سرمقاله جوان/ بازی تکراری دشمن

روزنامه جوان/ «بازی تکراری دشمن» عنوان یادداشت روز در روزنامه جوان به قلم محمدجواد اخوان است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در تاریخ تبلیغات مدرن، از «یوزف گوبلز» وزیر تبلیغات آلمان نازی، جملهای تلخ به یادگار مانده است: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باورپذیری آن بیشتر است.» این گزاره، که امروزه به «استراتژی دروغ بزرگ» شهرت یافته، نه یک نظریه تاریخی منسوخ، که الگویی زنده و فعال در جنگهای شناختی عصر حاضر است. در چند دهه اخیر، مردم ایران مکرراً آماج اصلی این استراتژی بودهاند؛ استراتژیای که ایالاتمتحده و متحدانش طراحی کردهاند و در شبکههای رسانهای وابسته و امتدادهای داخلی آنها به اجرا درمیآید.
ماهیت این جنگ، بر پایه پرتاب «دروغهای کلان و غیرقابل اثبات» به سمت افکار عمومی است؛ دروغهایی که نهتنها هرگز اثبات نمیشوند، بلکه گویندگان آنها نیز هرگز مؤاخذه نمیشوند. هدف، ایجاد تردید، تخریب اعتماد ملی و زمینهسازی برای اقدامات بعدی است.
نمونه حاد این روش، فتنه سال ۱۳۸۸ بود. ادعای عظیم و بدون سند «تقلب گسترده در انتخابات»، با وجود حضور ۴۰میلیون رأیدهنده و نظارت دقیق نهادهای مسئول، القا شد. این ادعا، که تقلب مخفیانه در چنین منظومه عظیم و شفافی اساساً ناممکن است، تنها با هدف «شکافتن وحدت ملی» و «تحریک به اغتشاش» مطرح شد. امروز پس از ۱۶ سال، همچنان حتی یک سند معتبر و قابلدفاع که بتواند ذرهای از این ادعای بزرگ را ثابت کند، ارائه نشده است. این، مصداق بارزی از «دروغ بزرگ» گوبلزی بود.
در سال ۱۴۰۱ و درست در روزی که مهسا امینی در بیمارستان از دنیا رفت، روزنامه معروف امریکایی نیویورکتایمز در خبری اختصاصی مدعی کسالت جسمی رهبر معظم انقلاباسلامی شد. البته یک روز پس از انتشار این خبر، مراسم عزاداری اربعین حسینی با حضور ایشان در حسینیه امامخمینی (ره) برگزار شد. از این دیدار فیلمها و تصاویری از سخنرانی حضرت آیتالله خامنهای به انتشار درآمد، همچنین فیلمهایی که ایشان هم در حال حرکت و هم به حالت ایستاده به ابراز احساسات دانشجویان عزادار امام حسین (ع) پاسخ میدادند که حاکی از صحت و سلامت ایشان بود. اینکه روزنامهای بینالمللی با بیش از یک قرن پیشینه فعالیت در یک پروژه جنگ شناختی قرار میگیرد، نشان میدهد که باورپذیرکردن «دروغ بزرگ» تا چه حد برای سرویسهای اطلاعاتی مهم است.
نمونه دیگر، فتنه تروریستی دیماه ۱۴۰۴ بود. شبکههای رسانهای لندنی معاند همچون «بیبیسی فارسی» و «اینترنشنال»، بدون کوچکترین دسترسی به اطلاعات میدانی و درحالیکه خود اعتراف داشتند ارتباطشان با داخل قطع است، آمار جانباختگان را دهها برابر واقعیت اعلام کردند. جالب آنکه برخی از همین رسانهها بعدها اعتراف کردند که این آمارهای ساختگی، برای «تحریک امریکا به اقدام نظامی علیه ایران» تولید شده بود.
از این فراتر، ادعای شگفتانگیز و اثباتناپذیر «اخذ پول کلان از خانوادههای جانباختگان در ازای تحویل پیکرها» را مطرح ساختند. مبالغ مختلفی از چندصدمیلیون تا چند میلیارد تومان اعلام شد. تا این لحظه هیچ سند بانکی دال بر واریز چنین مبالغی منتشر نشده و البته میدانیم که طبق قوانین ضدپولشویی کشور جابهجایی چنین مبالغی هم بدون ارائه اسناد معتبر شدنی نیست. این هم نمونه دیگری از همان «دروغ بزرگ» است.
رسانههای لندنی، پروژههایی ضد امنیتی و رسانهای هستند که بنیانشان بر «استراتژی دروغ بزرگ» استوار است. آنها با آرامش خاطر دروغ میسازند و پخش میکنند، زیرا میدانند به سبب فقدان «سواد رسانهای» کافی در بخشی از مخاطبان، همین بزرگ بودن دروغ، دلیل باورپذیری آن خواهد بود.
ماجرای دروغ بزرگ البته ادامه دارد. پیروان راه گوبلز، تا زمانی که جامعه هوشیار و نخبگان متعهد، در مقام افشاگری و آگاهسازی برنیایند، به ساختن دروغهای بزرگتر ادامه خواهند داد. وظیفه اصلی در برابر این هجوم، نهفقط تکذیب، که تقویت «بصیرت تاریخی» و «ایمنسازی رسانهای» ملت است.

















