1. برگزیده
تحلیل ها

غربالگری فرقه‌ای؛ چرا ابوظبی به هند نزدیک شده و از پاکستان فاصله می‌گیرد؟

منبع
اکو ايران
بروزرسانی
غربالگری فرقه‌ای؛ چرا ابوظبی به هند نزدیک شده و از پاکستان فاصله می‌گیرد؟

اکو ایران/ متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

 دولت ابوظبی به‌گونه‌ای فزاینده از یک سو در حال فاصله‌گیری از شماری از متحدین سنتی خود مانند اسلام‌آباد، افزایش سطح تخاصم با تهران است و از سوی دیگر سطح روابط خود با دهلی‌نو و تل‌آویو را گسترش می‌دهد.

امارات متحده عربی آشکارا به گونه‌ای فزاینده متحدان جدیدی را جایگزین شرکای سابقش در منطقه می‌کند.  

 دوری امارات از پاکستان، نزدیکی به هند
به نوشته تارنمای  اندیشکده استیمسون، طی دو هفته در ماه آوریل، امارات متحده عربی تمام کانال‌های وابستگی طولانی‌مدت خود به پاکستان را قطع کرد. در ۱۲ آوریل، مأموران لباس‌شخصی در دبی شروع به بازداشت کارگران پاکستانی کردند که بیشتر آنان شیعه و بسیاری دهه‌ها در امارات زندگی کرده بودند. در نهایت شمار بازداشت‌شدگان به حدود ۱۵ هزار نفر رسید. شرکت هواپیمایی اتحاد (Etihad Airways) با اطلاع تنها ۴۸ ساعته، ۱۵ کارمند پاکستانی را اخراج کرد. در ۲۳ آوریل، صندوق توسعه ابوظبی (ADFD) خواستار بازپرداخت فوری یک میلیارد دلار از وامی ۳.۴۵ میلیارد دلاری شد که سال‌ها بدون مشکل تمدید شده بود. از آن طرف، عربستان سعودی با یک سپرده ۳ میلیارد دلاری وارد عمل شد. این توالی بیش از آن‌که نشانه فاصله‌گیری تدریجی باشد، بسیار هماهنگ و تنبیهی بود. آنچه پاکستان مشاهده می‌کرد، «تسلیح یک دوستی طولانی» بود.

 به نظر می‌رسد امارات طی ۱۸ ماه گذشته و به‌ویژه از آغاز جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، به این نتیجه رسیده که پاکستان دیگر آن شریک سابق نیست، بلکه هند جایگزین آن شده است. ابوظبی علی‌رغم یک جایگزین می‌تواند اعمال فشار را تحمل‌پذیر بداند و اکنون در حال استفاده از تمام نقاط گلوگاهی وابستگی متقابل، از نیروی کار و بدهی دولتی گرفته تا هوانوردی و تأمین کالا، است، تا اسلام‌آباد را به تغییر جهت وادار کند. بدین ترتیب، امارات از موقعیت هاب منطقه‌ای خود برای گرفتن امتیاز از شرکا استفاده می‌کند و قدرت اتصال و شبکه‌سازی خود را به نمایش می‌گذارد. ابوظبی آماده است وابستگی متقابل را به «سلاح» مبدل کند تا سایر قدرت‌های میانه را وادار به همسویی با موضع خود کند.

شوکه از شوک؛ دیپلماسی یا خیانت؟ 
دو موضع پاکستان در فاصله یک سال، به نظر می‌رسد این فشار را توضیح می‌دهد. نخست، توافق دفاعی متقابل راهبردی میان پاکستان و عربستان سعودی در کاخ الیمامه در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، هشت روز پس از حملات اسرائیل به مقامات حماس در دوحه. این پیمان، حمله به هر یک از طرفین را حمله به هر دو تلقی می‌کند و نوعی ابهام هسته‌ای ضمنی دارد که اسلام‌آباد بعداً آن را کم‌اهمیت جلوه داد. برای عربستان، این توافق تنوع‌بخشی راهبردی بود. برای ابوظبی، که با ریاض بر سر یمن، سیاست اوپک و شاخ آفریقا اختلاف دارد، این امر شبیه «فرار شریک» تلقی شد.

دوم، گزارش‌هایی درباره نقش پاکستان در تسهیل ارتباطات غیررسمی میان واشنگتن و تهران در هفته‌های بحرانی جنگ و چارچوب آتش‌بس موقت اعلام‌شده در ۸ آوریل. از نگاه ابوظبی که بنا بر برخی گزارش‌ها بیش از دو هزار حمله ایران را تحمل کرده، بی‌طرفی پاکستان کمتر شبیه دیپلماسی و بیشتر شبیه خیانت بود. یک دیپلمات پیشین پاکستانی، حسین حقانی، این شکاف را چنین توصیف کرد: «امارات شوکه شد که پاکستان از آن‌ها علیه ایران حمایت نکرد؛ و پاکستان شوکه شد که امارات شوکه شد».

آنچه پس از آن رخ داد، نه انتقام دیپلماتیک، بلکه استفاده از تمام ابزارهای اقتصادی و اداری در اختیار امارات بود. ابزار نیروی کار بیشترین نمود را داشت. حدود ۱۵ هزار فرد عمدتاً شیعه بدون اطلاع قبلی اخراج شدند و به پنجاب و گلگت-بلتستان بازگردانده شدند. حساب‌های بانکی آن‌ها مسدود و شماره‌های شناسایی‌شان غیرفعال شد. ابزار بدهی نیز در ۲۳ آوریل فعال شد، زمانی که ADFD خواستار بازپرداخت یک میلیارد دلار شد. ابزار شرکتی نیز شامل اخراج گسترده کارکنان اتحاد بود. (امارات همچنین در ژانویه، اندکی پس از سفر رئیس امارات به هند، از توافق طولانی‌مدت برای اداره فرودگاه اسلام‌آباد خارج شد.)

غربالگری فرقه‌ای؛ چرا ابوظبی به دهلی‌نو نزدیک می‌شود؟
از دید ابوظبی، این اقدامات منطقی هستند. رهبری امارات معتقد است شریک امنیتی دیرینه‌اش در جنوب آسیا به‌تدریج به سمت عربستان و همچنین مذاکره با تهران متمایل شده است. این تغییر در سیاست مهاجرتی که نوعی «غربالگری فرقه‌ای» در فرودگاه‌های خلیج فارس است، از این دید قابل توضیح است. ابوظبی به این نتیجه رسیده که وابستگی متقابل با پاکستان باید رفتار سیاسی تولید کند، نه اینکه صرفاً آن را جذب کند. این یک تغییر مهم است و اسلام‌آباد هنوز پاسخ روشنی به آن نداده است.

چنین سطحی از فشار تنها زمانی ممکن است که جایگزین وجود داشته باشد و این سومین ویژگی وضعیت نو است. ابوظبی در دو سال گذشته همسویی ایدئولوژیک با دهلی‌نو ایجاد کرده که پاکستان قادر به رقابت با آن نیست. هر دو دولت نسبت به اسلام سیاسی موضع سخت‌گیرانه دارند. هر دو عمل‌گرایی اقتصادی را بر همبستگی مذهبی ترجیح می‌دهند. هر دو نفوذ منطقه‌ای ایران را یک تهدید اصلی می‌دانند. سفر ژانویه رئیس امارات به دهلی منجر به قرارداد ۳ میلیارد دلاری LNG، یادداشت همکاری دفاعی و پایان تدریجی مذاکرات فرودگاه اسلام‌آباد شد.

تسلیح وابستگی؛ واقعیتی که پاکستان باید با آن مواجه شود
همکاری نوظهور سه‌جانبه با اسرائیل در حوزه امنیت دریایی، پهپاد و اطلاعات، نقش مشخصی برای ارتش پاکستان باقی نمی‌گذارد. مسیر محتمل این است که اقتصاد حواله‌ای پاکستان که حدود دو میلیون کارگر سال گذشته حدود ۸ میلیارد دلار به کشور فرستادند، دیگر از نظر سیاسی بی‌طرف نباشد. پرسش این است که آیا این چرخش امارات به هند پایدار است یا قابل بازگشت؛ شواهد بیشتر نشان می‌دهد که پایدار است.

جمع‌بندی منتقدان این است که مفهوم «تسلیح وابستگی» شاید اغراق‌آمیز باشد و واقعیت صرفاً سرد شدن روابط باشد. اما همزمانی اقدامات آوریل، مقیاس تنبیهی اخراج‌ها و غربالگری فرقه‌ای نشان می‌دهد که این روند طراحی‌شده است، نه تصادفی. وقتی وابستگی متقابل یک‌بار به‌عنوان سلاح استفاده شود، مذاکرات بعدی از این فرض آغاز می‌شود که دوباره هم می‌تواند استفاده شود. پاکستان نخستین کشور جنوب آسیاست که تجربه می‌کند چگونه دستمزد، وام دولتی و اجازه کار می‌توانند همزمان به ابزار فشار سیاسی تبدیل شوند. احتمالاً آخرین کشور نخواهد بود.

تیرگی روابط با ایران
در رابطه با سیاست خارجی دولت ابوظبی، نشریه وال‌استریت ژورنال هم در گزارشی مرتبط با جنگ ایران می‌نویسد: امارات متحده عربی بنا بر گفته افراد آگاه، از روزهای ابتدایی جنگ و تا روز بعد از اعلام آتش‌بس، ده‌ها حمله هوایی علیه ایران انجام داده است؛ سطحی از مشارکت که پیش‌تر درباره آن گزارشی منتشر نشده بود و نشان می‌دهد این کشور نقش عمیق‌تری در کارزار هوایی به رهبری آمریکا و اسرائیل داشته است.

به گفته این منابع، این حملات با هماهنگی آمریکا و اسرائیل انجام شده و هر دو داده‌های اطلاعاتی در اختیار آن قرار داده‌اند. اهداف شامل جزایر قشم و ابوموسی در تنگه هرمز، بندرعباس، پالایشگاه نفت در جزیره لاوان در خلیج فارس و مجتمع پتروشیمی عسلویه بوده است. حمله به عسلویه که با همکاری اسرائیل انجام شد، واکنش شدید بین‌المللی را در پی داشت و باعث شد آمریکا از اسرائیل بخواهد حملات به تأسیسات انرژی را متوقف کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس پیش از جنگ اعلام کرده بودند که اجازه نخواهند داد از حریم هوایی یا پایگاه‌هایشان برای حمله استفاده شود؛ اما برخی از آن‌ها پس از آغاز جنگ موضع خود را تغییر دادند.

اختلاف بر سر مواجهه با تهران
میزان پاسخ تهاجمی امارات باعث تشدید شکاف در میان کشورهای خلیج فارس شد. در اوایل آوریل، عربستان سعودی به آمریکا شکایت کرد که حملات امارات خطر هدف قرار گرفتن تأسیسات انرژی منطقه را افزایش داده و می‌تواند قیمت نفت را افزایش داده و بازارهای جهانی را بی‌ثبات کند. به گفته منابع، ریاض از آمریکا خواست امارات را برای توقف حملات تلافی‌جویانه تحت فشار قرار دهد و به تلاش‌های دیپلماتیک بپیوندد.

به گفته مقامات خلیج فارس، محمد بن زاید، رئیس امارات، در طول جنگ از عدم مشارکت محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در اقدامات نظامی هماهنگ علیه ایران ناراضی شده بود. این تنش‌ها شکاف فزاینده‌ای میان دو قدرت بزرگ خلیج فارس ایجاد کرد؛ شکافی که پیش‌تر نیز بر سر رقابت در دریای سرخ و در جنگ‌های سودان و یمن وجود داشت. امارات در ماه آوریل از اوپک خارج شد و اعلام کرد بر همکاری‌های امنیتی با آمریکا و اسرائیل تمرکز بیشتری خواهد داشت.

علاوه بر حملات، امارات از پیش‌نویس قطعنامه‌ای در سازمان ملل حمایت کرد که در صورت لزوم اجازه استفاده از زور برای شکستن کنترل ایران بر تنگه هرمز را می‌داد. امارات همچنین علیه منافع مالی ایران اقدام کرد؛ مدارس و باشگاه‌های مرتبط با تهران در دبی را تعطیل کرد و صدور ویزا و عبور ترانزیتی برای شهروندان ایرانی را محدود ساخت. این اقدامات جریان اقتصادی‌ای را که امارات سال‌ها در شرایط تحریم غرب برای ایران فراهم کرده بود، تضعیف کرد. ایران در پاسخ، بارها امارات را به پیوستن به کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل متهم کرده است.

بازی فراتر از وزن ابوظبی
امارات همواره سطح بالایی از ریسک‌پذیری در سیاست خارجی داشته و در سال‌های اخیر از قدرت نظامی برای پیشبرد منافع خود استفاده کرده است. این کشور در سودان و لیبی از گروه‌های شبه‌نظامی حمایت کرده و در یمن نیز نیروهای مزدور اعزام کرده است. بااین‌حال مشخص نیست که آیا این کشور توان بازدارندگی در برابر دشمنی بزرگ‌تر و نزدیک‌تر مانند ایران را دارد یا نه. حملات آن در مقایسه با بیش از ۲۰ هزار حمله آمریکا و اسرائیل عمدتاً نمادین بوده است.

 رویکرد تهاجمی امارات ممکن است آن را به هدف بزرگ‌تری در دوره‌ای طولانی از تنش با ایران تبدیل کند. در اوایل ماه مه، ایران پس از آنکه نیروی دریایی آمریکا عملیاتی برای شکستن کنترل ایران بر تنگه هرمز آغاز کرد، به یک بندر مهم نفتی امارات در فجیره حمله کرد. اخیراً نیز یک پهپاد از عراق که محل فعالیت جریان‌های طرفدار ایران است، به نزدیکی نیروگاه هسته‌ای امارات برخورد کرد.

امارات اخیراً موضعی آشتی‌جویانه‌تر اتخاذ کرده و به دنبال راه‌حل‌های دیپلماتیک برای جنگی است که تأسیسات عظیم انرژی این کشور را در معرض خطر قرار داده است. رئیس امارات در تماس تلفنی اوایل ماه مه، از جمله رهبران منطقه بود که از ترامپ خواستند توافق صلحی با ایران انجام دهد.

این جنگ همچنین اتحاد میان امارات و اسرائیل را عمیق‌تر کرده است. مقام‌های اسرائیلی از رفتار امارات در طول جنگ استقبال کرده و این رابطه را یک شراکت راهبردی بلندمدت می‌دانند. اسرائیل در طول جنگ سامانه‌های گنبد آهنین و نیروهای نظامی برای دفاع از امارات اعزام کرد و هنوز نیز ده‌ها نیروی نظامی در یک مجموعه نظامی در این کشور مستقر هستند. همچنین چندین مقام ارشد اسرائیلی، از جمله نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو، رئیس موساد، رئیس شین‌بت و رئیس ستاد ارتش اسرائیل، به‌طور محرمانه در طول جنگ به امارات سفر کرده‌اند تا درباره ایران هماهنگی کنند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره