نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

دیپلمات پیشین: رئیس جمهور باید فرستاده ویژه‌ای برای مذاکرات تعیین کند

منبع
خبرآنلاين
بروزرسانی
دیپلمات پیشین: رئیس جمهور باید فرستاده ویژه‌ای برای مذاکرات تعیین کند

خبرآنلاین/متن پیش رو در خبرآنلاین منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

یک دیپلمات پیشین کشورمان به خبرآنلاین گفت: اگر عراقچی مساله کنسرسیوم را بتواند برای ویتکاف جا بیندازد و او را متقاعد کند، شاید نقطه عطفی باشد که بتوانند سایر مسائل را حل و فصل کنند.


خبرآنلاین| هفت ماه از پایان جنگ ۱۲ روزه و مذاکرات مسقط گذشت و ایران در استانه یک جنگ تمام عیار منطقه ‌ای قرار گرفته است. در این تنش سنگین نظامی کشورهای منطقه نیز به تکاپو برای یافتن راه حلی برای جلوگیری از جنگ افتاده اند. جنگی که اگر در بگیرد همه جهان می‌داند که خاموش کردن آن دیگر به همین آسانی‌ها نیست و تمام منطقه را دچار آتش عظیم یک جنگ فرسایشی خواهد کرد. بر همین اساس میانجیگری کشورهای عربی به همراه ترکیه تا کنون نتیجه آن مذاکرات روز جمعه در مسقط شده است.  

در همین باره سیدجلال ساداتیان کارشناس مسائل خاورمیانه و کاردار پیشین سفارت ایران در انگلیس به خبرآنلاین گفت که مهم نیست مکان مذاکره کجا باشد مهم این است که شما وقتی پذیرفته اید مذاکره مستقیم داشته باشید چرا ویتکاف به تهران نیاید؟ چرا در کشوری دیگر؟ چرا شما در پاسخ به امدن ویتکاف به واشنگتن نمی روید؟ او همچنین با اشاره تلاش ظریف در مذاکرات برجام گفت که رئیس جمهور هم باید مانند امریکا یک فرستاده ویژه برای مذاکره تعیین کند که ان شخص باید ظریف باشد چراکه او اشراف بسیار بر روند این مذاکره دارد و توانایی او ثابت شده است. او در بخشی دیگر به خبرآنلاین گفت: عراقچی باید مساله کنسرسیوم هسته ای را برای ویتکاف جا بیندازد این بهترین گزینه برای ایران است اگر کنسرسیوم مورد پذیرش قرار نگیرد و ایران پیش شرط امریکا را بپذیرد به معنای این است که مرحله بعدی جنگ خواهد بود. 

مصاحبه خبرآنلاین با سیدجلال ساداتیان را در ادامه می خوانیم:  

رئیس جمهور باید فرستاده ویژه‌ای برای مذاکرات تعیین کند
*** در فضای فعلی سیاسی نفس مذاکره را چه طور ارزیابی می کنید؟

ما فرصت های بسیاری را از دست داده‌ایم. مساله ای که همه به آن اذعان دارند. در شرایطی که ما امتیازات بالای منطقه ای را داشتیم، در شرایطی که امکان چانه زنی خیلی بیشتری را داشتیم، نتوانستیم انطور که باید و شاید از فرصت ها استفاده کنیم. یکی از این فرصت های خوب زمانی بود که دولت روحانی و دکتر ظریف در صحنه سیاسی کشور حضور داشتند. اقای ظریف ملتسمانه اعلام کرد بگذارید این توافق را انجام دهیم، اما پاسخ منفی بود که امتیاز بماند برای دولت بعد و دولت بعد هم افرادی در دولت قرار گرفتند که نتوانستند دولت بایدن را به برجام بازگردانند و آن زمستان سخت را مطرح کردند و مساله ایران به سمت دیگری رفت. گام به گام و قدم به قدم آن امتیازات و کارت‌هایی که ما به اصطلاح در اختیار داشتیم ضعیف تر شد و از دست ما رفت و حالا شرایط به اینجا رسیده است.

ولی بازهم، در همین وضعیت هم، به درستی باید بهره نازل را کسب کرد که کار به جنگ کشیده نشود. جنگ، بله در یک جاهایی اجتنناب ناپذیر می شود، اما آنجایی که می شود اجتتناب کرد باید از ان اجتناب کرد. در وضعیت فعلی هم اقای دکتر عراقچی در هماهنگی با شورای عالی امنیت ملی و همچنین دستوری که آقای رئیس جمهور داده اند او موظف به مذاکره شده است. درباره مذاکره قبلا در مصاحبه‌ای پیشنهاد کردم که فرستاده‌ای از طرف رئیس جمهور برای مذاکرات تعیین شود.  در آمریکا وزیرخارجه را کنار می گذارند و نماینده ویژه رئیس جمهور آقای ویتکاف انتخاب شده، اینجا هم همین کار را باید بکنیم. یعنی اقای دکتر ظریف را که از توانمندی خوبی برخوردار است به عنوان نماینده ویژه انتخاب کنیم که مذاکرات را او پیش ببرد و وزیر خارجه هم سایر امور را پیش ببرد که باقی کارهای وزارت خارجه با قطب های دیگر دارد بر زمین نماند. 

به هرجهت این فرصت هایی که ما داشته‌ایم و می توانستیم از ظرفیت ها و فرصت های سیاسی خود استفاده کنیم و تا الان نکردیم بنا بر دلایل واهی که بعضا بی ارزش هم بوده است، فرصت ها را مورد استفاده قرار ندادیم. 

وقتی قرار بر مذاکره مسقیم است چه اشکال دارد آقای ویتکاف به تهران بیاید؟
حالا گفتند در ترکیه با حضور اقای اردوغان این اتفاق بیفتد ولی نهایتا سرمحل مذاکره که در مسقط انجام شود گویا توافقی برای مکان ان حاصل شده که به نظر من مکان خیلی مشکلی را حل نمی کند. وقتی قرار باشد که مذاکره مستقیم صورت بگیرد چه اشکالی داشت که اقای ویتکاف را به تهران دعوت می کردند و دور بعدی این ها به واشنگتن می‌رفتند؟ مگر نمی گویند که می خواهیم مذاکره مستقیم انجام دهیم؟ زمانی گفتند مذاکره‌ای وجود ندارد و مذاکره در این شرایط معنا ندارد. خب حالا که مذاکره بازهم شروع شد چه اشکال دارد که با آمدن ویتکاف به پایتخت کشور، از شرایط تهران و موقعیت تهران و سایر افراد دیگری هم که دخیل و تاثیر گذار در مسائل ملی هستند بهره ببریم، مذاکرات مستقیم در پایتخت دو کشور فضای تصمیم سازی آن ها را هم مدیریت می کند تا بتوانیم بهتر به نتیجه مطلوب برسیم.

سه مساله‌ای که در مذاکرات بررسی می‌شود
*** اصل مذاکره الان بر سر چیست؟

انچه که طرف آمریکایی مطرح کرده است سه شرط یا پیش شرط را تعیین کرده است که البته در دور اول ریاست جمهوری ترامپ ، اقای پمپئو ۱۲ پیش شرط را تعیین کرده بود حالا انها کنار گذشته شده  و فشرده آن ۱۲ شرط خلاصه‌اش شده  ۳ پیش شرط که شامل هسته‌ای، منطقه‌ای و برد موشکی و تعداد موشک های ایران است.

ایران با تاکید براینکه مسائل موشکی ما قابل مذاکره نیست اعلام کرده است درباره این شروط یک به یک، گفتگو می کنیم.  بسیار خب ما هم بر همین اساس متوجه باشیم به موضوع اول که حساسیت روی آن دارند که بحث هسته ای است. 

در بحث هسته ای؛ چند موضوع مورد توجه بوده است، اول اینکه ایران به هیچ وجه به سلاح هسته ای دست پیدا نکند. ایران هم از ابتدا مطرح کرده است که در دکترین دفاعی ما سلاح هسته‌ای جایی ندارد و ما دنبال آن نیستیم. آن ها با استدلال خودشان این امر را نپذیرفتند و می خواهند به اطمینان برسند و این اطمینان را از طریق اینکه ایران به هیچ وجه در داخل غنی سازی نداشته باشد متمرکز شده اند، مساله دیگر بحث انتقال اورانیوم است،  یعنی تمام سانتریفیوژها را تعطیل کند و به هیچ وجه در داخل تولید انبوه غنی سازی نداشته باشد. به این معنا که ایران هرچه فراتر توافق برجام غنی سازی کرده است آن را باید واگذار کند.

عمده آن هم ۴۰۹ کیلوگرم غنی شده ۶۰ درصدی است که ایران اعلام کرده بود که زیر آوار فردو باقی مانده است که آژانس گفت باید بازرسی کنیم و تهران در پاسخ اعلام کرد فعلا بازرسی از فردو امکانپذیر نیست و پروتکل جدید نیاز است. یعنی بر اساس پادمان و پروتکل، بازرسی در شرایط عادی بوده است نه زمانی که سایت هسته‌ای بمباران شده و آلودگی هسته‌ای ایجاد کرده و این موضوع در پروتکل و پادمان آژانس توضیحی داده نشده، بازرسی در آن به این راحتی نیست. حالا ان‌ها این موضع ایران را وقت کشی از سوی تهران معنا کردند. گفتند این حرف قبول نیست یا بازرسان بیایند یا اورانیوم را تحویل دهید. 

اصل حرف هم مربوط به این بوده است که ایران از محدوده تعهدات خودت خارج  و غنی سازی بیشتری انجام داده است.  طرف ایران هم معتقد بوده که امریکا از برجام خارج شد و اروپا هم تعهداتی به برجام داشته است که انجام نداده است، این وضعیت، روز به روز فشار را بر ما بیشتر کرد. آن‌ها توقعات بیجا از ما داشتند. ایران پس از یک سال با صبر استراتژیک در مقابله با خروج آمریکا از برجام، غنی سازی را  به ۵ درصد برد، بعد از آن ب ۲۰ درصد و نهایت رسید به غنی‌سازی ۶۰ درصد، در کنار این فعالیت‌ها همچنین استفاده از سانتریفیوژ ای آی‌آر ۲ استفاده شد و بعد آی‌آر ۴ ، آی‌آر۹  و در نهایت آی‌آر ۱۲ هم استفاده شد که کیفیت اورنیوم را بیشتر می کند.

اگر واقعا نگران برنامه هسته‌ای ایران هستید در کنسرسیوم شرکت کنید
حالا رسیدیم به امروز که ایران این پیشنهاد را مطرح کرده است که یک کنسرسیوم هسته‌ای متشکل از همسایگان ایران، امارات و عربستان و برخی از کشورهای غربی مثل فرانسه تشکیل دهیم و آنچه که غنی سازی می‌کنیم، هر کشور عضو، سهم خود را از تولید برمی‌دارد و در کنار آن نیز نظارت هم بر تولید اورانویم ۳ درصد تحت توافق برجام میسر خواهد شد. هم به لحاظ درصد تولید و هم به لحاظ مقداری که مورد نیاز است در کنترل کنسرسیوم در می آید. بر اساس فشار اسرائیل امریکا معتقد است که کلا باید غنی سازی جمع شود. ایران هم هزینه داده است و برای تهران قابل قبول نیست. طرف ایران می‌گوید که نمی‌توانیم بساط غنی سازی را جمع کنیم و دست گدایی را به سمت شما دراز کنیم. غنی سازی را انجام می دهیم و میزان مصرف خودمان را به صورت صلح‌آمیز استفاده می‌کنیم. شما اگر نگران هستید که برای مصارف غیر صلح امیز استفاده می‌کنیم، در کنسرسیوم شرکت کنید و نظارت کنید. این محور بحث است.

نکته بعدی محور مذاکره؛  تحویل غنی سازی است ۶۰ درصدی است که ایران پذیرفته است که به کشور ثالث یا بفروشد یا منتقل کند. آنها می گویند ایران با اورانیوم ۴۰۹ کیلو گرم حداقل می تواند ۱۰ بمب بسازد و تهران می گوید من در قبال عدم تعهد شما غنی سازی را بالا بردم الان مشکلی با انتقال اورانیوم ندارم.  

مساله دیگر هم این است که  ایران به بازرسان اجازه بازرسی نداده است و به بازرسان آژانس هم اجازه داده نشده است که مانند سابق فعالیت خود را از سر بگیرند. اگر دو مساله ای که بالاتر اشاره کردم حل شود و توافقی صورت بگیرد، این مساله هم حل خواهد شد.
 
آن‌ها ایران قوی نمی‌خواهند؛ تهران مانعی بر سر جاه طلبی اسرائیل است
*** ما در مرز باریکی میان جنگ و مذاکره هستیم و مذاکرات مسقط اگر دستاوردی نداشته باشد ممکن است حمله نظامی صورت بگیرد. شما چقدر به این مسال باور دارید؟ پیشبینی شما چیست؟

بحث حمله نظامی هم تابع دو دیدگاه و دو نگاه متفاوت است؛ نگاه اول، ان چیزی است که اسرائیل دنبال می کند و لابی اسرائیل و شخص نتانیاهو و لابی او در کنگره آمریکا که می گویند ایران هم به لحاظ لطماتی که در بحث منطقه ای خورده و به هم به لحاظ شرایط اعتراضی که در داخل کشور، در ضعیف ترین موقعیت خود است، حمله کنید و ایران را بشکنید. لابی اسرائیل هم می‌داند که تل‌آویو به تنهایی قادر به حمله نظامی به ایران نیست. لذا نتیجه این می شود؛ امریکا و اقای ترامپ شما اجازه توافق و حمله را داشته باشید که در این مقطع زمانی حمله صورت بگیرد بر این اساس که اسرائیل قدرت منطقه باشد و قدرتی که توان ایستادگی مقابل اسرائیل را دارد ایران است و اگر شخص ضعیفی در ایران قرار بگیرد مانع بر سر اسرائیل برداشته می شود و این گونه اسرائیل به نیل تا فرات سیطره پیدا می  کند. این طرح مورد اعتراض کشورهای همسایه ایران است، عربستان، ترکیه به خاطر عملکرد اسرائیل در سوریه و دیگر اعراب هم مانند مصر هم این نوع نگرانی را دارند که اگر این اتفاق نیفتد به نفع ان ها است. ان ها ایران مقتدر و قوی نمی خواهند اما معتقدند که ایران در این وضعیت بماند مانعی بر سر جاه طلبی و توسعه طلبی اسرائیل خواهد بود. به دنبال این دیدگاه لابی اسرائیل به دنبال این است که ایران را به هم بریزد و شرایط کشور را به ضعف کامل برساند. 

ترامپ می‌خواهد طرح ونزوئلا را پیاده کند/ هدف غایی او این نیست که ایران به هم بریزد/ هدف او چین است
دیدگاه دوم؛ نگاه ترامپ است که می خواهد با ترساندن و ارعاب به اهداف خاص خودش برسد. اهداف او این است که چارچوب و قدرت ایران حفظ شود. مثل ونزوئلا با یک مانور نظامی و یک حمله سریع که توانست به آن اهدافی که می‌خواهد دست پیدا کند. ساختار ونزوئلا دست نخورده است، اما ترامپ تسلط نفت ونزوئلا را به دست اورد. او می خواهد روی ایران تسلط داشته باشد و از طرفی هم مانع از فشار لابی اسرائیل شود و از طرفی هم کنترل ایران را داشته باشد و اگر از طریق گفتگو و مذاکره و فشار به دست نیاورد به ناچار ممکن است حمله ای محدود هم انجام دهد و در کوتاه مدت و با یک ضربه شدید، به هدف برسد.  اما امریکای ترامپ به شدت از جنگ فرسایشی پرهیز دارد چون به لحاظ هزینه ای، محاسبات کشوری مثل چین، که با آن در تعارض است را کرده است. او نمی‌خواهد فرسایشی شود چراکه کشوری مانند چین و روسیه که انها هم به خاطر منافع خودشان، اگر به پشتیبانی از ایران وارد عمل شوند انوقت مدیریت جنگ از کنترل خارج شده و به شدت فرسایشی می‌شود. که او این را نمی‌خواهد. هدف غایی او این نیست که ایران به هم بریزد. یک ایران ضعیف را انتظار دارد که کسی در مقابل او قد علم نکند و بتواند دیدگاه خود را پیش ببرد.

هدف ترامپ این است که کنترل انرژی در تنگه هرمز را به دست بگیرد
ترامپ در این مساله گیر کرده است که آیا از طریق مذاکرات می‌تواند به مهار ایران دست پیدا کند؟ به خصوص مسائل منطقه‌ای که تهدیدی هم متوجه اسرائیل نباشد و با طیب خاطر بتواند اهداف خاص خودش را دنبال کند که یکی از ان اهداف این است که کنترل انرژی منطقه را داشته باشد، به این معنا که ۴۰ درصد از انرژی جهان که از تنگه هرمز می گذرد را کنترل کند. این ابزار لازم را به ترامپ می دهد که چین را کنترل کند یعنی گلوگاه تامین انرژی چین را بگیرد و حتی تایوان با امریکا از طریق محدودیت انرژی بتواند مهار کند اینکه ایا خواب های ترامپ تعبیر می شود یا نه جای بحث و گفتگوی بسیار دارد.

زمستان سخت تبعات سنگینی برای ایران داشت/ ارسال پهپاد به اوکراین در حقیقت جنگ با اروپا بود
*** اشاره کردید به اینکه کشورهای عربی هم احساس خطر کرده اند اتفاق تازه ای که در مذاکرات دیدیم این بود کشورهای همسایه عربی برخلاف برجام جایگزین کشورهای اروپا شدند. نظر شما دراینباره چیست؟

دوتا علت دارد؛ اول اینکه خطای ایران در جداکردن اروپا از خود باطرح مساله زمستان سخت در آستانه حمله روسیه به اوکراین که ایران می توانست کمبود و نبود تامین گاز و انرژی اروپا را تامین کند. اقایونی که در ان موقع مسول بودند گفتند اروپا در استانه زمستان سخت است، انرژی ندهیم تا انها التماس کنند و امتیاز بدهند و ما هم امتیاز بگیریم.  این تبعات سنگینی برای ایران داشت. در دور اول ریاست جمهوری ترامپ اروپا در کنار ایران قرار گرفت. اما الان این ها به سمت امریکا علیه ایران میل کردند و اسنپ بک را فعال کردند. این ها نافی خطای اروپا نیست ان‌ها هم طبق برجام به تعهدات خود عمل نکردند. همانطور که اشاره کردم ایران هم تقابلی مقدار غنی سازی را افزایش داد و گزارش به اژانس نداد و ... در مقابل عدم انجام تعهدات اروپایی ها بود اما در ان مقطع خیلی راحت می توانستیم اروپا را در کنار خود داشته باشیم که در شرایط موجود هم می توانست ایفای نقش کند. ما خودمان اروپا را از خودمان دور کردیم در بده بستان زمستان سخت مساله تحویل پهپاد به روسیه در مقابل اوکراین که در حقیقت مقابل اروپا تلقی شد که پشتیبان اوکراین بودند ایران را در تقابل و جنگ با خودشان دیدند و این علتی بود که آن ها دور شدند. حالا هم به جایی رسیدیم که سپاه را تروریستی اعلام می کنند.

اردوغان کلاه سرش رفته است
مساله دوم، اعراب روی انچه که اسرائیل مطرح می کند و عملکردی که نشان می دهد حساس شده‌اند و تا کنون ایران بوده است که وضعیت اعراب در مقابل اسرائیل را بالانس نگاه داشته است. اما در ترکیه،  وقتی اردوغان نیروهای داعشی باقی مانده در سوریه و عراق را در ادلب جمع کرد، ان ها را تقویت کرد و اموزش داد به این امید که سوریه را به کنترل خودش بگیرد و اقای الشرع را روانه حکومت داری کرد و آن‌ها دولت تشکیل دادند و دیدیم که اسرائیل چه طور امد نه تنها جولان را گرفت و بخش جنوبی سوریه را هم اشغال کرد و حالا شروع به شهرک سازی کرده است . در اخرین تحولی که اتفاق افتاد بین اردوغان و بن سلمان هردو مشترکا خواهان خروج اسرائیل از سوریه شدند. به نوعی میشود گفت که اردوغان کلاه سرش رفته است و در این ماجرا بیشترین بهره را اسرائیل برده است این نوع حرکات که جلوی چشم همسایگان و اعراب است. آن‌ها می بینند که اسرائیل به هیچ قاعده و قانونی خود را مقید نکرده و نمی کند در نتیجه نگران این هستند که تنشی در منطقه نیفتد که طرح‌های توسعه‌ای آن‌ها تحت تاثیر قرار نگیرد و هم در بلند مدت این تسلط اسرائیل به زیان آنها تمام شود. 

اعراب توانایی مقاومت و ایستادگی برای جلوگیری از جنگ آمریکا علیه ایران را ندارند
البته اینگونه نیست که ان ها بتواند خیلی مقابل امریکا ایستادگی  و مقاومت کنند، هم به لحاظ مالی و .. مثلا مصر در توان مالی، نظامی و اقتصادی نیست که بتواند درمقابل درخواست آمریکا بایستد در نتیجه با همین شرایط و تحرکات دیپلماتیکی که شاهد بودیم می خواهند اجازه ندهند که نقطه مقابلی که به عنوان ایران در منطقه وجود دارد از بین برود، قطر و مصر به شکلی میانجیگری می کنند عربستان و ترکیه هرکدام به نحوی به دنبال این هستند که از جنگ جلوگیری کنند.

عراقچی باید بتواند مساله کنسرسیوم را برای ویتکاف جا بیندازد
*** ایران چه رویکرد و سیاستی را در پیش بگیرد که مذاکرات شکست نخورد.

اگر عراقچی مساله کنسرسیوم را بتواند برای ویتکاف جا بیندازد و او را متقاعد کند، شاید نقطه عطفی باشد که بتوانند سایر مسائل را حل و فصل کنند. پیش تر عرض کردم؛ تحویل اورانیم غنی شده را که اعلام امادگی کردند، دیگر  اینکه بازرسان بیایند و بتوانند غیر از سایت نظامی بازرسی کنند. اما نقطه عطف کامل قضیه این است که مساله کنسرسیوم را جا بیندازند. وقتی به عنوان پیش شرط می گویند باید این را بپذیرید این پذیرش به زیان ایران است و می تواند مرحله جنگ را هم پیش بیارد.. دوستان نظامی و سپاهی معتقدند که به هیچ وجه نباید انعطاف نشان داد چراکه او خواسته دیگری را مطالبه می کند. اما اینکه پهپهاد ایران را ساقط کردند ایران می گوید روال عادی شناسایی خودش در منطقه را داشته و امریکایی ها آن را ساقط کردند تا فضا را متشنج کنند، برخی هم برعکس این را می گویند که در این شرایط اگر ایران احتیاط می کرد، این پرواز شناسایی به منزله این بوده است که بخواهند تاثیر منفی بر مذاکرات بگذارند و انها می گویند از طریق جنگ بهتر می توانند به نتایج مطلوب برسند هم اعراب هم مردم متقاضی این هستند که گفتگو شود. 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله