ناشنیدههایی درباره تذکر آیتالله مهدویکنی به احمدینژاد بعد از مناظره 88
نامه نيوز
بروزرسانی
نامه نيوز/ مطلبي که مي خوانيد در نامه نيوز منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
عضو جامعه روحانيت مبارز مي گويد مرحوم آيت الله مهدوي کني شخصا از احمدي نژاد بخاطر نام بردن از هاشمي و ناطق نوري در آن مناظره انتقاد کردند.
دوست نزديک روحاني است، با او همخانه بوده، 5 دوره نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي را تجربه کرده، رئيس شوراي فرهنگي رياست جمهوري دولت يازدهم است و عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز تهران. همه اين ويژگيها باعث ميشود تا سيد رضا اکرمي جايگاه ويژهاي در فضاي سياسي کشور داشته باشد.
براي گفتوگو با يکي از نزديک ترين چهره هاي اصولگرا به حسن روحاني راهي نهاد رياست جمهوري شديم و در گفتوگويي جالب و البته کوتاه به سيرعملکرد دولتهاي گذشته و نحوه برخورد سيدرضا اکرمي با آنها پرداختيم. اين روحاني صريح الکلام، اعتقاد دارد که حق گويي براي او از منافع هر حزب و جناحي ارجح تراست. شايد همين ويژگي باعث شد تا او در سال 88 برخلاف نظر جامعه روحانيت مبارز تهران به سراغ ميرحسين موسوي برود و از او حمايت کند.
اکرمي در کنار تمام دوستيهايش با روحاني و همچنين ارادتش به هاشمي رفسنجاني، انتقادهاي جدي را نيز به اين دو چهره دارد و اعتقاد دارد که هاشمي عاطفي است و برخي کارهاي روحاني از جمله گران کردن نان را نميپسنديد.
مشروح گفتوگوي نامه نيوز با سيد رضا اکرمي، عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز را در ادامه بخوانيد:
******
حاج آقا! از کي و چگونه وارد انقلاب و فعاليتهاي انقلابي شديد؟
از سال 41 . يک سال قبل از آن من طلبه شده بودم به بهانه داستان انجمنهاي ايالتي و ولايتي که در زمان نخست وزيري علم مطرح شده بود وارد فضاي سياسي آن روزهاي کشور شدم. بعد از آن نيز درگير ماجراي انقلاب سفيد شاه و ملت، ماجراي مدرسيه فيضيه که خودم در آن حضور داشتم و در نهايت انقلاب اسلامي شديم که تا به امروز نيز ادامه دارد.
در فيضيه کتک خوردم
حضورتان در مبارزات انقلاب چگونه بود؟
به عنوان يک طلبه که هم درس ميخواند و هم شاهد حوادث است در جريان امور بوديم. در حادثه فيضيه در روز دوم فروردين از جمله کساني بودم که کتک خوردم.
اولين مسئوليتان در انقلاب چه بود؟
من در سال 58 اولين مسئول عقيدتي سياسي نيروهوايي ارتش بودم. بعد از آن نيز در سال 62 به عنوان نماينده مردم سمنان وارد دومين دوره مجلس شوراي اسلامي شدم. در مجالس سوم، چهارم و پنجم نيز حضور داشتم. در دوره ششم راي نياوردم در دوره هفتم شرکت نکردم، در دوره هشتم دوباره راهي مجلس شدم و در دوره نهم نيز شرکت نکردم و هم اکنون نيز در خدمت شما هستم.
در دور دوم مجلس به جاي آقاي روحاني نماينده شديد؟
بله، آقاي روحاني در دور اول مجلس نماينده مردم سمنان بود.
روحاني مدتي در خانه من زندگي کرد تا اينکه خانه اي خريد
يعني با ايشان رقابت کرديد؟
نه، ايشان در دوره دوم از تهران نامزد شدند.
با آقاي روحاني در سمنان همسايه بوديد؟
خير، من و ايشان از سال 48 در تهران ساکن هستيم و آقاي روحاني حتي مدتي در خانه من زندگي ميکردند تا اينکه خانهاي خريد.
اين هم خانه شدن به خاطر اين بود که آقاي روحاني همشهري شما بود يا آشنايي ديرين نسبت به هم داشتيد؟
من از سال 40 که به قم رفتم با ايشان رفاقت و دوستي داشتم و اين دوستي تا امروز ادامه دارد.
دور دوم، ايشان از شما خواستند نماينده مجلس شويد؟
نه، ايشان آمد تهران و من از سمنان نامزد انتخابات مجلس شدم. آن زمان من در عقيدتي سياسي ارتش بود که اتفاقا آقاي روحاني هم آنجا بود که ايشان رفت به مجلس و من هم دور دوم به مجلس رفتم و 16 سال با ايشان بودم. ما به دليل نزديک بودن انديشهها و روشها سالهاست که با يکديگر هستيم. ايشان عضو موسس جامعه روحانيت بودند و من عضو اين جامعه. يا زماني که حزب جمهوري اسلامي تشکيل شد، ما با هم همکاري داشتم. الان هم من عضو مرکزي جامعه روحانيت هستم ايشان نيز هست.
اما عملا در جلسات جامعه روحانيت حضور ندارد؟
بله همينطور است.
بعد از سال 88 اختلاف ناطق نوري با جامعه روحانيت شديد تر شد
علت اين عدم حضور چيست؟
به نظر بنده در روشها اختلاف وجود دارد و همين اختلاف باعث شده بود که ايشان کم به جلسات جامعه بيايد و الان هم چند وقتي است که اصلا شرکت نميکنند. يا مثلا آقاي ناطق در روش سياسي خود با برخي از اعضاي جامعه اختلاف داشت که بعد از سال 88 اين اختلافها تشديد شد.
اين اختلاف را با چه کساني داشتند؟
اين اختلافها مانند يک اختلاف خانوادگي است. اين دوستان مبنايي با هم اختلاف ندارند.
آغازگر فتنه 88 احمدي نژاد و کليد آن نيز همان مناظره معروف بود
علت ناراحتي آقاي ناطق نوري از جامعه به مناظره سال 88 موسوي و احمدي نژاد برميگردد؟
بله، آقاي ناطق از آن ماجرا دلخور است. من آغاز گر فتنه 88 را احمدي نژاد و کليد آن را نيز مناظره معروف بين ايشان و ميرحسين موسوي ميدانم. ايشان بدون هيچ دليلي و سندي، نام آيتالله هاشمي و خانواده ايشان را برد. نام آقاي ناطق و پسرش را برد. صداوسيما نيز اجازه نداد تا اين آقايان به اين سخنان پاسخ بدهند و جامعه روحانيت نيز حاضر نشد از اين دو بزرگوار که عضو موسس جامعه بودند دفاع کند.
آيت الله مهدوي کني شخصا از احمدي نژاد بخاطر نام بردن از هاشمي و ناطق نوري در آن مناظره انتقاد کردند
البته بايد بگويم که شخص مرحوم آيتالله مهدوي کني شخصا و به احمدي نژاد تذکر داد و از رفتار او انتقاد کرد و به ايشان گفت چرا اسم افراد را بدون سند و مدرک برديد اما جامعه حاضر نشد در بيانيهاي جداگانه اين حرکت را محوم کند. آقاي ناطق نيز توقع داشت اين سخنان محکوم شود. او ميگفت من عضو موسس هستم و شما هم ميدانيد اين سخنان خلاف است چرا نيامديد آن را محکوم کنيد و به مردم بگوييد که آقاي احمدي نژاد به نيروهاي انقلاب تهمت زده است. به همين دليل ايشان گفت که وقتي شما حاضر نيستيد از عضو موسس خود حمايت کنيد حضور من در جلسات چه فايدهاي دارد.
روحاني اصلا در جلسات جامعه روحانيت شرکت نميکند
علت نيامدن آقاي روحاني چيست؟
روحاني قبلا هم کم ميآمد الان هم اصلا نميآيد.
برخي از اعضاي جامعه روحانيت جذب بني صدر شده بودند
گفته مي شود برخي از اعضاي جامعه به دليل اختلاف با شهيد بهشتي، به سراغ بني صدر رفتند و به او راي دادند.
شهيد بهشتي معتقد بود که ما احتياج به تشکل و حزب داريم اما مثلا آيتالله مهدوي کني اعتقادي به حزب نداشت لذا هرچه وازرت کشور به جامعه روحانيت ميگويد که بياييد نام خود را به نام حزب ثبت کنيد، ميگويد نه. ما کار آخوندي ميکنيم. نگاه شهيد بهشتي اينگونه نبود. مرحوم بهشتي يک نگاه خاصي داشت که بعضيها اين نگاه را نداشتند. بني صدر نيز با سخنان خود به قدري افراد را مجذوب خود کرده بود که بعضي از دوستان روحاني ما نميتوانستند حقيقت را لمس کنند. مثلا آقايان محلاتي و انواري مجذوب بني صدر شده بودند. در کنار اينها با منتفي شدن نامزدي جلال الدين فارسي ما از آقاي حبيبي حمايت کرديم. بعد از آنکه بني صدر چهره واقعي خود را نشان داد جامعه روحانيت از او فاصله گرفت.
موضع آيت الله مهدوي در مورد بني صدر چه بود؟
من چون عضو موسس نبودم، نظر شخصي ايشان را نميدانم.
شما اصول گرا هستيد اما جريان تندرويي هم وجود دارد که به نظر ميرسد فاصله فراواني با کليت جريان اصولگرا دارند. تفاوت بين طيف نزديک به شما با تندروها چيست؟
من اصول گراي معتدل هستم و با اينکه افراد را تحت نظر دارم و مسائل کشور را رصد ميکنم، اهل قيل و قال نيستم. کم سخنراني از من سراغ داريد که مسائل را به مردم بگويم ولي در مصاحبههاي خود حرفهايم را ميزنم. من منصفانه نقد ميکنم و معتقدم در نقد بايد چهار نکته را رعايت کرد. 1- از اصل موضوع کاملا مطلع باشيم2- آگاهانه و ناصحانه نقد کنيم3- انصاف داشته باشيم4-پيشنهاد بدهيم به طور مثال بگوييم اي کاش اين حرف زده نميشد و مسائل اينگونه مطرح ميشد.
به جاي اينکه محبوب الطرفين باشم، مغضوب الطرفين هستم
اين مشي من در نقد باعث ميشود گاهي از اصلاح طلبان انتقاد کنم گاهي هم از اصول گرايان. گاهي من شوخي ميکنم و ميگويم بنده به جاي اينکه محبوب الطرفين باشم، مغضوب الطرفين هستم.
به خاطر عملکرد عبدالله نوري به خاتمي پيام ميدادم
گريزي به گذشته و دولت اصلاحات بزنيم، بسياري در سال 76 نگران آمدن آقاي خاتمي بودند، شما هم نگران بوديد؟
من در سال 76 چون آقاي ناطق نوري عضو جامعه روحانيت بود به او راي دادم. بنده خيلي کم نسبت به شخص آقاي خاتمي نقد داشتم. در دوران رياست جمهوري هم اگر نقدي داشتم مثلا در مورد عملکرد عبدالله نوري گاهي به صورت پيام به ايشان ميگفتم.
نگران نبوديد؟
من نسبت به انقلاب نگاه خاص دارم و هيچوقت در بدترين شرايط هم حالت نوميدي مرا نگرفته است. من معتقد هستم که امام عبد صالح بود که ميتوانست کشور را به خوبي هدايت کند حتي گاهي اين حرفها را در ذهنم مرور ميکردم که خدايا هر مسئلهاي که قرار است انقلاب را تهديد کند در دوران امام رخ بدهد تا امام آن را دفع کند که بعدها ما يک الگوي رفتاري براي برخورد با مسائل داشته باشيم. قطعا ما اشتباه داريم، قطعا خطا ميکنيم در حرف زدن اما نبايد نگران بود.
مردم ميگفتند ناطق نوري روش هاشمي را ادامه مي دهد به همين خاطر به سمت خاتمي رفتند
به دولت خاتمي چه تذکرهايي ديگري داديد؟
به نظرم خاتمي بيش تر فرهنگي بود تا سياسي. خاتمي توانست با ادبيات ويژه خود مردم را جذب کرد. آنها ميگفتند که ناطق روش هاشمي را ادامه خواهد داد و به خاطر همين مردم به سمت خاتمي رفتند. بعد از رسيدن به قدرت ما هرچه جلوتر رفتيم قلمها و انديشهها حالت ليبرالي پيدا کرد که متاسفانه الان هم در روزنامههاي اصلاح طلب مشاهده ميکنيد. مثلا آقاي مرتضي حاجي معاونت پرورشي را در آموزش و پرورش حذف کرد در حالي که ما به اين معاونت در انقلاب اسلامي اهميت فراواني قائل بوديم.
مسئله ديگر مثلا رفتار عبدالله نوري و تاج زاده در وزارت کشور بود. من نماينده بودم و مي ديدم اين دو چه کار مي کنند. تاج زاده هرجا سفر ميکرد يا در جلسات شوراي اداري استان ها حرف هايي مي زد که خيلي تناسبي با شرايط کشور نداشت.
خاتمي گفته بود من نميدانم اين شيخ عبدالله نوري چرا اينگونه ميکند و به حرفهايم گوش نميدهد
مثلا چه حرفهاي ميزد؟
آنها ميگفتند هرکسي هرچه دلش ميخواهد بگويد و ما نبايد با او کاري داشته باشيم. آنها دم از آزادي بيان و بعد از بيان ميزدند. روزي در مجلس نشسته بودم و به روحاني گفتم اين عبدالله نوري چه کار ميکند؟ و اين چه حرفهايي است ميزند. ايشان گفت اتفاقا روزي به خاتمي گفتم عبدالله نوري چرا اينگونه رفتار ميکند؟ آقاي روحاني تعريف ميکرد وقتي اسم عبدالله نوري را براي خاتمي بردم، مثل اينکه شوکي او را گرفته باشد منفعل شد و گفت:« نميدانم اين شيخ چرا اينگونه ميکند. من هرچه به او ميگويم گوش نميدهند.
جواب آقاي خاتمي به پيامهاي شما چه بود؟
به دنبال جواب نبوديم و معمولا هم جوابي نميآمد ما منبر خود را مي رفتيم.
بعد از آقاي خاتمي فکر ميکرديد احمدي نژاد ظهور کند؟
اصول گرايان از عملکرد خاتمي ناراضي بودند به ويژه در مسائل فرهنگي که حاصل رفتارهاي مهاجراني بود. در انتخابات سال 84 هم نامزدهاي مختلف اصول گرا در انتخابات حضور داشتند و در نهايت احمدي نژاد توانست نظر مثبت مردم را به خود جلب کند. در انتخابات 92 هم ديديد که يک جمله روحاني که من حقوقدان هستم و سرهنگ نيستم توانست فضا را هم عوض کند احمدي نژاد هم آن زمان فضا را به نفع خود تغيير داد. کارهاي او در شهرداري توانست فضا را به نفع او عوض کند.
احمدي نژاد هم عوام را فريب داد و هم خواص را
احمدي نژاد را قبل از 84مي شناختيد؟
در جلسه اصول گرايان در چهار راه ولي آباد براي انتخابات مجلس ششم، احمدي نژاد کنار من نشسته بود، چون او هم جزء ليست سي نفره تهران بود که الحمدالله هيچ کدام از اين سي نفر راي نياوردند البته آيتالله هاشمي راي آورد که بعد استعفا داد.
ببينيد احمدي نژاد چطور در مقابل رحيمي رنگ عوض کرد و گفت فساد ربطي به او ندارد
آن زمان هم از اين اخلاق هاي ويژه را داشت؟
در آن زمان خيلي متوجه او نبوديم و رفتارش را پيگيري نمي کريدم. اين را هم بگويم من هيچوقت به او راي ندادم. من اعتقاد دارم که احمدي نژاد هم خواص را فريب داد و هم عوام را. الان ببيند در مقابله با رحيمي به چه سادگي رنگ عوض کرد و گفت اين فساد به او ارتباطي ندارد.
رحيمي هنرپيشه است
به رحيمي اشاره کرديد، آقاي اکرمي، اين ماجراي رحيمي را چطور تحليل ميکنيد؟
من رحيمي را هنرپيشه ميدانم. او در فضا هاي مختلف رنگ عوض ميکند.
مشايي هم از افراد پرحاشيه دولت احمدي نژاد بود، چرا در مورد مشايي جامعه روحانيت هيچ گونه برخورد ويژهاي با او نداشت؟
ما در جامعه کار آخوندي ميکنيم و بيشتر حالت مشورتي دارد. ما يک تشکل سياسي نيستيم که از قبل برنامه را آماده کينم که در جلسه چه بگوييم و چه نگوييم. جامعه قبلا سياسي تر بود و مثلا در انتخاباتها ليست ميداد ولي الان فقط حمايت ميکنيم. ما در زمان احمدي نژاد به خط رهبري در مورد او نگاه ميکرديم. نگاه رهبري آرامش در کشور بود و ما هم همين را پيگيري ميکرديم. در دور دوم يعني انتخابات 88 ايشان من به اعضاي جامعه گفتم رئيس جمهور در دور اول به ديدار ما آمد حالا ما بايد اين ديدار را پس بدهيم و حرفهايمان را بزنيم و پاسخهاي او را بشونيم بعد تصميم بگيريم که از او حمايت کنيم يا نه که اعضاي جامعه با اين پيشنهاد موافقت نکردند.
موسوي به امامي کاشاني گفته بود آقا و رهبري ايشان را قبول دارد
در مورد مهندس موسوي نظر جامعه چه بود؟
در مورد او نظر جامعه اين بود که به اسم حمايت نکنيم. اما برخي از اعضا نسبت به موسوي نظر مثبتي داشتند که بنده هم از آن جمله بودم. من براي خودم سه تا دليل داشتم خوب دوران دفاع ايشان نخست وزير بود چندسالي هم که من نماينده بودم ايشان را از نزديک ديدم ساده زيستي و کوشش و تلاش. بيست سالي هم که از زمان نخست وزيري تا آن زمان من انصافا نقطه منفي از ايشان نديدم.
در مورد موسوي، در جامعه بالاخره جمع بندي اين شد که به اسم حمايت نکينم برخي از اعضا نسبت به موسوي حمايت داشتند من مي گفتم اقاي موسوي دوران دفاع مقدس و نخست وزير را ديدم و بعد از آن نکته منفي نديدم . نسبت به رهبري هم ايت الله امامي کاشاني گفت که من از ايشان سوال کردم که شما در دوران نخست وزيري با آقا موضع داشتيد الان چه ميکني، جواب داده بود که آن زمان ايشان رئيس جمهور بود و من نخست وزير ولي امروز ايشان رهبراست من رهبري و خود آقا را قبول دارم، آن زمان، زمان خودش بود و الان زمان ديگر است.
من هم گفتم به اين سه دليل از ايشان حمايت مي کرديم. در مجموع من، ناطق نوري و روحاني از ايشان حمايت مي کرديم.بعد از انتخابات، هم من نماينده مجلس بودم هم در مراسم تنفيذ و تحليف شرکت کردم و هم نامه تبريک مجلس را امضا کردم. تمام حوادث بعدي در خيابانها را هم محکوم کردم.
بعد از انتخابات به مهندس موسوي پيام نداديد يا با ايشان ديدار نکرديد؟
نه، من ايشان را نديدم که پيام بدهم. ما يک ستادي درست کرديم که بنده بودم، آقايان آخوندي، غفوري فرد، کاتوزيان.که تنها حالت حمايتي از ايشان داشت و نه ستادي. من تنها به آقاي آخوندي گفتم که اين پيام را برساند که اين شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران يعني چه؟ و موارد ديگر که توسط اقاي آخوندي به ايشان اعلام ميکردم.
رفتار مطهري درباره حصر را نمي پسندم
آقاي اکرمي رفتار علي مطهري در موردد رفع حصر را چگونه تحليل ميکنيد؟
من رفتار او را نميپسندم. مسئله حصر در شوراي عالي امنيت ملي تصويب شده است، مقام رهبري آن را تاييد کرده است و ديگر نبايد در مورد آن اينهمه سخن گفت. مخصوصا که در جلسه خصوصي رهبرانقلاب خطاب به آقاي مطهري گفتهاند که اگر رفع حصر بشود و بخواهد دادگاهي برگزار شود، نتيجه غير از آني است که شما فکر ميکنيد. مطهري بعد از شنيدن اين سخن بايد تسليم شود و ديگر سخن رفع حصر نزند.
يکي از دوستان مطهري را به نخود نپز تعبير کرده بود
او به واسطه روحيه آزاد منشي که دارد نمي تواند برخي مسائل را لمس کند. يکي از دوستان تعبير کرده بود که مطهري « نخود نپز » است. مطهري بايد خود را حفظ کند و در مورد سخنانش با اهل فن مشورت کند. او بايد حد خود را بداند. بنده نطق مطهري را شنيدم. چهارتا حرف حسابي و ناحسابي را به هم بافته بود که در آن هم به روحاني اعتراض کرد، هم به قوه قضائيه، هم به سران فتنه و ...
با آقاي روحاني، در مورد رفع حصر و نظر شوراي عالي امنيت ملي حرف نزديد؟
نه با او در اين مورد سخن نگفتم.
هاشمي رفسنجاني شناسنامه انقلاب است و انديشه عالي دارد
جناب آقاي اکرمي، تغييرات آقاي هاشمي را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ ايشان روزي محبوب اصول گرايان بودن بود و ديگر روز مغضوب اصلاح طلبان و امروز بالعکس شده است. آقاي روحاني نيز تقريبا همين حالت را دارد.
آدم ها شبيه هم نيستند و هرکسي را در حد خودش بايد نمره داد. من هاشمي را شناسنامه انقلاب ميدانم. ايشان از نظر سابقه و انديشه عالي است اما اين به معنا نيست که به او نمره 20 ميدهيم نه، يقيننا هاشمي رفسنجاني هم اشتباه زياد دارد.
هاشمي بسيار عاطفي است بهمين خاطر نمي تواند به دخترش بگويد کمتر حاشيه ساز باشد
مثلا ايشان بسيار عاطفي است. به خاطر همين عاطفي بودن است که نميتواند به دخترش بگويد که کمتر وارد حاشيه شود. يا ايشان رانندهاي داشت که بايد بعد از 4 سال عوض ميشد و اگر آيتالله هاشمي اين را مي فهميد ميگفت: نه، من با او انس گرفتم و نميخواهد او را عوض کنيد.
هاشمي خوشبيني مفرط به افراد دارد
آيتالله هاشمي خوشبيني مفرط نسبت به افراد دارد. ببينيد چه حملههاي به ايشان شد اما آيتالله هاشمي به دليل ان روحيه عاطفي، برخوردي با اين آقايان نکرد.
به برخي روشهاي روحاني « ان قلت» دارم
آفاي روحاني هم نسبت به گذشته تغييري محسوسي کرده است يا نه همان روحاني سالهاي قبل است؟
ببينيد بنده از نظر بينشي مشکلي با روحاني ندارم بلکه همراه او نيز هستم اما در برخي روشها به او «ان قلت» دارم. به طور مثال وزارت علوم در دولت يازدهم کارنامه خوبي از خود نشان نداده است. اين وزارتخانه 9ماه وزير داشته، 6 ماه سرپرست، سه نفر معرفي شدهاند که مجلس راي نداد که بالاخره به آقاي فرهادي ختم به خير شد. بنده به ايشان گفتم که آقاي روحاني وزير علوم بايد قابل و لايق باشد. لايق باشد که وزارت خانه را اداره کند و قابل باشد تا مجلس به او راي اعتماد بدهد. الان اداره شدن 27 دانشگاه با سرپرست چه معنايي دارد؟
نسبت به گراني نان به روحاني اعتراض کردم
نسبت به مسئله نان نيز اعتراض داشتم. به ايشان گفتم که گران کردن نان در آخر سال چه معنايي دارد؟ زندگي مردم با اين نان گره خورده است و خوب نيست قيمت آن را بالا برد.
در مورد سياست خارجي و مذاکرات هستهاي با آقاي روحاني حرف نزديد؟
نه، اما من مذاکرات را تاييد مي کنم و معتقد هستم بايد کمي فضا باز شود تا کارشناسان امر در جريان امور قرار بگيرند.