1. برگزیده
تحلیل ها

کیهان: آمریکا با موشک و نه مذاکره عقب نشست

منبع
کيهان
بروزرسانی
کیهان: آمریکا با موشک و نه مذاکره عقب نشست

کیهان/ متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

در صدمین روز نبرد، شکست راهبرد موساد و سیا و کابوس بنزین ۵ دلاری اثبات کرد که آمریکا با ضرب شست موشک‌های نقطه‌زن عقب‌نشینی کرده است، نه میز مذاکره. اکنون که ترامپ قمارباز با نقض آتش‌بس، از دروغ توافق صرفاً برای مهار قیمت نفت استفاده می‌کند، پرونده مذاکره با این دشمن بدعهد رسماً بِلاموضوع است. وقت آن رسیده که با توقف گفت‌وگوها و به‌کارگیری کارت راهبردی بستن «باب‌المندب»، بازی جدید کاخ سفید را به هم بزنیم.


امروز تقویم دفاع مقدس و حماسه پایداری ملت ایران، رسماً سه‌رقمی شد. ما اکنون درست در صدمین روز از آغاز جنگی تمام‌عیار (جنگ تحمیلی سوم) قرار داریم؛ نبردی که جبهه استکبار به سرکردگی دونالد ترامپ و هم‌پیمانی رژیم صهیونیستی، بر اساس محاسباتی کاملاً غلط، کور و ناشی از توهمات رسانه‌ای علیه این مرز و بوم شعله‌ور کرد. دشمن قمارباز که در تصورات واهی خود، کار جمهوری اسلامی ایران را تمام‌شده می‌دانست، دست به جنایاتی بزرگ زد؛ هجمه نظامی سنگین آورد، رهبر عزیز و مقتدای ما، آیت‌الله‌العظمی امام سید علی خامنه‌ای را به شهادت رساند، جمعی از بهترین فرماندهان، زنان، کودکان معصوم و هم‌وطنان عزیز ما را پرپر کرد تا شاید با این ترورهای بزدلانه و جنایات بی‌رحمانه، اراده این ملت بزرگ را بشکند و به اهداف شوم خود دست یابد.


اما امروز، پس از گذشت ۱۰۰ روز پایداری، نگاهی به پهنه میدان نبرد می‌اندازیم تا ببینیم رژیم تروریستی آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن‌ها در چه نقطه‌ای ایستاده‌اند و جبهه حق در چه تراز عظیمی از بازدارندگی قرار گرفته است. مرور این ۱۰۰ روز مهم است؛ چرا که نباید اجازه داد دلقک کاخ سفید با ترفندهای دیپلماتیک و دستگاه پروپاگاندای غرب با چند توئیت انفعالی و هیاهوی رسانه‌ای، جای برنده و بازنده واقعی نبرد را عوض کنند. رسانه‌های زنجیره‌ای غرب شاید بتوانند عده‌ای را با دروغ توافق برای مدتی فریب دهند، اما تشت رسوایی و شکست سنگین ترامپ از بام جهان افتاده است. حقیقت این است که اقتدار موشکی ما دشمن را به عقب رانده، نه دیپلماسی؛ و امروز باید با بستن باب‌المندب، پاسخ نهائی را به بدعهدی‌های آنان داد.

سناریوی پنتاگون چگونه موش زایید؟
وقتی در ۹ اسفندماه، ارتش تروریست آمریکا با فرمان مستقیم سگ زرد آتش جنگ را شعله‌ور کرد، ژنرال‌های پنتاگون و طراحان موساد با اطمینان در بوق‌های تبلیغاتی خود می‌دمیدند که این یک «عملیات ضربتی چهار روزه» است. ایده یک‌خطی آغاز این جنگ از سوی محور خبیث «اپستین-موساد» بر این پایه استوار بود که نظام اسلامی به دلیل شرایط اجتماعی و تحریم‌های اقتصادی، تاب‌آوری یک هجمه همه‌جانبه را ندارد. آن‌ها بر اساس برآوردهای اطلاعاتی غلط، بر طرح و نقشه‌ای تکیه کردند که سازمان جاسوسی موساد تدوین کرده و به ترامپ فروخته بود؛ طرحی متوهمانه که مدعی بود با شهادت رهبری و حذف فرماندهان ارشد، شیرازه مدیریت و فرماندهی در ایران از هم‌پاشد و اهداف سه‌گانه واشنگتن بدون هیچ مانعی محقق خواهد شد. این اهداف اعلامی و اعمالی چه بود؟ براندازی و تغییر حکومت در ایران؛ نابودی برنامه هسته‌ای و دستاوردهای دانشمندان ملی؛ حذف و برچیدن کامل توان دفاعی، موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی.
امروز در صدمین روز نبرد، بگذارید با صدای بلند از این قمارباز بپرسیم: به کدام‌یک از این اهداف رسیدید؟ آیا نظام اسلامی ساقط شد یا امروز مقتدرتر از همیشه در صحنه بین‌الملل فرمان می‌راند؟ آیا چرخه هسته‌ای متوقف شد یا آن اورانیوم غنی‌سازی شده محبوس در اعماق زمین، خواب را از چشمان شما ربوده است؟
در همین رابطه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در جدیدترین گزارش خود(15 خرداد) اعلام کرد: «هیچ اطلاعاتی درمورد وضعیت ذخایر اورانیوم ایران در اختیار نداریم»! شبکه «الجزیره» به نقل از این سازمان گزارش داد: «ما قادر به تأیید توقف غنی‌سازی یا بازفرآوری اورانیوم در ایران نیستیم. ایران تنها کشور غیرهسته‌ای است که اورانیوم غنی‌شده تا ۶۰درصد را جمع‌آوری کرده است».
علاوه‌بر این، آیا توان دفاعی ایران حذف شد یا موشک‌های بالستیک و نقطه‌زن سپاه فرودگاه‌ها و پادگان‌های شما را در سراسر منطقه خلیج‌فارس به آتشکده بدل کرده‌اند؟ دکترین ۴روزه پنتاگون رسماً موش زایید و تئوری‌های کاغذی واشنگتن در مقابل دیوار سترگ اراده ملت ایران متلاشی شد. ترامپ فهمیده است که در برابر باران موشک‌ها راهی جز عقب‌نشینی ندارد، لذا اکنون به دروغِ توافق متوسل شده تا فرصتی برای تنفس و مهار قیمت نفت بیابد.

شگفتانه‌هایی که محاسبات راهبردی واشنگتن را نقش بر آب کرد
چرا دشمن به هیچ‌یک از اهداف خود نرسید؟ پاسخ روشن است: محور ترامپ-نتانیاهو در شطرنج ژئوپلیتیک جنگ، به سد محکم «شگفتانه‌های نیروهای مسلح و ملت ایران» برخورد کرد. ایران اسلامی از همان ساعات اولیه نبرد نشان داد که محکم ایستاده و قواعد بازی دیکته‌شده از سوی غرب را به رسمیت نمی‌شناسد. این محور استکباری حداقل در ۴ حوزه اصلی با چهار شگفتانه تاریخی ضربه فنی شد:

۱. سلاح راهبردی و تهاجمی «تنگه هرمز»
سلاحی که شاید در نگاه نخست یک موشک، پهپاد یا سامانه پدافندی به نظر نرسد، اما امروز قدرتی فراتر از تسلیحات راهبردی و حتی اتمی جهان یافته است؛ شاهرگ حیاتی انرژی در قلب غرب آسیا یعنی «تنگه هرمز». در دنیای امروز، قدرت صرفاً در تعداد جنگنده‌های نسل پنجم اف-۳۵ یا ناوهای هواپیمابر فرسوده آمریکایی خلاصه نمی‌شود، بلکه قدرت واقعی یعنی توانایی اعمال فشار بر شریان‌های حیاتی اقتصاد دشمن. 
ایران با اشراف کامل بر این آبراه، دست روی رگ غیرت و معیشت جهان غرب گذاشت. حتی روزنامه بریتانیایی تلگراف نیز در تحلیلی تکان‌دهنده اعتراف کرد که: «تنگه هرمز برای ایران به سلاحی تهاجمی و بسیار مؤثرتر از سلاح هسته‌ای تبدیل شده است.» این کارت برنده، روند سنتی و معیوب «فشار- مذاکره» آمریکایی را به طور کامل معکوس کرد. اما اکنون ترامپ حیله جدیدی سوار کرده است؛ او از یکسو آتش‌بس را نقض می‌کند و از سوی دیگر برای مهار قیمت سرسام‌آور نفت، سیگنال مذاکره می‌فرستد. پادزهر این بازی فریبکارانه، اضافه کردن کارت بستن «باب‌المندب» به معادله تنگه هرمز است تا شاهرگ اقتصادی استکبار به طور کامل فلج شود.

۲. هدف قرار دادن گاوهای شیرده منطقه‌ای
شگفتانه دوم ایران، کنار گذاشتن تعارفات دیپلماتیک گذشته بود. نیروهای مسلح کشورمان به وضوح نشان دادند هر کشوری در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس که خاک، آسمان و زیرساخت خود را به سکوی پرتاب و پشتیبانی ارتش تروریست آمریکا تبدیل کند، دیگر امنیت نخواهد داشت. ایران با هدف قرار دادن شریان‌ها و دوشنده‌های مالی و لجستیکی آمریکا در منطقه، تعادل جبهه مقابل را به هم زد.

۳. حضور حماسی و بی‌نظیر مردم کف خیابان
دشمن روی گسل‌های اجتماعی و دوقطبی‌سازی در داخل ایران حساب باز کرده بود. اما شگفتانه سوم، حضور همه‌جانبه، انبوه و میلیونی مردم با سلایق و ظواهر مختلف در کف خیابان‌ها در حمایت از نیروهای مسلح، حکمرانی و آرمان‌های انقلاب بود. تشییع باشکوه شهدا و حضور حماسی مردم، تمام نقشه‌های جنگ شناختی دشمن را نقش بر آب کرد.

۴. انسجام داخلی در سطح مسئولان
هماهنگی کامل میان ارکان نظام، دولت، نیروهای مسلح و مردم، یک جبهه واحد و فولادین ساخت. این انسجام داخلی پادگفتمانی شد که طراحی هیبریدی دشمن را با شکستی مفتضحانه روبه‌رو ساخت. نتانیاهو و ترامپ از همان هفته دوم فهمیدند که طعمه بزرگی را دندان زده‌اند که گلویشان را خواهد برید.

مجازات تند برق‌آسا و درهم‌کوبیدن آشیانه‌های یانکی‌ها
جدیدترین موازنه میدانی که اقتدار موشکی و پهپادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به رخ جهانیان کشید و ثابت کرد عامل عقب‌نشینی دشمن موشک‌های نقطه زن بود و نه مذاکره، در بامداد روز شنبه ۱۶ خردادماه رقم خورد. ماجرا از آنجا آغاز شد که چهار فروند نفتکش متخلف با تحریک، چراغ سبز و هدایت مستقیم ارتش متجاوز آمریکا قصد داشتند بدون هماهنگی و به صورت غیرقانونی از تنگه هرمز خارج شوند. فرزندان ملت در نیروی دریایی سپاه با اقتدار وارد عمل شده، پس از صادر کردن اخطارهای قانونی، یکی از نفتکش‌ها را هدف قرار داده و متوقف کردند و مابقی شناورهای متخلف را وادار به عقب‌نشینی و فرار کردند.
پنتاگون که از این سیلی دریایی به شدت گیج شده بود، در ساعت ۲:۳۰ بامداد روز شنبه (۱۶ خرداد) دست به یک حماقت انفعالی زد؛ پهپادهای آمریکایی در اقدامی، دو دکل مخابراتی در قشم و سیریک را مورد اصابت دو پرتابه قرار دادند. آن‌ها تصور می‌کردند با این تهاجم محدود و نقض آشکار آتش‌بس شکننده می‌توانند موازنه وحشت ایجاد کنند، اما پاسخ موشکی ایران چنان سریع، قاطع و کوبنده بود که فاصله حملات آمریکا و پاسخ ایران تنها چند دقیقه به طول انجامید! این نقض عهد صریح توسط کاخ سفید نشان داد که هرگونه باب مذاکره مجدد باید مختومه اعلام شود. در همین خصوص، روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای از هدف قرار گرفتن دو پایگاه هوائی آمریکا در کویت به نام‌های علی‌السالم و تاسیسات مهم باقی مانده در ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین در پاسخ به تجاوز ارتش کودک‌کش آمریکا خبر داد.


متن بیانیه روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شرح ذیل است:
«بسم الله القاصم الجبارین
فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ
ساعت ۱:۳۰ بامداد امروز (شنبه-۱۶ خرداد) چهار فروند نفتکش متخلف با تحریک و هدایت ارتش متجاوز آمریکا بدون هماهنگی و بدون توجه به اخطارهای مکرر نیروی دریایی سپاه، قصد خروج غیر قانونی از تنگه هرمز را داشتند که پس از اخطار، یکی از نفتکش‌ها مورد هدف واقع شده و متوقف شد و دیگر شناورها متخلف به عقب برگشتند.
به دنبال این واقعه ساعت ۲:۳۰ بامداد، پهپادهای آمریکایی یک دکل مخابراتی در قشم و یک دکل را در سیریک مورد اصابت دو پرتابه قرار دادند. در پاسخ به تجاوز ارتش کودک‌کش آمریکا بلافاصله دو پایگاه هوائی آمریکا در کویت به نام‌های علی‌السالم و تاسیسات مهم باقی مانده در ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین هدف آتش موشک‌های بالستیک و نقطه‌زن نیروی هوافضای سپاه واقع شدند.
به دشمن متجاوز و کودک‌کش اخطار می‌کنیم در صورت تکرار این شرارت‌ها به پاسخ محدود اکتفا نخواهد شد. مسئول عواقب بسته شدن کامل تنگه هرمز به روی خروج نفت و گاز شما خواهید بود.
و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم»


نیروی هوافضای سپاه بی‌درنگ با شناسایی دقیق مبدأ عملیات پهپادی آمریکا، اصل راهبردی «مجازات مبدأ تجاوز» را به اجرا گذاشت. این پاسخ، یک اقدام نمادین نبود؛ بلکه آتش واقعی موشک‌های بالستیک و نقطه‌زن بود که بر سر مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و پایگاه علی‌السالم فرو ریخت تا واشنگتن بفهمد عقب‌نشینی‌اش حاصل هیمنه موشک‌هاست، نه انعطاف‌های دیپلماتیک. این حملات دقیقاً در چارچوب حق دفاع مشروع (ماده ۵۱ منشور ملل متحد) و ترجمان عملی هشدارهای مکرر نیروهای مسلح بود. نکته جالب اینجاست که پس از این ضربات مهلک، مقامات کویت دستپاچه شده و مدعی شدند که هیچ نقشی در اقدامات آمریکا ندارند! اما اظهارات مارکو روبیو (وزیر خارجه آمریکا) پرده از این واقعیت برداشت که این شیخک‌ها زیرساخت‌های خود را در اختیار قاتلان فرتوت آمریکایی قرار داده‌اند. پیام تهران صریح است؛ هر نقطه‌ای که برای عملیات ضد ایران استفاده شود، هدف مشروع موشک‌های ماست.

پهپادهای ایرانی؛ بلای جان آمریکایی‌ها 
در همین خصوص، نشریه نیشن در تحلیلی اذعان کرده که اگرچه کویت به سیستم‌های پیشرفته پاتریوت مجهز است و میزبان شش پایگاه نظامی آمریکا می‌باشد، همچنان در مقابل حملات ایران «آسیب‌پذیر» است. این نشریه مجموعه عوامل متعدد از جمله نوع جغرافیا و منطقه، تاکتیک‌های تهاجمی ایران که دائماً در حال تحول هستند و همچنین تعداد محدود رهگیرها در کویت را عامل ناتوانی این کشور در مقابل حملات ایران برشمرده است.
به اذعان نشریه نیشن، حملات ایران به ویژه حملات پهپادی ایران، موجب تخلیه ذخایر رهگیرهای پاتریوت شده است. به گفته این نشریه، تخمین زده می‌شود که در طول جنگ با ایران ۱,۲۰۰ موشک پاتریوت شلیک شده و این در حالی است که پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا قادر به تولید سالانه حدود ۷۰۰ فروند است. بنابراین، منابع در حال کاهش و در نتیجه گران‌تر شدن هستند. هزینه یک رهگیر PAC3 اکنون به ۱۰ میلیون دلار هم می‌رسد. اکنون کویت با وجود حضور حدود 13500 نیروی آمریکایی با چالش رهگیری حملات ایران و کاهش چشمگیر ذخایر تسلیحاتی برای مقابله با پاسخ‌های موشکی و پهپادی ایران رو‌به‌رو شده است. کشورهای حوزه خلیج‌فارس در حالی تاوان جنگ‌افروزی آمریکا را می‌دهند که تصور می‌کردند پایگاه‌های آمریکایی می‌تواند برای آن‌ها امنیت به همراه داشته باشد.


ساخت پدافند فکری 
در میان این کارزار، آنچه که شیرازه ذهنی دشمن را متلاشی کرد و پاتک اصلی را به نقشه ترامپ زد، فراز پایانی پیام بسیار مهم و تاریخی آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۱۴ خردادماه (سالگرد ارتحال امام خمینی) بود. در شرایطی که حدود دو ماه است نوعی سکوت نظامی نسبی و آتش‌بس شکننده برقرار شده و هر دو طرف در حال به‌روزرسانی آفند و پدافند خود هستند، ترامپ تلاش می‌کرد با اجرای «پروژه انسداد دریایی»، نقض پنهان آتش‌بس و فشارهای چندبعدی رسانه‌ای، متدولوژی ذهنی مسئولان ایران را به همان الگوهای پیش‌بینی‌پذیر قبلی بازگرداند. ترامپ با پیش کشیدن کارت مذاکره و بافتن دروغ توافق، صرفاً به دنبال مهار قیمت نفت در بازارهای جهانی و نجات اقتصاد در حال فروپاشی خود است.
اما پیام رهبر فرزانه انقلاب، با هوشمندی بی‌نظیری دست دشمن را خواند و بازی ترامپ را هدف گرفت. این پیام راهبردی دارای چند رکن اساسی و قابل‌تأمل بود:


تداوم وضعیت جنگی: یادآوری این نکته که ما همچنان در میانه نبرد هستیم و نباید دچار سستی، خوش‌خیالی یا فریب فتنه‌انگیزی‌های دیپلماتیک کاخ سفید شد.
ماهیت هیبریدی نبرد: تاکید بر اینکه جنگ فعلی صرفاً موشکی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و رسانه‌ای عمیقی دارد و دشمن از حربه مذاکره برای مهار قیمت انرژی استفاده می‌کند.
خنثی‌سازی طراحی دشمن: هشیار کردن مسئولان نسبت به تله‌های ذهنی و محاسباتی کاخ سفید و لزوم مختومه اعلام کردن پرونده مذاکرات با دشمن بدعهد.
تزریق امید و انسجام: تبیین اینکه وحدت، اعتماد به مسئولان و صیانت از انسجام اجتماعی، پادگفتمان اصلی شکست دشمن است.
در واقع، این پیام به عنوان یک «پدافند راهبردی دو محوری» عمل کرد: اول، مراقبت از نیفتادن در اشتباهات محاسباتی طبق الگوی دلخواه آمریکایی‌ها (فریب دیپلماسی دروغین را نخوردن)؛ و دوم، حمایت از مسئولان میدان و صیانت از تاب‌آوری اجتماعی ملت. با اثبات بدعهدی آمریکا، زمان آن است که بازی ترامپ را با توقف کامل روند مذاکرات و گشودن جبهه جدید اقتصادی از طریق بستن باب‌المندب به هم بزنیم.

ترامپ در باتلاق صدمین روز جنگ
اما بخوانید از وضعیت آشفته و درام‌گونه داخل آمریکا؛ جایی که قمارباز بزرگ، کله‌پا شده و تمام بافته‌هایش پنبه شده است. اعتراف تلخ و انفعالی خود ترامپ در روز پنجشنبه ۱۴ خرداد، عمق فاجعه را برای هیئت حاکمه آمریکا برملا کرد. ترامپ در ضدحمله‌ای ناتوان در برابر منتقدان سرسخت خود، رسماً و علناً اعتراف کرد که: «به دلیل هراس شدید از تکرار سرنوشت تحقیرآمیز و ذلت‌بار جیمی کارتر، جرأت صدور دستور اعزام نیروهای ویژه برای انتقال مواد هسته‌ای از ایران را نداشته است!»
این همان ترامپی است که خود را قهرمان بی‌بدیل مظهر اقتدار آمریکا می‌دانست، اما امروز در مقابل باران موشک‌های نقطه‌زن سپاه به شدیدترین شکل ممکن به «سندرم کارتر» مبتلا شده و جرأت عملیات ندارد. او به خوبی می‌داند که عقب‌نشینی‌اش حاصل ضرب‌شست موشکی ایران است، اما برای حفظ ظاهر و مهار قیمت بنزین ۵ دلاری و گازوئیل ۶ دلاری که پشت شهروندان آمریکایی را خم کرده، به دروغِ توافق چنگ زده است. کاخ سفید می‌خواهد با کارت مذاکره، آشفتگی بازار انرژی خود را مهار کند؛ در حالی که همزمان نقض آتش‌بس می‌کند.


این بحران اقتصادی و نظامی، جرقه یک قیام سیاسی بی‌سابقه را در ساختار حاکمیتی واشنگتن زده است. در یک اقدام شگفت‌انگیز و ضربه کاری به دولت ترامپ، مجلس سنا با ۵۰ رأی و مجلس نمایندگان با ۲۱۵ رأی، مصوبه‌ای تاریخی و قاطع به نام «پایان جنگ ترامپ با ایران» را به تصویب رساندند و خواستار خروج فوری تمامی نظامیان آمریکایی از باتلاق منطقه شدند. 
همراهی سناتورهای سرشناس جمهوری‌خواه مانند رند پال و سوزان کالینز با این مصوبه، نشان‌دهنده زلزله سیاسی و ریزش بی‌سابقه در بدنه حزب حامی ترامپ است. قمارباز دیگر حتی در خانه خود نیز جانی برای دفاع ندارد؛ او هم لیدری میدان را به موشک‌های سپاه باخته و هم حزبش را به سمت فروپاشی هدایت کرده است.

خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش!
از هر زاویه‌ای که به این میدان ۱۰۰ روزه نگاه کنیم، یک حقیقت آشکار است؛ دونالد ترامپ قمار را در برابر موشک‌های نقطه‌زن و پهپادهای ارزان قیمت اما کاری ما باخته و وادار به عقب‌نشینی شده است، نه در پای میز مذاکراتی که ثمره‌ای جز بدعهدی و خیانت آمریکا نداشته است. امروز با نقض مکرر آتش‌بس و رفتارهای دوگانه کاخ سفید، پرونده هرگونه مذاکره با این رژیم تروریستی رسماً مختومه است.
ترامپ تلاش می‌کند از حربه فرسوده دیپلماسی و دروغ توافق به عنوان ترمز دستی برای مهار قیمت شکننده نفت استفاده کند تا اقتصاد داخلی‌اش از فروپاشی مطلق نجات یابد. راهبرد ژئوپلیتیک ایران در این برهه حساس صریح و روشن است: باید باب هرگونه مذاکره را به طور کامل مسدود کرد و با استفاده از کارت برنده و فوق‌راهبردی بستن «باب‌المندب»، شریان انرژی استکبار را در چنگال بازدارندگی گرفت و بازی فریبکارانه ترامپ را برای همیشه به هم زد.
تنگه هرمز و باب‌المندب امروز دو لبه یک قیچی استراتژیک هستند که روی ماشه اقتصاد جهان قرار دارند. فرجام این نبرد ۱۰۰ روزه به جهان ثابت کرد که دوران «بزن و دررو» به پایان رسیده و این طوفان اراده و موشک‌های ایرانی است که کاخ آرزوهای ترامپیسم را ویران ساخته است.

 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله