ايرنا/ نتيجه انتخابات رياست جمهوري ۲۰۲۰ آمريکا، مهر باطل بود بر پرونده رئيس‌جمهوري که با تبعيض نژادي، سوء مديريت در مهار بحران کرونا، خروج از معاهدات بين المللي، جنگ تجاري با چين و اروپا و موارد منفي بسياري سياه شده است.

در دوره چهار ساله رياست جمهوري دونالد ترامپ، آمريکا آماج خشونت و ناآرامي هاي خياباني، افزايش بيکاري و اوضاع نامساعد اقتصادي بود، ضمن اينکه تغييرات فراوان در پست هاي کليدي ايالات متحده و برخورد غيرمتعارف و خارج از عرف ديپلماسي با کشورهاي ديگر نيز در همان دوران رقم خورد.
حال قرار است جوزف آر بايدن جونيور ۲۰ ژانويه ۲۰۲۱ (۱ بهمن ۱۳۹۹) به عنوان چهل و ششمين رئيس جمهوري آمريکا سوگند ياد کند.
بدين نحو، آرا حساس و حياتي شمارش و چالش ها در محافل قضايي منتفي خواهد شد و شک و ترديد درمورد پيروزي بايدن در انتخابات ۲۰۲۰ از ميان خواهد رفت.
تارنماي اينترسپت به همين بهانه گزارشي از دوره چهار ساله رياست جمهوري ترامپ تهيه کرده بدين شرح که اين دوره به سر آمده است و با نگاهي به چهار سال گذشته مي توان به طور قطع گفت که همه آمريکا با يک آزمون تاريخي بزرگ روبه رو شد و تقريبا همه آمريکا به طور کامل شکست را تجربه کرد.  
ترامپ باعث شد مردم اين پرسش را براي اولين بار در تاريخ مطرح کنند که آيا چيزي به عنوان فاشيست تنبل وجود دارد؟
تا قبل از ترامپ، چنين به نظر مي رسيد که فاشيست ها مملو از انرژي و براي يک تجمع گسترده نيمه شبانه در دسترس هستند.
ترامپ به وضوح غرايز يک فاشيست را دارد؛ حرص به قدرت، قساوت نسبت به گروه ها يا احزابي که قدرت را در دست ندارند و رمانتيک کردن گذشته اي که هرگز وجود نداشته است.
در واقع، بي کفايتي زندگي ترامپ به حدي شديد است که وي شش بار ورشکست شده است. در منصب رئيس جمهوري نيز حتي نمي توانست ساده ترين امور را به نفع شخصي اش انجام دهد.
به عنوان نمونه، دولت آمريکا برنامه هايي دقيق و تخصص بالايي براي مقابله با شيوع چيزي چون ويروس کرونا داشت. همه آنچه ترامپ بايد انجام مي داد، انتصاب فردي شبيه به کالين پاول براي نظارت بر اوضاع بود. اين مساله به طور قطع مي توانست به انتخاب مجدد ترامپ منتهي شود. اما نتوانست اين مساله را مديريت کند. براي ترامپ حضور هر روزه در مقابل دوربين ها، اهميت بيشتري داشت.
ترامپ حتي نتوانست براي عملي شدن بسته نجات اقتصادي آمريکا کاري کند. اين بسته به شدت مورد نياز بود، دموکرات ها خواستارش بودند و مي شد به جمهوريخواهان تشر زد تا به نفع آن راي دهند، اما در سال انتخاباتي، موارد اندکي محبوب تر از دادن پول به مردم وجود داشت. با اين همه، ترامپ دوره اندک زمامداري اش را به توئيت زدن گذراند.
در اين ميان، وحشتناک ترين بخش رياست جمهوري ترامپ، شخص وي نبود، بلکه حمايت بنده وار ديگر سياستمداران جمهوريخواه از اعمال و تصميم هايش بود.
اکنون مي دانيم که هيچ چيزي وجود ندارد که يک رئيس جمهوري جمهوريخواه بتواند انجام دهد که آنقدر بي تناسب باشد که بقيه اعضاي حزب پشت سر آن قرار نگيرند.
برجسته ترين نمونه اين مساله تا حد زيادي فراموش شده است. در همان ابتداي رياست جمهوري ترامپ، وي به آساني مي توانست به طور تصادفي يا با برنامه جنگي هسته اي را با کره شمالي آغاز کنند. کارشناسان در آن زمان احتمال جنگ با کره شمالي را ۲۰ تا ۵۰ درصد مي دانستند و شخص ترامپ بعد به   «باب وودوارد» خبرنگار آمريکايي افشاگر رسوايي «واترگيت»   گفت که جنگ محتمل تر از چيزي است که ديگران مي دانند.
اما اين مساله حزب جمهوريخواه را پريشان نکرد. «جيم ريچ» سناتور جمهوريخواه آيداهو گفت که ترامپ مايل به آغاز يکي از بدترين وقايع فاجعه بار در تاريخ تمدن ما بود، امري که مي توانست تلفات بالايي را رقم زند که کره خاکي شبيه اش را نديده است.
آيا اين مساله باعث شد جمهوريخواهان بخواهند اين گزينه را از دست ترامپ خارج و قدرت جنگ را طبق قانون اساسي به کنگره واگذار کنند؟ نه اينطور نبود.
با توجه به اينکه حزب جمهوريخواه خرسند بود که به ترامپ اجازه دهد به تمدن بشري پايان بخشد، مي توان دريافت که چرا همه کارهاي ديگري که ترامپ انجام مي داد، خوب بود.
در اين ميان بايد گفت که بي توجهي ترامپ به بحران کرونا، عامل اصلي شکست وي در انتخابات بود. اين بي اعتنايي دامان خودش را گرفت و وي در ميانه کارزار انتخاباتي به دليل ابتلا به کرونا در بيمارستان بستري شد.
در واقع، ابتلا شخص ترامپ به کوويد – ۱۹، سرسختي اش در مقابل زدن ماسک را مورد توجه خاص قرار داد تا بي اساس بودن اين ديدگاه را به رخ کشد.
از آنجا که بايدن نتيجه انتخابات ۲۰۲۰ را با اختلافي اندک از آن خود کرد، مي توان گفت که امکان تغيير نتيجه وجود داشت اگر آمريکا متحمل اين بيماري مرگبار با جان باختن بيش از ۲۳۰ نفر و فروپاشي اقتصادش نمي شد.
اگر ترامپ به کرونا به نحوي مسئولانه واکنش نشان مي داد، مي توانست کليد طلايي ورود به کاخ سفيد براي دور دوم رياست جمهوري را به دست آورد، اما اينطور نشد.
اشاره به اين نکته نيز خالي از لطف نيست که يکجانبه گرايي که در ويژگي هاي شخصيتي و ديدگاه هاي رئيس جمهوري آمريکا ريشه دارد، نه تنها موجب پيشتازي ايالات متحده در جهان نشد، بلکه منزوي ترين کاخ سفيد را به منصه ظهور رساند.

نتيجه انتخابات آمريکا حکايت از آن داشت که ترامپ با شکست پاي صندوق‌هاي راي کنار انگشت شمار روساي جمهوري اين کشور قرار گرفت که مجبور شدند پس از يک دوره چهار ساله کاخ سفيد را ترک کنند.
انتخابات ۲۰۲۰ نشان داد که افکار عمومي آمريکا، وي را نپذيرفته ‌است. اگرچه ترامپ چهار سال قبل توانست با شعار نخست آمريکا، نامزد دموکراتي را که به مراتب از بايدن قدرتر مي نمود، شکست دهد، اما در همين مدت کوتاه، ترامپ بسياري از داشته هاي راهبردي و جهاني ايالات متحده را نابود کرد و منزوي‌ترين آمريکاي تاريخ را به رئيس جمهوري بعدي تحويل داد. به عبارت ديگر، افول ترامپ در آمريکا تقريبا همپاي انزواي واشنگتن در عرصه هاي جهاني رقم خورد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar