مردم را درست تحلیل کنیم؛ انتقاد «فرهیختگان» از مقاله اخیر عباس عبدی

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمد زعیمزاده| روز گذشته جناب عباس عبدی، روزنامهنگار قدیمی در یادداشتی به نقد روندهای تصمیمگیری و تصمیمسازی در کشور پرداخته است که توصیه میکنم متن کامل آن را قبل از خواندن ادامه این یادداشت بخوانید. قسمتی از این نوشته در نقد سیاسیون است که ممکن است درست باشد یا نباشد و در جای خود میتوان آن را بررسی کرد، اما در بخشی از یادداشت نقد کمی تا قسمتی توهینآمیز نسبت به اقشاری از مردم قابلبرداشت است. جناب عبدی البته توضیحاتی را درباره این متن دادهاند که مسئله اصلی را حل نکرده و شاید در آینده بهتفصیل دیدگاه خود را توضیح دهند، آنچه از متن فعلاً پیش روی ماست توصیفی است از جمعیتی که در کف خیابانها هستند و به تعبیر وی جمعیتی اقلیت، رانتی و تحمیلگرند.
این قسمت از متن حداقل سه ایراد متنی و سه ایراد فرامتنی مهم دارد:
1- در خصوص خیابان ما با یک واقعیت جامعهشناختی کمسابقه روبهرو هستیم و بیش از دوماه است که مردم عادی بدون هیچساماندهی حاکمیتی خاصی کف میادین هستند، حتی اگر از انصاف و مروت بویی نبرده باشیم و صرفاً نگاه ابزارگرایانه به این مردم داشته باشیم باید بگوییم حداقل کارکرد این جمعیتها رفع خطر امنیتی بوده، بگذریم از اینکه کارکرد این جوامع بسیار بیشتر از اینهاست، پر کردن دست نیروی نظامی، قوت قلب دادن به مدیران اجرایی، تغییر محاسبات دشمن و... از جمله این کارکردهاست و تأسفبرانگیز است که به جای تقدیر از این مردم به آنها انگ میزنیم.
بنا به یک نظرسنجی معتبر حداقل 50 درصد مردم تجربه حضور در این تجمعات را داشتهاند و میزان همدلی با آن بیش از 70 درصد است. جناب عبدی که اهل تحقیق و عدد و رقم در جامعهشناسی است آیا عدد دیگری دارد که این تجمعات را اقلیت میداند؟ آیا نمونه این تجمعات در جای دیگری از دنیا وجود دارد؟ اقلیت نبودن این نگاه امارههای روشن دیگری هم دارد؛ ثبتنام بیش از 30 میلیون نفری در پویش جانفدا چطور قابلتحلیل است؟ حمایت 80 درصدی از حفظ دستاورد هرمز چطور؟
2- آیا این جمعیت واقعاً رانتی است؟ خیلی عجیب است تجمعاتی را که اکثر شرکتکنندگان در آن از طبقات ضعیف و مستضعف جامعه هستند بدون هیچ دلیل و مدرکی رانتی بدانیم. اگر بدبینانه بخواهیم نگاه کنیم این برچسب به تجمعات ادامه خط مسموم و توهمی ایراناینترنشنال درباره پولی بودن تجمعات است، همان خط هوش مصنوعی خواندن تجمعات که ترامپ طرح کرد.
آنچه ما از تجمعات میبینیم این است که عموم مردم جمعیتی که هستند پای پیاده یا با موتورسیکلت یا ماشینهای مدلپایین به میادین میآیند، آنها چگونه رانتی و رانتخوارند؟
توصیهام به جناب عبدی و خودم این است که بیشتر بین این مردم برویم و با مشاهدات دستاول آنها را تحلیل کنیم. شاید درباره مردمی چنین پر عظمت دچار اشتباهات و قضاوتهای غلط نشدیم.
3- اتهام تحمیلگر خواندن مردم، غیر از توهین به آنها یک توهین مهم هم به حاکمیت دارد؛ حاکمیت ایران اگر اهل تحمیلپذیری بود زیربار تحمیل آمریکا میرفت و تا سطح شهادت رهبرش هزینه نمیداد. آیا در همین ایام 60 روزه در ماجراهای مختلف چه تصعید دفاع و جنگ و چه رفتن به سمت آتشبس و مذاکره نظام تصمیمگیری در ایران زیربار تحمیل رفته است؟
4- نخستین ایراد مهم فرامتنی به تصویری که جناب عبدی از تجمعات میسازد، شبیه همان ایرادی است که سخنان امام جمعه رشت داشت. ظاهراً جناب عبدی و امام جمعه محترم رشت هر دو تجمعاتی غیرمتکثر و تککاناله میخواهند که بتوان آنها را با توصیفاتی یکپارچه برچسبزنی کرد. هر دوی این تصویرسازیها میخواهد فاعلیت را از بدنه احیاناً منتقدی که حامیان ایران هستند بگیرند و ترجیح میدهند تجمعات ملی شبیه کلوپهای سیاسی باشد.
5- ایراد دیگر شباهت با کاری است که برخی نمایندههای رادیکال مجلس میکنند؛ آنها در زمان مذاکرات اسلامآباد و... اینگونه القا میکردند که عدهای در حال تحمیل پروژه سازش و «بدیم بره» به حاکمیت هستند. حالا جناب عبدی از زاویه دیگر این تحلیل را رونمایی کرده، اما هر دوی تحلیلها یک فصل مشترک بنیاناً غلط دارند و آن این است که حاکمیت تحمیلپذیر است.
6- ایراد بعدی ارائه تصویری چندپاره، غیرمنسجم و فاقد قدرت تصمیمگیری از حاکمیت ایران است؛ حاکمیتی که تحتتأثیر فشارهاست گاهی از سوی اپوزیسیون و گاهی از سوی حامیان و این همان تصویری است که ترامپ تلاش کرد در نزدیک به 10 متن در شبکههای اجتماعی القا کند و البته شکست خورد. این یک خطر بزرگ است که ما تحلیلی ارائه دهیم که با خط رسانهای آنهایی که دوست نداریم اینهمانی بشود. شباهت همزمان یک متن تحلیلی با سخنان امام جمعه رشت، نظرات تیپهایی مثل رسایی و ترامپ قابلتأمل است.
نکات گفتهشده در بالا نه راه نقد به تریبونهای تجمعات شبانه را میبندد و نه راه تحلیل خود تجمعات را مسدود میکند، فقط تلاش برای یادآوری این نکته است که این مردم امروز سرمایه بزرگی برای حفظ و صیانت از ایران و توسعه پساجنگ کشورند، آنها را خوب بشناسیم و درست تحلیل کنیم.
















