وزیر ناآگاه؛ انتقاد «سازندگی» از وزیری که «بلندگوی تندروها شده است»

روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
درباره وزیر آموزشوپرورش که اظهارات و دستورات ناشیانهاش میتواند بحرانهای اجتماعی را بیشتر کند
در روزهایی که باید اخباری از بهبود معیشت معلمان، نوسازی مدارس کپری یا حل بحران افت تحصیلی ناشی از تعطیلیهای مکرر بشنویم، اخبار برخی رسانهها به «شناسایی و برخورد» با معلمی اختصاص یافته که در هیاهوی حوادث اخیر دی ماه، اظهاراتی متفاوت از اخبار رسمی را در کلاس درس بر زبان رانده است. ورود شخص وزیر آموزشوپرورش به پرونده یک معلم و استفاده از ادبیات «برخورد» و «تخلف» بار دیگر این پرسش کلیدی را پیش میکشد که وظیفه ذاتی وزارتخانهای که متولی «تعلیم و تربیت» است، چیست؟ صیانت از حریم مدرسه یا تبدیل شدن به بازوی اجرایی جریانهای تندروی رسانهای؟
وقتی «وزیر» بلندگوی «تندروها» میشود
درحالی که بدنه آموزشوپرورش با کوهی از مشکلات ساختاری دستوپنجه نرم میکند، واکنش سریع و شدیداللحن وزیر به ویدئوی منتشرشده از یک معلم، نشان از یک تغییر فاز خطرناک در مدیریت کلان این وزارتخانه دارد. بهنظر میرسد، مدیریت فعلی بیش از آنکه بهدنبال اقناع، گفتوگو و درک فضای ملتهب جامعه باشد تحتتأثیر فشار رسانههای رادیکال و جریانهای تندرو، مسیر «حذف» و «تقابل» را برگزیده است. این رسانهها که با دمیدن در آتش دوقطبیسازی، جامعه را به سمت رادیکالیسم بیسابقه سوق دادهاند حالا با گروگان گرفتن امنیت شغلی فرهنگیان بهدنبال رضایت سیاسی هستند. وزیر آموزشوپرورش بهجای آنکه سپر بلای خانواده بزرگ خود باشد، خود به صف اول برخوردکنندگان پیوسته است تا ثابت کند در زمین بازی رادیکالها، بازیکن مطیعی است.
اولویتهای گمشده؛ از معیشت تا «شاد» غمگین
آقای وزیر! درحالی که برای برخورد با یک معلم داوطلب میشوید، آیا آماری از وضعیت معیشت معلمان دارید؟ آیا میدانید شکاف میان تورم و حقوق فرهنگیان، انگیزه را در کلاسهای درس به پایینترین سطح تاریخی خود رسانده است؟ در ماههای اخیر، زنجیرهای از تعطیلیهای مکرر (به دلایل مختلف از آلودگی هوا تا مشکلات امنیتی) ضربات جبرانناپذیری به بنیه علمی دانشآموزان وارد کرده است. سیستم «شاد» که قرار بود فرشته نجات آموزش مجازی باشد همچنان با همان باگهای قدیمی و کندی جانفرسا، تنها به سوهان روح والدین و دانشآموزان تبدیل شده است. وزیری که برای ممنوعیت پخش موسیقی در مدارس بخشنامه صادر میکند و تمام توان خود را صرف یکسانسازی عقیدتی در کلاسها کرده در برابر فاجعه «آموزش طبقاتی» سکوت پیشه کرده است.
کنکور؛ ویترین بیعدالتی و صندلیهای پولی
گزارشهای آماری نشان میدهند که در سال جاری نیز اکثریت قاطع رتبههای برتر کنکور متعلق به مدارس غیرانتفاعی و دهکهای بالای اقتصادی بودهاند. این یعنی «عدالت آموزشی» در دوران تصدی شما و همقطاران شما به یک شوخی تلخ تبدیل شده است. مدرسه دولتی که باید سنگر برابری باشد به حاشیه رانده شده و شما بهجای اصلاح این ساختار ناعادلانه، سرگرم پایش جملات معلمان در کلاس درس هستید. رادیکالیزه کردن فضای مدرسه و برخورد پلیسی با معلمان تنها خروجیاش، ریزش اعتماد عمومی و ناامیدی نسلی است که خود را در بنبست روایتی میبیند.
جنگ روایتها یا جنگ با معلم؟
رئیس مرکز اطلاعرسانی وزارتخانه از «جنگ شناختی» سخن میگوید اما به این سوال پاسخ نمیدهد که چرا روایت رسمی دولت نتوانسته است حتی در کلاسهای درس مرجعیت پیدا کند؟ برخورد با معلمی که تحتتأثیر فضای ملتهب جامعه یا رسانههای غیررسمی حرفی زده، راهکار حل بحران نیست؛ بلکه خود بحران است. مدرسه باید محل تمرین پرسشگری و تضارب آرا باشد. وقتی وزیر با ادبیات تهدید سخن میگوید عملاً کلاس درس را از یک محیط تربیتی به یک فضای امنیتی تبدیل میکند. این رادیکالیسم دوطرفه که اکنون در دانشگاهها و مدارس به اوج خود رسیده محصول مستقیم همین نگاههای حذفی است.
هزینهکرد از جیب روان دانشآموز
برخورد با معلمان به بهانه «امنیت روانی دانشآموزان» پارادوکسی آشکار است. آنچه امنیت روانی دانشآموز را به خطر میاندازد، دیدن برخورد قهرآمیز با معلمش، کلاسهای پرجمعیت و فرسوده و تبعیض میان دانشآموز دارا و ندار است نه شنیدن یک عدد اعتراضی. وزارتخانهای که رسالتش پرورش «انسان متعادل» است، خود به کاتالیزور رادیکالیسم تبدیل شده و با هر برخورد چکشی، یک قدم از فلسفه تعلیم و تربیت دورتر میشود. وزیر آموزشوپرورش باید بداند که اعتبار او نه با رضایت جریانهای تندروی رسانهای بلکه با میزان رضایت معلمان از معیشتشان و کیفیت آموزش در دورترین روستاهای کشور سنجیده میشود. برخورد با یک معلم شاید عطش انتقامجویی یک جریان سیاسی خاص را سیراب کند اما زخمی عمیق بر پیکر اعتماد عمومی خواهد زد. آقای وزیر! بهجای مشق رادیکالیسم به مشق عدالت بپردازید. کلاس درس، میدان جنگ نیست؛ باغ الفباست. آن را با بخشنامههای امنیتی به بیابان خاموشی تبدیل نکنید.
















