دیپلماسی روی گسل

اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حدیث روشنی| روز گذشته رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی مدعی شد که تهران و واشنگتن احتمالا اوایل ماه مارس دور تازهای از مذاکرات غیرمستقیم را برگزار خواهند کرد و حتی امکان دستیابی به یک توافق موقت نیز وجود دارد. در همین راستا روزنامه «اعتماد» با هدف ارزیابی جزییات احتمالی بسته پیشنهادی تهران در دور جدید مذاکرات ایران و ایالات متحده با کوروش احمدی دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک گفتوگو کرده است.
کوروش احمدی دیپلمات پیشین کشورمان در سازمان ملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای به عنوان خط قرمز واشنگتن و احتمال شکلگیری توافقی مشابه برجام تصریح کرد: ترامپ از این فرمول عام یعنی «عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای» استفاده کرده، اما همزمان چند بار نیز چه در مصاحبهها و چه در پیامها در شبکه اجتماعیاش به روشنی عنوان کرده است که ایران نباید غنیسازی داشته باشد. البته استفاده از هر دو فرمول این فرض را که ممکن است ترامپ شاید بتواند با فرمولی که محرز کند که ایران ضمن ادامه حداقلی از غنیسازی، نیت و توانایی ساخت بمب را ندارد، کنار بیاید. به باور احمدی از طرفی اظهارات مقامات ایرانی نیز بر پیچیدگی امور افزوده است. آقای عراقچی اخیرا در گفتوگو با یک رسانه امریکایی گفت که «ما هیچ تعلیقی پیشنهاد نکردهایم، طرف امریکایی هم درخواست غنیسازی صفر مطرح نکرده است» با این حال هم ویتکاف و هم برخی از دیگر مقامات امریکایی گهگاه تعابیری مانند توقف یا تعلیق غنیسازی یا غنیسازی صفر را به کار میبرند. مشکل ترامپ در واقع همین احتمال شکلگیری توافقی مشابه با برجام در 2015 است. او همیشه برجام را به عنوان بدترین توافق تاریخ بشر دانسته و چیزی شبیه برجام برای او به لحاظ سیاست داخل امریکا ممکن است مصیبتبار باشد.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: با این همه برجام بر دو ستون اساسی استوار بود: یکی غنیسازی محدود در ایران و دوم لغو و تعلیق تحریمهای فراملی امریکا و اروپا علیه ایران. تصور ترامپ این است که اگر قرار باشد حداقلی از غنیسازی در ایران ادامه یابد و مهمتر از آن سازوکارها و ساختارهای غنیسازی در ایران برپا بماند، به واقع به معنی برجام 2 تلقی خواهد شد و این باعث دست بالای دمکراتها بر سر او و موجب مضحکه خواهد شد. لذا در چهارسال اول ریاستجمهوری ترامپ که او «اصلاح برجام» را مطرح میکرد، ممکن بود با برخی اصلاحات مانند تغییر تاریخهای غروب و امثالهم، فرمول برجام2 برای او و نیز قطعا برای ایران مفید باشد، اما امروز با توجه به تحولات عظیمی که رخ نموده و بسیج نظامی او و صحبتی که خود او و دیگر مقامات امریکایی از غنیسازی صفر کردهاند، تصور اینکه فرمولی مشابه برجام برای ترامپ قابل قبول باشد، هرچند غیرممکن نیست اما بیشباهت به معجزه هم نخواهد بود. احمدی در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» در خصوص گمانهزنیها پیرامون «غنیسازی کوچک و نمادین» که توسط نشریات غربی مطرح شده است خاطرنشان کرد: پیشنهاد غنیسازی نمادین نیز در زمره حدس و گمانها است. مشکل است که سازوکار چنین غنیسازی آن هم به صورت نمادین را تشریح کرد. به عنوان مثال سانتریفیوژها بدون گاز UF6 کار کنند و در چرخش باشند و خروجی نداشته باشند؟ یا روش دیگری در میان است؟ البته که نفس این فرمول هم میتواند برای ایران در حکم دستاورد خوبی باشد چرا که در این صورت قاعدتا ساختار غنیسازی باید محفوظ بماند و در دورانی دیگر به کار آید. به گفته این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در رابطه با این پیشنهاد و هر پیشنهاد دیگری که بتواند در حکم برد – برد باشد، نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی و رافائل گروسی و تیمش بسیار مهم خواهد بود. آقای عراقچی پیشتر در یک مصاحبهای از نقش بسیارسازنده آقای گروسی و تماس مستقیم با او و دریافت پیشنهادات از او سخن به میان آورد. به هر حال، دستیابی به فرمولی که بتواند برای هر دو طرف همراه با حفظ آبرو باشد و طرفین بتوانند آن را در کشور خود به عنوان دستاورد مثبت عرضه کنند، باید به پشتوانه ابتکار و خلاقیت باشد که بسیار مهم است.
احمدی در ادامه این گفتوگو و در خصوص بسته پیشنهادی که قرار است تیم مذاکرهکننده ایرانی در دور بعدی مذاکرات ارایه دهد تشریح کرد: این بسته پیشنهادی گفته شده برای اینکه شانس مقبولیت داشته باشد و در وهله دوم کشور را از این وضعیف وخیم و این تعلیق اجتماعی-اقتصادی 9 ماه اخیر نجات دهد، باید به گونهای باشد که برای دو طرف قابل قبول باشد. اگر فرض این باشد که ترامپ غنیسازی را نمیپذیرد، بسته پیشنهادی در صورتی شانس پذیرش دارد که به نوعی حاوی ابتکار و خلاقیتی در این رابطه باشد و رضایت دوطرف را تامین کند. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان اگر چه آقای عراقچی در مصاحبه اخیر گفته است «ما هیچ تعلیقی پیشنهاد نکردهایم»، اما فکر میکنم تعلیق همچنان یکی از راهحلهای بینابینی باشد. ما تجربه تعلیق در 1382 در توافق سعدآباد را داریم و در چنین صورتی ایران میتواند حق غنیسازی را محفوظ نگه دارد و تنها در شرایطی که به گفته مقامات ایرانی بعد از حملههای امریکا، اکنون غنیسازی عملا در ایران متوقف شده، این وضعیت توقف عملی را به نوعی در چارچوب یک توافق تا اطلاع ثانوی برای مدتی اعلام کنند؛ با تاکید بر اینکه تعلیق موقتی، داوطلبانه، با هدف اعتمادسازی و بدون الزام حقوقی است.
احمدی در پاسخ به دیگر پرسش اعتماد مبنی بر راهگشا و امکانپذیر بودن تفکیک احتمالی مساله هستهای از دیگر موضوعات مذاکره از جمله مساله موشکی توسط واشنگتن خاطرنشان کرد: همچنان روشن نیست که امریکا، به خصوص شخص ترامپ، روی موضوعات دیگر مثل موشکی و ... واقعا اصرار دارد یا خیر. ترامپ تنها یک بار در هفته گذشته در مصاحبه با فاکسنیوز به صورت گذرا به عبارت «موشکها و این و آن» به عنوان موضوعات مذاکره اشاره کرده است. ویتکاف نیز برای اولینبار در 16 ژانویه گذشته موشکها و گروههای منطقهای را مطرح کرد. همچنین مارکو روبیو وزیر امور خارجه ایالات متحده نیز تنها یک روز قبل از مذاکرات عمان در 6 فوریه به این موضوعات اشاره کرد. لذا این احتمال را میتوان در نظر گرفت که با توجه به حساسیتهای داخلی، تاکید و اصرار ترامپ تنها بر روی غنیسازی باشد. به گفته احمدی محتمل است که طرح موضوعات دیگر اولا با توجه به تصور تضعیف موقعیت ایران باشد و ثانیا هدف از طرح آنها نوعی تاکتیک مذاکراتی و با هدف چانهزنی باشد. البته در بین این موضوعات برنامه موشکی نسبت به دیگر موضوعات برای توان دفاعی کشور مهمتر است و من تصور میکنم که ایران باید در ارتباط با حفظ توان موشکی هرگز عقبنشینی نکند چرا که این توان در غیاب یک نیروی هوایی روزآمد، برای دفاع از کشور در برابر همسایگان بعضا طماع ضرورت دارد. البته این به معنای امتناع از شنیدن سخن طرف مقابل در ارتباط با این موضوعات نیست. تهران میتواند نظرات طرف مقابل را بشنود و اگر مورد پذیرش نبود، نپذیرد و هیچ ترتیب اثری به آن ندهد. این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه گفتوگویش با «اعتماد» و در خصوص گمانهزنیها مبنی بر انجام حمله محدود توسط واشنگتن گفت: ادعای حمله محدود یک گمانهزنی است و مبتنی بر این فرض است که ایران واکنشی نشان ندهد یا واکنشی در حد حمله به عینالاسد و العدید در قطر نشان دهد. طبعا اگر ایران واکنش نشان دهد یا واکنشی از نوع واکنشهای قبلی نشان دهد، ترامپ میتواند با یک حمله محدود حفظ آبرو کند و سطح تنشها را پایین آورد. البته ایران در گذشته همیشه پاسخ محدود و با هدف جلوگیری از گسترش جنگ داده است و به همین دلیل نیز آن پاسخها کمکی به تقویت بازدارندگی ایران نکرده است. به هر حال مقامات ایران در صورت شکست مذاکرات باید فرض را بر بدترین سناریو قرار داده و البته امیدوار باشند که بهترین سناریو برای ایران شکل گیرد.
احمدی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در این زمینه که سناریوهای احتمالی به نتیجه نرسیدن مذاکرات میتواند شامل چه مواردی باشد گفت: متاسفانه در صورت شکست مذاکرات همه سناریوها از جمله فشار حداکثری و گزینه نظامی محتمل خواهد بود. مشکل میتوان تصور کرد که در چنین صورتی ترامپ بهرغم تجمع نیرو و تحرکاتی که در این زمینه به نمایش گذاشته است دست به اقدامی نزند. البته تشدید تحریمها همیشه در دستور کار بوده و سناریوی تازهای نیست. مشکل ترامپ این است که کمتر حوزهای وجود دارد که تحت تحریم نباشد. در این رابطه ممکن است تلاش بیشتری برای کاهش یا توقف صدور نفت ایران در دستور کار قرار گیرد. به باور این دیپلمات پیشین کشورمان به لحاظ نظامی ممکن است هدف ترامپ یک حمله محدود باشد اما واکنش ایران تعیین خواهد کرد که آیا اقدام نظامی محدود بماند یا از کنترل خارج شود. ایران در گذشته در حمله به عینالاسد و العدید مدیریت شده و محدود عمل کرد. اما همین موجب تضعیف بازدارندگی ایران شد. چون بازدارندگی به معنی نگرانی دشمن از واکنش شدید و پشیمانکننده است. اگر چنین نباشد یعنی بازدارندگی در کار نیست. به هر حال باید آرزو کنیم و دعا کنیم که کار در کانال دیپلماتیک حل و فصل شود و به کانال نظامی نکشد. احمدی در ادامه و در رابطه با تشدید فشارها به رییسجمهور امریکا مبنی بر عدم آغاز رویارویی با ایران تشریح کرد: نظرسنجیها نشان داده است که اکثریت بزرگی از مردم امریکا با به کارگیری گزینه نظامی در قبال ایران مخالفند . اما در کنگره صدای مخالف چندانی شنیده نمیشود. طی یکی دو روز اخیر یک نماینده دمکرات و یک نماینده جمهوریخواه طی بیانیه اعلام کردند که قصد دارند با پیشنهاد قطعنامهای خواستار عدم حمله به ایران بدون موافقت کنگره شوند. اما برخی دیگر از نمایندگان با چنین قطعنامهای مخالفت کردهاند. و رهبران دمکرات نیز ضمن اینکه طبق معمول اعلام جنگ را حق کنگره میدانند، اما در مخالفت با حمله به ایران سکوت اختیار کردهاند. ضمنا بر خلاف موارد دیگر به ویژه حمله دولت بوش به عراق، شاهد اعتراضات عمدهای در امریکا علیه حمله احتمالی با ایران نیستیم. احمدی در پایان و در خصوص واکنش احتمالی پکن و مسکو در قبال هر نوع رویارویی تهران و واشنگتن تشریح کرد: تاکنون به صورت علنی واکنش جانبدارانه عمدهای از جانب چین و روسیه برای ایران ندیدهایم. هردو بازیگر عمدتا از ضرورت خویشتنداری طرفین صحبت کردهاند. با این همه سوال مهم این است که آیا آنها در عمل کمکهای تسلیحاتی قابل توجهی برای بازسازی امکانات صدمه دیده ایران در جنگ 12 روزه انجام دادهاند یا خیر؟
















