نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

سرمقاله ایران/ تحریم‌ها و واقع‌گرایی؛ از افراط تا تفریط

منبع
ايران
بروزرسانی
سرمقاله ایران/ تحریم‌ها و واقع‌گرایی؛ از افراط تا تفریط

ایران/ «تحریم‌ها و واقع‌گرایی؛ از افراط تا تفریط» عنوان یادداشت روز در روزنامه ایران به قلم حمید قنبری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

بازگشت احتمالی تحریم‌های شورای امنیت بار دیگر در صدر بحث‌های سیاسی و اقتصادی قرار گرفته است. پرسش اصلی این است: چنین تحریم‌هایی در شرایط کنونی چه اثری خواهند داشت؟ پاسخ به این پرسش ساده نیست، زیرا در ایران دست‌کم چند رویکرد متفاوت درباره تحریم‌ها وجود دارد؛ رویکردهایی که هرکدام خاطره‌ای در ذهن جامعه ساخته‌اند و امروز نیز بر قضاوت‌ها سایه می‌اندازند.
رویکرد اول، رویکرد انکار بود. در سال‌هایی که قطعنامه پشت قطعنامه در شورای امنیت تصویب می‌شد، طرفداران این نگاه تحریم‌ها را «کاغذپاره» می‌نامیدند و اعتنایی به روند خطرناک شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران نداشتند. نه برای مهار این موج برنامه‌ای داشتند و نه تلاشی برای جلوگیری از انباشت قطعنامه‌ها. حاصل این رویکرد، خاطره‌ای تلخ در حافظه عمومی مردم بود: به جای آنکه تحریم‌ها جدی گرفته شود و برای مدیریت آن برنامه‌ریزی شود، به مسخره گرفته شد و هزینه‌های سنگین بر دوش جامعه گذاشته شد.
رویکرد دوم درست در نقطه مقابل قرار داشت. در این نگاه، هر تحریم معادل یک فاجعه آخرالزمانی بود. هر تصمیم یا قطعنامه‌ای، در چشم آنان، سرآغاز فروپاشی به نظر می‌رسید. طرفداران این رویکرد با اغراق در آثار تحریم، دائماً نگرانی می‌آفریدند و همه مشکلات کشور را به تحریم‌ها نسبت می‌دادند. تفاوت میان انواع تحریم‌ها، زمان وضع آنها و مرجع صادرکننده برایشان بی‌معنا بود؛ هر اتفاقی دلیلی تازه برای تزریق یأس. این نیز گونه‌ای دیگر از واقع‌گریزی بود؛ نادیده گرفتن پیچیدگی‌های امر و پناه بردن به ساده‌سازی هولناک.
رویکرد سوم، تحریم‌های شورای امنیت را بی‌اهمیت جلوه می‌داد. استدلال اصلی این بود: «وقتی آمریکا ایران را تحریم کرده است، تحریم سازمان ملل چیزی به آن اضافه نمی‌کند.» این نگاه، بُعد روانی تحریم‌ها، مشروعیت ناشی از قرار گرفتن زیر فصل هفتم منشور و گستردگی دامنه آن را نادیده می‌گرفت. تحریم سازمان ملل صرفاً یک تحریم اقتصادی نبود؛ بلکه اعلام یک موضع سیاسی جهانی بود که می‌توانست زمینه‌ساز فشارهای دیگر شود.

میان این سه رویکرد ـ انکار، اغراق و بی‌اهمیت‌انگاری ـ هیچ‌کدام واقع‌بینانه نبودند. همه آنها به شکلی از ساده‌انگاری گرفتار بودند؛ یا مشکل را نادیده می‌گرفتند یا آن را چنان بزرگ می‌کردند که فلج‌کننده می‌شد، یا تصور می‌کردند تفاوتی میان تحریم آمریکا و تحریم سازمان ملل وجود ندارد. همین سه‌گانه خطاهاست که ضرورت رویکرد چهارم را آشکار می‌کند: رویکردی مبتنی بر واقع‌گرایی هوشمندانه.
رویکرد چهارم همان واقع‌گرایی هوشمندانه است. در این نگاه تحریم‌ها جدی گرفته می‌شوند، آثار سیاسی، راهبردی و روانی آنها انکار نمی‌شود، اما در عین حال به واقعیت‌هایی توجه می‌شود که نشان می‌دهد اثرگذاری این تحریم‌ها در شرایط کنونی دیگر همانند گذشته نخواهد بود.
نخست آنکه اجماع جهانی علیه ایران که در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ شکل گرفته بود امروز وجود ندارد. آن زمان آمریکا، اروپا، روسیه و چین در یک جبهه قرار داشتند و در فاصله چند ماه یک قطعنامه تازه علیه ایران صادر می‌شد. اکنون چنین اجماعی غیرممکن به نظر می‌رسد؛ آمریکا درگیر جنگ تجاری با چین است، روابط پرتنش با اروپا و هند دارد و روسیه نیز زیر فشار بی‌سابقه تحریم‌های غرب قرار گرفته است.
دوم آنکه روسیه و چین آشکارا با مکانیزم اسنپ‌بک و بازگشت تحریم‌ها مخالفت کرده‌اند. درست است که سازوکار قطعنامه ۲۲۳۱ از نظر حقوقی به آنها امکان وتو نمی‌دهد و بازگشت تحریم‌ها با رأی منفی آنها هم انجام می‌شود، اما اگر بحث بر سر گسترش دامنه تحریم‌ها یا تصویب قطعنامه‌های تازه باشد، بدون رأی مثبت مسکو و پکن به‌سختی پیش خواهد رفت.
سوم، مشروعیت حقوقی و اخلاقی چنین تحریم‌هایی به‌شدت محل تردید است. در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲، تحریم‌ها با استناد به فصل هفتم منشور و تحت عنوان «تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی» توجیه می‌شد. امروز اما بازگشت تحریم‌ها تنها با استناد به مکانیزم اسنپ‌بک ممکن است؛ مکانیزمی که خود مشروعیت آن مورد تردید بسیاری از کشورهاست. چگونه می‌توان آمریکا را که از برجام خارج شده است، صاحب حق در فعال‌سازی این مکانیزم دانست؟ یا اروپایی که خود به تعهدات برجامی خویش عمل نکرده است را صاحب چنین حقی دانست؟ و چگونه می‌توان ایران را پس از حمله به تأسیسات هسته‌ای‌اش «تهدید علیه صلح» معرفی کرد؟
چهارم، ایران نیز دیگر آن ایرانِ گذشته نیست. تجربه برجام و تغییر شرایط داخلی باعث شده است بسیاری از اقداماتی که پیش‌تر دستاویزی برای اجماع‌سازی بود، امروز یا وجود نداشته باشد یا به شکل دیگری مدیریت شود. به بیان دیگر، بهانه‌هایی که پیش‌تر دست غرب برای مشروعیت‌سازی می‌داد، امروز بسیار محدودتر شده است.
از همه اینها یک نتیجه روشن به دست می‌آید: بازگشت تحریم‌های شورای امنیت همچنان یک فشار سیاسی و روانی است، اما دیگر آن ابزار فلج‌کننده و اجماعی گذشته نیست. انکار آن خطاست، بزرگ‌نمایی‌اش خطاست و بی‌اهمیت‌انگاری‌اش هم خطاست. تنها راه درست، واقع‌گرایی هوشمندانه است: دیدن فشارها در کنار تغییر شرایط و تکیه بر تجربه‌ای که ایران در این سال‌ها اندوخته است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره