پایان بازی ترامپ در برابر ایران چیزی جز تسلیم آمریکا نیست

کیهان/متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تحلیلهای رسانههای غربی و عبری از روند تحولات روز هشتاد و ششم جنگ، از عقبنشینی آشکار و استراتژیک کاخ سفید پرده برمیدارد؛ جایی که ترامپ قمارباز تحت فشار شدید ناشی از کمبود ذخایر تسلیحاتی، تثبیت قدرت موشکی و منطقهای ایران و ناکامی در تحقق اهداف نظامی، اکنون گزینهای جز پذیرش شکست تلخ و تسلیم در برابر شروط تهران پیش روی خود
نمیبیند.
روند تحولات میدانی و سیاسی در هشتاد و ششمین روز از نبرد، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در جنگ به سود جمهوری اسلامی ایران و پدیدار شدن نشانههای آشکار ناامیدی در جبهه مشترک واشنگتن و تلآویو است. امروز معتبرترین اندیشکدهها، استراتژیستهای نامدار غربی و حتی رسانههای رژیم صهیونیستی با تکیه بر آمار و شواهد اعتراف میکنند که ماشین جنگی ایالات متحده در تله تنشزایی خودساخته گرفتار شده است. تخلیه بیسابقه انبارهای مهمات استراتژیک پنتاگون، بازدارندگی بینقص و بومی ایران در حفاظت از زیرساختها و کنترل مؤثر بر شریانهای اقتصادی منطقه نظیر تنگه هرمز، ترامپ را در موقعیت انفعال محض قرار داده است.
آتلانتیک: پایانبازی ترامپ در جنگ با ایران «تسلیم» است
مجله آمریکایی «آتلانتیک» در تحلیلی به قلم رابرت کیگان، نظریهپرداز برجسته نومحافظهکار ارزیابی میکند که پایان بازی جنگ متجاوزانه رئیسجمهور آمریکا علیه ایران چیزی جز «تسلیم» خود او نیست و هماکنون نیز نشانهها حاکی از آن است که ترامپ تلاش دارد بدون آنکه افکار عمومی آمریکا متوجه ابعاد واقعی شکستش شوند، از این بحران خودساخته خارج شود.
کیگان نوشت: «پایان بازی ترامپ در جنگ با ایران اکنون در حال آشکار شدن است. بنا بر گزارشها، ترامپ چندی پیش در تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، توضیح داده که ایالات متحده در حال مذاکره درباره یک «تفاهمنامه» با ایران است؛ سندی که «رسماً به جنگ پایان دهد و یک دوره ۳۰ روزه مذاکره» بر سر برنامه هستهای ایران و بازگشایی تنگه هرمز را آغاز کند. هدف و پیامد چنین توافقی روشن است: ایالات متحده در حال عقبنشینی از بحران است.»
او با اشاره به احتمال انجام حملات تجاوزکارانه، مجدد و محدود از سوی ترامپ برای حفظ ظاهر تأکید میکند: «حتی اگر ترامپ در روزهای آینده دست به حملهای محدود بزند تا چهرهای سرسخت از خود نشان دهد و خواست حامیان جنگ را برآورده کند، این صرفاً اقدامی نمایشی خواهد بود. پایان بازی برای او در این مسیر به معنی همان «تسلیم» است.»
در ادامه این تحلیل با مرور روند تحولات آمده است: «جنگ با ایران تاکنون برای ترامپ شگفتیهای زیادی در پی داشته است؛ از جمله در ۱۸ مارس که اسرائیل به میدان گازی پارس حمله کرد و ایران با حمله به یکی از مهمترین تأسیسات تولید گاز طبیعی قطر آن را تلافی نمود. ترامپ پس از آن حمله خواستار توقف حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای انرژی ایران شد و جنگ عملاً متوقف گردید. تهدیدهای مکرر او برای ازسرگیری حملات نیز از آن زمان تاکنون توخالی از آب درآمده است.»
کیگان سپس به محاسبات برتر رهبران ایران در رویارویی اشاره میکند و مینویسد: «رهبران تهران در ۲ ماه گذشته به درستی محاسبه کرده بودند که ترامپ حمله دیگری را آغاز نخواهد کرد و به همین دلیل به رغم خسارات ناشی از ۳۷ روز حملات بیامان، هیچ امتیازی ندادهاند. برعکس، شروط آنها برای یک توافق از جنس شروط فاتحان است: درخواست غرامت جنگی، عدم محدودیت در غنیسازی اورانیوم، به رسمیت شناختن کنترل ایران بر تنگه و پایان تحریمها.»
این تحلیلگر ارشد مؤسسه بروکینگز در ادامه مطلبش تصریح میکند: «اینکه ترامپ در پاسخ به این ایستادگی، اکنون خواهان ۳۰ روز آتشبس و مذاکره دیگر شده، اعترافی تلویحی به شکست به شمار میرود. اگر او در چند روز آینده حملهای نمایشی انجام دهد، ایرانیها آن را به درستی خواهند فهمید. هیچکس باور ندارد که او یک ماه دیگر جنگی تمامعیار را از سر گیرد. تازه پس از ۳۰ روز فرصت برای ترمیم، تسلیح مجدد و پرکردن خزانه با عوارض عبور کشتیها، ایران به حریفی بسیار قدرتمندتر تبدیل خواهد شد.»
در بخش دیگری از این تحلیل با اشاره به گزارش مؤسسه مطالعات جنگ آمده است: «طی ۳۰ روز آینده، نظام اجرائی جدید تنگه هرمز تحت کنترل ایران ممکن است کاملاً مستقر شده باشد. ایران در دوره آتشبس، کنترل خود بر تنگه را «عادیسازی» کرده و کشورهای واردکننده نفت را به امضای توافقنامههای ترانزیتی با تهران واداشته است و از کشتیهای کشورهای فاقد این توافقها عوارض دریافت میکند. به گفته مقامهای ایران، نظام جدید در تنگه به شرکای راهبردی ایران همچون روسیه و چین اولویت میدهد و به کشورهای دوست ایران، مانند هند و پاکستان، اجازه میدهد توافقنامههای ترانزیتی خود را منعقد کنند. کشتیهای مرتبط با کشورهایی که ایران آنها را دشمن تلقی کند نیز کلاً از دسترسی به تنگه محروم خواهند
شد.»
کیگان همچنین فاش میکند: «گزارشها حاکی از آن است که چندین کشور از جمله کره جنوبی، ترکیه و عراق در حال مذاکره برای انعقاد دستکم توافقنامههای موقت ترانزیتی هستند. اکنون که ترامپ روشن کرده قصدی برای جنگیدن بهخاطر بازگشایی تنگه ندارد، هجوم کشورها برای کسب شرایط مطلوب از تهران آغاز خواهد شد. تمامی کشورهایی که به شدت به انرژی خلیجفارس وابستهاند، شتابان در پی قطعی کردن سهم خود خواهند بود تا جریان نفت، گاز و سایر کالاها را از سر گیرند و اقتصاد آسیبدیده خود را نجات دهند. کشورهایی که هماکنون متحد ایالات متحده و دوست اسرائیل هستند نیز تحت فشار قرار خواهند گرفت تا از این اتحاد فاصله بگیرند و با ایران صلح کنند. تحریمهای بینالمللی علیه ایران فروخواهد پاشید و با عادی شدن نقش محوری جدید ایران در اقتصاد جهانی، پول بیشتری به حسابهای این کشور سرازیر خواهد شد.»
به باور نویسنده، ترامپ امیدوار است بیسروصدا از بحران خارج شود: «ترامپ بدون شک امیدوار است که بتواند بیآنکه آمریکاییها متوجه وسعت این شکست شوند، مخفیانه از مهلکه بگریزد. بازارهای مالی اگر روشن شود که نفت در نهایت از طریق تنگه بازگشاییشده –ولو تحت نظام جدید و تحت کنترل ایران– جریان خواهد یافت، ممکن است تثبیت شوند. یک شکست راهبردی بزرگ برای ایالات متحده لزوماً والاستریت را متأثر نمیکند. رئیسجمهور شاید همچنین امیدوار باشد که بتواند با راهاندازی یک عملیات نظامی دیگر، اینبار علیه دولت کوبا، موضوع را عوض کند؛ رسانهها نیز واقعاً شروع به نوشتن بیشتر درباره کوبا کردهاند تا فاجعهای را که در قبال ایران در حال رقم خوردن است، پوشش ندهند.»
این تحلیل سپس به وضعیت تحقیرآمیز رژیم صهیونیستی میپردازد و به نقل از یک مقام آمریکایی مینویسد: «نتانیاهو اخیراً پس از تماس تلفنی با ترامپ خشم زیادی پیدا کرد –و دلیل خوبی هم داشت. جنگ ایران ممکن است به تنهائی ویرانگرترین ضربه به امنیت اسرائیل در تاریخ کوتاه آن محسوب شود. با روند کنونی، ایران از این مناقشه چندین برابر قویتر و بانفوذتر از قبل از جنگ بیرون خواهد آمد. این کشور بر دهها کشور از ثروتمندترین کشورهای جهان اهرم فشار خواهد داشت که همگی منافع حیاتی خود را در خشنود نگهداشتن ایران میبینند. این کشورها بعید است در هر مناقشهای که اسرائیل با تهران یا نیروهای مورد حمایتش در لبنان و غزه داشته باشد، جانب اسرائیل را بگیرند؛ چرا که ایران ابزار تنبیه آنها را در اختیار خواهد داشت. اسرائیل منزویتر از هر زمان دیگری در تاریخ خود ظاهر خواهد شد –بهخصوص از جانب تنها حامی قابل اعتمادش، ایالات متحده. وقتی ترامپ برای اجرای سیاستهایش به اسرائیل پشت کند، جنبش حامیان او، «ماگا» (MAGA) نیز با خوشحالی از او پیروی خواهد کرد. اجماع دوحزبی ضداسرائیلی در آمریکا تقویت و سختتر خواهد شد.»
کیگان در پایان هشدار میدهد: «آیا اسرائیل نیز منفعلانه این سرنوشت را خواهد پذیرفت؟ این برگ پیشبینینشدهای است که ممکن است رؤیاهای بازارهای مالی برای ثباتی تازه در خلیجفارس را برهم بزند. ایرانی قویتر، ثروتمندتر و بانفوذتر به معنای جانی تازه برای حماس و حزبالله خواهد بود. این به معنای پایان توافقنامههای ابراهیم است؛ چرا که کشورهای حاشیه خلیجفارس ناچار خواهند شد برای بقای اقتصاد خود با تهران صلح جداگانهای منعقد کنند. ترامپ میگوید نتانیاهو «هرکاری که من بخواهم انجام خواهد داد.» اما آیا اسرائیل میتواند تماشاگر باشد، در حالی که ایران جای ایالات متحده را به عنوان داور قدرت در منطقه میگیرد؟ به احتمال زیاد، وضعیت عادیِ جدید در خلیجفارس، بیثباتی مزمن و اختلالات مکرر در کشتیرانی خواهد بود. این همان چیزی است که وقتی یک هژمون سلطه خود را وا میگذارد، رخ میدهد.»
استراتژیست آمریکایی: پایان هژمونی آمریکا با ظهور ایران به عنوان قطب چهارم قدرت کلید خورد
پروفسور رابرت پیپ، استراتژیست نامدار و تحلیلگر ارشد آمریکایی هم در ارزیابی تفصیلی از جنگ رمضان و تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، این نبرد ۸۲ روزه را یک فاجعه استراتژیک با ابعاد تاریخی برای ایالات متحده خواند. وی تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران با تحمیل وارونگی کامل جنگ ۱۹۹۱ خلیجفارس، رسماً به دوران هژمونی و برتری مطلق نظامی آمریکا در جهان پایان داده است.
پروفسور رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و مدیر پروژهCPOST، در گفتوگو با رسانههای بینالمللی از جمله دموکراسی ناو، فرستپست و کانال ترامپ ریپورت، با کنایه به لفاظیهای بیحاصل دونالد ترامپ اعلام کرد که تهران با موفقیت در حال تثبیت پیروزی قاطع خود در برابر بزرگترین قدرت نظامی جهان است.
پروفسور پیپ این نبرد را لولای تغییر هندسه قدرت جهانی دانست و گفت: «برای درک بزرگی پیروزی ایران، باید به ۳۵ سال قبل بازگردیم. در سال ۱۹۹۱، ایالات متحده با دکترین ابهت و وحشت ظرف ۴۰ روز ارتش صدام را از کویت بیرون راند که آغازگر عصر سلطه جهانی و برتری تنشزایی واشنگتن بود.» وی افزود: «اما آنچه در این ۸۲ روز رخ داد، معکوس دقیق جنگ ۱۹۹۱ بود. ایران نه تنها زنده مانده، بلکه در حال شکوفایی است. دیپلماتهای ایرانی با روسیه و چین در حال طراحی معماری امنیتی جدیدی برای خاورمیانه هستند که ایالات متحده کاملاً از آن حذف شده است.»
این استراتژیست فاش کرد دونالد ترامپ در تله تنشزایی گرفتار شده است: «در این تله، شما به موفقیتهای تاکتیکی میرسید و برخی فرماندهان را ترور میکنید، اما این به نتیجه راهبردی ختم نمیشود. ساختار سیاسی ایران نه تنها تضعیف نشده، بلکه منسجمتر شده است.» استاد دانشگاه شیکاگو افزود: «پاسخهای تلافیجویانه ایران ناشی از نبوغ رزمی بالا بود. آمریکا با اقدامات خود، در زمین بازی ایران حرکت کرد و خود را به یک مضحکه بینالمللی تبدیل ساخت؛ به طوری که امروز متحدان و دشمنان ما به این استیصال نظامی کاخ سفید میخندند.»
پروفسور پیپ سیستم جنگی تهران را الگویی در دانشگاههای نظامی جهان توصیف کرد: «عملکرد ایران شاهکاری در جنگ نامتقارن بود. فرماندهان ایرانی در گام اول، با پرتاب موجهای متوالی از پهپادهای شناسایی و انتحاری ارزانقیمت، شبکه راداری و سیستمهای پدافندی چندمیلیارد دلاری ما را کور و اشباع کردند.» وی افزود: «هنگامی که سنسورهای ما غرق در اهداف کاذب شدند و موشکهای گرانقیمت را هدر دادند، ایران آتشبارهای اصلی خود یعنی موشکهای بالستیک خیبرشکن و کروز نقطهزن را شلیک کرد. این موشکها با عبور از لایههای سپر دفاعی، با دقتی خیرهکننده به قلب پایگاههای لجستیکی ارتش آمریکا ضربه زدند. ایران فرمول پدافند غرب را رمزگشایی و بیاثر کرده است.»
مدیر پروژه CPOST گفت: «واقعیت وحشتناکی که کاخ سفید پنهان میکند، خالی شدن انبار موشکهای پدافندی پاتریوت و استاندارد SM-3 و SM-6 برای ساقط کردن پهپادهای چندصد دلاری است. ما دیگر مهمات مؤثری برای دفاع از ناوهایمان نداریم.» وی به وابستگی ساختاری زنجیره دفاعی آمریکا به حریف شرقی اشاره کرد: «تولید مجدد این موشکها نیازمند فلزات استراتژیک نظیر نئودیمیوم و لانتانوم است. ترامپ در سفر به پکن عملاً به شی جینپینگ التماس کرد تا زنجیره تأمین را باز کند؛ اما چین که کنترل ۹۳ درصد بازار این مواد را دارد، هرگز این ابزار را برای استفاده علیه خود در پرونده تایوان به ترامپ نخواهد داد. ترامپ دست خالی بازگشت و نمایان شد ماشین جنگی آمریکا برای بقا، کاملاً به منابع رقیب ژئوپلیتیک خود وابسته است.»
پروفسور پیپ با اشاره به سقوط اعتبار واشنگتن تأکید کرد: «دردناکترین بخش این است که جهان در حال عبور از آمریکا است. کشورهای منطقه دیگر برای تصمیمگیری به دنبال تأیید کاخ سفید نیستند و از تحریمها نمیهراسند؛ زیرا واشنگتن دیگر نمیتواند امنیت کسی را تضمین کند. این یک عقبنشینی تاریخی برای ابرقدرتی است که ادعای جهان تکقطبی داشت.»
این تحلیلگر نظامی با رد ادعای آسیب دیدن زیرساختهای دفاعی ایران گفت: «بر اساس دادههای اطلاعاتی آمریکا، ایران ظرف تنها ۶ ماه تمام زرادخانه پهپادی خود را بازسازی خواهد کرد. ما درباره کشوری صحبت میکنیم که ظرفیت تولید سالانه ۵۵ هزار پهپاد تهاجمی را دارد؛ ظرفیتی که هیچ کشوری در ناتو توان رقابت با آن را ندارد.» وی افزود: «قدرت ایران ناشی از دکترین نظامی کاملاً بومی و غیرقابل مهار است. زنجیره تولید نظامی ایران ۱۰۰ درصد داخلی و در پناه تونلهای عمیق کوهستانی مستحکم شده است که هیچ بمب سنگرشکن آمریکایی توان نابودی آن را ندارد. تهران توانسته مفهوم بازدارندگی را بازتعریف کند.»
پروفسور پیپ تأکید کرد: «جهان باید بپذیرد ایران رسماً به عنوان چهارمین قطب قدرت جهانی در کنار آمریکا، روسیه و چین ظهور کرده است. ایران با سلاح قرار دادن جغرافیا در تنگه هرمز، نبض اقتصاد بینالملل را به دست گرفته است. گام بعدی ایران، دور کردن پادشاهیهای عربی خلیجفارس از مدار واشنگتن است؛ این کشورها برای نجات اقتصاد خود که بیش از ۲۰ درصد منقبض شده، چارهای جز پذیرش چتر امنیتی ایران ندارند.»
پروفسور پیپ در پایان گفت: «ترامپ با دوراهی هولناکی مواجه است؛ یا باید وارد مرحله بمباران گستردهتر و عملیات زمینی شود که یک خودکشی است یا شکست را بپذیرد. نوسان میان این دو گزینه، قیمت نفت را صعودی کرده است. مدلهای صندوق بینالمللی پول به زودی فرو میریزند و جهان با یک انقباض اقتصادی بزرگ مواجه خواهد شد. ما در حال ورود به خطرناکترین دوران زندگی خود هستیم.»
عطوان: ترامپ به «نمایش سیاسی ـ نظامی» تازهای متوسل شده است
در همین رابطه، عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه «رایالیوم» در یادداشتی تحلیلی با اشاره به مواضع اخیر دونالد ترامپ نوشت: «تنها جملهای که طی روزهای گذشته از رئیسجمهور آمریکا بیش از همه توجهها را جلب کرده، این عبارت بوده است که «موضوع ایران بهزودی پایان مییابد». وی توضیحی درباره ماهیت این پایان ارائه نکرده و مشخص نساخته است که منظور او توافق سیاسی است یا تشدید رویارویی نظامی.»
به نوشته عطوان، اکنون نوعی اجماع میان منتقدان و متحدان ترامپ شکل گرفته که او با سرخوردگی و فشار فزایندهای روبهرو است. واشنگتن احساس میکند مذاکرات طولانی به نتیجه مطلوب نرسیده و تهران با راهبرد نفس بلند و مدیریت زمان، روند گفتوگوها را به سود خود هدایت کرده است. دو محور اصلی برنامه هستهای و توانمندیهای موشکی پیشرفته تهران، در کنار جایگاه راهبردی ایران در تنگه هرمز، پیچیدهترین موضوعات میز مذاکرات هستند.
عطوان به محدودیتهای زمانی ترامپ مانند آغاز موسم حج، جام جهانی در آمریکا و انتخابات میاندورهای کنگره اشاره کرد و نوشت: «این تحولات باعث شده آمریکا امکان ورود به یک جنگ فرسایشی را نداشته باشد و هرگونه اقدام نظامی باید محدود، سریع و با نتایج تضمینشده باشد. در مقابل، مسیر دیپلماتیک نیز پیچیده است؛ زیرا از نگاه ایران هرگونه توافق باید شامل رفع محدودیتهای اقتصادی و پایان فشارها باشد.»
وی موقعیت ایران را مستحکمتر از قبل ارزیابی کرد و با اشاره به هشدارهای یک منبع نظامی ایرانی خطاب به آمریکا نوشت: «این پیام تأکید دارد که هر اقدام جدید با پاسخ متفاوت ایران و تاکتیکهای تازه همراه خواهد بود و راهحل بحران تنها از مسیر پذیرش حقوق ایران تحقق مییابد.»
عطوان گزارشهای مربوط به لغو برخی برنامههای ترامپ و آمادهباش اسرائیل را بیشتر یک نمایش سیاسی ـ نظامی دانست و با مقایسه تاریخی این وضعیت با جنگهای ویتنام، عراق و افغانستان یادآور شد رؤسایجمهور آمریکا در مقاطعی ناچار به خروج از جنگهای طولانی شدهاند. وی در پایان این پرسش را مطرح میکند که آیا اکنون شرایطی مشابه برای دولت ترامپ در حال شکلگیری است یا خیر؟
رسانه عبری: پیروزی ایران واقعیت منطقه را برای اسرائیل ناامیدکننده میکند
علاوهبر این،روزنامه «معاریو» نوشت که اگر آمریکا به توافق موقت یا دائمی برسد که به ایران اجازه دهد موشکها و برنامه هستهای خود را حفظ کند، تلآویو باید موقعیت خود را در منطقه دوباره ارزیابی کند.
آوی اشکنازی، تحلیلگر روزنامه عبری معاریو گفت: «اگر ایالات متحده به توافق موقت یا دائمی برسد که به ایران اجازه دهد موشکها و برنامه هستهای خود را حفظ کند، اسرائیل باید موقعیت خود را در منطقه دوباره ارزیابی کند و اتحادهای جدیدی نه تنها در خاورمیانه، بلکه در اروپا و با محافل سیاسی در داخل ایالات متحده ایجاد کند؛ زیرا اگر ایران از این روند پیروز بیرون بیاید، واقعیت منطقهای امیدوارکننده نخواهد بود.»
وی گفت: «این واقعیت که ایران بیش از یک ماه پیش از سوی آمریکا به عنوان حامی حزبالله لبنان به رسمیت شناخته شد و دولت اسرائیل به طور ضمنی این را پذیرفت، اسرائیل را به همان وضعیت امنیتی متزلزلی که در ۶ اکتبر ۲۰۲۳ با آن روبهرو بود، بازمیگرداند.»
کانال ۱۳ تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز گزارش داده بود که این رژیم در ساعات اخیر ارزیابیهای اطلاعاتی دریافت کرده است که نشان میدهد با توجه به پیشرفت حاصل شده در مذاکرات جاری و تماسهای سیاسی فشردهای که در منطقه در حال انجام است، توافق بین ایالات متحده و ایران اکنون یک احتمال واقعبینانه و نزدیکتر از همیشه است.
بر اساس این گزارش، پس از نشانههایی مبنی بر موفقیت مذاکرهکنندگان در محدود کردن چندین نکته کلیدی مورد اختلاف که در هفتههای اخیر مانع تفاهم شده بود، نهادهای سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی از نزدیک تحولات مذاکرات بین واشنگتن و تهران را زیر نظر دارند.
این کانال تلویزیونی اعلام کرد که این تحولات، تصمیمگیرندگان اسرائیلی را بر آن داشت تا رایزنیهای فوری را برای ارزیابی پیامدهای احتمالی هرگونه توافق پیشبینیشده انجام دهند.
این تحولات در زمانی رخ میدهد که نشانههایی مبنی بر نزدیک شدن مذاکرات به مراحل پایانی خود، پس از گزارش رسانههای آمریکایی و بینالمللی درباره تهیه پیشنویس اولیه توافق و ارائه آن به بالاترین سطوح سیاسی در واشنگتن و تهران برای بررسی و تصمیمگیری نهائی، در حال افزایش است.
علاوهبر این، گزارشهای متعدد نشان داد که میانجیگران منطقهای و بینالمللی در روزهای اخیر تماسهای خود را برای غلبه بر موانع باقیمانده و تضمین موفقیت روند مذاکرات، تشدید کردهاند.
الجزیره: کمبود مهمات کلیدی از دلایل عقبنشینی ترامپ از جنگ ایران است
شبکه الجزیره هم در تحلیلی درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا در جنگ با ایران نوشت: کمبود در هفت نوع مهمات کلیدی ارتش ایالات متحده از دلایل عقبنشینی ترامپ از ادامه جنگ با ایران است. در جریان پاسخگویی هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی در کمیته سنا درباره فروش تسلیحات به تایوان، وی از توقف موقت برای اطمینان از تأمین مهمات عملیات خشم حماسی سخن گفت که نشاندهنده تناقض میان ادعای دولت و واقعیتهای جنگ ایران است. شواهد نشان میدهد ایالات متحده مهمات را بسیار سریعتر از توان بازسازی خود مصرف کرده است.
روزنامه «واشنگتنپست» فاش کرد ایالات متحده در ۴۰ روز جنگ، پیش از آتشبس ۸آوریل، بیش از ۲۰۰ رهگیر تاد (تقریباً نیمی از کل موجودی خود) و بیش از ۱۰۰ رهگیر استاندارد ۳ و ۶ را شلیک کرده است. تحلیلگران میگویند این کاهش مهمات در محاسبات واشنگتن برای از سرگیری جنگ نقش دارد. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) هشدار داد نیروهای آمریکایی در چهار مورد از هفت مهمات حیاتی شامل تاد، پاتریوت، SM-3 و SM-6،
بیش از نیمی از موجودی قبل از جنگ را مصرف کردهاند.
بر اساس این گزارش، آمریکا همچنین بیش از ۱۰۰۰ فروند از حدود ۳۱۰۰ موشک تاماهاوک خود را شلیک کرده است و بازسازی این ذخایر یک تا چهار سال طول خواهد کشید. عمر عاشور، استاد مطالعات امنیتی در دوحه به الجزیره گفت این کاهش یک شوک استراتژیک به موجودی انبار است که بر سایر صحنههای جهان تأثیر میگذارد. به گفته وی، کمبود مهمات برخلاف ادعاهای ترامپ، بخشی از محاسبات او در تصمیم به عقبنشینی است.
گزارش CSIS فاش کرد موشکها و پهپادهای ایران در طول جنگ، تجهیزات نظامی آمریکا را به ارزش ۲.۳ تا ۲.۸ میلیارد دلار از بین بردهاند. برخلاف ادعای ترامپ مبنی بر نابودی زرادخانه ایران، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد تهران حدود ۷۰ درصد از ذخیره قبل از جنگ خود را حفظ کرده و بدون فروپاشی، در برابر ۲۱ هزار حمله مقاومت کرده است.
















