نماد آخرین خبر

سرمقاله فرهیختگان/ فرمول حفظ کسب‌وکارهای کوچک

منبع
فرهيختگان
بروزرسانی
سرمقاله فرهیختگان/ فرمول حفظ کسب‌وکارهای کوچک

فرهیختگان/ «فرمول حفظ کسب‌وکارهای کوچک» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم مجتبی توانگر که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

تصور کنید فردا همه مردم یک‌شبه خرید را تعطیل کنند. تعمیرات را فراموش کنند، سفر نروند، عده‌ای پول را در جوراب پنهان کنند! نتیجه؟ بخش قابل توجهی از اقتصاد کاملاً قفل می‌کند و میلیون‌ها شغل می‌خوابد. اقتصاد پساجنگ، بیش از آنکه فقط از تخریب ساختمان‌ها، کارخانه‌ها یا زیرساخت‌ها آسیب ببیند، از تخریب «انتظارات عمومی» و گسترش ترس اقتصادی ضربه می‌خورد.

1. در بسیاری از کشور‌ها، بخش مهمی از بحران نه به خاطر کمبود واقعی کالا، بلکه به‌دلیل تغییر رفتار مردم رخ داده است. «اقتصاددانان رفتاری» بار‌ها توضیح داده‌اند که وقتی جامعه به این نتیجه برسد که آینده تیره است، خانوار‌ها خرید را عقب می‌اندازند، سرمایه‌گذار دست نگه می‌دارد، تولیدکننده ظرفیت را کم می‌کند و بانک‌ها محتاط‌تر می‌شوند. نتیجه این زنجیره، رکودی است که بخشی از آن فقط محصول «ذهنیت عمومی» است، نه واقعیت فیزیکی اقتصاد. برای مثال، در بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا، تولید ناخالص داخلی این کشور حدود ۴ درصد افت کرد، اما شاخص اعتماد مصرف‌کننده در برخی ماه‌ها بیش از ۳۰ درصد سقوط داشت. همین افت اعتماد، موج تعطیلی کسب‌وکار‌ها و افزایش بیکاری را شدیدتر کرد. در دوران کرونا هم اقتصاد جهانی حدود ۳ تریلیون دلار از تولید خود را از دست داد، اما کشور‌هایی مثل آلمان، کره‌جنوبی و چین تلاش کردند با حفظ جریان تقاضا، پرداخت یارانه خرید، حمایت از کسب‌وکار‌های کوچک و تزریق نقدینگی هدفمند، نگذارند ترس عمومی اقتصاد را منجمد کند. در ژاپن هم پس از سونامی ۲۰۱۱، دولت به‌جای تبلیغ ریاضت عمومی، بسته‌های محرک اقتصادی چند ده میلیارد دلاری تعریف کرد تا بازار داخلی خاموش نشود.

2. در ایران هم تجربه‌های مشابهی وجود دارد. در سال‌های تشدید تحریم، هر وقت انتظارات تورمی و نگرانی عمومی بالا رفت، بازار‌ها رفتار هیجانی نشان دادند؛ از هجوم برای خرید ارز و طلا گرفته تا احتکار کالا‌های روزمره. اما هر زمان کسب‌وکار‌های خرد توانستند تقاضای داخلی را حفظ کنند، بازگشت اقتصاد هم سریع‌تر شد. طبق برخی برآورد‌ها، بیش از ۶۰ درصد اشتغال کشور به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به کسب‌وکار‌های کوچک و متوسط وابسته است. یعنی اگر مصرف خانوار به‌شدت پایین بیاید، معیشت میلیون‌ها نفر مستقیم تحت فشار قرار می‌گیرد. 

3. نکته مهم این است که همه نوع صرفه‌جویی، اثر یکسانی بر اقتصاد ندارد. ما با دو نوع کاملاً متفاوت از صرفه‌جویی روبه‌رو هستیم؛ یکی «صرفه‌جویی مولّد» و دیگری «صرفه‌جویی مخرّب». 
«صرفه‌جویی مولد» یعنی کم‌کردن اتلاف منابع ملی و کم‌کردن فشار بر بودجه کشور. مثلاً کاهش مصرف برق در ساعات اوج، کنترل مصرف آب در مناطق کم‌آب، کم‌کردن هدررفت گاز، محدود کردن مصرف کالا‌های لوکس وارداتی یا کم‌کردن سفر‌های غیرضروری با خودرو شخصی. این نوع صرفه‌جویی به اقتصاد کمک می‌کند، چون هزینه دولت را پایین می‌آورد، نیاز ارزی را کم می‌کند و منابع بیشتری برای بازسازی زیرساخت‌ها آزاد می‌سازد. برای نمونه، طبق آمار رسمی، ایران روزانه بیش از ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین مصرف می‌کند و فقط چند درصد کاهش مصرف می‌تواند میلیارد‌ها دلار صرفه‌جویی سالانه ایجاد کند یا در حوزه برق، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد مصرف شبکه به هدررفت و مصرف غیربهینه مربوط است. اما «صرفه‌جویی مخرب» زمانی رخ می‌دهد که جامعه به سمت «انجماد اقتصادی» برود؛ یعنی مردم خرید را متوقف کنند، سفارش خدمات ندهند، تعمیرات را عقب بیندازند، سفر داخلی را حذف کنند و پول را از ترس آینده در خانه نگه دارند. این رفتار در ظاهر محتاطانه است، اما در عمل موتور اقتصاد را خاموش می‌کند. اگر خانواده‌ای خرید پوشاک ایرانی را حذف کند، فقط یک فروشگاه آسیب نمی‌بیند؛ زنجیره‌ای از کارخانه نساجی، راننده حمل‌ونقل، کارگر انبار، تولیدکننده دکمه و پارچه هم تحت فشار قرار می‌گیرند. اگر مردم سفر نروند، فقط هتل‌ها آسیب نمی‌بینند؛ رستوران‌ها، رانندگان، بازارچه‌های محلی، صنایع دستی و هزاران شغل کوچک دیگر هم ضربه می‌خورند. اگر چرخ بازار را از ترس متوقف کنیم، چند ماه بعد باید همان کسبه و کارگر‌ها را با کالابرگ و کمک معیشتی سرپا نگه داریم.جامعه‌ای که خرید از تولیدکننده را متوقف کند، ناخواسته دارد کارخانه تولید فقر راه می‌اندازد.

4. برای درک بهتر این موضوع کافی است بدانیم در بسیاری از کشور‌ها، مصرف خانوار بین ۵۰ تا ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد. در آمریکا این عدد حدود ۶۸ درصد است. یعنی وقتی مصرف عمومی افت می‌کند، عملاً قلب اقتصاد کند می‌شود. در ایران هم بخش بزرگی از گردش مالی کشور به خرید‌های روزمره مردم وابسته است. وقتی پول در خانه حبس شود، خیلی زود صف وام، یارانه و کمک معیشتی از صف خرید طولانی‌تر می‌شود. ترس اقتصادی اگر کنترل نشود، مردم را از مشتری به دریافت‌کننده کمک معیشتی تبدیل می‌کند. در سطح اقتصاد داخلی نیز یک نکته مهم از دل همین منطق بیرون می‌آید. اقتصاد یخ‌زده را نمی‌شود فقط با توصیه به صرفه‌جویی نجات داد. در دوره‌هایی که رکود و کاهش قدرت خرید، موتور تولید را خاموش می‌کند، دولت ناچار است بخشی از تقاضا را به شکل هدفمند به بازار برگرداند. وام‌های خرد، اعتبار خرید کالا‌های داخلی، کارت‌های خرید محدود، پرداخت‌های مقطعی و سیاست‌های حمایتی اگر به سمت مصرف واقعی و تولید داخلی هدایت شوند، لزوماً تورم‌زا نیستند. مسئله اصلی این نیست که نقدینگی وجود دارد یا نه؛ مسئله این است که نقدینگی به کدام مسیر می‌رود. وقتی پول وارد سفته‌بازی و دارایی‌های غیرمولد شود، تورم می‌سازد؛ اما وقتی صرف خرید از بازار محلی، خدمات روزمره، تعمیرات، پوشاک و تولید خرد شود، می‌تواند اقتصاد را از انجماد بیرون بیاورد.

5. در چنین شرایطی، فرق گذاشتن بین «کاهش اسراف» و «تعطیلی بازار» اهمیت زیادی دارد. اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به کاهش هدررفت منابع انرژی و ارز نیاز دارد، اما هم‌زمان به گردش پول در بازار داخلی هم وابسته است. خرید از تولیدکننده داخلی، استفاده از خدمات کسب‌وکار‌های کوچک، سفارش به کارگاه‌ها و حفظ تقاضای داخلی، در عمل نوعی حمایت اجتماعی و اقتصادی از اشتغال ملی است. در همین چهارچوب، تأکید اخیر آقای قالیباف، رئیس محترم مجلس، بر «صرفه‌جویی و مواسات» را می‌توان از زاویه اقتصادی، پیامی مثبت و ضروری دانست. اگر این مفهوم به معنای کاهش اتلاف منابع ملی، جلوگیری از مصرف نمایشی و تقویت همبستگی اجتماعی تفسیر شود، می‌تواند به بازسازی اقتصاد کمک کند. مواسات فقط کمک نقدی یا حمایتی مستقیم نیست؛ بلکه حفظ جریان درآمد مشاغل خرد، خرید کالای ایرانی، استفاده از خدمات داخلی و زنده نگه داشتن چرخه تولید هم بخشی از همین همبستگی اقتصادی است. در واقع، اقتصادی که مردم در آن از یکدیگر خرید می‌کنند، خیلی سریع‌تر از اقتصادی که همه فقط به پس‌انداز و احتکار فکر می‌کنند، به تعادل برمی‌گردد.

6. از سوی دیگر، تجربه دهه‌های اخیر نشان داده برخورد‌های هیجانی و روایت‌های ساده‌انگارانه معمولاً بحران را حل نمی‌کنند. سال‌ها قبل تصور می‌شد با برخورد‌های نمایشی علیه چند دلال یا سلطان بازار، قیمت ارز و سکه کنترل می‌شود، اما واقعیت این بود که بازار‌ها بیشتر تحت تأثیر انتظارات تورمی، کسری بودجه، نقدینگی و فضای روانی حرکت می‌کردند. امروز هم اگر همه مشکلات اقتصادی به یک عامل تقلیل داده شود، فقط نااطمینانی و رفتار هیجانی در جامعه بیشتر می‌شود.

7. اقتصاد ایران، با وجود همه فشار‌ها، هنوز ظرفیت‌های مهمی برای بازسازی و احیا دارد. بازار داخلی بزرگ، جمعیت جوان، شبکه گسترده خدمات، توان صنعتی در بسیاری از بخش‌ها و تجربه عبور از بحران‌های متعدد، مزیت‌هایی هستند که بسیاری از کشور‌های بحران‌زده از آن بی‌بهره بوده‌اند. تجربه کشور‌هایی مثل کره‌جنوبی، ویتنام و حتی آلمان پس از جنگ جهانی نشان می‌دهد اقتصاد‌ها زمانی سریع‌تر ترمیم می‌شوند که امید اجتماعی، اعتماد عمومی و جریان فعالیت اقتصادی حفظ شود. هیچ اقتصادی فقط با انباشت پول در خانه یا توقف مصرف احیا نشده است؛ اقتصاد‌ها زمانی جان می‌گیرند که مردم، تولیدکنندگان و کسب‌وکار‌ها دوباره وارد چرخه تعامل شوند. 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره