مشرق/
متن پيش رو در مشرق منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
نماينده فعلي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در سال 1385 در نامه سرگشاده به محمود احمدي نژاد از نگرش دولت نسبت به مسائل فرهنگي انتقاد کرد؛ وي در ابتدا نامه کاميابي احمدي نژاد را «الطاف خفيه الهي» ناميد و نوشت: "بدون شک انتخاب جنابعالي به عنوان رئيسجمهور در سال گذشته از الطاف خفيه الهي بود.
«آقاي مطهري الان در مجلس همان کاري را مي کند که ما در مجلس ششم انجام مي داديم و به براندازي متهم شديم! »1 اين قسمتي از اظهارات سيد محمدرضا خاتمي، نايب رييس مجلس ششم و از فعالان فتنه 1388 از رفتارشناسي سياسي علي مطهري، نماينده ادوار مجلس در عصرکنوني است.
از سوي ديگر، مصطفي تاج زاده در سال 1379 در پاسخ به يادداشت «جفا به استاد مطهري» به علي مطهري هشدار ميدهد که شوراي نظارت بر نشر آثار شهيد مطهري را وارد ميدان سياسي نکند زيرا « آنها که اخيرا جنابعالي را به ورود در چنين عرصهاي تحريض ميکنند و حتي روزنامه خود را براي نقد و در حقيقت نفي«اصلاحات» و شعارهاي رييس جمهور محترم در اختيار شما قرار داده اند، از آنجا که ميکوشند تا به زعم خويش به نام دفاع از «مطهري» بر ادامه دهنده راستين راه او يعني«خاتمي» بتازند»2 .
اين دو اظهارنظر رفتار متناقض سياسي علي مطهري را روايت ميکند و آنچه که براي بسياري از ناظران سياسي نسبت به رفتارشناسي سياسي علي مطهري تعجب برانگيز است، «موج سينوسي» تغييرات فکري و جناحي ايشان در بازههاي زماني مختلف است؛ به نحوي که «ارزشهاي» سياسي و «شخصيتهاي» محبوب وي بدون معياري مشخصي در حال تغيير و تحول است؛ روزگاري انتخاب محمود احمدي نژاد را از «الطاف خفيه الهي» بداند و سپس بعد از سال ها مخالفت با حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني و خانواده اش، او را «مصلح واقعي و منتقدان دلسوز جامعه»3 بخواند .
در اين نوشتار درصدد هستيم به ارزيابي رفتارشناسي سياسي علي مطهري در سپهر سياسي کشور در دهه هفتاد و هشتاد شمسي و همچنين موضع گيري ايشان نسبت به شخصيت هاي سياسي کشور مانند حجت الاسلام هاشمي و خاتمي بپردازيم.
· از نفوذ فرزند هاشمي در وزارت نفت تا کم تحملي او در برابر انتقادات
علي مطهري در گفتوگويي در سال 1379 به ارزيابي شرايط دوران اصلاحات پرداخته است وي در بخشي از گفت و گو با انتقاد از وضعيت رياست جمهوري حجت الاسلام هاشمي بيان داشت "ورود و دخالت اقوام رئيس جمهور در تمام شئون سياسي و اقتصادي واقعا درست نبود اينکه اينها بيايند در اکثر مراکز حساس اقتصادي مسلط شوند،اين چه دليل موجهي دارد؟ مثلا در وزارت نفت آنجايي که بايد معاملات مهم انجام شود حتما بايد از نزديکان ايشان باشد...."
وي در ادامه در پاسخ به سوالي در رابطه با اين که برخي اين گونه توجيه مي کنند که آقاي هاشمي در امور حساس و مهم به خصوص در اموري که يک طرف آن خارجي ها هستند، نمي توانست به غير از نزديکان خود اطمينان کند؛ اظهار داشت " تا يک حدي اين استدلال قابل قبول است. مثلا اينکه پسرشان رئيس دفترشان باشد، ولي حالا حتما بايد «کيش» هم دست اينها باشد، وزارت نفت هم زير نفوذ اينها باشد، فلان کارخانه خودروسازي هم مال اينها باشد و انحصار صادرات فلان محصول در اختيارشان باشد، اينها هم توجيه امنيتي دارد؟ اينها را که ديگر نمي شود براساس مصالح ملي توجيه کرد. خب وقتي يک خانواده اي اينقدر دستشان در امور اقتصادي و قدرت سياسي باز باشد، کم کم جسارت پيدا مي کنند و متعرض امور مقدس هم مي شوند. مثلا دختر ايشان به چه مجوزي بايد آزاد باشد که احکام اسلام را به راحتي زير سوال ببرد. خب اين خانم در آن روزنامه اي که داشت خيلي راحت نوشت چرا بايد ديه مرد دو برابر زن باشد، يا چرا حکم ارث چنين و چنان است. اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اينها فسادهايي بود که از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پيدا کرد "4 .
مخالفت با منش سياسي حجت الاسلام هاشمي به همين جا ختم نشد و در 20 مهرماه 1383، علي مطهري استاد فلسفه دانشگاه تهران در نامه اي به حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني از او مي خواهد که در انتخابات رياست جمهوري نهم حضور پيدا نکند، وي دربخشي از نامه فعاليت اقتصادي فرزندان رييس مجمع تشخيص مصلحت و کم تحملي هاشمي را از دلايل اصلي خود ميداند و اظهار داشت « اکثر فرزندان و برخي نزديکان شما در کارهاي اقتصادي وارد شدهاند و اين امر در صورتي که جنابعالي رئيس جمهوري شويد موجب افزايش شايعات خواهد شد، تحمل جنابعالي در مقابل انتقاد آشکار و مطرح در رسانهها اندک است گرچه انتقادات خصوصي را راحتتر ميپذيريد و اين امر يک نقطه منفي براي يک رئيس جمهور است و باعث پيدايش گروههاي سياسي نيمه مخفي ميشود.»5
· از افشاگري براندازي اصلاح طلبان تا نامه براي انصراف خاتمي
سخنان علي مطهري نسبت به تعريف اصلاحات و اهداف اعلامي آن در صحنه سياست ورزي کشورمان بسيار قابل تامل است؛ حامي اين روزهاي جريان اصلاحات طلب درباره شاخصه هاي اصلاح طلبي و اهداف اين جريان نوشت : " به نظر من لفظ «اصلاحات» و مشتقات آن الان مورد سوء استفاده قرار گرفته و از اين واژه خوب و مقدس براي جلب آراي مردم استفاده ناصواب مي شود. کساني پيدا شده اند که جريان اصلاحات را بستري براي ساقط کردن ولايت فقيه و از بين بردن اساس حکومت ديني مي دانند،ما که نمي توانيم چنين روندي را قبول کنيم.
بله ما هم انتقاداتي به گذشته داريم و معتقديم فسادهايي بوجود آمده که بايد آنها را اصلاح کرد. آقايان آمده اند به نام اصلاحات کارهايي کرده اند که فهرست آن فسادها طولاني تر شده است. اگر بناست اصلاحاتي صورت بگيرد. بايد شامل فسادهاي پس از دوم خرداد هم بشود"6 .
اين استاد دانشگاه پس از سه سال از زيست سياسي جريان اصلاح طلب در بستر حاکميت جمهوري اسلامي درباره آنان اظهار داشت "جار و جنجالها و بازکردن باب «اصلاحات» و تلقين اين که دوره جديدي آغاز شده است. که بيشتر از سوي هواداران دولت صورت مي گيرد، حاکي از آن است که برخي افراد و گروهها «اصلاحات» را به معني حقيقي آن در نظر دارند و به دنبال ايجاد تغييرات اساسي در نظام جمهوري اسلامي هستند. سير وقايع از دوم خرداد 76 تاکنون نشان مي دهد که مهمترين تغيير مورد نظر اصلاح طلبان، حذف ولايت فقيه يا به صورت يک مقام تشريفاتي درآوردن آن و حداقل محدود کردن اختيارات ولي فقيه است و به تعبير ديگر آنها به دنبال يک حکومت غيرديني و يک حکومت جمهوري هستند، همان چيزي که علماي تيزبين در قبل از دوم خرداد 76 فرياد زدند که اگر اين روشنفکران غربگرا روي کار آيند مشروطه تکرار خواهد شد و دين در خطر خواهد بود و تقي زاده ها در راهند و از اين قبيل، اما هشدار آنها جدي گرفته نشد و امروز بعد از سه سال مي بينيم سخن آنها بخش زيادي از حقيقت را دربرداشته است، نوک پيکان حمله اصلاح طلبان متوجه ولايت فقيه است و طرحها و لوايح در جهت حذف مکتب و ايدئولوژي پيش مي رود"7.
همچنين علي مطهري اين گونه از منشا انحراف فکري اصلاح طلبان ياد ميکند "اکثر انحرافات فکري اصلاح طلبان از آنجا ناشي مي شود که ناخودآگاه اسلام را يک مکتب کامل و پاسخگو در همه عصرها نمي دانند و آنچه برايشان ملاک و معيار است آخرين نظريات روز است، لذا همواره تلاش مي کنند مفاهيم اسلامي را با مفاهيم روز تطبيق دهند، مثلا تلاش مي کنند ثابت نمايند که دموکراسي غربي در اسلام نيز هست، چنان که قبل از انقلاب، انقلابيون مسلمان مارکسيم زده تلاش داشتند مفاهيم اسلامي را با مفاهيم مارکسيستي تطبيق دهند و مثلا بگويند اصول ديالکتيک مورد قبول اسلام نيز هست، زيرا به هر دو دلبستگي داشتند و انحراف از همين جا آغاز مي شود."8
روند مخالفت هاي علي مطهري با جريان اصلاحات به حدي بود که ايشان در نامه سرگشاده به سيد محمد خاتمي به دلايل متعددي از وي درخواست مي کند که در انتخابات رياست جمهوري هشتم حضور پيدا نکند؛ يکي از دلايل فرزند شهيد مطهري شيفتگي خاتمي به مغرب زمين و متفکران غربي است؛ وي نوشت "نوعي شيفتگي به مغرب زمين و متفکران غربي در شما وجود دارد که ناشي از دوره اي است که در آن ديار گذرانده ايد و مخل استقلال مکتبي است. جنابعالي دوبار اين قضيه را براي من و برادرم صادقانه نقل کرديد- يک بار در دوره وزارت ارشاد و بارديگر در دوره رياست جمهوري- که در سال 56 وقتي مي خواستيد به آلمان برويد با استاد مطهري که در آن زمان در برخي درس هاي ايشان شرکت مي کرديد مشورت نموديد و ايشان مخالف رفتن شما به اروپا بودند ولي چون خودتان مايل به رفتن بوديد و ديگران نيز نظر مثبت داده بودند به آن سامان رفتيد و حتي بعد از مدتي که به ايران بازگشتيد و داستان رفتن خود به آلمان را براي آن شهيد بزرگوار بازگو کرديد ايشان اظهار تاسف کردند و از آن مشورت دهندگان تلويحا گله نمودند"9
· مقامات اجرايي، ريشه« فتنه» کوي دانشگاه
حوادث کوي دانشگاه در تيرماه 1378 از مهم ترين رخدادهاي دوران استيلاي گفتمان اصلاحات بر قوه مجريه است؛ فتنه اي که با حضور ميليوني مردم در راهپيمايي 23 تير 1378 خنثي شد؛ علي مطهري يک سال پس از وقايع کوي دانشگاه در يادداشتي در روزنامه کيهان معتقد است که «دانشجويان به آساني آلت دست يک گروه سياسي براي انتقام گيري قرار گرفتند» .
وي در يادداشت «عبرتهاي حادثه کوي دانشگاه» درباره اقدام روزنامه سلام در انتشار سند محرمانه وزارت اطلاعات اين گونه از اين رسانه مکتوب اصلاح طلبان در ايجاد حوادث کوي دانشگاه ياد ميکند: "اين حادثه نشان داد که روزنامه هاي منافق تا چه حد مي توانند در ايجاد يک آشوب موثر باشند. لذا حکومت اسلامي در تعطيل کردن آنها نبايد ترديد به خود راه دهد. اگر نگاهي به چند روزنامه آن زمان از يک ماه قبل از حادثه تا چند روز بعد از آن بيندازيد تصديق مي کنيد که آن چند روزنامه نقش اساسي در اين آشوب داشته اند. و اگر مي خواهيد بدانيد چرا اين گونه روزنامه ها بايد تعطيل شوند نگاهي به صفحه اول شماره 12 تير 79 روزنامه «حيات نو» بيندازيد.
اين روزنامه پس از اعلام راي دادگاه متهمان به جاسوسي براي اسرائيل، در صفحه اول خود عکس مادر يکي از اين جاسوسان را درج کرده است. درحالي که به شدت مي گريد و به درگاه خدا تضرع مي نمايد. کاري که روزنامه هاي اصولگرا مثلا در مورد محکوم به اعدام شدن مجاهدين مسلمان مصري انجام مي دهند، اين روزنامه براي جاسوسان اسرائيل انجام داده است. اين کار جز حمايت از صهيونيسم و دهن کجي به نظام جمهوري اسلامي معنايي ندارد. همين خطا کافي است براي تعطيل کردن يک روزنامه و معلوم نيست چرا مسئولين امر در اين مورد کوتاهي کرده اند. اگر اين روزنامه به صراحت از صهيونيسم حمايت مي کرد به عقيده نگارنده جرم آن کمتر بود از اين حالت که در پشت پرده نفاق از صهيونيسم حمايت کرده است".
وي در پنچ گانه ترسيمي خود از عبرت هاي فتنه کوي دانشگاه ريشه آن را در سخنان مقامات اجرايي کشور مي بيند و نوشت "عبرت آخر اينکه ريشه اين فتنه را در سخنان مقامات اجرايي کشور نيز مي توان ديد. اين همه دم از آزادي زدن به گونه اي که گويي در بيست سال گذشته سراسر اختناق و ظلم بوده است و حقوق مردم ضايع شده است، يک جوان بيست ساله را تحريک مي کند"10
علي مطهري بار ديگر در آغازين ماه هاي دهه 80 اين گونه از حوادث کوي دانشگاه روايت مي کند " اطلاعات محرمانه کشور در روزنامه ها مطرح مي شد و با مسائل اطلاعاتي تجارت سياسي مي گرديد. نمونه بارز آن سند محرمانه اي است که روزنامه اي اقدام به چاپ آن کرد و قوه قضاييه، طبق قانون، آن روزنامه را تعطيل نمود و به دنبال آن عده اي دانشجويان را ابزار هدف سياسي خود قرار دادند و فاجعه کوي دانشگاه پديد آمد، فاجعه اي که در آن عده اي از دانشجوياني که داخل ماجرا نبودند و عده اي از افراد نيروي انتظامي توسط افراد نقابدار مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و بعدا روشن شد که کل اين ماجرا، از ابتدا تا انتها طبق يک نقشه و برنامه حساب شده و با حمايت دولتهاي خارجي بوده است.».
وي سپس قهرمانان اين حادثه را اين گونه معرفي مي کنند "قهرمانان اين حادثه بسيجياني هستند که خيابانهاي تهران را از لوث وجود اراذل و اوباش پاک کردند و مردمي هستند که پس از شنيدن نداي رهبر خود خيابانهاي تهران و ساير شهرها را پر نمودند"11
· انتخاب احمدي نژاد الطاف خفيه الهي بود تا حضور در ليست اصولگرايان
علي مطهري در 20 مهرماه 83 در نامه اي سرگشاده به هاشمي رفسنجاني از وي درخواست مي کند که در انتخابات رياست جمهوري نهم حضور پيدا نکند و سپس از نامزدهاي اصولگرا حمايت کرد؛ يک سال بعد از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات 1384 علي مطهري در نشست علمي «سوم تير، علل و چرايي» که به مناسبت اولين سالگرد انتخابات رياست جمهوري نهم در سالن مرکز بررسي هاي استراتژيک رياست جمهوري برگزار شد بيان داشت "اصلاح طلبان دموکراسي به مفهوم مطلق و غربي آن را واقعاً پذيرفتهاند که طبعاً با مسئله ولايت فقيه هم اصطکاک خواهند يافت و تلاش آنها در راستاي کم رنگ جلوه دادن نقش ولايت فقيه نيز در همين راستا است."12
نماينده فعلي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در سال 1385 در نامه ي سرگشاده به محمود احمدي نژاد از نگرش دولت نسبت به مسائل فرهنگي انتقاد کرد؛ وي در ابتدا نامه کاميابي احمدي نژاد را «الطاف خفيه الهي» ناميد و نوشت: "بدون شک انتخاب جنابعالي به عنوان رئيس جمهور در سال گذشته از الطاف خفيه الهي بود و مردم با انتخاب خود، انقلاب اسلامي را به مسير اصلي آن بازگرداندند و خطر بزرگي يعني غربزدگي و ايدئولوژيگريزي را که تشخيص آن براي توده مردم مشکل بود از اين انقلاب الهي دفع کردند. اهداف و شعارهاي اوليه انقلاب اسلامي يعني عدالت اجتماعي استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي، آزادي، معنويت و خلاصه همه هدفهاي اسلامي بار ديگر به معني صحيح خود مطرح شدند... اين دولت بيش از دولت هاي پيشين در مسير عدالت علي(ع) حرکت کرده است و البته کساني که مانند دوره عثمان به تبعيض عادت کردهاند مشکلاتي ايجاد کرده و خواهند کرد."13
حمايت تمام عيار علي مطهري از دولت نهم باعث شد که او در سال 1386 با توصيه و تاکيد مستقيم محمود احمدي نژاد در ليست 30 نفره اصولگرايان براي انتخابات مجلس هشتم قرار بگيرد؛ علي مطهري پس از ثبت نام در فرمانداري تهران علت حضور خود را به صورت بيان مي کند که "در دوره حساس کنوني که همه گروهها با تمام نيرو به ميدان آمدهاند من هم با احساس خطر از شدت گرفتن اصلاح طلبان، وارد شدهام."13 و سپس دو روز مانده به انتخابات در همايش دانشجويي جبهه متحد اصولگرايان گفت "اگر قرار است امروزه باز هم در مقابل کارهايي که در دولتهاي گذشته صورت گرفته ساکت باشيم، ما اصولگرا نيستيم ... مردم بايد افرادي را به مجلس بفرستند که اهل تجزيه و تحليل باشند اگر امروز در مسير درست اصولگرايي قرار بگيريم ميتوانيم تعالي کشور را شاهد باشيم." 14 و با حضور در ليست اصولگرايان توانست در مجلس هشتم حضور پيدا کند.
پينوشت:
1. «اصلاحات امروز اصلاحات ديروز نيست» ، گفت و گو با سيد محمد رضا خاتمي، ماهنامه سياسي و فرهنگي سخنما ، سال اول، شماره دوم، شهريور 1393، صفحه 40
2. «پاسخ تاجزاده به مقاله جفا به استاد مطهري»، مصطفي تاجزاده، روزنامه کيهان، 01/08/1379
3. «چرا علي مطهري طرفدار هاشمي شد؟»، سايت تابناک، 11/1/1393 ، کدخبر:389712
4. « بالا کشيدن راي مردم، مسئله اين است: گفت و گو با دکتر علي مطهري درباره اصلاحات و افسايدهاي پس از دوم خرداد»، روزنامه کيهان، 04 /10 /1379
5. «علي مطهري خواستار عدم حضور هاشمي رفسنجاني در صحنه انتخابات شد»، خبرگزاري فارس، 20/07/1383، کد خبر :8307200115
6. همان
7. « اصلاحات چيست؟»، دکتر علي مطهري، روزنامه جام جم، 5/7/1377
8. «فرصت طلايي دوم خرداد با گروهگرايي و انتقامجويي از فرزندان امام از دست رفت»، پاسخ دوم علي مطهري به مصطفي تاج زاده، روزنامه کيهان ، 11/08/1379
9. «نامه سرگشاده به رئيس جمهور»، علي مطهري، دوران امروز، 4/10/1379
10. « عبرتهاي حادثه کوي دانشگاه» ، دکتر علي مطهري، روزنامه کيهان، 21/04/1379
11. « اولين اصلاح واقعي»، علي مطهري، روزنامه جام جم، 30/04/1380
12. « علي مطهري:دور شدن از استقلال فرهنگي نقطه ضعف بزرگ اصلاح طلبان بود»، خبرگزاري فارس، 28/03/1385 ، کدخبر:8503280535
13. «دکترعلي مطهري در نامه اي به رييس جمهور: دولت حساسيت لازم را در مسائل فرهنگي ندارد،دولت را ازنقص رهاسازي فرهنگي که متاسفانه از گذشته آغاز شده بري سازيد»، خبرگزاري ايسنا، 13/6/1385 ، کدخبر:082208506
14. «براي مقابله با اصلاح طلبان وارد انتخابات شدم» ، خبرگزاري فارس، 20/10/1386 ، کدخبر:8610200362
15. «علي مطهري:تاريخ اصولگرايي ريشه در صدر اسلام دارد»، خبرگزاري فارس، 22/12/1386 ، کد خبر:8612220738