ایسنا/ "آمریکا و چین مهمترین و به طور بالقوه خطیرترین روابط دوجانبه در تاریخ بشریت را نمایندگی می‌کنند. با توجه به این واقعیت هیچ یک از طرفها با مهارت کافی یا استراتژی با دوامی، تنشهای فزاینده میانشان را مدیریت نمی‌کنند."

فردریک کمپ، تحلیلگر سی.ان.بی.سی نوشته است: این توصیفی است که استفن هاینتز، مقام ارشد صندوق برادران راکفلر در گفتگویی با من در دو روز قبل مطرح کرد. این همچنین موضوع گفتگوهایی بود که من در روزهای اخیر با رهبران کشورهای دیگر که به واشنگتن دی.سی به جهت شرکت در نشستهای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول داشتند، انجام دادم.
با این حال این استدلال هاینتز ایجاب می‌کند که روابط آمریکا-چین با توجه با داشتن ماهیتی چند بعدی که هم در حال حاضر و هم در آینده نزدیک بر هر جنبه از امور جهانی تاثیر می‌گذارد، دارای اهمیتی به لحاظ تاریخی منحصر به فرد است.
این ارزیابی هم در قبال نگرانی شما درباره جنگ جهانی و هم درباره نگرانی از بابت مسائلی نظیر اقتصاد جهانی، تغییرات آب و هوایی، حقوق بشر، رقابت بین دموکراسی و استبداد، آینده فضا یا تسریع رقابت بر سر پیشرفتهای تکنولوژی درست است. هیچ وقت تا کنون جهان شاهد این میزان اتکای سنگین خود به قابلیت دو کشور در مدیریت روابطشان در مجموعه پیچیده‌ای از دامنه‌ها نبوده است.
در پس زمینه این مساله مطرح است که رهبران نهادهای بین‌المللی باید این واقعیت را مدیریت کنند که چین هر چه بیشتر برای اعمال نفوذ بر مهمترین نهادهای چند ملیتی جهان و یا رهبری کردن آنها و یا جانشین آنها شدن عمل می‌کند.
در روزهای اخیر رهبران ارشد مهمترین اقتصادهای جهان در شهر واشنگتن دی.سی مسائل نگران کننده فراوانی داشتند، شامل بحران در حال بروز در حوزه انرژی، تورم فزاینده، کندی رشد اقتصادی و نگرانی‌های فزاینده در حوزه آب و هوا، آن هم در آستانه برگزاری کنفرانس تغییرات آب و هوایی 2021 سازمان ملل یا به اصطلاح کنفرانس COP26 از تاریخ 31 اکتبر در شهر گلاسکوی اسکاتلند.
یک مقام ارشد یکی از مهمترین همپیمانان آمریکا، در حالی که نامش را فاش نساخت، اظهار کرد مدیریت کلیت این وضعیت به دلیل ناپایداری فزاینده در روابط آمریکا و چین، ناشی از اختلافات آنها و واقعیتهای داخلی آنها، هر چه دشوارتر شده است.
چین در حال رفتن به سمت یک مسیر خودکامه‌تر در زمینه سیاست داخلی و در پیش گرفتن مسیر سیاستهای تقابلی‌تر در ضمن قدرت نمایی منطقه‌ای و جهانی است. این اتفاق در ضمن مغشوش و قطبی شدن سیاست در آمریکا در پی اجرای بد فرآیند خروج از افغانستان و فقدان شفافیت در خصوص استراتژی این کشور در قبال پکن و نگرانی شرکای آمریکا درباره تعهد و کفایت و توانمندی آن در قبال یک آرمان مشترک جهانی می‌افتد.
مقام ارشد همپیمان با آمریکا گفت، بزرگترین ریسک اقتصادی کشورش در میان مدت و بلند مدت این است که تنشهای فزاینده بین آمریکا و چین به سطح مناقشه‌ای برسد که کشور او را نیز درگیر سازد. او بیان کرد: تعداد کمی از ما می‌توانیم درخصوص انتخاب بین آمریکا و چین تصمیم بگیریم. بنا براین لطفا از ما چنین چیزی را نخواهید.
مساله این نیست که همپیمانان آمریکا نسبت به مسیر ناخوشایندی که شی جینپینگ، رئیس جمهور چین دارد برای کشورش تدارک می‌بیند  ساده لوح هستند. مشکل این است که خیلی از آنها شامل کلیت اتحادیه اروپا، آلمان،‌ ژاپن، کره جنوبی، عربستان و امارات متحده عربی، چین را به عنوان شریک تجاری شماره یک خود دارند. چین در بازه سالهای 2013 و 2018 نماینده 30 درصد رشد اقتصادی جهانی بوده که دو برابر رشد آمریکا است.
بخش عمده تحلیلهای جدید درباره چین پیرامون دو محور فوری بوده‌اند: نشانه‌های فزاینده شکنندگی اقتصادی چین آن هم بعد از چند دهه تجربه نرخ رشد دو رقمی و تشدید تهدید و رجزخوانی در قبال تایوان. هر دو مورد می‌توانند با یکدیگر مرتبط باشند.
خیل فزاینده‌ای از تحلیلگران استدلال می‌کنند که احتمالا ضعفهای چین بیشتر از قوتهایش بزرگترین خطرات را ایجاد می‌کند. این منطق مطرح است که شی جینپینگ در صورتی که مشکلات اقتصادی‌اش افزایش یابد، ممکن است به سراغ تحریک ملی گرایی از طریق تشدید تقابلات با آمریکا و در نظر داشتن تایوان به عنوان هدفی وسوسه برانگیز برود. فوری‌ترین منبع نگرانی اقتصادی به غیر از مساله اخیر کمبود انرژی، مربوط به شرکت بزرگ ملکی چینی Evergrande و مشکلات پیش آمده برای آن است.
مایکل شومان، از اعضا و کارشناسان جدید شورای آتلانتیک می‌نویسد: اگر سیاستگذاران چین بتوانند با موفقیت اقتصادشان را تبدیل به یک اقتصاد ثمربخش‌تر و پویاتر کنند، ریسک موجود در آن برای واشنگتن واقعی است. اما از سوی دیگر اگر مشخص شود که چین وضعیتش بیشتر شبیه به وضعیت شرکت Evergrande است – برخوردار از رشدی فریبنده با هسته‌ای پوسیده – در آن صورت بلندپروازی‌های پکن درست شبیه به وضعیت پیش آمده برای این شرکت از مسیر خارج خواهد شد.
بانی لین و دیوید ساکس، اخیرا در فارن افرز استدلال کردند که "رفتار هر چه بیشتر تهاجمی چین در قبال تایوان احتمال بروز یک وضعیت اضطراری میان دو سوی تنگه تایوان راهر چه بیشتر می‌کند، هر چند که ریسک بروز یک بحران با حمله فوری چین کمتر است تا ریسک بحران از بابت حادثه یا محاسبه‌ای غلط از جمله با تصادم میان جنگنده‌های چینی و تایوانی در هوا."
کلیت این مسائل احساس شروع یک دوره پرخطر و نا مطمئن را که فاقد قوانین و الگوهای رفتاری جا افتاده‌ای است، به دست می‌دهند. آمریکا عادت به مطرح شدن چنین چالشهایی در قبال نقشش نداشته و چین هم نسبت به مدیریت تنشهای جهانی بی تجربه است.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar