ترامپ باید امتیاز بدهد

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| اگر یک سال پیش، واردنشدن به جنگ علیه ایران یک انتخاب برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بود؛ حالا این یک ضرورت قطعی برای بقای خودش و جایگاه بینالمللی ایالات متحده است. از همان روزهای آغاز تهدید به جنگ علیه ایران، تهران هشدار داده بود که نسبت به برنامههای دشمن اشراف و آمادگی کامل دارد. این ادبیات اما حالا تبدیل به موضع مشترک اطرافیان ترامپ و حتی رسانههای همسو با او شده است. آنها به ترامپ هشدار میدهند حالا که اهداف اعلامی در ایران محقق نشده و ایران نیز به نقطهای رسیده است که شروط خود را به میز مذاکره تحمیل کرده و تحت هیچ شرایطی قصد عقبنشینی از آن را ندارد، مشاوران و نزدیکان ترامپ از جمله تاکر کارلسون اعتراف کردهاند که او در اعماق وجودش شکست در جبهه ایران را حس میکند؛ اما حاضر به پذیرش و اعلام آن نیست. شواهد میدانی و مرور تحلیلهای جامعه الیت آمریکایی نشان میدهد که دکترین فشار حداکثری و استفاده از ابزارهای نظامی نهتنها به اهداف خود نرسیده، بلکه ایالات متحده را در یک باتلاق عمیق گرفتار کرده است که راه خروجی جز اعتراف به شکست، عقبنشینی و اعطای امتیاز به ایران ندارد.
افول تابوتوان واشنگتن
تحلیلهای ارائه شده در رسانههایی مانند الجزیره توسط کسانی چون جفری ساکس، تصویری دقیق از بنبست نظامی آمریکا ارائه میدهند. کارشناسان معتقدند جنگی که علیه ایران آغاز شد، از ابتدا بر پایه محاسبات غلط شکل گرفته بود. ترامپ و متحدانش تصور میکردند با یک ضربه سریع میتوانند ساختار سیاسی ایران را فروبپاشند؛ اما اکنون پس از ماهها درگیری، نهتنها دولتی جایگزین در تهران پدید نیامده، بلکه ایران با تکیه بر غرور ملی و توان دفاعی بومی خود، آمریکا را در یک جنگ فرسایشی گرفتار کرده است. نکته مهم در این میان، تغییر ماهیت فناوری جنگ است. درحالیکه آمریکا میلیاردها دلار صرف ناوشکنها و موشکهای گرانقیمت میکند، ایران با استفاده از پهپادهای ارزانقیمت و موشکهای بالستیک بومی، توازن هزینهها را به شکلی باورنکردنی به سود خود تغییر داده است. وقتی هزینه یک پهپاد مهاجم تنها چند ده هزار دلار و هزینه موشک رهگیر آمریکا چند میلیون دلار است، ادامه این روند برای اقتصاد در حال واشنگتن غیرممکن خواهد بود؛ آنهم در شرایطی که ترامپ در تلاش است تا قیمت نفت را کاهش دهد تا در انتخابات میاندورهای متحمل شکست مفتضحانه نشود. به همین دلیل، ساکس پیشبینی میکند که این درگیری در نهایت با عقبنشینی آمریکا به پایان میرسد، زیرا واشنگتن توان تحمل هزینههای تخریب زیرساختهای انرژی و فاجعه اقتصادی جهانی ناشی از آن را ندارد.
او کاملاً میداند که شکست خورده است
یکی از مهمترین تحلیلها را تاکر کارلسون ارائه کرده است. فردی که علیرغم نزدیکی به ترامپ و علاقه ترامپ به او، به ریشههای روانی و سیاسی بنبست ترامپ میپردازد. کارلسون معتقد است ترامپ در اعماق وجودش میداند که ایران «یک قدرت عظیم اقتصادی و تمدنی» است که نباید با آن درگیر شد؛ اما او در وضعیتی قرار گرفته که میتوان آن را «بردگی مطلق» در برابر سیاستهای تندروانه اسرائیل نامید. کارلسون معتقد است ترامپ بهجای دنبالکردن منافع ملی آمریکا، امنیت انرژی جهانی را فدای خواستههای نتانیاهو کرده است. او اشاره میکند مقاومت ترامپ در برابر پذیرش واقعیت شکست، ناشی از ترسی است که او از فروپاشی تصویر «مرد قدرتمند» خود دارد. ترامپ میداند که نمیتواند ایران را شکست دهد؛ اما همچنان با تهدید به بمبارانهای شدیدتر، سعی میکند بنبست میدانی خود را بپوشاند. کارلسون بهصراحت میگوید واشنگتن در حال نابودکردن اعتبار جهانی خود بهخاطر منافع اسرائیل است و این موضوع ترامپ را در باتلاقی گرفتار کرده که هرچه بیشتر در آن دستوپای نظامی میزند، بیشتر فرومیرود.
تمام دستاوردهای آمریکا بعد از جنگ جهانی را نابود کردی
در جبهه منتقدان داخلی، باراک اوباما بهعنوان نماد نظم مستقر هشدارهای تندی را مطرح کرده است. او معتقد است ترامپ با «رویکردهای غیرعقلانی و خودخواهی محض»، در حال نابودکردن تمام دستاوردهایی است که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم برای تثبیت قدرت خود به دست آورده بود. نظمی که بر پایه پیمانهایی مثل ناتو و نهادهای بینالمللی بنا شده بود، اکنون زیر پای ترامپ در حال لهشدن است. اوباما اشاره میکند متحدان سنتی آمریکا دیگر نمیتوانند به واشنگتن بهعنوان محور امنیت جهانی اعتماد کنند. او معتقد است رفتارهای ترامپ، از جمله خروج از توافقهای بینالمللی و تهدیدات مکرر علیه کشورهای دیگر، باعث شده تا «قدرتهای میانی» و متحدان نزدیک آمریکا به فکر ایجاد مسیری مستقل و حتی مقابله با تکبر او بیفتند. اوباما هشدار میدهد ترمیم این آسیبهای بینالمللی بسیار دشوارتر از مشکلات داخلی خواهد بود و ترامپ با این کار، آمریکا را به سمت انزوایی سوق داده که پیشازاین هرگز تجربه نکرده بود.
مسیر خروج با آبروریزی کمتر
در میان این آشفتگی در واشنگتن، طرح مرحلهبندی شده ایران بهعنوان تنها راهکار معقول و واقعبینانه روی میز است. ایران با آگاهی از گرفتارشدن ترامپ در بنبست هرمز، چهارچوبی را پیشنهاد داده که بر پایه احترام به حاکمیت و واقعیتهای جدید منطقه بنا شده است. این طرح شامل مراحل مشخصی است که میتواند سایه جنگ را از منطقه دور کند. اولین قدم، پایان کامل جنگ و محاصره است. آمریکا باید رسماً اعلام کند حالت جنگی به پایان رسیده و دیگر قصد تکرار آن را ندارد. ازسویدیگر واقعیت این است که ایران اکنون کنترل عملیاتی و حاکمیتی خود بر تنگه هرمز را تثبیت کرده و این تسلط با گذشت زمان بیشتر میشود. هرگونه توافقی باید شامل بهرسمیتشناختن این اقتدار و ایجاد سازوکار حقوقی جدیدی باشد که منافع و حاکمیت ایران را تأمین کند. علاوهبر همه اینها، خسارات وارده به اقتصاد و زیرساختها در طول این مدت باید تعیین تکلیف شود. روشن است که تنها پس از تحقق این مراحل و اطمینان از پایانیافتن تهدیدات و محاصره، میتوان در مراحل بعدی درباره موضوعات دیگر از جمله پرونده هستهای حرف زد. این پیشنهاد، مسیری را برای ترامپ باز میکند تا با آبروریزی کمتری از باتلاق فعلی خارج شود؛ اما مقاومت بیسرانجام او در برابر این واقعیتهای سخت، تنها باعث ضربات سنگینتر به پیکره قدرت سخت و نرم آمریکا خواهد شد. ترامپ اکنون بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار دارد. او یا باید به هشدارهای طیف الیت آمریکایی گوش دهد و واقعیت عقبنشینی را بپذیرد، یا اینکه با اصرار بر این جنگ هوسبازانه، شاهد نابودی کامل نظم مستقر جهانی و فرسودگی نهایی ماشین جنگی آمریکا در مقابل واقعیتهای میدانی در نبرد با ایران باشد.
















