خبر آنلاين/ مثلث نوشت: محمد انور خدوم روزنامه نگار پاکستاني در باره تحولات جهان عرب مي نويسد؛ کارشناس غربي پيشبيني ميکنند در سال 2013 شاهد وقوع رويدادهاي سياسي برجستهاي خواهيم بود که اهميت آن از رويدادهاي سال 2012 کمتر نخواهد بود؛ از جمله سرنگوني رژيم پادشاهي اردن و فراهم آمدن سقوط رژيمهاي بحرين و عربستان.
به عقيده کارشناسان غربي، سياست خاورميانهاي آمريکا از جمله عقبنشيني از عراق و موضعگيري در برابر مبارک تحولاتي را به وجود خواهد آورد که يکي از پيامدهاي آن برتري يافتن نقش ايران در منطقه به گونهاي است که نقش کشورهاي عربي را پوشش خواهد داد. هماکنون هيچ يک از سردمداران عرب در برابر تحولات عربي مصونيت ندارند، اگرچه آغاز آنها در تونس بنعلي را سرنگون کرد و در مصر به سقوط مبارک انجاميد، در حال حاضر رژيمهاي سلطنتي ديگري از جمله اردن، بحرين و عربستان و نيز مغرب با خطر سقوط روبهرو هستند.
شايد شاه اردن توانست با بعضي اقدامات هوشمندانه خود در سال 2012 در برابر انقلاب مردم مقاومت نمايد، اما بازتابهاي انقلاب عربي همچنان بر اين کشور تاثيرگذار هستند و در نتيجه پيشبيني ميگردد شاه اردن در سال 2013 ناچار به کنارهگيري يا به اصطلاح فرار شود. همچنين پيشبيني ميشود همين وضعيت در مغرب نيز تکرار گردد.
رويدادهاي کنوني مصر نوعي آزمون براي انقلابهاي عربي به شمار ميآيد، چون اين کشور همواره زمينه آزمون تحولات منطقه بوده، به گونهاي که موجوديت اسرائيل با خطر روبهرو خواهد شد و ترکيه نيز دچار سرخوردگي خواهد شد. در اين ميان کشورهاي عرب خليج فارس از جمله عربستان شاهد ناآراميهايي خواهند شد چون سردمداران اين کشور عقيده دارند پيروزي و به ثمر نشستن هر يک از انقلابهاي عربي به فروپاشي رژيمهاي سلطنتي خليج فارس سرعت خواهد بخشيد و در نتيجه روند قرار گرفتن اسرائيل در سراشيبي سقوط شديدتر خواهد گفت، چون سردمداران عرب خليج فارس، اکنون همپيمانان جديد تل آويو ميباشند. از سوي ديگر اکنون ثابت شده که آمريکاييها دچار اشتباه شدهاند و انقلاب عربي به همسويي کشورهاي عربي با غرب نخواهد انجاميد و اميدهاي اوباما براي روي آوردن اعراب به سوي واشنگتن تنها يک روياي پيچيده است.
ملتهاي منطقه اکنون چنان بازيگر تحولات شدهاند که آمريکا دچار سردرگمي شديدي شده که در نتيجه نقش ايران تقويت خواهد شد، در حالي که ترکيه و اردوغان کوشش دارد جاي آمريکا را اشغال نمايد، اما به نظر نميرسد کشورهاي منطقه با کوششهاي ترکيه موافق باشند، چون اردوغان را بازيگر کاخ سفيد ميدانند. اردوغان کوشش کرد نقش برجستهاي در بحران خاورميانه برعهده بگيرد و خود را براي اعراب يک اميد نجاتبخش در برابر اسرائيل جلوه دهد، اما عربها هيچگاه دلخوشي از ترکيه عثماني نداشتهاند و اکنون اردوغان را نمونه ديگري از سلاطين عثماني ميدانند. درعين حال تحولات اخير مصر و اميدهاي آمريکا و اسرائيل براي برعهده گرفتن نقش عمده در اقتصاد مصر، ثابت کرد پيشبينيهاي واشنگتن و تل آويو ممکن است نتيجه بخش باشد، مشروط بر اينکه اين کوششها جديتر و پيگيرتر صورت بگيرد، به خصوص که اقتصادي کنوني مصر بهترين فرصت براي حضور آمريکاييان و اسرائيليهاست. از سوي ديگر پرزيدنت المرسي به اين نتيجه رسيده که پشتيباني مردم مصر از وي تنها به علت سرکوبي است که ملت در دوران مبارک با آن روبهرو بوده و نه طرفداري از اخوانالمسلمين. المرسي با سرمايهگذاريهاي خارجي که بتواند اقتصاد مصر را زنده کند مخالفت نخواهد کرد به خصوص که قرارداد «کويز» ميان مصر و اسرائيل همچنان پابرجاست و ميتواند تکنولوژي اسرائيل را وارد بازار مصر گرداند.