نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

پلاک چهارم؛ تخریب ساختمانی ۹ طبقه در یورش اسرائیل به اوین

منبع
روزنامه سازندگي
بروزرسانی
پلاک چهارم؛ تخریب ساختمانی ۹ طبقه در یورش اسرائیل به اوین

روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

فائزه مومنی| خانه‌شان دیوار به دیوار سالن ملاقات اوین است،‌ پلاک ۴. دیوار حائل میان خانه و زندان کاملا فرو ریخته است،‌ نشانی از درب آهنی بزرگ سالن ملاقات اوین هم نیست. ساختمان بعد از پیچی است که انتهای آن به درکه می‌رسد،‌ ساختمان‌های بعد از پلاک چهارم،‌ کوتاه‌تر هستند و شیشه‌های آنها هم شکسته است. ماشین‌هایی که در خیابان پارک شده بودند،‌ همه خسارت دیده‌اند،‌ برخی‌شان کاملا از بین رفته‌اند. روبه‌روی ساختمان، فضای بازی است که ملاقات‌کنندگان خودروهای خود را در آن پارک می‌کردند،‌ بعد از حمله،‌ خودروها پرتاب ش

ده و به روی یکدیگر افتاده بودند. خودروهای آنانی که در سالن ملاقات کشته شده و حالا ماشین‌هایشان بی‌صاحب رها شده‌اند. حتی درختان کهنسال خیابان احمدپور از گزند حمله در امان نمانده و برخی‌شان کامل سوخته‌اند.
پلاک ۴ ساختمانی ۹ طبقه با ۲۶ واحد است که ارتفاع آن بر محوطه بیرونی اوین سایه می‌اندازد. اثری از شیشه‌ها نیست، چارچوب پنجره‌ها از جا درآمده و قطعات کولرها از هم باز شده است. تکه‌هایی از نمای ساختمان ریخته و احتمال ریزش قسمت‌های دیگر هم هست البته با وجود درخواست ساکنان، شهرداری هنوز برای سفت‌کاری نمای ساختمان اقدامی نکرده است. آسانسور خراب است و باید از چندین پله به سمت واحدها رفت،‌ آثار تکه‌های شیشه و گچ و آجر در راهروی ساختمان به چشم می‌خورد که به مرور جمع شده است.


طبقه اول،‌ واحد ۱۰۳‌ نزدیک‌ترین خانه به محل حمله بیشترین آسیب را در بین واحدهای دیگر دیده است. درب‌های اتاق‌ها و سرویس‌های بهداشتی به طور کامل تخریب شده‌اند، ترکش‌های انفجار روی تمام در و دیوار خانه پخش شده و گچ‌بری‌ها ریخته است. درپوش‌های کانال‌های کولر از جا درآمده و سقف حمام و دستشویی سوراخ شده است. تقریبا از وسایل خانه چیزی باقی نمانده و همه در هم دیگر خورد شده است. صاحب‌خانه می‌گوید، تلاش کرده با کمک کارگران، بخشی از خرده شیشه‌ها و چوب‌های در هم تنیده را از کف خانه جمع کند اما هنوز هم راه رفتن به سختی ممکن است. شرایط خانه زمانی وخیم‌تر می‌شود که تراس خانه را می‌بینیم. سوراخی به اندازه یک راکت، سقف تراس ۷۰ متری خانه را شکافته و تا پارکینگ فرو رفته است. اهالی ساختمان می‌گویند، جزو راکت‌های عمل نشده بوده که بعد از حمله آن‌ را خارج کرده‌اند. اهالی خانه زمان حمله حضور نداشتند،‌ نمی‌دانم اگر بودند با این حجم از تخریب اصلا کسی زنده می‌ماند؟ قفلی که به در ساختمان زنده‌اند تا امنیت خانه را تا حدی تامین کنند،‌ چند روز بعد به دست دزدان با فرز برقی بریده شده و واحد‌ها بارها در شرایطی که سیم دوربین ساختمان بریده شده مورد سرقت قرار گرفته است.


خانم قاسمی، به همراه عموی خود که مبتلا به پارکینسون است و پدر کهنسال مبتلا به بیماری قلبی در این واحد زندگی می‌کرده است. روز حادثه،‌ یک ساعت قبل از حمله، خانه را به قصد خرید مایحتاج روزانه ترک می‌کنند.‌ زمانی که برمی‌گردند، اثری از خانه‌ای که همین چند ساعت پیش آن را ترک کرده‌اند، نبوده است. خیابان درکه بعد از حمله مسدود می‌شود و آنها مجبور می‌شوند با موتور خود را به خانه برسانند.


او روایت خود را از روز حمله به زندان اوین اینگونه آغاز می‌کند؛‌ «‌صادقانه می‌گویم همه‌ آن‌هایی که به سالن ملاقات زندان اوین آمده بودند بی‌گناه بودند، آن‌هایی که به دنبال راهی بودند تا عزیزانشان را بابت بدهی‌‌های خرد آزاد کنند،‌ این حمله اوج نامردی بود».


او ادامه می‌دهد؛‌ «‌روز حادثه اجازه ورود به ما ندادند،‌ هنوز امنیت ساختمان تامین نبود و گفته شد، راکت عمل‌ نشده‌ای هنوز در ساختمان مانده است. داروها و مدارک پدر و عمویم را نیروهای نظامی که به محل آمده بودند، حوالی ساعت ۶ بعدازظهر حدود ۷ ساعت بعد از حمله برایم آوردند».


قاسمی می‌گوید: «‌روز اولی که وارد خانه شدم،‌ باورم نمی‌شد این خانه ماست،‌ همه چیز پودر شده بود،‌ درب‌ها از جا کنده و خرد شده بودند،‌ هود ترکیده بود،‌ دیوارها ریخته و سقف سوراخ شده بود، حفره‌ای کف تراس را سوراخ کرده و تکه‌های چوب و شیشه همه ‌جا پر شده بود. حتی یکی از وسایل آشپزخانه هم سالم نمانده بود. خداروشکر که خانه نبودیم اگرنه نمی‌دانستم چه بلایی بر سر ما می‌آمد»‌.


اسکان این خانواده نزدیک به یک هفته طول می‌کشد. در این مدت عمو و پدر را به صورت جداگانه به خانه اقوام می‌فرستد و خود به خانه دوستی در کرج می‌رفته و هر روز برای رسیدگی به پدر و عمویش از کرج به تهران می‌آمده و سعی می‌کرده به خانه هم سری بزند و پیگیر فرآیند بازسازی خانه باشد. در نهایت بعد از یک هفته در هتل هویزه پونک مستقر می‌شوند. با این وجود شرایط تغذیه هتل برای عمو و پدر او که بیمار هستند، زیاد مناسب نیست.


به گفته این ساکن واحد ۱۰۳ بارها گروه‌های مختلفی از شهرداری، بنیاد مسکن و مدیریت بحران برای بازدید خانه آنها آمده‌اند اما هیچ‌کدام پاسخی به آنها مبنی بر اینکه سرانجام جبران خسارت خانه و وسایل آنها چه می‌شود،‌ نداده‌اند. در نهایت بعد از پیگیری‌های زیاد شهرداری منطقه یک آب پاکی را روی دست‌شان ریخته و گفته: «بین ۷۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان بابت بازسازی خانه می‌توانیم به شما بدهیم،‌ می‌دانیم وضعیت خوبی ندارید اما شهرداری هم پول ندارد». کارمند شهرداری به پدر کهنسال خانم قاسمی توصیه کرده با هزینه اندک خانه‌اش را بازسازی کند تا بیشتر از این معطل نمانند. او گفته از آنجایی که ستون خانه آسیب ندیده، احتمالا سقف کمک هم به آنها تعلق نخواهد گرفت. خبری از جبران خسارت برای وسایل خانه هم نیست! با این وجود تکلیف همین حداقل کمک هم مشخص نشده و اهالی ساختمان مجبورند فعلا در هتل‌ها بدون داشتن وسایل ضروری بمانند.

ما بغض داریم، هیچ‌کس به داد دل ما نرسید
خانواده سورج،‌ ساکنان واحد ۵۰۲ در طبقه ۵‌ پلاک چهارم هستند. روز حادثه همسرش را زودتر از خواب بیدار می‌کند تا او را روانه داروخانه کرده و داروهای قلب‌اش را بگیرد. حوالی ساعت ۵/۱۱ صبح همسرش او را صدا می‌کند و می‌گوید، صدای جنگنده می‌شنود. خانم سورج با ترس و دلهره به اتاق خواب پسرش رفته و او را همراه با همسرش از خواب بیدار می‌کند. یک دقیقه بعد از آنکه آنها در راهروی خانه پناه می‌گیرند، موشک‌باران شروع می‌شود. خانم سورج می‌گوید، صدای ۶ موشک را شنیده است. موهایشان سوخته و هنوز خلط‌های سیاه از گلویشان خارج می‌شود. قبل از اصابت آخرین موشک در سرویس بهداشتی خانه پناه می‌گیرند و وقتی تمام می‌شود و بیرون می‌آیند همه چیز سیاه و پر از گرد و خاک و شیشه خرده بوده است. درب‌های اتاق‌ها از جا درآمده است،‌ ترکشی بزرگ سمت چپ تخت خانم سورج و همسرش را شکافته و دیوار و وسایل اتاق‌های دیگر به طور کامل تخریب شده‌اند. درپوش‌های کانال کولر از جا درآمده و پرت شده‌اند، گچ‌بری‌های دستشویی ریخته و کاغذدیواری‌ها بلند شدند،‌ درب ورودی هم خمیده و کج شده است.


خانم سورج در روایت روز حادثه می‌گوید؛‌ «‌ با پای برهنه از سرویس بهداشتی بیرون آمدیم، پاها و دست‌های همسرم به دلیل فرورفتن خرده شیشه به شدت زخمی شده بود. وقتی وارد راه‌پله‌ها شدیم،‌ همسایه طبقه بالا را دیدیم که ابروی‌اش شکافته شده بود و خون تمام چشم و صورت او را گرفته بود. همسرم بدون کفش پیرزن همسایه را که به سختی توان حرکت دارد را به بیرون از ساختمان هدایت کرد.»‌


او ادامه داد؛ «ماشین‌هایمان نابود شده‌ بودند،‌ بدون لباس به کوچه رفتیم و تا حوالی ساعت سه‌ونیم بعدازظهر در کوچه‌های اطراف خانه می‌چرخیدیم،‌ برخی از همسایه‌ها درب‌های خانه‌‌شان را باز کرده و به ما آب دادند. روز وحشتناکی بود».‌
سورج درباره روزهای بعد از حادثه می‌گوید؛‌ «‌شهرداری می‌خواهد نهایتا ۲۰۰ میلیون تومان به ما کمک هزینه بازسازی بدهد!‌ مگر با ۲۰۰ میلیون تومان می‌شود، وسایل خانه خرید و خانه را بازسازی کرد؟ ما صدقه نمی‌خواهیم!‌ در روزهای بعد از حمله هیچ‌کس به سراغ ما نیامد،‌ ما حالمان بد است، ما بغض داریم اما حتی یک روانشناس به سراغ ما نفرستادند تا جویای حال ما شود! مدام گروه‌های مختلف برای بازدید خانه می‌آیند اما چه فایده؟ نه می‌گویند برای خانه و وسایلمان چه می‌کنند و نه برای سلامت روح و جسم ما نسخه‌ای تجویز می‌کنند!»‌ خانواده سورج این روزها در هتلی در محدوده محله شیان با شرایط وخیم روحی زندگی می‌کنند.


روایت ساکنان خانه پلاک ۴‌ مشابه روایت اهالی بیش از ۱۰۰ ساختمان و ۳۵۰۰ واحد تخریب شده دیگر در ۱۲ روز جنگ رژیم صهیونیستی علیه ایران در پایتخت است. همه آن‌هایی که ناگهان همه چیز خود را باخته‌اند،‌ یکی خانه و دیگرانی هم جان و هم خانه ‌را! به اضافه اینکه حتی در این روزها ته‌مانده باقی‌ مانده از وسایل‌شان هم از غارت دزدان در امان نمانده است. وعده‌های بزرگ و کوچک مسئولان دردی از درد بی‌نهایت بزرگ آنها درمان نخواهد کرد،‌ آنها خانه‌هایشان را می‌خواهند،‌ آنها طاقتی برای جبران آنچه بر سرشان رفته، می‌خواهند و نه وعده‌های بی‌سرانجام پوچ!
 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله