محاصره دریایی ایران شکسته شد

شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالرحمن فتح الهی| ترامپ عصر جمعه اطلاع داد که محاصره دریایی ایران از همین حالا برداشته خواهد شد و کشتیهای گیرافتاده میتوانند به کشورهای خود بازگردند. همین جمله ورق تحولات را تا حدودی برگرداند و کفه معادلات به سمت احتمال حصول تفاهم اولیه سنگینتر شد. هنوز هم تهران واکنشی رسمی به ادعای ترامپ نشان نداده و سخنی دال بر تأیید یا تکذیب گفتههای او در دست نیست. البته باید یادآور شد که همزمان رئیسجمهور آمریکا در نوشته دیگری برای تهران تعیین تکلیف و مجددا برخی خواستههایش را به عنوان پیششرط توافق یادآوری کرد. ترامپ در پیامی تازه تأکید کرد ایران نباید هرگز به سلاح هستهای دست پیدا کند و تنگه هرمز باید فوراً و بدون هیچ محدودیتی به روی کشتیرانی جهانی باز شود.
او مدعی شد مینهای دریایی باید بهسرعت پاکسازی شوند و محاصره دریایی آمریکا نیز پایان خواهد یافت. ترامپ همچنین اعلام کرد مواد غنیشده هستهای ایران با هماهنگی تهران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی توسط آمریکا جمعآوری و نابود میشود. به گفته او، فعلاً هیچ تبادل مالی انجام نخواهد شد و سایر موضوعات نیز مورد توافق قرار گرفتهاند. رئیسجمهور آمریکا افزود تصمیم نهایی در جلسه اتاق وضعیت کاخ سفید گرفته خواهد شد. همین ادبیات مبهم همه چیز را تا لحظه نگارش این متن به نوعی تعلیق کشانده و به اعتراف خود ترامپ، او هنوز تصمیم نهاییاش را برای امضای توافق نگرفته است و این در حالی است که۵۳ روز از آغاز آتشبس میان ایران و آمریکا میگذرد؛ آتشبسی که از همان ساعات ابتدایی، بیش از آنکه نشانه پایان تنشها باشد، به تعلیق بحران شباهت داشت. در این ۵۳ روز، تنها مؤلفه قطعی، عدم قطعیت بوده است. در همین مدت، نه جنگ بهطور کامل متوقف شده و نه صلح و پایان دائمی جنگ در کار است. از اوایل هفته گذشته هم موجی از خبرهای مثبت درباره احتمال دستیابی تهران و واشینگتن به یک تفاهم اولیه منتشر شد. این اخبار از تدوین پیشنویس یادداشت تفاهم، کاهش تنش در خلیج فارس، بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و حتی شکلگیری سازوکارهای اقتصادی و امنیتی مشترک سخن میگفتند. بااینحال، هنوز هیچ چیز نهایی نشده است. اگرچه منابع آمریکایی، ایرانی و منطقهای از نزدیکشدن دو طرف به توافق سخن میگویند و حتی برخی رسانهها مدعیاند تهران با کلیات تفاهم موافقت کرده، اما آنچه همچنان همه چیز را در وضعیت بلاتکلیف نگه داشته، تصمیم و امضای نهایی دونالد ترامپ است؛ رئیسجمهوری که همزمان از «پیشرفت خوب مذاکرات» سخن میگوید و تهدید میکند در صورت عدم حصول توافق مدنظرش، حملات از سر گرفته خواهد شد.
بنابراین به باور ناظران، ترامپ اکنون ایالات متحده را بین دو مسیر متضاد توافق یا تشدید فشار و آغاز جنگ دوباره با ایران گرفتار کرده است و هنوز خودش هم نمیداند در کدام راه گام بردارد. روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی باور دارد ترامپ میان مذاکره با ایران و تهدید به جنگ، واشینگتن را سردرگم کرده و این سردرگمی تنها در سطح سیاسی دیده نمیشود، بلکه به گفته یک مقام ارشد دفاعی آمریکا، بیش از ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه و حتی داخل آمریکا در وضعیت آمادهباش و بلاتکلیف قرار دارند. اکنون نه تهران میتواند از پایان بحران مطمئن باشد و نه واشینگتن تصویر روشنی از پیروزی در اختیار دارد. همین وضعیت، آتشبس فعلی را به شکنندهترین مرحله خود رسانده است. شاید بخشی از تعلل واشینگتن به ملاحظات اخیر اسرائیل در لبنان بازگردد. برخی تحلیلها حاکی از آن است که ترامپ ترجیح میدهد پیش از امضای هرگونه سند رسمی با ایران، معادلات میدانی و امنیتی تلآویو در لبنان و جبهه شمالی تثبیت شود. به همین دلیل، همزمان با انتشار اخبار مثبت از مذاکرات، حملات اسرائیل علیه حزبالله نیز تشدید شده است.
مسیر فرسایشی تهران و واشینگتن
تحولات روزهای اخیر نشان میدهد مذاکرات میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای پیچیده و فرسایشی شده است؛ مرحلهای که در آن، همزمان نشانههای نزدیکشدن به توافق و خطر بازگشت به درگیری نظامی دیده میشود. براساس گزارش نیویورکتایمز، واسطههای منطقهای و بینالمللی در هفتههای گذشته تلاش کردهاند یک یادداشت تفاهم اولیه برای پایان جنگ تدوین کنند؛ تلاشی که بارها به دلیل اختلاف روایتها، ابهام در تعهدات و بیاعتمادی دو طرف متوقف شده است. طبق این گزارش، پیشنویس جدید تفاهم اکنون بیش از هر زمان دیگری به تأیید تهران و واشینگتن نزدیک شده، اما هنوز دونالد ترامپ آن را امضا نکرده است. منابع آمریکایی میگویند ترامپ پس از اطلاع از موافقت اولیه ایران با متن پیشنهادی، از مشاوران خود خواسته چند روز برای تصمیمگیری نهایی زمان داشته باشد. سیانان نیز گزارش داد بعید است رئیسجمهور آمریکا پیش از دریافت تأیید قطعی از سوی تهران، سند را امضا کند.
در سوی مقابل، منابع ایرانی نیز تأکید دارند متن هنوز نهایی نشده و برخی روایتهای رسانههای غربی دقیق نیست. یک منبع مطلع به تسنیم گفته طی روزهای اخیر تغییراتی در متن تفاهمنامه اعمال شده و هنوز جمعبندی نهایی صورت نگرفته است. بااینحال، قدردانی مسعود پزشکیان از نقش پاکستان در روند میانجیگری، از نگاه رسانههای نزدیک به حاکمیت بهعنوان نشانهای از دستیابی به تفاهم اولیه تلقی شده است. براساس اطلاعات منتشرشده، این تفاهم در گام نخست بر توقف خصومتها متمرکز خواهد بود. دو دیپلمات آگاه به نیویورکتایمز گفتهاند توافق اولیه شامل یک دوره ۶۰روزه آتشبس قابل تمدید است تا در این بازه، مذاکرات درباره توافق جامعتر ادامه یابد. اما روایت ایران متفاوت است؛ تهران معتقد است پایان جنگ باید برای کل مدت مذاکرات و در همه جبههها، ازجمله لبنان، تضمین شود. موضوع تنگه هرمز همچنان مهمترین محور اختلاف است.
آمریکا خواهان بازگشایی فوری و بدون قید و شرط این آبراه راهبردی است، اما ایران بر حق خود و عمان برای مدیریت عبور کشتیها و حتی احتمال وضع هزینه خدمات پافشاری میکند. طبق برخی گزارشها، تهران پذیرفته برای یک دوره ۳۰روزه، عبور کشتیهای تجاری را به سطح پیش از جنگ بازگرداند، اما درباره وضعیت بلندمدت تنگه هنوز اختلاف وجود دارد. در حوزه اقتصادی، پیشنهاد تشکیل صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران، یکی از بحثبرانگیزترین بندهای تفاهم احتمالی است. برخی منابع میگویند ایده این صندوق از سوی استیو ویتکاف و جرد کوشنر مطرح شده و شامل پروژههای ساختمانی، انرژی و سرمایهگذاری مشترک خواهد بود. همچنین بحث آزادسازی تدریجی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران نیز در دستور کار قرار گرفته است. در کنار این تحولات، مذاکرات هستهای عملا به مرحله بعد موکول شده است. براساس پیشنویس منتشرشده، ایران در ازای توقف تشدید تحریمها، برنامه هستهای خود را به حالت تعلیق درمیآورد تا درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده در مرحله بعدی مذاکره شود. اختلاف اصلی همچنان بر سر انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از ایران یا رقیقسازی آن تحت نظارت بینالمللی است. تمام این موارد نشان میدهد دو طرف بهرغم نزدیکشدن به یک چارچوب اولیه، هنوز فاصله زیادی تا توافق نهایی دارند؛ توافقی که نهتنها به اراده تهران و واشینگتن، بلکه به تحولات میدانی منطقه، موضع اسرائیل و مهمتر از همه تصمیم نهایی ترامپ وابسته است.
ترامپ، کاخ سفید و بحران روایت پیروزی
در حالی که مذاکرات میان ایران و آمریکا وارد حساسترین مرحله خود شده، مواضع دونالد ترامپ و دیگر مقامات کاخ سفید همچنان متناقض، چندلایه و آمیخته به ابهام است؛ وضعیتی که نهتنها روند توافق را پیچیده کرده، بلکه نشانهای از بحران تصمیمگیری در واشینگتن محسوب میشود. ترامپ در روزهای اخیر بارها تأکید کرده ترجیح میدهد با ایران به توافق برسد، اما همزمان هشدار داده «همه گزینهها روی میز است». او در گفتوگو با فاکسنیوز مدعی شد ایرانیها «مذاکرهکنندگان بسیار خوبی» هستند، اما هر توافقی باید «توافقی خوب برای آمریکا» باشد. همین موضع دوگانه، محور اصلی تحلیل تازه نیویورکتایمز درباره سردرگمی کاخ سفید بود؛ تحلیلی که میگوید ترامپ همزمان از پیشرفت مذاکرات سخن میگوید و تهدید میکند در صورت بازنشدن تنگه هرمز، حملات از سر گرفته خواهد شد.
جیدی ونس، معاون ترامپ نیز تصویری مشابه ارائه داده است. او ضمن تأکید بر اینکه «آتشبس کاملا برقرار است»، اذعان کرد درگیریهای پراکنده همچنان رخ میدهد و گاهی نیروهای سطوح پایینتر بدون هماهنگی عمل میکنند. ونس همچنین گفت «هنوز مشخص نیست ترامپ چه زمانی و حتی آیا اساسا یادداشت تفاهم را امضا خواهد کرد یا نه». بااینحال، او تأکید کرد که ایران تاکنون «با حسن نیت» مذاکره کرده و گفتوگوها بر سر چند نکته نگارشی ادامه دارد. این مواضع در حالی مطرح میشود که رسانههای آمریکایی از اختلافنظر درون دولت ترامپ خبر میدهند. اکسیوس گزارش داد که ترامپ تا عصر پنجشنبه تمایل به امضای توافق داشته، اما همچنان درباره تبعات سیاسی آن مردد است. سیانان نیز نوشت رئیسجمهور آمریکا نگران است توافقی را امضا کند که بعدا از سوی مخالفان داخلی بهعنوان عقبنشینی تعبیر شود. در همین چارچوب، دنیس سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، معتقد است آنچه بیش از همه ترامپ را آزار میدهد، نبود «روایت روشن پیروزی» است.
او هشدار داد که ادامه فشار و طولانیشدن بحران میتواند کنترل اوضاع را از دست واشینگتن خارج کند؛ زیرا ایران تصور میکند مرحله اصلی فشار را پشت سر گذاشته و حاضر به امتیازدهی بیشتر نیست. در آمریکا نیز مخالفان جنگ فعالتر شدهاند. ست مولتون، نماینده دموکرات کنگره، به صراحت گفته اصلا نیازی به آغاز جنگ با ایران نبود و ترامپ و نتانیاهو آمریکا را وارد نبردی کردند که دستاورد مشخصی نداشته است. او تأکید کرد که جنگ تنها باعث اتلاف منابع و کشتهشدن انسانها شده است. در همین حال، برخی نشانهها از خوشبینی محتاطانه در کاخ سفید حکایت دارد. الجزیره به نقل از منابع آمریکایی گزارش داد سطحی از امیدواری نسبت به دستیابی به توافق شکل گرفته و مقامات دولت ترامپ معتقدند اختلافات اکنون بیشتر فنی و مربوط به نحوه تنظیم متن است. بااینحال، همین خوشبینی شکننده بارها با تبادل آتش محدود در خلیج فارس و جنوب ایران تحت تأثیر قرار گرفته است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا ترامپ در نهایت توافقی ناقص اما قابل مدیریت را میپذیرد یا همچنان در پی دستیابی به تصویری بزرگتر از پیروزی باقی خواهد ماند؛ تصویری که شاید هرچه زمان میگذرد، دستیافتنیتر به نظر نرسد؟
جنوب ناآرام؛ سایه بازگشت درگیری به خلیج فارس
در حالی که فضای سیاسی و رسانهای طی روزهای اخیر عمدتا بر احتمال دستیابی تهران و واشینگتن به یک تفاهم اولیه متمرکز بوده، جنوب ایران بار دیگر نشانههایی از بازگشت تنشهای میدانی را تجربه کرده است؛ تحولاتی که نشان میدهد آتشبس ۵۳روزه همچنان شکننده و مستعد فروپاشی است. از اواسطه هفته قبل، گزارشهای متعددی درباره تحرکات نظامی در استانهای بوشهر و هرمزگان منتشر شد. خبرگزاری فارس پنجشنبهشب از شلیک موشکهای ایرانی از مناطق جنوبی کشور خبر داد؛ موشکهایی که به گفته این رسانه، مقصد دقیق آنها مشخص نبود اما برخی منابع احتمال درگیری در آبهای خلیج فارس را مطرح میکردند. همزمان برخی رسانهها از شنیدهشدن صدای انفجار در بوشهر و هرمزگان خبر دادند، هرچند فارس در ادامه اعلام کرد بررسیهای میدانی وقوع انفجار گسترده را تأیید نمیکند.
کمی بعد، تسنیم به نقل از یک منبع نظامی گزارش داد یک پهپاد متجاوز آمریکایی در اطراف بوشهر رهگیری شده و سامانههای پدافندی ایران به سمت آن شلیک کردهاند. فرماندار شهرستان جم نیز بدون اشاره مستقیم به جزئیات، از «انهدام یک هواگرد متخاصم» خبر داد و تأکید کرد شرایط منطقه اکنون عادی است. در مقابل، ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، هرگونه ساقطشدن هواگرد آمریکایی در نزدیکی بوشهر را رد کرد. همین روایتهای متنوع، بار دیگر نشان داد وضعیت میدانی خلیج فارس تا چه اندازه مبهم و مستعد سوءبرداشت است. در همین راستا جیدی ونس، معاون ترامپ نیز طی اظهاراتی معنادار گفت که حتی در شرایط آتشبس، گاهی نیروهای سطوح پایینتر بدون هماهنگی عمل میکنند و همین مسئله باعث شعلهورشدن مقطعی تنشها میشود. در سطح راهبردی، اهمیت جنوب ایران بیش از هر زمان دیگری به موضوع تنگه هرمز گره خورده است؛ گذرگاهی که اکنون به اصلیترین اهرم فشار تهران و مهمترین نگرانی آمریکا و بازار جهانی انرژی تبدیل شده است. طبق گزارشها، یکی از محورهای اصلی تفاهم احتمالی، بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و بازگشت عبور کشتیهای تجاری به سطح پیش از جنگ است.
بر اساس سند غیررسمی منتشرشده توسط خبرگزاری صداوسیما، آمریکا متعهد میشود محاصره دریایی اطراف ایران را متوقف کرده و بخشی از نیروهای خود را از منطقه خارج کند. در مقابل، ایران نیز متعهد خواهد شد طی یک ماه، عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را به وضعیت عادی بازگرداند. با این حال، کشتیهای نظامی مشمول این توافق نخواهند بود و مدیریت عبور کشتیهای تجاری نیز با همکاری ایران و عمان انجام خواهد شد. گفتنی است کاخ سفید این ادعای خبرگزاری صداوسیما را هم رد کرد. اما اختلافات همچنان پابرجاست. منابع آمریکایی میگویند واشینگتن خواهان بازگشایی فوری و بدون محدودیت تنگه است، در حالی که ایران تأکید دارد حق اعمال برخی سازوکارهای کنترلی و حتی هزینه خدمات دریایی را برای خود محفوظ میداند. همین مسئله موجب شده روند مذاکرات درباره هرمز به یکی از پیچیدهترین بخشهای گفتوگوها تبدیل شود. پیامدهای این تنشها فقط محدود به امنیت منطقه نیست. بازار جهانی نفت نیز بهشدت تحت تأثیر اخبار مربوط به جنوب ایران قرار گرفته است. همزمان با انتشار اخبار مثبت از مذاکرات، قیمت نفت اندکی کاهش یافت؛ زیرا بازارها امیدوار شدند احتمال تمدید آتشبس و بازگشایی مسیرهای انرژی افزایش یافته است. با این حال، ادامه و تشدید هرگونه تبادل آتش جدید در خلیج فارس میتواند دوباره قیمتها را صعودی کند. در سطح بینالمللی نیز نگرانی نسبت به امنیت انرژی افزایش یافته است. الجزیره گزارش داد مقامات چینی با وجود وابستگی شدید پکن به نفت خاورمیانه، در نشست امنیتی آسیایی مرتبط با جنگ ایران و آمریکا حضور فعالی ندارند؛ موضوعی که میتواند نشانه نگرانی چین از پیچیدهترشدن بحران باشد. به این ترتیب، جنوب ایران اکنون به نقطه تلاقی سه بحران همزمان تبدیل شده است؛ بحران امنیتی در خلیج فارس، بحران انرژی جهانی و بحران سیاسی میان تهران و واشینگتن. هرچند آتشبس هنوز پابرجاست، ولی آنچه در شبهای گذشته در بوشهر و هرمزگان روی داد گواه آن است که کوچکترین خطای محاسباتی میتواند دوباره منطقه را به آستانه درگیری گسترده بازگرداند.
جنگ روایتها؛ از ماهوارههای سیانان تا میدان دیپلماسی رسانهای
همزمان با ادامه مذاکرات سیاسی و تنشهای میدانی، جنگ روایتها به یکی از مهمترین ابعاد تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ نبردی که در آن اخبار و گزارش رسانهها، اظهارات مقامهای سیاسی، نوسانات بازار نفت و حتی ارجاع به تصاویر ماهوارهای در قامت ابزار فشار و چانهزنی عمل میکنند. در همین چارچوب، سیانان با انتشار تصاویر ماهوارهای مدعی شد ایران در حال بازگشایی تأسیسات زیرزمینی موشکی خود است؛ پایگاههایی که به گفته این شبکه در جریان حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده بودند. این گزارش عملا روایت دونالد ترامپ مبنی بر نابودی گسترده زرادخانه موشکی ایران را زیر سؤال برد و این پیام را مخابره کرد که تهران همچنان توان بازسازی و حفظ ظرفیت موشکی خود را دارد.
در حوزه دیپلماسی نیز روایتها بهشدت متناقضاند و در یک مورد، موضوع صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری نیز به بخشی از این نبرد رسانهای تبدیل شده است. برخی رسانههای غربی آن را طرحی اقتصادی برای بازسازی ایران معرفی میکنند، در حالی که در فضای رسانهای داخل کشور، بیشتر به عنوان نشانه عقبنشینی آمریکا و پذیرش هزینههای جنگ بازتاب یافته است. ازاینرو این برداشت کلی مطرح است که بحران کنونی بیش از آنکه صرفا یک رویارویی نظامی باشد، به نبردی برای کنترل روایت تبدیل شده است؛ جایی که هر خبر، تصویر یا موضعگیری میتواند بر افکار عمومی، بازار انرژی و روند مذاکرات اثر بگذارد.
میانجیها و دیپلماسی چندلایه بحران
در پشت صحنه مذاکرات تهران و واشینگتن، شبکهای پیچیده از میانجیها و بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در حال نقشآفرینی هستند؛ بازیگرانی که هرکدام تلاش میکنند مسیر بحران را به سمت منافع راهبردی خود هدایت کنند. برخلاف مذاکرات هستهای سال ۲۰۱۵ که عمدتا در چارچوبی رسمی و چندجانبه پیش میرفت، گفتوگوهای کنونی بیشتر بر پایه میانجیگریهای موازی، کانالهای غیررسمی و دیپلماسی پنهان استوار شده است. پاکستان و قطر مهمترین میانجیهای فعال در این روند به شمار میروند. منابع آمریکایی و ایرانی تأیید کردهاند بخش عمدهای از تبادل پیامها و تنظیم پیشنویس تفاهم از طریق این دو کشور انجام شده است. همین مسئله سبب شده حتی در برخی مقاطع، مشخص نباشد آیا تهران و واشینگتن دقیقا روی نسخه واحدی از تفاهم مذاکره میکنند یا خیر. در روزهای اخیر، قدردانی رسمی مسعود پزشکیان از «تلاشهای مؤثر» پاکستان برای کمک به توافق میان ایران و آمریکا، از سوی رسانههای داخلی به عنوان نشانهای از پیشرفت مذاکرات تعبیر شد. تسنیم این اظهارات را نوعی تأیید ضمنی دستیابی به تفاهم اولیه دانست. از نگاه اسلامآباد، کاهش تنش میان ایران و آمریکا نهتنها به ثبات منطقه کمک میکند، بلکه میتواند جایگاه پاکستان را به عنوان بازیگر دیپلماتیک مؤثر در معادلات غرب آسیا تقویت کند.
قطر نیز همچنان نقش سنتی خود را در میانجیگری میان تهران و واشینگتن حفظ کرده است. گزارشها نشان میدهد بخشی از طرح آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران قرار است با مشارکت دوحه اجرا شود تا حساسیتهای سیاسی داخلی آمریکا کاهش یابد. ترامپ نمیخواهد متهم شود مستقیما میلیاردها دلار در اختیار تهران قرار داده، به همین دلیل تیم او به دنبال سازوکارهای غیرمستقیم با مشارکت کشورهای منطقه است. در این میان، عمان نیز بهواسطه موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز به بازیگری کلیدی تبدیل شده است. طبق پیشنویسهای منتشرشده، مدیریت عبور کشتیهای تجاری در هرمز قرار است با همکاری تهران و مسقط انجام شود. این مسئله نشان میدهد بحران کنونی فقط یک مناقشه دوجانبه نیست، بلکه مستقیما با نظم امنیتی خلیج فارس گره خورده است. روسیه نیز تلاش میکند از فضای جدید برای تقویت نقش خود در معادلات منطقه بهره ببرد.
سفر علی باقری به مسکو و دیدار او با مقامهای امنیتی مصر و برزیل در حاشیه نشست امنیتی روسیه، نشانهای از تلاش تهران برای حفظ حمایتهای سیاسی و امنیتی در سطح بینالمللی است. اما مهمترین بازیگر منطقهای همچنان اسرائیل است؛ بازیگری که اگرچه بهصورت رسمی در مذاکرات حضور ندارد، اما سایه آن بر تمام روند گفتوگوها دیده میشود. گزارش اسرائیلهیوم مبنی بر ارسال پیشنویس تفاهم توسط ترامپ برای نتانیاهو و رهبران منطقه، نشان میدهد واشینگتن بدون هماهنگی با تلآویو حاضر به پیشبرد توافق نخواهد بود. در لبنان نیز وضعیت همچنان شکننده است. طبق برخی مفاد تفاهم احتمالی، توقف درگیریها در جبهه لبنان بخشی از توافق خواهد بود، اما حملات اخیر اسرائیل علیه حزبالله نشان میدهد تلآویو هنوز تمایلی به کاهش کامل تنش ندارد. همین مسئله یکی از عوامل اصلی تعلل ترامپ در امضای توافق تلقی میشود. برآیند همه آن چیزی که مطرح شد مؤید آن است که رویارویی میان ایران و آمریکا در حال حاضر به میدان پیچیدهای از رقابتهای منطقهای و جهانی تبدیل شده است؛ میدانی که در آن هر بازیگر تلاش میکند سهم خود را از نظم احتمالی پساجنگ تعیین کند.
















