کیهان: پاسخ تهدید دشمن تهدید است، مذاکره نیست

کیهان/متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
وقتی چماق تهدید پوشالی دشمن، پشت سد اقتدار ملت، مسئولان و نیروهای مسلح ایران شکست و فتنه آمریکایی- صهیونی با حماسه ۲۲ دی خاکستر شد، ترامپ دوباره دام مذاکره را پهن کرده است؛ اما پاسخ تهران به شروط چهارگانه و ذلتبار کاخ سفید، نه دیپلماسی التماسی، بلکه ایستادگی بر مدار منطق قدرت و بازدارندگی است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور رژیم تروریست آمریکا در حالی که ناوگان جنگی خود را با هیاهوی تبلیغاتی به سمت منطقه گسیل داشته و پس از شکستهای پیدرپی با ژستهای فریبکارانه از ضرورت «مذاکرات» سخن میگوید، همزمان دستش تا مرفق به خون مردم، فرماندهان، دانشمندان و غیورمردان این سرزمین آلوده است. آنچه امروز در کانون توجه دیدهبانان بیدار انقلاب قرار دارد، نه هیاهوی توخالی ناوهای غولپیکر یانکی، بلکه «تله دیپلماتیک» و عملیات فریبی است که برای خلع سلاح ملی و بلعیدن ایران طراحی شده است. تجربه تلخ مذاکرات دهه ۹۰ و خروج یکجانبه از برجام ثابت کرد که اعتماد به وعدههای کاخ سفید، جادهای است که فرجام آن نه گشایش اقتصادی، بلکه بمباران زیرساختها و تهدید امنیت ملی است. پاسخ جمهوری اسلامی به این حجم از وقاحت و چنگودندان نشان دادن، نه نشستن پشت میز تسلیم، بلکه تکیه بر «منطق ماشه» و ایستادگی مقتدرانه است.
سیدعباس عراقچی، رئیس دستگاه دیپلماسی روز دوشنبه (13 بهمن 1404) در مراسم تجدید میثاق کارکنان وزارت امور خارجه در حرم مطهر امام خمینی(ره) با تأکید بر همافزایی میدان و دیپلماسی اشاره کرد: جمهوری اسلامی ایران همواره در کنار مقاومت، مرد دیپلماسی نیز بوده است. ما هیچگاه دیپلماسی را رها نکردهایم و از هیچ فرصتی برای احقاق حقوق ملت ایران نگذشتهایم. نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی در یک سنگر قرار دارند. وی افزود: امروز پس از شکست این توطئه، دوباره همانها از دیپلماسی سخن میگویند. ما همواره آماده گفتوگو بودهایم، اما دیپلماسی تنها از موضع برابر، احترام متقابل و تأمین منافع ملت ایران معنا دارد.
به گزارش ایرنا، وزیر امور خارجه تأکید کرد: هر کس با احترام با ملت ایران سخن بگوید، پاسخ محترمانه دریافت میکند و هر کس با تهدید و زور سخن بگوید، با همان زبان پاسخ خواهد گرفت. دیپلماسی با فشار، تهدید و ارعاب سازگار نیست و جمهوری اسلامی ایران در این مسیر، با ثبات و اقتدار گام برمیدارد. همچنین در برخی خبرها ادعا شده است که رئیس جمهور دستور آغاز مذاکرات را صادر کرده است.
در پاسخ به این دستور، نکات مهمی را باید یادآور شد که با منافع و امنیت ملی ایران اسلامی در ارتباط است؛
بمباران میز مذاکره؛ اعتراف ترامپ به «عملیات فریب»
تاریخ باید با دقت بازخوانی شود تا بزککنندگان چهره کریه استکبار، دوباره آدرس غلط به جامعه ندهند. ما تجربه پنج دوره مذاکره غیرمستقیم با آمریکا را پشت سر گذاشتیم. اما چه اتفاقی افتاد؟ دقیقاً در شرایطی که خوشخیالها منتظر دور ششم مذاکرات بودند، رژیم صهیونیستی با چراغ سبز و فرمان مستقیم ترامپ، به اهداف حیاتی، مراکز حساس و دانشمندان هستهای و مردم ما حمله کرد. این نه یک اتفاق، بلکه یک «راهبرد» بود. ترامپ بعدها در هواپیمای اختصاصی خود (ایرفورس وان) با وقاحتی تمام به خبرنگاران گفت: «آخرین باری که با ایران مذاکره کردیم، مجبور شدیم برنامه هستهایشان را از کار بیندازیم اما جواب نداد. ما باید این کار را میکردیم.»
این مسئله، با اعتراف بعدی ترامپ از حالت فرضیه خارج شد؛ جایی که او صراحتاً در آبان 1404 گفت: «من مسئول حمله اسرائیل به ایران بودم».
این جمله، ترجمان همان واقعیتی است که روزنامه «والاستریت ژورنال» و دیگر رسانههای غربی به آن اذعان کردند: مذاکرات برای واشنگتن، تنها یک «عملیات فریب» جهت خرید زمان، شناسایی اهداف و انجام حملات مخرب بود. آنها در حالی که لبخند میزدند، مختصات مراکز ما را برای بمبافکنهایشان چک میکردند.
مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست
حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای در بهمنماه سال ۱۴۰۳، با تکیه بر بصیرت و «تجربه» آب پاکی را روی دست طرفداران مذاکره با کدخدا ریختند. ایشان در دیدار فرماندهان نیروی هوایی، با کلماتی که باید در تالارهای دیپلماسی ما با طلا حک شود، فرمودند: «مذاکره با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ این را باید ما درست بفهمیم. اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل میشود؛ نخیر، از مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دهه ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم - البتّه آمریکا تنها نبود؛ چند کشور دیگر هم بودند، لکن محور آمریکا بود، عمدتاً آمریکا بود - دولت آن روز ما نشست مذاکره کرد، رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفتوگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همهکار کردند، یک معاهدهای هم تشکیل شد؛ در این معاهده، طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل، امّا همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند؛ همین شخصی که حالا الان سر کار است، این معاهده را پاره کرد؛ گفت پاره میکنم و کرد؛ عمل نکردند. قبل از این هم که او بیاید، همانهائی که این معاهده با آنها انجام گرفته بود به معاهده عمل نکردند.... با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.» این بیانات، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک راهبرد دفاعی-امنیتی بود. وقتی دشمن پشت میز مذاکره، بمب میگذارد، نشستن دوباره پشت آن میز، نه دیپلماسی، بلکه «تسلیم» است.
فتنه آمریکایی- صهیونیستی
دشمن که در میدان نظامی و در «جنگ ۱۲ روزه» نتوانست به اهداف خود برسد، این بار با کارگردانی ترامپ و نتانیاهو در عمارت «مارالاگو»، نقشه آشوب خیابانی را طراحی کرد. اعتراضات مسالمتآمیز بازاریان به نوسانات ارز، بهانهای شد تا عوامل موساد و سیا وارد معرکه شوند.
ترامپ با توئیتهای تحریکآمیز خود و وعده اینکه «کمکها در راه است»، عملاً به لیدر اغتشاشگران تبدیل شد. او با این کار برای پادوهای اجارهای و تروریستهای ترانزیتی «دوپینگ» فراهم کرد تا فاز اعتراضات را به «جنگ خیابانی» و «کودتا» تبدیل کنند.
اما پاسخ مردم در ۲۲ دیماه، تیر خلاصی بود بر پیکر این فتنه. حضور میلیونی مردم نشان داد که ملت ایران، حتی با وجود گلایههای معیشتی، هرگز امنیت خود را با لبخند ترامپ معامله نمیکنند. این حضور حماسی باعث شد تا سفرای کشورهای غربی در گزارشهای خود اعتراف کنند: «واقعیت ایران، آن چیزی نیست که در توئیتر ترامپ دیده میشود.»
فریب «آرمادای بزرگ»؛ وقتی قمارباز از چماق شکسته استفاده میکند!
از این رو، دونالد ترامپ، پس از آنکه در «جنگ ۱۲روزه» طعم تلخ شکست را چشید و دید که پروژهی «کودتای خیابانی»اش در دیماه با سیلی محکم مردم در راهپیمایی دهها میلیونی ۲۲ دی به سنگ خورد، دوباره به همان سیاست نخنمای «مرد دیوانه» روی آورد. او که در میدان نبرد نظامی و امنیتی قافیه را باخته، با ادبیاتی سخیف و هالیوودی، سعی کرد «چماق جنگ» را بر سر ملت ایران بچرخاند تا شاید از نمد تهدید، کلاهی برای میز مذاکره ببافد.
او در اظهاراتش با بزرگنمایی تهوعآور از حرکت یک ناوگان عظیم دریایی به سمت آبهای نیلگون خلیجفارس سخن گفته و مدعی شده است:
«یک آرمادای عظیم (Massive Armada) با سرعت، قدرت و هدفمندی بیسابقه به سمت ایران در حال حرکت است. این ناوگان که توسط ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» هدایت میشود، مأموریتی دارد که حتی از عملیات ما در ونزوئلا نیز وسیعتر و ویرانگرتر خواهد بود.»
اما پشت این هیاهوی تبلیغاتی و حرکت نمایشی ناوها، یک هدف کثیف نهفته است: «ترور روانی ملت ایران». ترامپ میخواهد با بالا نگه داشتن این چماق پوسیده، فضای رعب و وحشت ایجاد کند تا مسئولان و مردم را به پذیرش «چهار شرط ذلتبار» و انتحاری خود وادار کند. شروطی که در حقیقت، «نقشه راه تجزیه و نابودی ایران» است و پذیرش آنها، سرنوشتی بدتر از لیبیِ قذافی و سوریه درگیر جنگ داخلی را برای ایران رقم خواهد زد.
۴ گام برای بلعیدن ایران
- برچیدن کامل غنیسازی اورانیوم: ترامپ با وقاحت تمام میگوید ایران نباید حتی یک سانتریفیوژ چرخان داشته باشد. این یعنی دفن کردن دستاوردهای بومی و دانش هستهای که حاصل خون پاک شهدایی چون علی محمدی،شهریاری و فخریزادهها است.
- انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده: شرط دوم آنها که حتی شوخیاش هم گزنده و تلخ است، خروج تمامی ذخایر اورانیوم، بهویژه ذخایر ۶۰ درصد از خاک ایران است. این یعنی خلعسلاحِ علمی و فنی ایران. آنها میخواهند داراییهای نقد ایران را به خارج منتقل کنند تا تهران دیگر هیچ اهرم فشاری برای وادار کردن دشمن به انجام تعهداتش نداشته باشد. خروج این ذخایر، به معنای تسلیم محض در برابر زیادهخواهی یانکیهاست.
- محدودسازی توان موشکی (خلعسلاح در برابر گرگها): آنها به دنبال «تحدید توان موشکی» هستند؛ یعنی دقیقاً همان نقطهای که باعث شده خواب از چشم صهیونیستها ربوده شود. ترامپ میخواهد دستهای دفاعی ایران را ببندد تا رژیم صهیونیستی بدون ترس از پاسخ سخت «سجیل» و «فتاح»، هر زمان که اراده کرد به این مرز و بوم تجاوز کند. خلعسلاح موشکی، یعنی دعوت از دشمن برای بمباران تهران.
- قطع حمایت از جبهه مقاومت: در نهایت، ترامپ به دنبال قطع پیوند ایران با حزبالله، حماس و انصارالله است. آنها میخواهند عمق راهبردی ایران را منهدم کنند تا راه برای بلعیدن کل منطقه توسط رژیم صهیونیستی و تحقق رؤیای «نیل تا فرات» هموار شود. آنها میخواهند ایران را در مرزهای جغرافیاییاش محبوس کنند تا سپس در زمان مناسب، کار خودِ ایران را هم تمام کنند.
دستها روی ماشه
اما پاسخ مسئولان و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به طبل توخالی تهدید نظامی ترامپ چنان قاطع و لرزاننده بود که محاسبات استراتژیک واشنگتن را دچار فروپاشی کرد. اعلام رسمی وضعیت «انگشتها روی ماشه» و تبیین هوشمندانه «جنگ منطقهای» پیامی صریح به اتاق فکرهای پنتاگون بود: هرگونه حماقت، با پاسخی فراتر از مرزها روبهرو خواهد شد. رسانههای بینالمللی که پیش از این هیزمبیار معرکه بودند، با مشاهده این اقتدار، تغییر لحن داده و از قدرت بلامنازع ایران نوشتند. اسکات ریتر، افسر و بازرس سابق سازمان ملل، در تحلیلی تکاندهنده هشدار داد:
«بدون تعارف، ایران پادشاه منطقه است. آنها نه تنها قادرند پایگاههای آمریکا را به گورستان سربازان یانکی تبدیل کنند، بلکه توانایی دارند اسرائیل را برای ساکنانش غیرقابل سکونت سازند.» این واقعیت میدانی، لرزه بر اندام متحدان منطقهای آمریکا انداخت. کشورهای میزبان پایگاههای نظامی (نظیر عربستان، قطر، بحرین، کویت و امارات) که به خوبی میدانند در صورت حماقت ترامپ، نخستین قربانیان آتشافروزی او خواهند بود، با وحشت به کاخ سفید پیام دادند که به هیچ عنوان اجازه نخواهند داد از خاک یا فضای هوائی آنها برای کمترین اقدامی علیه ایران استفاده شود. این «نه» بزرگ تاریخی، آرمادای ادعایی ترامپ را در نطفه خفه کرد.
اما حالا که چماق جنگ شکسته، دشمن دوباره به تاکتیک «فریب مذاکراتی» روی آورده تا شاید آنچه را در میدان نبرد به دست نیاورده، پشت میز مذاکره و با غارت اهرمهای قدرت ایران به چنگ آورد. تا جایی که ترامپ در گفتوگو با فاکس نیوز اظهار داشت:
«ایران در حال مذاکره با ماست و باید دید آیا میتوان به نتیجهای رسید یا نه؛ در غیر این صورت، خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.» اما فارغ از خبرهای ضد و نقیضی که در مورد مذاکره وجود دارد، پاسخ تهران همان است که علی باقری، معاون سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، با قاطعیت اعلام کرد: «مسئولان ایرانی بنایی بر انتقال مواد غنیشده هستهای به هیچ کشوری ندارند و مذاکرات اصلاً حول چنین امری نیست». همچنین اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با تأکید بر غیرقابلمذاکره بودن توان دفاعی، آب پاکی را روی دست بدخواهان ریخت.
عبور از تله فریب
بنابراین، مسیر فتنههای ترکیبی ترامپ، به بنبستی رسیده است که اکنون واشنگتن را ناگزیر از بازگشت به تاکتیک قدیمی «فریب مذاکراتی» کرده است.
بازخوانی وقایع اخیر، از اعترافات تکاندهنده ترامپ در مبنی بر مسئولیت مستقیم در حمله به ایران، تا افشاگریهای والاستریت ژورنال درباره ماهیت فریبکارانه مذاکرات، تنها یک حقیقت را عیان میکند؛ اینکه دشمن میز مذاکره را نه برای تفاهم، بلکه به عنوان اتاق جنگ و بانک اهداف برای تجاوز خود میخواهد. امروز که آرمادای پوشالی ترامپ در سد محکم قدرت موشکی ایران و آمادگی برای «جنگ منطقهای» متوقف شده، دشمن درصدد است شروط ذلتباری را که در میدان نبرد و آشوب خیابانی به دست نیاورد، با بزک دیپلماسی به ملت ایران تحمیل کند.
شروط چهارگانهای که هدف نهائی آن نه حل چالش هستهای، بلکه «خلع سلاح کامل ایران» تا راه برای بلعیدن کل منطقه توسط رژیم صهیونیستی هموار
شود. تجربه تاریخی و حکمت و درایت رهبر معظم انقلاب، فصلالخطاب همه دلسوزان نظام است: «مذاکره با آمریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست. دلیل؟ تجربه!» کسانی که هنوز به دنبال گشایش از طریق لبخند ترامپ هستند، باید بدانند که امنیت ملی ایران کالا نیست که بر سر آن چانه زده شود. مواضع قاطع مسئولان مبنی بر حفظ خط قرمزهای هستهای و توان دفاعی، نشاندهنده هوشیاری نظام در برابر این تله است.
پاسخ جمهوری اسلامی ایران به این حجم از تهدید و بدعهدی، نهتنها نشستن پشت میز مذاکره نیست، بلکه تقویت مؤلفههای قدرت و حفظ وضعیت «دست روی ماشه» است.
عصر «بزن و در رو» به پایان رسیده و هرگونه تهدید از سوی دشمن، با پاسخی همتراز و فراتر از تصور در منشأ تهدید مواجه خواهد شد. امروز پاسخ تهدید، فقط و فقط «تهدید مقتدرانه» است؛ چرا که در منطق استکبار، تنها قدرت است که بازدارندگی میآفریند.
















