سازندگی گزارش داد: جمع مشتاقان

روزنامه سازندگی/ متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مراسم ترحیم خواهر "سیدمحمد خاتمی"، به صحنه حضور شخصیتهای اصلاحطلب و چهرههای میانهرو تبدیل شد؛ جایی که پس از مدتها همدیگر را ملاقات کردند. به همین بهانه؛ "سازندگی" به راز ماندگاری و محبوبیت رئیس دولت اصلاحات پرداخته است
غروب یکشنبه، دهم خرداد، مسجد جامع امیرالمؤمنین در غرب تهران میزبان خیل دوستداران خانواده خاتمی بود تا هم مراسم ترحیم خواهر سیدمحمد خاتمی را در آن برگزار کنند و هم دیداری با رئیس دولت اصلاحات، تازه کنند. این مراسم که در ظاهر اتفاقی معمولی به نظر میآمد، در واقع مجلسی برای تسلیتگویی، فاتحهخوانی و ادای احترام به یک خانواده شناختهشده بود. اما طولی نکشید که مراسم از قالب معمول، خارج شد. ازدحام جمعیت به اندازهای بود که درهای مسجد چندبار بسته شد، صفهای طولانی در محوطه شکل گرفت و بسیاری از حاضران نیز موفق نشدند، وارد شبستان مسجد شوند.
از مردم عادی گرفته تا چهرههای سیاسی و اجرایی کشور، از مسئولان و وزرای سابق گرفته تا روحانیون، فعالان سیاسی و شخصیتهایی از طیفهای مختلف در این مراسم حاضر شده بودند. و رفتهرفته این مراسم به نمایش محبوبیت سیدمحمد خاتمی و حضور عقلای سیاسی اصلاحطلب و میانهرو تبدیل شد.
به گذشته برگردیم. به سال ١٣٨٨ که انتشار تصویر و نام خاتمی رسما در رسانهها ممنوع شد و حتی محدودیتهایی برای حضور و سخنرانیاش در اجتماعات عمومی وضع شد. این درحالی بود که حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین در نشستهای خبریاش تأکید کرده بود که هیچ مصوبهای از سوی شورای عالی امنیت ملی در این زمینه وجود ندارد و تصمیمگیری در این خصوص اقدامی غیرقانونی بوده است. با وجود این، این محدودیتها تا پس از دو جنگی که از سر گذراندیم، کم و بیش ادامه یافت و بعد از آن کم و کمتر شد.
برای نسلی که دهه ٧٠ و سالهای آغازین دهه ٨٠ را تجربه کرده است، خاتمی، یادآور دورهای از امیدهای سیاسی، گشایشهای فرهنگی و مشارکت گسترده اجتماعی است. موافقانش آن دوران را با توسعه جامعه مدنی، با بحث گفتوگوی تمدنها و تنشزدایی در سیاست خارجی به یاد میآورند. طبیعی است که چنین خاطرهای حتی پس از گذشت سالها و با وجود موانع، به سادگی از ذهن جامعه پاک نشود.
از سوی دیگر، محدودیتها گاهی نتیجهای معکوس به بار میآورند. در تاریخ سیاست، نمونههای فراوانی وجود دارد که حذف رسانهای یک چهره نه تنها باعث فراموشی او نشده بلکه به تقویت وجه نمادینش انجامیده است. مثل خاتمی که نامش در رسانههای رسمی دیده و شنیده نمیشد اما در اذهان مردم حضور داشت و خود این محدودیت ها به بخشی از داستان او تبدیل شد.
مراسم ترحیم خواهر خاتمی هم از همین زاویه قابل توجه است. آنچه در این مراسم دیده شد فقط حضور افراد برای ادای احترام به یک خانواده داغدار نبود. حضور آن جمعیت، یادآور این واقعیت بود که سرمایه اجتماعی را نباید فقط با معیار حضور در رسانهها سنجید. گاهی حضور مردم در یک مراسم ختم بیش از دهها نظرسنجی و تحلیل سیاسی، واقعیتهای جامعه را نشان میدهد. در پس ازدحام جمعیت، در پس چهرههای سیاسی حاضر در مسجد و در پس صفهای طولانی بیرون از درها، قصه سیاستمداری نهفته بود که سالها با محدودیتهای مختلف روبهرو شد اما هنوز هم نامش میتواند، جمعیتی بزرگ را گرد هم بیاورد. موافقان و مخالفان ممکن است درباره کارنامه او اختلاف نظر داشته باشند اما قطعا با این نکته موافق هستند که برخی چهرهها به بخشی از حافظه جمعی جامعه تبدیل میشوند و حافظه جمعی معمولاً سختتر از آن است که با محدودیت و حذف از میان برود.
















