روایت اندیشکده استیمسون از «محدودیت‌های قدرت آمریکا»

منبع
ايران
بروزرسانی
روایت اندیشکده استیمسون از «محدودیت‌های قدرت آمریکا»

ایران/متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

اندیشکده استیمسون| دولت ترامپ با امضای تمدید آتش‌بس و چارچوبی برای یک توافق صلح با ایران، امیدوار است به جنگی پایان دهد که پرهزینه و کاملاً بی‌ثمر بوده است. ایالات متحده با میلیاردها دلار هزینه برای مهمات، یک بحران اقتصادی ایجاد کرد و تلفات انسانی داد، بدون آن‌که به هیچ‌یک از اهداف ادعایی خود یعنی تغییر نظام در ایران، پایان دادن به ارتباط ایران با متحدان منطقه‌ای خود، نابودی زرادخانه پهپادی و موشکی ایران، یا مهم‌تر از همه، تضمین درباره مواد هسته‌ای ایران، دست یابد.


با برقراری یک آتش‌بس ۶۰ روزه، واشنگتن دوباره به نقطه آغاز بازگشته است: تلاش برای اطمینان از اینکه ایران برنامه هسته‌ای نداشته باشد. دولت ترامپ باید بپذیرد که توان تحمیل خواسته‌های حداکثری خود را بر ایران ندارد. اگر انتظارات خود را واقع‌بینانه نکند، این آتش‌بس احتمالاً چیزی بیش از یک وقفه کوتاه پیش از دور بعدی درگیری نخواهد بود.  این مشکل جدیدی نیست. در آوریل ۲۰۲۵، ایالات متحده و ایران مذاکراتی را در عمان آغاز کردند که در شرایطی پرتنش، اما نسبتاً سازنده برگزار شد. اما در ژوئن همان سال، ایالات متحده همراه با اسرائیل حملاتی به ایران انجام داد با این ادعا که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای است و باید متوقف شود و این حملات عملاً تلاش‌های دیپلماتیک را پایان داد. وقتی واشنگتن بعداً تلاش کرد مذاکرات را از سر بگیرد، دوباره با همان خواسته همیشگی بازگشت: ایران نباید هیچ برنامه غنی‌سازی داخلی داشته باشد. ایران وارد مذاکرات شد، اما تأکید کرد که خطوط قرمز آمریکا غیرقابل قبول هستند و برچیدن کامل برنامه هسته‌ای‌اش خط قرمز آن است. در پاسخ، ایالات متحده در اوایل ۲۰۲۶ نیروهای نظامی به منطقه اعزام و در صورت عدم پذیرش خواسته‌هایش تهدید به جنگ کرد. وقتی تهران از پذیرش این خواسته‌های حداکثری خودداری کرد، ایالات متحده جنگی را آغاز کرد که پرهزینه و ناموفق از آب درآمد.


ایران اکنون از این دور جدید جنگ خارج شده است، در حالی که همچنان کنترل مواد هسته‌ای خود را در اختیار دارد، نظامش پابرجاست و یک اهرم فشار جدید و قدرتمند به دست آورده است: توانایی بسته نگه داشتن تنگه هرمز. در همین حال، ترامپ در داخل کشور با حسابرسی سیاسی بابت جنگی بسیار نامحبوب و بدون دستاورد مواجه است. او خواهان توافقی است که بتواند آن را به‌عنوان محدودیتی مهم بر برنامه هسته‌ای ایران معرفی کند، اما اکنون به دلیل نشان دادن توان ایران در تحمل حملات آمریکا و وارد کردن هزینه‌های سنگین، اهرم فشار کمتری در اختیار دارد. 


بنابراین نشانه مثبتی است که در مصاحبه‌ای در ۱۴ ژوئن، ترامپ ظاهراً از خواسته قبلی خود مبنی بر توقف کامل غنی‌سازی عقب‌نشینی کرده و به‌جای آن پیشنهاد داده که ایران بتواند پس از یک دوره توقف نامشخص، غنی‌سازی در سطح پایین را ادامه دهد.


گزارش‌های اولیه نشان می‌دهد که آتش‌بس کنونی ۶۰ روز فرصت برای تدوین یک توافق گسترده‌تر فراهم می‌کند؛ فرصتی که نباید از دست برود. یک توافق عملی نیازی ندارد غنی‌سازی ایران را به‌طور کامل ممنوع کند یا مواد هسته‌ای آن را حذف نماید. در مقابل، ایالات متحده باید آماده ارائه امتیازات واقعی در زمینه رفع تحریم‌ها باشد، از جمله لغو برخی تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های ایران در مراحل اولیه به‌عنوان نشانه‌ای از حسن نیت. به‌جای استفاده از قدرت اقتصادی به‌عنوان ابزار فشار، آمریکا می‌تواند با وعده تجارت بیشتر و تسهیل جریان‌های مالی، ایران را به همکاری تشویق کند؛ چیزی که تهران برای بازسازی خود به آن نیاز دارد.


جریان‌های تندرو این امتیازات اقتصادی را نشانه ضعف خواهند دانست، اما در واقع، مشوق‌ها تنها راه واقع‌بینانه برای رسیدن به اهداف آمریکا هستند. دولت باید تصمیم دشواری درباره مسیر مذاکرات آینده بگیرد. اما اگر از تجربه یک سال گذشته درسی گرفته شود، آن این است که قدرت آمریکا محدودیت دارد. ایالات متحده نتوانست ایران را با بمباران وادار به پذیرش خواسته‌های حداکثری کند، نه توانست مواد هسته‌ای آن را از بین ببرد، نه حکومتش را سرنگون کند و نه آن را به تسلیم وادار سازد. اگر دولت می‌خواهد این آتش‌بس به چیزی پایدارتر تبدیل شود، باید از مطالبات حداکثری دست بکشد پیش از آن‌که این مطالبات به شکست مذاکرات و آغاز جنگی دیگر منجر شوند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره