينقدر خود را قدرتمند نمي بينند و بيشتر اوقات هم اعلام مي کنند کشورشان هنوز در زمره کشورهاي جهان سوم قرار دارد، گفت :« در توضيح بايد اين فرمول را وارونه کنيم. با اين توضيح که هنگامي که آمريکا به چين نگاه مي کند،در واقع به افول خود نگاه مي کند.آمريکا کشوري را در مقابل خود مي بيند که در حال دستيابي به زيرساخت هاي بسيار پيشرفته است، در حال برخوردار شدن از فرودگاه هاي بزرگ و پيشرفته ، مراکز تجاري عظيم ،قطارهاي سريع السير است. اما آمريکايي ها در کشور خودشان زير ساختي مي بينند که در حال فروپاشي است و از همين رو، در اتخاذ تصميمات سياسي مشکل دارند .بنابراين هنگامي که آمريکايي ها به چين نگاه مي کنند،تصويري را که آنها خود ازکشورشان به چيني ها ارسال مي کنند مي بينند. البته اين افول در آمريکا در مقابل چين وجود دارد اما بسيار نسبي است.درست است که چين از سال دو هزار و يازده به بعد به دومين اقتصاد برتر جهان بعد از آمريکا تبديل شده است، اما آمريکا با فاصله خيلي زيادي از چين، نخستين اقتصاد برتر جهان است. ارائه برخي آمار و ارقام اقتصادي فاصله قدرت اقتصادي چين و آمريکا را به خوبي نشان مي دهد. آمريکا با دارا بودن پنج درصد جمعيت دنيا، حدود بيست و پنج درصد توليد ناخالص داخلي جهان را در اختيار دارد. حال آنکه چين با يک ميليارد و سيصد ميليون نفر جمعيت جهان، تنها دوازده درصد کل توليد ناخالص داخلي جهان را به خود اختصاص داده است و از همين رو، بخش قابل توجهي از جمعيت آن در فقر زندگي مي کنند. آلن فراشون خاطر نشان کرد چيني ها به هيچ وجه از نظر نظامي وفني و علمي به پاي آمريکايي ها نمي رسند. وي افزود از نظر فرهنگي ، آمريکا نفوذ زيادي در جهان و به ويژه در خود چين دارد. اين کارشناس مسائل سياسي و اجتماعي در پاسخ به سئوال مجري برنامه که از او پرسيد پس چرا آمريکا با توجه به وضع موجود اينقدر به شکوفايي اقتصادي چين کمک کند، گفت:«اين کار صرفا با اين هدف صورت گرفت که با شکوفايي اقتصادي و بالا رفتن مطالبات مردم زمينه سرنگوني رژيم کمونيست در چين فراهم شود.اين کارشناس افزود آمريکايي ها فکر مي کردند که اينگونه زمينه براي دموکراسي سياسي در چين فراهم خواهد شد که تاکنون اينگونه نشده است و اين سادگي آمريکايي ها در مواجهه با چيني ها نشان مي دهد». دانيل کوهن افزود طبقه متوسط چين فعلا به رفاه اجتماعي واقتصادي فکر مي کند و در واقع مطالبه آنها براي دموکراسي قوي تر از خواست ها آنها براي وجود ثبات و امنيت در کشورشان نيست. مجري در ادامه اين گفتگو، از مدير موقت هيئت تحريريه روزنامه لوموند درباره جايگاه و نقش اروپا براي چين، سئوال کرد و او اين گونه پاسخ داد:«درست است که اتحاديه اروپا بزرگترين بازار براي فروش محصولات چين است. اما به طور کلي اروپا از نظر ديپلماتيک،سياسي،نظامي براي چين نقشي ندارد. وي در توضيح افزود براي چيني ها، قدرت مهم است و تعريف قدرت براي چيني ها از اول قرن بيست و يکم، بر قدرت نظامي استوار شده است که اروپايي در اين خصوص حرفي براي گفتن به چيني ها ندارند.