عصر ایران: مراقب فتنه «جریان انحرافی دوم» باشید

منبع
عصر ايران
بروزرسانی
عصر ایران: مراقب فتنه «جریان انحرافی دوم» باشید

عصر ایران/ متن پیش رو در عصر ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

زینهار که مارهای جریان انحرافی، بار دیگر با انقلابی نمایی، زهر خود را بر رگ های ایران وارد نکنند. مهم ترین هشدار ایران در حال حاضر این است که اگر از آن غفلت کنیم، به "ایران" جفا و خیانت کرده ایم و نفرین شدۀ نوادگان مان خواهیم بود... 

جعفر محمدی| در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، منتقدانش "بی بصیرت" خوانده می شدند، همان گونه که عنوان می شد اطاعت از احمدی نژاد، اطاعت از خداست!

منتقدان احمدی نژاد می گفتند که سیاست های او ، در حال تخریب زیرساخت های کشور است، اقتصاد را ویران می کند، محیط زیست را از بین می برد، به فروپاشی اخلاقی در جامعه می انجامد، انسجام اجتماعی و وحدت ملی را به قهقرا می برد، سیاست ورزی را مختل می کند و روابط خارجی ایران را به دامن بحران های دراز دامن می افکند و ایران را منزوی می کند.

احمدی نژاد و حامیان جناحی و پیروان سیاسی اش اما در برابر این انتقادها ، شعارهای انقلابی سر می دادند، لاف مدیریت جهان می زدند، نابودی اسرائیل را رسالت خویش می شمردند، توان هسته ای ایران را بزرگنمای می کردند و در پشت مجموعه ای از این شعارها و ادعاهای دهان پرکن، سنگر می گرفتند و دلسوزان ایران را "بی بصیرت"، "مرعوب" ، "ترسو" ، تسلیم طلب" ، "غرب زده" و... می خواندند. البته به همین بسنده نمی کردند و بیشترین برخوردها با منتقدان و از جمله رسانه ها در دوران نامحمود او بود.

سال ها گذشت و چرخ ایام چرخید و پرده های بسیاری در توفان حوادث برافتاد: احمدی نژادی که روزگاری معیار انقلابیگری و وفاداری به نظام و ارزش ها بود، علیه تمام آنچه سال ها نان شعارش را خورده و نامش را بزرگ کرده بود، شمشیر کشید. حامیانش ابتدا برای آن که او و در واقع خود را تبرئه کنند، شروع به تحلیل بافی های مضحک کردند که احمدی نژاد، منزه است و اطرافیانی چون مشایی و بقایی، خراب و بدنامش می کنند! اما "با‌بصیرت سابق" ، رسماً و علناً اپوزیسیون نظامی شده بود روزگاری با هزار حرف و حدیث و هزینه، ریاست جمهوری اش را عهده دار شده بود. بدین سان احمدی نژاد و یارانش را  "جریان انحرافی" نامیدند.

 بعدها که نتایج سیاست های برنامه ریزی شده او در حوزه های فراحکومتی مانند آب و محیط زیست عیان شد، همه دریافتند که احمدی نژاد نه فقط اپوزیسیون نظام سیاسی که گویا مأموری برای تخریب موجودیتی به نام "ایران" بود. کافی است از فعالان حوزه آب و محیط زیست بپرسید که چگونه اصرار داشت خلاف تاکیدات مکرر کارشناسان، حفر چاه های متعدد در حوضه های کم آب را پیگیری کند و این در حالی بود که عالم و آدم می دانستند که این کار تضمینی ترین روش شناخته شده برای از بین بردن ذخایر آبی کشور است. از این مثال ها، بسیارند و این گمان را تقویت می کنند که تصمیمات احمدی نژاد از سر اشتباه یا سیاست های صرفاً پوپولیستی نبود، بلکه او دقیقاً می دانست که کجاهای سازه ای به نام ایران را باید بمب گذاری و منفجر کند تا این تمدن - و نه فقط نظامی سیاسی اش - دچار فروپاشی شود.

در اولین روز از جنگ 40 روزه نیز ، هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی، محل استقرار نگهبانان احمدی نژاد را هدف قرار دادند تا او که به نوعی تحت نظر محافظان بود، بتواند بگریزد و تا این لحظه نیز خبری از او نیست؛ هر چند که برخی منابع گزارش هایی منتشر کرده اند مبنی بر این که قرار بود با فروپاشی نظام - که مد نظر حمله کنندگان بود - همان احمدی نژادی که شعار مبارزه با آمریکا، نابودی اسرائیل و نفی هولوکاست سر می داد، از طرف همان آمریکا و اسرائیل، رئیس حکومت دست نشانده شود!

ماجرای احمدی نژاد، در دهه های آینده که اسناد محرمانه قدیمی سرویش های اطلاعاتی، از رده بندی خارج و منتشر می شود، احتمالاَ به عنوان یکی از نمونه های تاریخی نفوذ در عالی ترین سطوح، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت هر چند که "بی بصیرت" های پیشین، سال های بعد را با بصیرت تمام می دیدند و البته اکنون نیز می بینند.

اما غرض از ذکر این تاریخچه پرملال، افشای احمدی نژاد نبود که آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است؟! هدف، اشاره مهم به واقعیتی است که ایرانِ امروز را رنج می دهد: همان جریانی که دیروز با شعار انقلابیگری و مقاومت، دور احمدی نژاد جمع شده بود و سیاست های ضد ایرانی او را پیش می برد، امروز نیز با همان شعارها می کوشد ایران را در مسیری انحرافی، وارد ورطه نابودی کند. روش شان هم دقیقاً همان روشی است که در زمان احمدی نژاد داشتند و جواب هم گرفتند: به طرز غلیظ و اغراق شده ای، خود را انقلابی جلوه دادن، نفی هر گونه عقلانیت و تعامل، خط و نشان کشیدن های مکرر، تخریب منتقدان و چسباندن همان انگ های قدیمی به آنان.

اینان نه به ایران دوستانی مانند جواد ظریف که حتی به چهره های اصیل اصولگرایی مانند شهید علی لاریجانی هم رحم نکردند یا اکنون که یکی از همان اصولگرایان کاملاً خودی، یعنی قالیباف، عهده دار مذاکرات شده، علیه او نیز روزنامه و شب نامه منتشر می کنند! تمام هم و غم شان هم این است که الّا و بلّا باید جنگ کنیم (البته خودشان به جنگ نمی ورند و منظورشان جنگ نظام و قربانی شدن مردم است). تمام آرزویشان این است که مذاکرات شکست بخورد و همه رویایشان ایرانی تحت تحریم با زیرساخت های ویران شده و مردمانی فقیر است؛ دقیقاً و دقیقاً همان چیزی که اسرائیل می خواهد. (لابد این نوشتار را هم تسلیم طلبی خواهند خواند ولی برای این که تیرشان به سنگ بخورد صراحتاً می گوییم که در عین مذاکره و دیپلماسی باید قدرت نظامی و از جمله توان موشکی مان را برای دفاع از خود و حملات مرگبار به هر دشمن خارجی تقویت کنیم و در روز نیاز شجاعانه بجنگیم).

اصل مطلب را گم نکنیم: همان جریان احمدی نژاد که بعد از گذشت سال ها، نفاق و خیانتش آشکار شده، اینک سردمدار یک جریان انحرافی انقلابی نما شده است که با صراحت می توان آن را "جریان انحرافی دوم" خواند که فقط احمدی نژاد و مشایی و بقایی اش کم است.


 مهم این است که بدانیم ریشه این جریان در خارج از ایران قرار دارد و  می کوشد همان بلایی را که در دوران احمدی نژاد بر سر ایران آورد، دوباره بر کشورمان آوار کند.
اگر ما ملتی مؤمن هستیم، باید مصداق این روایت حکیمانه رسول خدا، حضرت محمد (ص) باشیم که فرمودند: مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.


زینهار که مارهای جریان انحرافی، بار دیگر با انقلابی نمایی، زهر خود را بر رگ های ایران وارد نکنند. مهم ترین هشدار ایران در حال حاضر این است که اگر از آن غفلت کنیم، به "ایران" جفا و خیانت کرده ایم و نفرین شدۀ نوادگان مان خواهیم بود که از ما خواهند پرسید: چطور اجازه دادید یک جریان منحرف با شگردها و نمایش های تکراری، دوباره  فریب تان دهد و ایران را و ما را این گونه به خاک سیاه بنشاند؟!

 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله