نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

عملیات فریب نتانیاهو در واشنگتن علیه ایران

منبع
فرارو
بروزرسانی
عملیات فریب نتانیاهو در واشنگتن علیه ایران

فرارو/متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

این یادداشت استدلال می‌کند که دولت راست‌گرای افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو با تمرکز بر تهدید ایران، الحاق تدریجی کرانه باختری، تداوم جنگ غزه و تضعیف نهادهای قضایی را پیش می‌برد؛ مسیری که به‌زعم نویسنده اسرائیل را به سمت وضعیتی شبیه آپارتاید سوق می‌دهد. پیامدها تنها داخلی نیست: روابط آمریکا با متحدان عرب آسیب می‌بیند، حمایت نسل جوان آمریکایی کاهش می‌یابد و شکاف در دیاسپورای یهودی تعمیق می‌شود. تهدید اصلی، بیش از آنکه خارجی باشد، از درون ساختار سیاسی و ایدئولوژیک اسرائیل برمی‌خیزد.

توماس فریدمن-نیویورک تایمز| بیایید تعارف را کنار بگذاریم: دولت راست‌گرای افراطی اسرائیل به رهبری نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو عملاً در چشم آمریکا نگاه می‌کند و خلاف واقع را حقیقت جلوه می‌دهد. باران نمی‌بارد؛ اما «بی بی» وانمود می‌کند که می‌بارد. او هم رئیس‌جمهور ترامپ را بازی می‌دهد و هم یهودیان آمریکا را ساده‌لوح می‌پندارد. و اگر ایالات متحده اجازه دهد این رفتار بی‌هزینه بماند، آن‌گاه این ما هستیم که ساده‌لوح خواهیم بود.

هشدار اولمرت؛ سایه پاکسازی قومی بر کرانه باختری
بنیامین نتانیاهو در حالی که توجه ترامپ را بر تهدید موشکی و هسته‌ای ایران متمرکز نگه می‌دارد اما در بنیان، منافع گسترده‌تر آمریکا در خاورمیانه را تهدید می‌کند و علاوه بر این، امنیت یهودیان در سراسر جهان را نیز به مخاطره می‌اندازد. این تهدید چگونه خود را نشان می‌دهد؟ روشن‌تر و قابل فهم تر از آن چه ایهود اولمرت، نخست وزیر پیشین اسرائیل بیان کرده، نمی توان آن را توضیح داد.

او در مقاله‌ای که همین ماه در روزنامه هاآرتص منتشر کرد، نوشت: «تلاشی خشونت‌آمیز و مجرمانه برای پاکسازی قومی سرزمین‌هایی در کرانه باختری در جریان است.» به گفته او، «گروه‌هایی از شهرک‌نشینان مسلح، فلسطینیان ساکن آن مناطق را تعقیب می‌کنند، به آنان آسیب می‌زنند، مجروح می‌کنند و حتی می‌کشند. این یورش‌ها شامل به آتش کشیدن باغ‌های زیتون، خانه‌ها و خودروها، ورود اجباری به منازل و ضرب‌وشتم افراد می‌شود.» او ادامه داد: «آشوبگران، تروریست‌های یهودی، با نفرت و خشونت به فلسطینیان هجوم می‌برند با یک هدف مشخص: وادار کردن آنان به ترک خانه‌هایشان. همه این اقدامات با این امید انجام می‌شود که زمین برای اسکان یهودیان آماده شود و رؤیای الحاق تمامی سرزمین‌ها محقق گردد.»

شتاب گرفتن تلاش‌های اسرائیل برای الحاق کرانه باختری و ماندگاری دائمی در غزه  و محروم کردن فلسطینیان از حقوق سیاسی در هر دو منطقه  از نظر اخلاقی به همان اندازه بی‌پروا و از نظر جمعیتی به همان اندازه دیوانه‌وار است که اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد مکزیک را ضمیمه خاک خود کند. اگر قرار بود تنها اسرائیلی‌ها از این خیال خام آسیب ببینند؛ خیالی که بر اساس آن حدود هفت میلیون یهودی اسرائیلی بتوانند برای همیشه بر حدود هفت میلیون عرب فلسطینی سلطه داشته باشند شاید وسوسه می‌شدم بگویم اگر رهبران اسرائیل می‌خواهند دست به خودکشی ملی بزنند، من نمی‌توانم مانعشان شوم.

سایه آپارتاید بر اسرائیلِ امروز
اما پیامدهای این روند تنها به اسرائیل محدود نخواهد ماند. به باور من، این پروژه که با انگیزه‌ای آخرالزمانی و ایدئولوژیک دنبال می‌شود، اسرائیل امروز را به‌گونه‌ای دائمی با آفریقای جنوبی دوران آپارتاید همسان خواهد کرد و تبعاتی به‌شدت زیان‌بار برای منافع آمریکا و نیز برای منافع و امنیت یهودیان در سراسر جهان بر جای خواهد گذاشت.

اگر دولت بنیامین نتانیاهو بر همین مسیر باقی بماند، نهادهای یهودی در نقاط مختلف جهان از هم گسیخته خواهد شد؛ زیرا اعضای دیاسپورای یهودی ناچار خواهند شد میان حمایت از اسرائیلی شبیه به آپارتاید یا ایستادن در برابر آن یکی را برگزینند. علاوه بر این، روندی که با ویرانی گسترده غزه به دست اسرائیل آغاز شد شتاب بیشتری خواهد گرفت؛ روندی که در آن شمار فزاینده‌ای از دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان جوان در آمریکا از اسرائیل روی‌گردان می‌شوند و در حاشیه‌های افراطی‌تر، حتی نگاه منفی‌تری نسبت به یهودیان به‌طور کلی شکل می‌گیرد.

پدران و مادران یهودی در سراسر جهان به‌زودی در موقعیتی قرار خواهند گرفت که هرگز تصورش را نمی‌کردند: تماشای آن‌که فرزندان و نوه‌هایشان می‌آموزند یهودی بودن در جهانی که «دولت یهود» به دولتی مطرود بدل شده چگونه تجربه‌ای خواهد بود.

بر اساس نظرسنجی یوگاو در ماه نوامبر، ۵۱ درصد از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه زیر ۴۵ سال ترجیح می‌دهند در انتخابات مقدماتی ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ از نامزدی حمایت کنند که کاهش انتقال تسلیحاتِ تأمین‌شده از محل مالیات‌دهندگان آمریکا به اسرائیل را دنبال کند. تنها ۲۷ درصد از نامزدی حمایت می‌کنند که افزایش یا تداوم ارسال سلاح را خواستار باشد. در اردوگاه دموکرات‌ها نیز، نامزدهایی که جنگ اسرائیل در غزه را «نسل‌کشی» توصیف نکنند، امروز با مقاومت و فشار واقعی رأی‌دهندگان جوان و مترقی روبه‌رو می‌شوند.

هفته گذشته در کنفرانس امنیتی مونیخ، از الکساندر اوکاسیو کورتز، نماینده کنگره پرسیده شد آیا نامزد دموکرات ریاست‌جمهوری در انتخابات ۲۰۲۸ باید کمک‌های نظامی به اسرائیل را بازنگری کند یا نه. او پاسخ داد: «به‌نظر من، ایده کمک کاملاً بدون قید و شرط منطقی نیست. من فکر می‌کنم چنین رویکردی به وقوع نسل‌کشی در غزه امکان داد.»

تهدید درونی؛ کودتای قضایی و فرسایش دموکراسی اسرائیل
همان‌گونه که در آغاز گفتم، بنیامین نتانیاهو، دونالد ترامپ را بازی داده است و نیز لابی‌های حامی اسرائیل به رهبری آیپک و بسیاری از چهره‌هایی را که خود را «رهبران یهودیان آمریکا» می‌نامند، به همان مسیر کشانده است. او توانسته توجه آنان را بر ایران متمرکز کند و این واقعیت را در حاشیه قرار دهد که آنچه در غزه، کرانه باختری و حتی در داخل اسرائیل انجام می‌دهد، روابط ایالات متحده با متحدان اصلی‌اش در خاورمیانه از جمله مصر، اردن، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ترکیه و قطر  را تحت فشار قرار خواهد داد.

تمرکز انحصاری بر تهدید خارجی ایران، تهدید داخلی‌ای را که دولت نتانیاهو متوجه اسرائیل کرده نادیده می‌گیرد؛ تهدیدی که جایگاه این کشور را به‌عنوان دموکراسی مبتنی بر حاکمیت قانون و جامعه‌ای منسجم تضعیف می‌کند. نتانیاهو طی سه سال گذشته حتی در بحبوحه جنگ غزه در تلاش بوده است نوعی «کودتای قضایی» را پیش ببرد؛ اقدامی که عملاً تفکیک قوا در اسرائیل را از میان می‌برد و توان دادگاه عالی اسرائیل برای مهار افراط‌گری‌های حزب حاکم را سلب می‌کند. آیا ایران مسئول چنین روندی است؟ خیر.

آیا ایران در کارزار مستمر برای حذف یا تضعیف دادستان کل اسرائیل نقشی داشته است؟ خیر؛ این نتانیاهو بوده که چنین فشاری را وارد کرده است. این دادستان کل، با پشتوانه دیوان عالی، آخرین مانع در برابر حملات بیشتر به ساختار حکومت مبتنی بر قانون به‌شمار می‌رود: چه در برابر تلاش برای لغو محاکمه فساد نتانیاهو و چه در برابر تلاش های او برای سیاسی‌سازی انتصابات خدمات کشوری و نیز اعطای معافیت گسترده از خدمت نظامی به یهودیان ارتدوکس افراطی که بقای سیاسی‌اش به حمایت آنان وابسته است.

از ۷ اکتبر تا رؤیای صلح؛ تهدید واقعی از کجا می‌آید؟
آیا ایران مانع تشکیل یک کمیسیون مستقل حقیقت‌یاب درباره شکست حیرت‌آور اطلاعاتی و مدیریتی پیش از حمله حماس در ۷ اکتبر شد؟ نه؛ این بنیامین نتانیاهو بود که چنین مانعی ایجاد کرد. آن حمله نه‌تنها در دوران زمامداری او رخ داد، بلکه تا حدی نتیجه تلاش‌هایش برای اثبات این ادعا بود که اسرائیل می‌تواند با دولت‌های عربی به صلح برسد بی‌آنکه با فلسطینیان به توافقی دست یابد.

جنبش حماس نیز در سایه سیاست‌های طولانی‌مدت نتانیاهو تقویت شد؛ سیاستی که بر تقویت مالی این گروه با پول‌های قطری استوار بود تا رهبری فلسطینیان همواره میان حماس در غزه  و تشکیلات خودگردان در کرانه باختری دوپاره باقی بماند. بدین ترتیب، نتانیاهو می‌توانست به هر رئیس‌جمهور آمریکا بگوید که با تأسف، شریک واحدی در میان فلسطینیان برای مذاکره در اختیار ندارد. آیا ایران نزدیکان وفادار اما کم‌تجربه نتانیاهو را برای اداره مهم‌ترین نهادهای امنیتی اسرائیل از جمله شین بت و موساد منصوب کرد؟ خیر بلکه این تصمیم را خود نتانیاهو گرفت.

چه عاملی دونالد ترامپ را واداشت که علناً از رئیس‌جمهور اسرائیل بخواهد حتی پیش از صدور حکم، نتانیاهو را در پرونده‌های فسادش مورد عفو قرار دهد؟ چنین اقدامی ضربه‌ای سنگین به حاکمیت قانون در اسرائیل وارد می‌کرد. بی‌تردید این نیز کار ایران نبود. و اینجاست که ماجرا رنگ جنون به خود می‌گیرد. اسرائیل امروز از نظر نظامی بیش از هر زمان دیگری برای همسایگان عرب خود هراس‌انگیز و از منظر فناوری تحسین‌برانگیز شده است. اگر نتانیاهو بر سر راه‌حلی دو‌کشوری با تشکیلات خودگردان فلسطین وارد مذاکره می‌شد آن هم بر پایه شرایطی معقول می‌توانست مسیر صلح اسرائیل با عربستان سعودی، لبنان، سوریه و عراق را هموار کند.

اما پرسش محوری همچنان پابرجاست: آیا رهبری کنونی اسرائیل تهدید اصلی را در بیرون مرزها می‌بیند، یا آن‌گونه که شواهد نشان می‌دهد، خطری که از درون سیاست و ساختار قدرت سر برآورده، آینده این کشور را بیش از هر دشمن خارجی به چالش کشیده است؟

فرصت طلایی صلح یا مسیر انزوا؛ اولویت‌های متضاد تل‌آویو و واشنگتن
اگر مسیر صلح واقعی گشوده می‌شد، نه‌تنها سراسر همسایگی اسرائیل، بلکه جهان اسلام فراتر از آن نیز به روی این کشور باز می‌شد و ایران در انزوایی کامل قرار می‌گرفت. فناوری پیشرفته اسرائیل در کنار انرژی جهان عرب می‌توانست هم‌افزایی خیره‌کننده‌ای برای عصر هوش مصنوعی رقم بزند و افقی تازه در اقتصاد و امنیت منطقه بگشاید.

چنین تحولی سودی عظیم برای منافع ایالات متحده در پی داشت. هرچند پیچیدگی‌هایی همچنان باقی می‌ماند، اما خاورمیانه عملاً زیر چتر آمریکا به سوی صلح حرکت می‌کرد. کاهش تنش میان اسرائیل و جهان عرب نیز به دولت ترامپ امکان می‌داد کاری را انجام دهد که چندین دولت پیشین آمریکا در پی آن بودند: کاستن از حضور نظامی در منطقه و انتقال تمرکز راهبردی به مهار چین در آسیا. اما متأسفانه، «بی بی» اولویت‌های دیگری دارد.

جاه‌طلبی‌های الحاق‌گرایانه کابینه بنیامین نتانیاهو مستقیماً با طرح ۲۰‌بندی ترامپ در تضاد است؛ طرحی که در چشم‌انداز خود، راه‌حل دو‌کشوری را متصور می‌شود. «هیئت صلح» که ترامپ برای نظارت بر این برنامه ایجاد کرد، قرار است روز پنج‌شنبه نخستین نشست خود را در واشنگتن برگزار کند، اما نتانیاهو در آن حضور نخواهد یافت.

در همین حال، بزالل استموتریچ، وزیر دارایی او روز سه‌شنبه اعلام کرد که پس از انتخابات پاییز، در دوره بعدی مسئولیتش «مهاجرت فلسطینیان» از کرانه باختری و نوار غزه را تشویق خواهد کرد؛ عبارتی که در ادبیات سیاسی منطقه، معنایی فراتر از یک پیشنهاد اداری ساده دارد. هم‌زمان، تمامی متحدان کلیدی عرب آمریکا به همراه ترکیه روز سه‌شنبه بیانیه‌ای مشترک صادر کردند و تصمیم اسرائیل برای اعلام بخش‌هایی از اراضی کرانه باختری اشغالی به‌عنوان «اراضی دولتی اسرائیل» را به‌شدت محکوم کردند.

وقتی اسرائیل عملاً در مسیر الحاق تدریجی حرکت می‌کند و آنچه گروه‌های حقوق بشری «پاکسازی قومی» در غزه و کرانه باختری می‌خوانند ادامه می‌یابد، این کشور خود را به یکی از عوامل اصلی تداوم درگیری دائمی در منطقه بدل می‌کند. هیچ‌یک از این روندها در راستای منافع آمریکا نیست؛ اما بی‌تردید در تهران با رضایت و استقبال دنبال می‌شود.

ایران بزرگ‌ترین تهدید برای اسرائیل به‌عنوان دموکراسی مبتنی بر حاکمیت قانون نیست. ایران اصلی‌ترین خطر برای روابط ایالات متحده و اسرائیل محسوب نمی‌شود. ایران عامل اصلی تضعیف وحدت و امنیت یهودیان در سراسر جهان نیست. ایران دلیل کوچ فزاینده متخصصان برجسته اسرائیلی از فناوران و مهندسان گرفته تا پزشکان به خارج از کشور نیست. و ایران مهم‌ترین عاملی نیست که اسرائیل را به سوی وضعیتی شبیه آپارتاید سوق می‌دهد؛ وضعیتی که نه‌تنها از تلاش برای ایجاد دولت مستقل فلسطینی دست کشیده، بلکه عملاً در جهت ناممکن ساختن آن گام برمی‌دارد.

این عنوان به دولتی تعلق دارد که از افراط‌گرایان آخرالزمانی، ملی‌گرایان عرب‌ستیز و جریان‌های ارتدوکس افراطی ضدمدرن تشکیل شده است؛ ائتلافی که بنیامین نتانیاهو برای حفظ قدرت خود کنار هم نشانده است. اگر تهدیدهای بیرونی جدی‌اند، تهدیدی که از درون ساختار سیاسی و ایدئولوژیک برخاسته، می‌تواند بنیان‌های دموکراسی، انسجام اجتماعی و جایگاه بین‌المللی اسرائیل را عمیق‌تر و پایدارتر متزلزل کند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله