جنگ علیه ایران و شوک بازارهای مالی آمریکا

اقتصاد نیوز/ متن پیش رو در اقتصاد نیوز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فاطمه سرخوش| شاید مهمترین پیامد جنگ برای واشنگتن نه در تحولات خاورمیانه، بلکه در عمیق شدن نابرابریهای اقتصادی و سیاسی باشد. عاملی که احتمالا به چالشی در سیاست داخلی این کشور در سالهای آینده تبدیل خواهد شد.
در حالی که بازارهای مالی آمریکا پس از شوک اولیه ناشی از جنگ با ایران، بار دیگر به روندی صعودی بازگشتهاند، بسیاری از خانوارهای آمریکایی همچنان با افزایش هزینههای انرژی، کاهش قدرت خرید و فشارهای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند.
این وضعیت شکاف میان برندگان و بازندگان اقتصاد آمریکا را بیش از پیش آشکار کرده و به چالشی جدی برای دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است؛ شکافی که میتواند پیامدهای سیاسی مهمی را برای انتخابات آینده و آینده اقتصاد آمریکا به همراه داشته باشد.
بازارهای مالی و بازگشت سریع از شوک جنگ
مت پیترسون در سیانبیسی نوشت: برای بخشی از آمریکاییها، آثار اقتصادی جنگ ایران چندان طولانی نبود. سرمایهگذاران بازار سهام که بخش قابل توجهی از ثروت مالی کشور را در اختیار دارند، شاهد بودند که شاخص S&P 500 پس از افت اولیه حدود ۸ درصدی در آغاز جنگ، به سرعت احیا شد و از اواخر مارس نزدیک به ۱۹ درصد رشد کرد. این شاخص اکنون بیش از ۱۰ درصد بالاتر از ابتدای سال قرار دارد و در صورت تداوم این روند، چهارمین سال متوالی رشد دو رقمی خود را ثبت خواهد کرد.
در این میان، دونالد ترامپ بارها این روند را نشانه موفقیت سیاستهای اقتصادی خود خوانده و رشد بازار سهام و صندوقهای بازنشستگی را به عنوان مصداقی برای تابآوری اقتصاد آمریکا در شرایط جنگی مطرح کرده است.
واقعیت در زندگی روزمره متفاوت است
با این وجود، وضعیت بازارهای مالی، الزاما بازتابدهنده شرایط اقتصادی همه شهروندان نیست؛ چرا که درحالی که سرمایهگذاران از رشد ارزش داراییهای خود بهرهمند شدهاند، بسیاری از آمریکاییها با افزایش هزینههای زندگی، بهویژه در بخش انرژی مواجه هستند.
دادههای اقتصادی نشان میدهند که درآمد واقعی و قابل برداشت خانوارهای آمریکایی، در ماههای اخیر کاهش یافته است. همچنین نرخ پسانداز نیز به یکی از پایینترین سطوح خود در سالهای گذشته رسیده است. این به این معناست که بسیاری از خانوادهها برای جبران افزایش هزینههای سوخت و انرژی، ناچار به استفاده از پساندازهای خود شدهاند.
همزمان، رشد اقتصادی آمریکا نیز کندتر از پیشبینیها بوده و برآوردها نشان میدهد که اقتصاد این کشور هنوز نتوانسته بهطور کامل از تبعات جنگ عبور کند.
سود تنها به جیب ثروتمندان میرود
یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد آمریکا در دوره اخیر، شکاف فزاینده میان عملکرد شرکتهای بزرگ و وضعیت نیروی کار است. در حالی که سود شرکتهای بزرگ همچنان در حال افزایش است، سهم نیروی کار از درآمد ملی به پایینترین سطح در چند دهه اخیر رسیده است.
به بیان دیگر، بخش مهمی از منافع ناشی از رشد اقتصادی و رونق بازارها به سهامداران و سرمایهگذاران میرسد، در حالی که طبقات متوسط و کمدرآمد سهم کمتری از این رونق دریافت میکنند. همین مسئله باعث شده تا رشد بازارهای مالی برای بسیاری از شهروندان به معنای بهبود واقعی شرایط زندگی نباشد.
خانوارهای کمدرآمد در مرکز آسیبها هستند
اگرچه نابرابری اقتصادی در آمریکا تازگی ندارد، اما جنگ با ایران به تشدید آن کمک کرده است. بررسیها نشان میدهد که خانوارهای کمدرآمد بیش از سایر گروهها تحت تأثیر افزایش قیمت انرژی قرار گرفتهاند.
در برخی مناطق آمریکا، خانوارهای کمدرآمد مجبور به کاهش مصرف سوخت خود شدهاند، در حالی که اقشار پردرآمد به دلیل برخورداری از منابع مالی بیشتر، تغییر چندانی در الگوی مصرف خود ایجاد نکردهاند. این تفاوت، تصویر روشنی را از نحوه توزیع هزینههای اقتصادی جنگ در جامعه آمریکا ارائه میدهد.
برآوردها نشان میدهند که از زمان آغاز جنگ، هر شهروند آمریکایی به طور متوسط صدها دلار هزینه اضافی بابت انرژی پرداخت کرده است. این رقم برای خانوارهای کمدرآمد، فشار قابل توجهی محسوب میشود.
بازگشت بازار انرژی به وضعیت پیش از جنگ زمان میبرد
بخش مهمی از نگرانیهای اقتصادی به وضعیت تنگه هرمز و جریان تجارت جهانی نفت بازمیگردد. هرگونه اختلال در این مسیر راهبردی، مستقیما بر قیمت جهانی انرژی اثر میگذارد و اقتصاد آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اگرچه نشانههایی از احتمال توافق میان واشنگتن و تهران موجب کاهش نسبی قیمت نفت و بنزین شده است، اما کارشناسان هشدار میدهند که حتی در صورت دستیابی به توافق، بازگشت کامل بازار انرژی به وضعیت پیش از جنگ زمانبر خواهد بود. هزاران کشتی و حجم عظیمی از تجارت انرژی جهانی همچنان تحت تأثیر تحولات اخیر قرار دارند و بازسازی ذخایر انرژی کشورهای مختلف میتواند قیمتها را در سطوحی بالاتر از گذشته نگه دارد.
پیامدهای سیاسی بهدنبال پیامدهای اقتصادی
این فشارهای اقتصادی احتمالا پیامدهای سیاسی مهمی را به همراه داشته باشد. دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری با وعده کنترل تورم و کاهش هزینههای زندگی موفق به کسب حمایت بخش مهمی از رأیدهندگان شد، اما اگر شهروندان همچنان شاهد افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید خود باشند، این مسئله میتواند بر جایگاه سیاسی ترامپ و حزب جمهوریخواه تأثیر بگذارد.
در عین حال، تشدید نابرابری اقتصادی تنها چالشی برای جمهوریخواهان نیست. دموکراتها نیز با اختلافات فزاینده میان جناحهای طرفدار بازار آزاد و جریانهای مترقی و ضدشرکتی روبهرو هستند. به همین دلیل، بحث نابرابری احتمالا در سالهای آینده به یکی از محوریترین موضوعات سیاست داخلی آمریکا تبدیل خواهد شد.
چالشهای داخلی ادامه دارد
بنابراین، جنگ با ایران تنها یک بحران خارجی برای آمریکا نیست؛ بلکه به عاملی برای آشکارتر شدن شکافهای اقتصادی و اجتماعی در این کشور تبدیل شده است. از این رو، شاید مهمترین پیامد جنگ برای واشنگتن نه در تحولات خاورمیانه، بلکه در عمیق شدن نابرابریهای اقتصادی و سیاسی باشد. عاملی که احتمالا به چالشی در سیاست داخلی این کشور در سالهای آینده تبدیل خواهد شد.
















