1. برگزیده
تحلیل ها

نسیم بیداری نوشت: سیری در خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی

منبع
نسيم بيداري
بروزرسانی
نسیم بیداری نوشت: سیری در خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی
نسيم بيداري/ متن پيش رو در نسيم بيداري منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.لازم به ذکر است که هر روز يک مطلب از نشريات مهم داخلي به صورت برگزيده در کاشي تحليل ها ارائه خواهد شد.
روايت تاريخ جمهوري اسلامي، بدون نگاه به روزنوشت هاي آيت الله هاشمي رفسنجاني، حتما و حتما چيزي کم خواهد داشت. هاشمي هماره در مرکز ثقل نظام يا جايي بسيار نزديک به آن قرار داشته و اين براي غناي خاطراتش کفايت مي کند. پژوهش گران تاريخ معاصر و علاقه مندان تاکنون 12 جلد از روزنوشت هاي هاشمي را در اختيار دارند؛ از سال 1360 و «عبور از بحران» تا سال 1371 و «رونق سازندگي». هر کدام از اين سال ها، اتفاقاتي دارد که هاشمي در بطن و متن آن بوده و گاه تنها راوي اش او بوده است. آن چه مي خوانيد گزيده اي است از روزنوشت هاي مهر ماه او در 4 سال نخست رياست جمهوري اش که مناسبات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ايران، به کلي در حال دگرگوني بود. يک شنبه 2 مهر 1368 نزديک هشت صبح به دفترم رسيدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقاي سيدمحمد موسوي خوييني ها آمد. پيشنهاد کردم که مسووليت مرکز مطالعات استراتژيک رياست جمهوري را بپذيرد، قرار شد فکر کند و جواب بدهد و توضيحاتي گرفت. آقاي محمد سعيدي کيا وزير راه آمد و نقشه بندر آزاد در جاسک را آورد؛ پيشنهاد ارتشي هاي بندرعباس بود. درباره مسووليت شرکت هواپيمايي ملي ايران هما و همچنين اصلاح وضع حمل و نقل و کرايه هواپيما از شوروي صحبت شد. تيمسار مصطفي ترابي فرمانده حفاظت و اطلاعات ارتش آمد. خواستار برگرداندن کشتي راني و هواپيمايي کشوري به وزارت دفاع براي کنترل اطلاعات بود. آقاي رييس زاده از مجلس آمد.تحليلي از اوضاع آينده ارايه کرد و به مراعات حال راديکال ها توصيه داشت که مزاحم نظام نشوند. دکتر حسن حبيبي، معاون اول رييس جمهور و آقاي عبدالله نوري وزير کشور آمدند. پيشنهاد انتقال بازسازي مناطق جنگي از معاونت اجرايي رييس جمهور به وزارت کشور را داشتند، پذيرفتم. ياسر آمد. خواست که سيدمهدي، پسر موسوي خوييني ها از دانشگاه صنعتي شريف به دانشگاه تهران منتقل شود که با هم باشند. عصر هيات دولت جلسه داشت، تبصره هاي چند ارگان براي برنامه پنج ساله اول رسيدگي شد. شب با آيت الله خامنه اي جلسه داشتم. درباره نيروهاي مسلح ، سياست خارجي و جناح راديکال و امور ديگر جاري کشور مذاکره و تصميم گيري شد. آقاي خامنه اي از يکنواخت شدن زندگي اش گفت: بناي تنوع بيشتري در برنامه هاي کاري دارند. امروز از صبح کمي تب داشتم. صبح و شب قرص ضدسرماخوردگي مصرف کردم. چهارشنبه 5 مهر 1368 ساعت هفت و نيم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقاي ميرزاده، معاون اجرايي رييس جمهور براي امور اجرايي کشور، بازسازي و ستاد بسيج اقتصادي آمد. به دانشگاه تهران رفتم و در مراسم شروع سال تحصيلي شرکت کردم. جوايز استاد و دانشجويان ممتاز را دادم. سخنراني کردم. به دفترم برگشتم. آقاي علي جنتي آمد. گزارش سفر چين را داد و از اين که رهبران چين در خصوص احتمال محاصره اقتصادي توسط غربي ها به خاطر سرکوب طرفداران دموکراسي، تصميم به مقاومت دادند و کار خود را نظير تجربه موفق ايران در شکستن محاصره غرب مي دانند. خوشحال است. وعده کمک به مسجدي در چين را گفت که من بپردازم. عصر محسن، رييس بازرسي ويژه رييس جمهور آمد. گزارش بازرسي از فرودگاه مهرآباد را داد. وضع مديريت بد است و مسافران در رفتن و برگشتن بسيار اذيت و معطل مي شوند. در جلسه هيات دولت شرکت کردم . تبصره ها تمام شد. سپس جلسه اي با آقايان وهاجي، کلانتري، فلاحيان، نوري و شوشتري وزراي بازرگاني ،کشاورزي، اطلاعات، کشور و دادگستري داشتيم. درباره طرح مبارزه با گراني سيب زميني و پياز بحث و تصميم گيري کرديم. به دفترم آمدم. آقاي سيدمحمد ميرمحمدي، رييس دفتر، براي تشريح و تصويب چهارت دفتر آمد. مقداري از کارهاي را انجام دادم و به خانه رفتم. آشيخ محمد هاشميان مهمانمان بود. اخيرا از مقام رياست دادگستري رفسنجان عزل شده، عصباني است. از من مي خواهد که به رهبري بگويم جبران شود؛ خواستم به رفسنجاني برگردد و به اين سمت اهميت ندهد. پنج شنبه 6مهر1368 ساعت هفت و نيم صبح به دفترم رسيدم تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقاي حميد ميرزاده براي امور اجرايي آمد. آقاي عبدالله نوري وزير کشور آمد. درباره استانداران، مترو تهران، محله بدنام جمشيد، مبارزه با منکرات، انتخابات شوراها ، ادغام نيروهاي انتظامي و کمبود اعتبارات صحبت شد. آقاي علي فلاحيان، وزير اطلاعات و معاونان آمدند. گزارش مواردي از فساد مالي در دواير دولتي و شيوع گرفتن کميسيون در معاملات خارجي و مواردي از کشف قاچاق و اسکناس هاي جعلي را دادند. آقاي سيدهاشم رسولي محلاتي، رييس بنياد مسکن انقلاب اسلامي آمد. درباره بنياد مسکن و روابط با ائمه جمعه گفت و خبر داد که مراجعات براي دادن وجوهات به دفتر رهبري از طرف روحانيون نماينده مراجع خوب است ولي شبهه هايي ايجاد شده است و مراجع ناراضي اند. دکتر حسن حبيبي معاون اول رييس جمهور براي چارت نهاد رياست جمهوري و مسايل گوناگون پرسنل و مشاوران آمد. عصر دکتر هيروشي ناکاجيما، دبير کل سازمان بهداشت جهاني و دکتر ادريس جزايري دبير منطقه اي بهداشت جهاني با دکتر ايرج فاضل، وزير بهداشت و درمان و دکتر عليرضا مرندي آمدند. دبيرکل از پيشرفت بهداشت در ايران اظهار رضايت کرد. ستاد مبارزه با موادمخدر براي حل مشکلات و نيازهاي مبارزه جلسه داشت. شنبه 8 مهر 1368 ساعت هشت و نيم صبح به دفترم رسيدم. آقاي مصطفي محقق داماد، رييس سازمان بازرسي کل کشور آمد. گزارشي از وضع بازرسي کل کشور داد و از ضعف مديريت در دانشکده الهيات دانشگاه تهران و افت تحصيلي گفت و از بعضي از انتصابات آقاي محمد يزدي در قوه قضاييه من جمله ديوان عدالت اداري و معاونت قضايي و... انتقاد داشت. جمعي از نمايندگان مجلس از کردستان آمدند. از سرپرست استانداري کردستان و آقاي سيدموسي موسوي نماينده رهبري شکايت و انتقاد داشتند. آقاي گودرز افتخار جهرمي نماينده ايران در دادگاه لاهه آمد. اجازه گرفت که در لاهه با نماينده امريکا براي حل و فصل سريع تر مسايل ديوان لاهه مذاکره نمايند. بناست تا آخرهفته اين مذاکره انجام شود. آقاي محسن نوربخش، وزير امور اقتصادي و دارايي آمد. گزارش سفر به واشنگتن براي اجلاس صندوق بين المللي پول را داد و از مذاکره با نمايندگان فرانسه، آلمان، هند و... در خصوص توسعه روابط در آنجا گفت که همه خواستار شرکت در طرح هاي سازندگي کشورند. من، پرفروش ارز براي پايين آوردن قيمت دلار تاکيد کردم. آقاي نيک آيين آمد. از ضعف خيلي زياد کادر رياست جمهوري و دفتر گفت. آقاي محسن رفيق دوست آمد و گزارشي از امکانات فراوان بنياد مستضعفان داد. عصر دکتر هاشمي گلپايگاني، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي برنامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي آمد. وزراي بهداري شرکت کننده در سمينار بهداشت جهاني آمدند. براي آن ها صحبت کردم. بعد از جلسه ، وزير بهداري کويت تقاضاي جلسه خصوصي کرد؛ قبول کردم. اظهار محبت و اراده توسعه و روابط و اظهار ناراحتي از زورگويي هاي عراق و عربستان به کويت و همچنين از اعدام کويتي ها در عربستان کرد. گفت جز همان مطلب پخش شده از تلويزيون سعودي، سندي بر مجرم بودن کويتي ها ارايه نداده اند. به او گفتم که آقاي حاج سيدعباس مطهري را آزاد کنند. شب بنا بود جلسه سران قوا داشته باشيم. با درخواست آقاي محمد يزدي لغو شد ولي احمدآقا آمد. درباره وضع آقاي منتظري، مجلس، رفسنجان، قوه قضاييه و نوعي نق زدن هايي که نسبت به رهبري شروع شده، مطالبي داشت. ديروقت به خانه رفتم. چهارشنبه 12 مهر 1368 ساعت هفت و نيم صبح به دفترم رسيدم. تا ساعت نه بخشي از کارهاي عقب مانده انجام شد. آقايان محسن نوربخش و محمدحسين عادلي رييس بانک مرکزي آمدند و برنامه اصلاحات پولي و اقتصادي را گفتند؛ تخصيص 500ميليون دلار ارز آزاد به صنايع و 800 ميليون دلار از ترجيحي و آزاد کردن ورود و خروج ارز و اعطاي وام ارزي و تضمين اعتبارات ارزي ديگران توسط بانک. آقاي حميد ميرزاده براي کارهاي جاري کشور آمد. آقاي محمدجواد مظفر آمد. از بازداشت بي مورد توسط وزارت اطلاعات گله داشت. حق با اوست؛ خواستار اعاده حيثيت بود. گفتم به وزارت ارشاد برگردد. آشيخ قدرت عليخاني آمد. وضع روحي خط سه و نگراني ها و ناراحتي آن ها از رهبري و انزوا را گفت. دل داري دادم و گفتم که آقاي خامنه اي مايلند آن ها نرنجند. عصر در هيات دولت شرکت کردم. اصلاحات ارزي و ريالي با تعديل مناسب تصويب شد. يک ميليارد دلار و سي ميليارد تومان به سهم نيروهاي مسلح و مبالغي به ساير بخش ها اضافه شد. اعلاميه هاي وزارت بازرگاني براي کنترل نرخ سيب زميني را کنترل کردم. به دفتر آمدم. اعضاي سمينار افغانستان آمدند. دکتر ولايتي و آقايان صبغت الله مجددي سخنگوي اتحاد هفته گانه مستقر در پيشاور پاکستان و محمد محقق، سخنگوي ائتلاف هشت گانه شيعيان افغانستان صحبت کردند و من هم صحبت کوتاهي نمودم و سپس با آقاي مجددي ملاقات خصوصي داشتيم که تقاضاي کمک کرد و شفاعت براي آزادي آقا احمد مفتي زاده و اظهار آمادگي براي مذاکره با شوروي نمود. سرشب، سران جريان هاي ملي و مذهبي لبنان آقايان نبيه بري، وليد جنبلاط، احمد جبرييل، شيخ سعيد شعبان، سرهنگ ابوموسي و شيخ صبحي طفليلي آمدند. سپس احمد جبرييل ملاقات خصوصي خواست و درباره وارد کردن ليبي در مسايل لبنان و مواظبت بر حفظ دوستي شوروي و سوريه گفت. آقاي جنبلاط، رهبر دروزي هاي لبنان هم در ملاقات خصوصي بر خط کم شدن حمايت روسيه از سوريه گفت. آقاي نبيه بري، رييس جنبش امل در ملاقات خصوصي ، با حضور ليبي در لبنان به دليل مسايل آقاي سيدموسي صدر مخالفت کرد. شب در دفترم ماندم؛ چون ياسر در منزل مهمان داشت. آقاي عبدالله نوري وزير کشور درباره مسايل رفسنجان مشورت کرد. مردم آقاي ميرعماد رييس جديد دادگستري را بيرون کرده اند. چهارشنبه 26 مهر1368 بعد از نماز، همراه مهدي و محافظان براي سفر به آذربايجان شرقي به فرودگاه رفتيم. همراهان آماده بودند و بلافاصله به سوي تبريز پرواز کرديم. نمايندگان استان و تعدادي از وزراء همراه بودند. در فرودگاه تبريز استقبال باشکوهي بود . مصاحبه کوتاهي کردم. عازم پادگان تبريز شديم. در خيابان مردم دو طرف خيابان ابراز احساسات مي نمودند. مراسم صبحگاه انجام شد و براي آن ها صحبت کردم. به استانداري رفتم . با دانشگاهيان ملاقات شد. دکتر سيدمهدي گلابي رييس دانشگاه تبريز صحبت کرد و من هم صحبت هاي نسبتا مفصلي ايراد کردم. به مسجد جامع تبريز رفتم و در اجتماع روحانيون که خيلي زياد بودند شرکت کردم. آقاي مسلم ملکوتي، نماينده ولي فقيه در آذربايجان و امام جمعه تبريز خيرمقدم گفتند و من هم صحبت مفصلي درباره نقش روحانيت در انقلاب و اداره جامعه نمودم. به منزل آقاي ملکوتي رفتيم. نماز و ناهار و استراحت و مطالعه تا ساعت سه و نيم انجام شد. تعداد زيادي از روحانيون هم بودند. همه جا در شهر ، مردم به گرمي استقبال داشتند. به مصلاي امام خميني تبريز براي سخنراني در اجتماع مردم رفتم. جمعيت زيادي بود، ولي انتظار خودشان بيش از اين بود. آقاي ملکوتي صحبت کردند و سپس من صحبت طولاني داشتم. مصلي وسيع است، مي گويند حدود شش هکتار. به استانداري برگشتيم. با نمايندگان استان جلسه داشتيم. آمار و ارقامي از محروميت و عقب ماندگي استان دارند که برايم تعجب انگيز بود. نظرم اين شد علاوه بر ميراث شوم رژيم سابق، مشکلات جنگ و ضعف مديريت ها، وضع را چنين کرده که استان با اين همه منابع طبيعي، در چنين وضعي باشد. در جلسه مديران استان، همين نظر را به تلخي بيان کردم و خواستار تحول شدم. عقد ازدواج يک جانباز نابينا و مقطوع الاعضا را بستم. آقاي ملکوتي يک قطعه زمين هديه کرد و من به استاندار گفتم خانه اي برايش بسازد. بعد از شام براي استراحت به اتاقم رفتم. اخبار را گرفتم و خاطرات امروز را نوشتم. در اخبار امروز ،زلزله سانفرانسيسکو در صدر اخبار خارجي بود. يک شنبه 8 مهر 1369 ساعت هفت و نيم صبح به دفترم رسيدم. آقاي جليل بشارتي، مسوول دفتر مناطق محروم آمد و اجازه اختصاص اعتبار ماشين آلات براي چند طرح گرفت. وزير صنايع عمان آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد. اخوي محمد رييس سازمان صداوسيما آمد و براي نيازهاي صداوسيما اعتبار اضافي خواست. نمايندگان رهبري در دانشگاه ها آمدند؛ سمينار دارند. آقاي احمد جنتي از سوي آن ها حرف زد و من مفصلا صحبت کردم. آقاي نعمت زاده وزير صنايع آمد. گزارش پيشرفت توليد را داد و نيازهاي ارزي بيشتر را مطرح کرد. عصر در جلسه هيات دولت شرکت نکردم و کارهاي دفتر را انجام دادم. شب مهمان اقاي خامنه اي بودم. درباره اقدامات اخير شوراي نگهبان که منجر به مردود شدن جمعي از راديکال ها در نامزدي مجلس خبرگان شده است، مذاکره کرديم. امروز در مجلس اعتراض کرده اند و آقاي محسن قرائتي خبر داد که آقاي هادي غفاري در مسجدش گفته مجمع روحانيون مبارز، تصميم گرفته اند انتخابات را تحريم کنند. نظر آيت الله خامنه اي اين است که اين اقدام به ضررشان تمام مي شود، قرار شد که به دو طرف تذکر داده شود. شب به خانه آمدم. سه شنبه 10 مهر 1369 تا ساعت نه صبح کارهاي دفترم را انجام دادم. آقايان سيدمحمود مرعشي و عباسعلي عميد زنجاني فرزند و داماد آيت الله نجفي مرعشي آمدند. به خاطر مساعدت ها در بزرگداشت مراسم درگذشت مرحوم آيت الله نجفي مرعشي تشکر کردند و براي تکميل و اداره کتابخانه ايشان استمداد نمودند؛ قول مساعدت دادم. آقاي غلامرضا فروزش وزير جاد سازندگي آمد. ازوظايفي که در لايحه تفکيک وظايف به جهاد داده شد اظهار خوشحالي کرد و گفت نيروهاي جهادي، با نشاط و اميد شده اند.براي مصارف ارزي کارهاي جهاد در خارج استمداد کرد. آقاي دکتر سيدعباس پاک نژاد، اسير آزاد شده آمد، اول جنگ اسير شده است. گزارش دوران اسارت را داد و براي شغلي مشورت کرد. در دوران اسارت با دکتر حبيب جريري بوده اند که او هنوز نيامده است. آقاي عطاءالله مهاجراني معاون حقوقي و پارلماني رييس جمهور آمد. درباره طرح نمايندگان مجلس در مورد انتخابات مجلس خبرگان که به منظور مقابله با شوراي نگهبان مطرح شده، صحبت کرد. آقاي علي اکبر ناطق نوري آمد و در مورد برخوردهاي تند راديکال ها در مجلس با شوراي نگهبان ، بر سر حذف بعضي از کانديداها، گزارشي داد؛ گفتم مذاکرات بايد مستدل و متين باشد. عصر شوراي عالي انقلاب فرهنگي جلسه داشت. گزارش هاي بازرسي مطرح شد. قرار شد رييس دانشگاه علوم پزشکي تبريز را در مقابل افراطي ها تقويت کنيم. همچنين تصميم بر اين شد که جلسات شورا، به جاي دو هفته، هفتگي شود. تب داشتم، دارو خوردم و شب در دفترم ماندم. يک شنبه 15 مهر 1369 دکتر هادي منافي، معاون رييس جمهور و رييس سازمان حفاظت محيط زيست و مسوولان اتکا-اتحاديه تامين کالاي ارتش-آمدند. بر سر ريختن فاضلاب کارخانه قند مياندو آب متعلق به اتکا به رودخانه زرينه رود که باعث تلف شدن تعدادي ماهي شده و اتکا در دادگاه به پانصد ميليون تومان جريمه محکوم شده است. از من داوري خواستند. قرار شد با پرداخت مقداري لباس،دوربين، ماشين، موتورسيکلت و موادغذايي به سازمان حفاظت از محيط زيست مصالحه کنند. آقاي قدرت الله عليخاني آمد. براي کارهاي عمراني اطراف قزوين استمداد کرد و از جريان اخير مجلس خبرگان که ضربه اي به مجمع روحانيون بود اظهار ناراحتي نمود و از من خواست براي دلجويي از آن ها فکري کنم. جلسه مجلس شوراي اسلامي ،براي اولين بار در تاريخ انقلاب به خاطر خودداري جمعي از نمايندگان به خاطر اعتراض به برنامه هيات رييسه، به رسميت نرسيد. طبق گزارش ها، اظهارات تندي از طرف راديکال ها عليه خط مقابل شده است. آقاي حميد ميرزاده براي امور جاري و بازسازي آمد. دکتر عبدالله جاسبي براي امور دانشگاه آزاد اسلامي آمد. دکتر مصطفي معين و مهندس ميرحسين موسوي و حميد ميرزاده، از جلوگيري غلامحسين کرباسچي، شهردار تهران از ادامه کار ساخت شهرک تحقيقاتي در چيتگر شکايت آوردند، به شهردار گفتم همکاري کند. عصر در هيات دولت، شرکت کردم. تصويب شد که اتومبيل هاي وارده توسط ايراني هاي مقيم کويت را ترخيص کنيم و اجازه فروش بدهيم. شب مهمان آيت الله خامنه اي بودم . بيشتر مذاکرات درباره تبعات مسايل اخير انتخابات مجلس خبرگان و شدت اختلاف بين دو جناح و نحوه چاره جويي آن بود. همچنين قرار شد در جلسات مان، بحثي از مسايل اجتماعي فقهي داشته باشيم؛ بحث غنا را براي اولين بحث انتخاب کرديم. يک شنبه 29 مهر 1369 آقاي احمد جنتي رييس سازمان تبليغات اسلامي آمد. پيشنهاد کرد در اعلان مراسم روز سيزده آبان پيش دستي شود. آقاي مسيح مهاجري، مشاور اجتماعي رييس جمهور آمد. از آقاي عبدالله نوري، وزير کشور انتقاد داشت . از اختلافات جاري اظهار نگراني کرد و از من خواست براي رفع اختلافات اقدام نمايم. آقايان عبدالواحد موسوي لاري، مجيد انصاري و اسحاق جهانگيري آمدند. از حذف راديکال ها از مجلس خبرگان اظهار نگراني نمودند و از رهبري به خاطر عدم حمايت از آن ها گله کردند توضيحاتي برايشان دادم و گفتم لازم است اعتماد رهبري را جلب کنند. قرار شد جلسه ديگري داشته باشيم. دکتر عادلي رييس بانک مرکزي آمد. درباره ارز گزارش داد که وضع بهتري پيدا کرده است. سياست ارزي را مورد مشورت قرار داديم . فرستاده مخصوص آقاي خليل تورگوت اوزال، رييس جمهور ترکيه آمد گزارش سفر به پنج کشور عربي را داد و از من درباره مسايل جاري منطقه نظرخواهي کرد. گفتم محاصره اقتصادي مي تواند عراق را وادار به تسليم کند. در مورد شتاب سه کشور عربستان سعودي، قطر و امارات در خصوص شروع عمليات نظامي عليه عراق، پرسيدم. گفت آن ها نگرانند که کم کم، تصرف کويت به صوت يک واقعيت پذيرفته شود. خواست که آقاي اوزال، نهم آبان،بر سر راه سفر به ژاپن، در ايران توقف نمايد، قبول کردم. سلماني براي اصلاح آمد. عصر در جلسه هيات دولت شرکت کردم. آيين نامه ها نشان هاي دولتي تصويب شد. شب با رهبري جلسه داشتيم. درباره راديکال ها مذاکره کرديم. قرار شد دلجويي شود. در مورد مرجعيت آينده و همچنين درباره ارزاق عمومي و نيازهاي مردم مذاکره شد. دير وقت به خانه آمدم. يک شنبه 7 مهر 1370 آقاي سيدابوالفضل موسوي تبريزي، دادستان کل کشور آمد . راجع به امنيت شرق کشور و مشکل قاچاق موادمخدر صحبت کرد و براي ساخت مهد کودک براي فرزندان خانم هاي زنداني کمک خواست، قول کمک دادم. آقاي عبدالحسين وهاجي وزير بازرگاني و آقاي مهندس مصطفي هاشمي طبا، رييس نمايشگاه بين المللي تهران آمدند و از نمايشگاه هايي که اخيرا در جمهوري هاي مسلمان نشين شوروي داير کرده ايم، گزارش دادند ،برنامه نمايشگاه بين المللي تهران و برنامه حضورم در مراسم افتتاح را نيز گفتند؛ دو سه روز ديگر افتتاح مي شود. حضور شرکت کنندگان خارجي در سال جاري، بيش از دو برابر سال قبل است. براي سامان دهي تهران، جلسه اي با حضور مديران شهرداري و وزارت مسکن و شهرسازي داشتيم که ناتمام ماند. عصر هيات دولت جلسه داشت چند مصوبه داشتيم. شب مهمان آيت الله خامنه اي بودم. درباره انبارهاي گندم توليد داخل که در معرض باران قرار گرفته است، نظام توزيع کالا، دادگاه ويژه روحانيت، اختلاف شوراي نگهبان و بعضي از تندروها، وزير تعاون، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، مسايل اخلاقي جامعه و... مذاکره و تصميم گيري کرديم. پنج شنبه 11 مهر 1370 ساعت هفت و نيم صبح به دفترم رسيدم. همه کارهاي مانده را انجام دادم که آماده سفر باشم. آقاي عبدالرضا هاشم زايي، مسوول امور اقتصادي بنياد شهيد آمد. گزارشي از عملکرد اقتصادي در بخش هاي کشاورزي، صنعت، پيمانکاري، دام داري و تجارت را داد و از ضعف بخش پيمانکاري گفت. سالانه حدود پنج ميليارد تومان سود مي برند که بيشتر صرف جبران زيان هاي گذشته مي شود. مجمع تشخيص مصلحت جلسه داشت. مصوبه وکالت در دادگاه ويژه روحانيت و همچنين مصوبه نظارت بر صداوسيما را اصلاح کرديم. احمدآقا بعد از جلسه توصيه کرد با سران تندروها محبت کنم و نگذارم دادگاه ويژه آن ها را اذيت کند. بعد از نماز و ناهار و استراحت، ساعت يک و نيم بعد ازظهر به فرودگاه مهرآباد رفتيم و در ساعت دو بعدازظهر به سوي دشت مغان پرواز کرديم. چند نفر از وزيران، معاونان و نمايندگان و مهدي، عفت، فاطي و فرشته همراه بودند. در فرودگاه شرکت کشت و صنعت مغان استقبال رسمي بود. مسوولان استان آذربايجان شرقي آمده بودند. بلافاصله به شهر پارس آباد رفتيم. مردم استقبال پرشوري نمودند. از سواحل رود ارس بازديد کرديم . سواحل جانب خودمان را به منظور جلوگيري از پيشرفت آب، ساحل بندي کرده اند و آب را که مقدار زيادي از سواحل خود منحرف شده است، به مسير اصلي انداخته اند، کار خوبي است. در اجتماع بسيار پرشکوه مردم شرکت کردم. آيت الله مسلم ملکوتي، امام جمعه تبريز، فرماندار و نماينده شهر خير مقدم گفتند و من صحبت کوتاهي کردم. احساسات مردم خيلي خوب بود. شهر تميز وبا حال و حضار، جوان و نوجوان بودند. غروب به مجتمع کشت و صنعت برگشتيم. از گاوداري بازديد کرديم. مدرن و جالب است، فعلا دو هزار راس گاو کانادايي دارند. بناست به ده هزار راس برسد. از شير دوشتي مکانيزه، تلقيح مصنوعي و جراحي گاو بازديد شد. به کارخانه عظيم قند کشت و صنعت مغان رفتيم. چغندر اين جا عيار خوبي ندارد و وزراعت پنبه، سود بيشتري نسبت به چغندر دارد لذا به اندازه کافي چغندر کاشته نمي شود و کارخانه کمبود دارد. در اجتماع کارکنان کشت و صنعت در شهرک شرکت کردم. گزارش دادند. برايشان صحبت کردم. شام را دسته جمعي خورديم. احوالي از خانواده و همراهان پرسيدم. به استراحت رفتم. اخبار ساعت دو و نيم شب را گرفتم و خاطرات امروز را نوشتم. عفت آمد و در مورد موضوعات مذاکراتش با خانم هاي شوروي که پس فردا ملاقات دارند مشورت کرد. شنبه 20 مهر 1370 ساعت هشت و نيم صبح، براي شرکت در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشگاه علوم انتظامي، با هلي کوپتر به پرندک رفتيم. مراسم انجام شد. جوايز را دادم و ورزش هاي ويژه را تماشا کردم. ظهر به دفترم رسيدم. عصر شوراي عالي امنيت ملي جلسه داشت. در مورد سياست برگزاري کنفرانس فلسطين مذاکره شد. درباره موافقت نامه حل اختلافات مالي با فرانسه هم صحبت کرديم قرار شد همان موافقت نامه قبلي امضا شود. شب با احمدآقا مهمان رهبري بوديم. درباره اوضاع عراق و شوروي، سفر به آذربايجان و تصميمات جلسه شوراي امنيت ملي مذاکره شد. احمدآقا با اتومبيل من به خانه آمد. در راه، راجع به مسايل منطقه و داخل و روزنامه خراسان مذاکره داشتيم. پيشنهاد داشت خيلي با آمريکا تلخي نشود که مشکل پيش بيايد ولي اگر افراد غيرمسوول تلخي کنند، مهم نيست. يک شنبه 21 مهر 1370 ساعت 9 صبح سران صنوف توليدي آمدند و مشکلاتشان را با شهرداري تهران و وزارت امور اقتصادي و دارايي از جمله مشکل اخراج صنوف مزاحم و مخرب محيط زيست از تهران [اجراي طرح سامان دهي صنايع و مشاغل] را گفتند. آقاي علي فلاحيان، وزير اطلاعات آمد. حواشي بعد از ترور شاه شاپور بختيار را گفت و نزديک شدن آقاي فريدون بويراحمدي به ايران و علل بازداشت آقاي اسدي و خانم جهانباني و احتمالات را توضيح داد. در مورد کنترل ماموران وزارت اطلاعات تذکر دادم. آقاي ابوالفضل توکلي بينا، مشاور رييس جمهور در امور اصناف آمد. راجع به امور اصناف و همچنين منطقه زورآباد کرج مطالبي داشت. آقاي هادي نژاد حسينيان، وزير صنايع سنگين آمد. پيشنهاد شناور شدن ارز توليد و اتومبيل هاي سواري و محدود ساختن واردات مشابه توليدات داخلي و دادن امتياز به توليدات داخلي را داشت. همچنين در مورد پرداخت بدهي هاي صنايع تحت سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، براي اصلاح ساختار و عرضه سهام در بورس استمداد کرد حدود شصت ميليارد تومان مقروض اند. عصر آقاي بيژن نامدار زنگنه، وزير نيرو آمد. براي امور ساخت سدها استمداد کرد و مشکل سوخت نيروگاه ها را گفت. در جلسه هيات دولت شرکت کردم.آيين نامه استفاده از اتومبيل هاي دولتي و تبادل هدايا و پشتيباني از نهضت سواد آموزي دستور بود. شب مهمان رهبري بودم. درباره نيروي قدس سپاه، تعيين وزير تعاون، سمينار حمايت از فلسطين، اوضاع يوگسلاوي و شوروي، مطبوعات، سازمان حج، بالا بردن سطح تنخواه گردان و اعتبارات ارتش و سپاه مذاکره کردم. يکشنبه 28 مهر 1370 ساعت هشت و نيم صبح به دفترم رسيدم. قرار بود وزير سريلانکايي ، نامه رييس جمهورش را بياورد تاخير داشت ملاقات را لغو کردم. آقاي سيدمحمدهاشم دستغيب، فرزند شهيد دستغيب آمد. تقاضاهايي در مورد زمين براي مدارس علميه تحت مديريتش داشت. آقاي سراج الدين موسوي، مسوول خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايرن در پاکستان آمد و گزارش خدماتش در پاکستان را داد؛ بيشتر در نشر بعضي از آثار امام و جمع پول براي ساختن يک مرکز فرهنگي و جمع وجوه براي آيت الله منتظري و آيت الله محمدعلي اراکي، به نمايندگي از سوي آن ها بود. از ضعف عملکرد گروه انقايي فقه جعفري گفت و براي ساخت مرکز استمداد کرد. شوراي جمهوري اسلامي شوروي جلسه داشت. درباره اوضاع شوروي و جمهوري ها، تصميم گرفتيم که براي بانک و خط هوايي و خط زميني و دريايي و بازارچه هاي مرزي، معابر تردد در خراسان و مازندران، و توسعه مبادلات اقدام شود. ظهر اخوي محمد، رييس صداوسيما براي ناهار ماند. درباره صداوسيما و تبليغات و سرود ملي و مسايل جناحي و خطي مذاکره کرديم. عصر هيات دولت جلسه داشت. گزارش وضع ورزش داده شد. آقاي محسن قرائتي در جلسه هيات دولت براي ترويج نماز در ادارات توصيه هايي داشت. شب با آيت الله خامنه اي جلسه داشتيم. درباره سياست خارجي مذاکره کرديم. توصيه کردم از تحريک آمريکا با حمله هاي زياد و تند خودداري شود ولي در مسايل انساني، موضع انقلابي را داشته باشيم گرچه مخالفت جدي با نظر آمريکا باشد، مثل مساله فلسطين . درباره نيروي قدس سپاه پاسداران و سفر مهدي به استراليا براي ادامه تحصيل و مسايل فرهنگي و عضويت احمدآبا در شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مسايل جاري کشور صحبت کرديم. يکشنبه 5 مهر 1371 آقايان راين هلدشلگ و ايوان تپکوف، سفيران جديد آلمان غربي و بلغارستان براي تقديم استوارنامه آمدند؛ با هر دو گرم گرفتم. از بعضي سياست هاي آلمان از جمله کيفيت برخورد با ضدانقلاب، تکميل نيروگاه اتمي بوشهر، شرکت شيمي کشاورز و زير دريايي ها انتقاد کردم. آقايان محمدعلي ناجي راد و محمود بيات، سفيران جديدمان در بنگلادش و سريلانکا آمدند و خواستار توجه بيشتر به کشور مورد ماموريت شان شدند؛ قبول کردم. آقاي غلامرضا انصاري، کاردار جديدمان در انگلستان آمد. قرار شد در جهت توسعه همکاري عمل کنند. آقاي مسعود روغني زنجاني، رييس سازمان برنامه و بودجه و معاونانش آمدند. سياست هاي تدوين بودجه سال 1372 و برنامه پنج ساله دوم، براساس نرخ واحد ارز را توضيح دادند نظراتي دادم. ساعت يک و نيم بعدازظهر، براي استقبال آقاي برهان الدين رباني، رييس جمهور وقت افغانستان به فرودگاه مهرآباد رفتم. با هيات بزرگي، با هواپيماي اختصاصي، سر موقع رسيدند. مراسم و مصاحبه کوتاه انجام شد. آن ها به اقامتگاه سعدآباد رفتند و من به دفترم برگشتم. ساعت چهار و نيم، هيات افغان براي مذاکره آمدند. مذاکره غيررسمي و رسمي انجام شد؛ از اوضاع افغانستان سوالات زيادي کردم. وضع کابل بد است. حملات گلبدين حکمتيار، رهبر حزب اسلامي افغانستان خيلي خرابي به بار آورده است. آب و برق مختل شده و نيازمندي شان زياد است. بناست بالويه جرگه، حکومت موقتي تنظيم کنند. طرح شان را توضيح دادند. از کمک هاي فراوان مان از زمان مبارزه و امروز تشکر کردند و خواستار کمک هاي غذايي و دارويي و سوخت و فني چاپ اسکنانس شان شدند. شب مهمان رهبري بودم. درباره مانور نيروهاي انتظامي، روزنامه کيهان ، بودجه سال 1372 ، برنامه پنج ساله دوم، توليد و توزيع در کشور ،مساله جزيره ابوموسي، سفر ايشان، جلال الدين فارسي، نامه علي آقا تهراني، کمک به افغانستان و مسايل جاري ديگر صحبت کرديم و تصميم گرفتيم. شنبه 11 مهر 1371 آقاي سيدجليل سيدزاده، استاندار هرمزگان، خدمات و توفيقاتش را توضيح داد و از توفيقات اظهار رضايت کرد و براي تنظيم امور مناطق آزاد تجاري قشم و کيش و امور عمراني استان استمداد نمود. آقاي محمدعلي نجفي وزير آموزش و پرورش آمد. در مورد مدارس غيرانتفاعي، سن قانوني اطفال براي شروع تحصيل، کنترل تحصيلات عاليه براساس نيازها و کنترل درآمدهاي مديران مطالبي داشت قرار شد پيگيري شود. آقاي غلامرضا آقازاده وزير نفت آمد. گزارش پيشرفت امور را داد و درباره سهميه ما در اروپک و سطح توليد سال 1372 و قيمت فرآورده هاي نفتي و مقدار نياز فرآورده مذاکره شد. دکتر هاشمي گلپايگاني، آمد. گزارش سفر عمره را داد و از گراني در عربستان سعودي و اشکالات ماموران ستاد و هزينه هاي زياد دولت براي زوار گفت. مهندس ميرحسين موسوي، مشاور سياسي رييس جمهور آمد. درباره ضرورت همکاري بيشتر با ترکيه، پاکستان ، شوروي و چين و مسايل خليج فارس و جزاير مذاکره شد. عصر آقاي رحيم صفوي آمد و براي برادرش شغل خواست. شوراي عالي امنيت ملي جلسه داشت. درباره مسايل جزاير سه گانه، وضع حقوقي و سياسي، احتمالا حوادث و همچنين مواضع احتمالي غربي ها مذاکره و تصميم گيري شد. بعد از جلسه به آقاي عبدالله نوري، وزير کشور، در خصوص جديت بيشتر براي ايجاد امنيت و مبارزه با اشرار تذکر دادم. يکشنبه 12 مهر 1371 ساعت 9 صبح به دفترم رسيدم. ساعت ده آقاي علي لاريجاني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي آمد. گزارش اقدامات در خصوص سازمان دهي، عزل و نصب ها و اصلاحات را داد. مدعي است وضع وزارتخانه در زمان آقاي سيدمحمد خاتمي بد بوده. معمولا مديران جديد، چنين قضاوتي در مورد گذشته مي کنند. براي آزاد کردن ويديو و فعال تر نمودن فيلم سازي و ويديو کلوپ ها و ساخت وسيع سينما اجازه خواست. قرار شد در مورد کمک به فيلم سازان خوب و کتاب هاي خوب و انضمام سازمان ميراث فرهنگي به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام کند؛ سياست هاي خوبي ارايه کرد. تيمسار رضا سيف الهي، فرمانده جديد ناجا (نيروي انتظامي جمهوري اسلامي) آمد. مدعي است نيروها از نصب او خوشحال اند. برنامه هايش را گفت و براي تقويت تجهيزات و امکانات بيشتر استمداد کرد، تشويق اش کردم. آقاي عيسي کلانتري وزير کشاورزي و معاون آب و خاک اش آمدند. گزارش اقدامات آبي-خاکي و برنامه هاي آينده را دادند و براي ماشين آلات مهندسي بيشتر و وام بيشتر کشاورزي وتقويت امکانات آبياري تحت فشار استمداد کردند. اعضاي شوراي همکاري درباره خزر آمدند. دکتر ولايتي و نمايندگان روسيه ، قزاقستان و ترکمنستان صحبت کردند و از پيشنهاد براي تشکيل اين گروه و اقدامات ايران براي پا گرفتن آن قدرداني و اظهار اميدواري نمودند. من هم درباره اهميت اين همکاري صحبت کردم. وزير محيط زيست جمهوري اذربايجان ماند که خصوصي صحبت کند؛ اظهار ارادت شديدي نسبت به ايران و ما کرد. آدم جالبي به نظرم آمد. ظهر عفت و فاطي و خانم واعظي، ناهار اين جا بودند. عصر در جلسه هيات دولت شرکت کردم. طرح بازسازي مناطق جنگي براي شيوه جديد بازسازي و اقدام براي کنترل قيمت مرغ تصويب شد. شب مهمان آيت الله خامنه اي بودم. درباره ازدواج آقا مصطفي خامنه اي ، مساله جزيره ابوموسي، سفر ايشان و مديريت حوزه قم، مجمع تشخيص مصلحت نظام و مسايل اقتصادي مذاکره کرديم. جمعه 17 مهر 1371 در خانه بودم. کار زيادي هم براي انجام آورده بودم که ناتمام ماند. پيش از ظهر، سيدمحمد موسوي خوييني ها آمد. علت استعفايش را از مرکز تحقيقات استراتژيک و توضيح داد، بيشتر به خاطر گمان عدم تمايل و عدم کمک من است. ضمنا از اين که دو ماه پس از استعفا، جواب نفي و اثبات از من نرسيده است، گله مند بود و حمل بر بي اعتنايي نمود. مساله کلي تري مطرح کرد که اصولا به خاطر موضع گيري رهبري در انتخابات عليه جناح شان، ديگر مايل به انجام خدمتي رسمي نيست. مدعي است که عنوان فتنه گرها را که رهبري در انتخابات مطرح کردند، بر آن ها تطبيق شده و مي گويند اگر فتنه گرند، پس صلاحيت کار کردن را ندارند. نصيحت کردم که به کلي کنار نباشند و اين مسايل به تدريج حل مي شود. تذکر دادم که بعد از رحلت امام، حمله ها و اهانت ها و تهمت هاي زيادي از سوي جناح آن ها به نظام شده و آن ها شروع کننده بودند؛ ولي به هر حال قانع نشد. همسر شهيد مطهري آمد و براي چاپخانه و تامين کاغذ کتاب هاي ايشان کمک خواست. عصر آقاي عبدالمجيد معاديخواه آمد. با هم بندهايش در تولد پيغمبر(ص) آزاد شده است. قرار شد که کار در بنياد تاريخ را شروع کند. ظهر بچه ها مهمان مان بودند. شب اخوي زاده محمد آمد. از آلمان برگشته است ،براي فرصت مطالعاتي رفته بود. شنبه 25 مهر 1371 دکتر رضا ملک زاده وزير بهداشت و درمان و دو معاونش آقاي علي نوبخت و عليرضا زالي آمدند. از مزاحمت هاي وزارت اطلاعات شکايت کردند، گفتم کمک شان مي کنم. همسر شهيد بهشتي آمد. براي جهيزيه دخترش و نيز براي تعويض منزلش اش به منزل بزرگ تري که بتواند دخترش را کنار خودش داشته باشد، کمک خواست. از ضعف مديريت بنياد شهيد گفت. دکتر سيدمحمدرضا هاشمي گلپايگاني براي دستور شوراي عالي انقلاب فرهنگي آمد. آقاي محمدعلي انصاري آمد. حادثه انفجار بمب در حرم امام را توضيح داد و براي ايجاد منبع درآمدي براي هزينه هاي حرم استمداد کرد. از کمک هاي من تشکر نمود. براي مراسم ارتحال سال آينده مشورت کرد و گفت پيشنهاد شده است که خانم ها را بدون چادر به حرم راه ندهند ولي خودش موافق نيست پيشنهاد داد که مصلاي تهران ساخته نشود و نماز جمعه در مرقد برگزار شود که مخالفت کردم. خواست که رفقايش در مجمع روحانيون مبارز را جذب کنيم و دلجويي نماييم و به گونه اي از زبان رهبري تاييد شوند؛ مخصوصا آقايان کروبي و خوييني ها. گفتم اشتباه است که کناره گيري مي کنند. عصر شوراي عالي امنيت ملي جلسه داشت. درباره پناهندگان از حزب اسلامي حکمتيار که از هرات فرار کرده اند، قرار شد آن ها را در اردوگاه با اطلاع حکومت افغانستان نگه داريم؛ تاکنون حدود پانصد نفر با اسلحه آمده اند. درباره فراريان پ.ک.ک که حزب کارگران کرد ترکيه نيز که از عراق به ايران پناه آورده اند، قرار شد بازداشت باشند و در صورت آمادگي ترکيه براي مبادله با ضدانقلاب ايران معاوضه شوند. در مورد ابوموسي، جنوب عراق و تاجيکستان هم بحث و تصميم گيري شد. پنج شنبه 30مهر 1371 ساعت هشت صبح به فرودگاه مهرآباد رسيديم و بلافاصله با هواپيماي فوکو وزارت نفت با همراهان به سوي سمنان پرواز کرديم. چون باند فرودگاه سمنان کوتاه است، هواپيماي کوچک برديم. وزيران راه و ترابري، نيرو، پست و تلگراف و تلفن، جهاد سازندگي، کار و امور اجماعي، صنايع و آقايان حميد ميرزاده و دکتر حسن روحاني ، دبير شوراي عالي امنيت ملي، همراه بودند. نيم ساعت بعد درفرودگاه کهنه و قديمي و غيرمجهز سمنان فرودم آمديم. استقبال رسمي انجام شد. سپس با استقبال بسيار پرشکوه مردم، به سوي شهر حرکت کرديم. درسالن سرپوشيده ورزشي، با خانواده هاي شهيد و ايثارگران ملاقات کردم. سرود خواندند. آقاي سيدمسيح شاهچراغي ، پدر و شهيد و رييس بنياد شهيد سمنان خيرمقدم گفتند و من صحبت تسليت آميزي کردم. در کنار همان سالن در ميدان چمن ورزشگاه تختي، در اجتماع خيلي انبوه و پرشور مردم شرکت کردم. آقاي عباسعلي اختري، امام جمعه سمنان با اغراق در مدح من، نظير مداحي سخنران جلسه قبل، خيرمقدم گفت. سخنراني کوتاهي کردم و درخواست نمودم با محبت هاي خودشان من را مغرور نکنند. به سالن نوساز استانداري رفتم . با روحانيت استان ملاقات کردم . خيرمقدم گفتند و من صحبت هاي دوستانه و ارشادي براي تحصيل و نحوه تبليغ نمودم. پس از نماز، ناهار را با هم خورديم. استراحت کوتاهي کردم، سپس براي افتتاح دانشکده فني و مهندسي مجتمع آموزش عالي سمنان که تازه ساخته شده است، حرکت کرديم. پس از خير مقدم رييس دانشکده و معاون وزير و استماع توضيحات و بازديد از آزمايشگاه ها، در جمع اساتيد و دانشجويان سخنراني کردم و قول دادم که سطح مجتمع دانشگاهي را به دانشگاه ارتقا دهيم. با هلي کوپترها پرواز کرديم. از فضا، مهدي شهر و شهميرزاد را تماشا کرديم. آقايان محمد مومني و سيدمحمد شاهچراغي توضيحات دادند. از اين که به شهر آن ها نرفتيم، سخت گله مند بودند حق شان است. خيلي زيبا و باصفا است ،کوهستاني، ييلاقي سردسير. با اصرار دکتر حسن روحاني در سرخه فرود آمديم که همين امر باعث گلايه بيشتر آن ها شد. با استقبال گرم و باشکوه مردم سرخه به مسجد شهر رفتيم. اکثريت مردم ، برايشان جا نبود و در خيابان ها ماندند. امام جمعه خيرمقدم گفت و من صحبت کوتاهي کردم. نسبت به جاهاي ديگر، شهيد بيشتري داده اند و همين موضوع دليل رفتن من شد. به سوي شهرک صنعتي پرواز کرديم و از بالا ديديم. در محل نمايشگاه فرود آمديم. مغرب بود. غرفه هاي صنايع و کشاورزي استان را دو ساعت بازديد کرديم؛ صد و بيست و پنج غرفه بود. خيلي خسته شدم با همه آن ها حرف زدم و سوال وجواب داشتم. اکثريت نزديک به تمام راضي بودند. نماز مغرب و عشا را همان جا خوانديم. مصاحبه کوتاهي کردم و به اقامتگاه مراجعت نموديم. در شوراي اداري استان شرکت کردم. استاندار و مسوول جهاد سازندگي و مسوول سازمان آب و راه و ترابري وزيران مربوط صحبت کردند و ضمن توضيح خدمات پس از انقلاب و مقايسه آن با قبل از انقلاب که بارها بهتر شده نيازها را مطرح نمودند. با صحبت کوتاهي از آن ها تشکر کردم و براي آب و راه و کويرزدايي قول کمک دادم. قصه هاي علي لاريجاني از روزهاي آخر وزارت ارشاد آقاي هاشمي مردي ميانه روست يکي از برکات انتخابات رياست جمهوري نهم، فعاليت هاي گسترده جناح راست براي پس گرفتن جايگاه از دست رفته بود. آن ها ژنرال هاي خود را به ميدان فرستادند، قاليباف و لاريجاني که قرار بود هر کدام اقبال بيشتري مي يابند، کانديداي نهايي شوند. در اين رقابت درون گروهي ، رييس ده ساله سازمان صداوسيما انتشار خاطرات خود از سال نخست مسووليتش در رسانه ملي را جذاب يافت و آن را در 50 هزار نسخه منتشر کرد که البته اکنون ناياب است. روايت رييس فعلي مجلس را از روزهايي که بايد از وزارت ارشاد خداحافظي مي کرد مي خوانيد. ملاقات با داش آکل در وانت بار سه شنبه 28دي ماه 1372 مادرم به تهران آمده است و بايد خدمت ايشان مي رسيدم. در بين راه، اتومبيل تصادف کرد. پياده شديم ظاهرا بايد اتومبيل متوقف بماند تا پليس بيايد. در اين حين وانت باري ايستاد. ظاهرا مرا شناخت. سوار شديم و به طرف منزل حاج خانم والده رفتيم. در بين راه باب سخن و بحث را باز کرد. خيلي شبيه داش آکل صحبت مي کرد! از گراني ها سخن مي گفت و در عين حال از با معرفتي مردم. خلاصه با چاکريم و مخلصيم، خداحافظي کرديم! عصر حدود ساعت 5 بود. آقاي خوشرو (معاون هنري وزارت ارشاد) ظاهرا شنيده بود که ممکن است تغيير کند با ناراحتي ملاقاتي با من داشت البته من چنين بنايي نداشتم. چون رهبري بحث تغيير در مديريت را مطرح کرده بودند مي روم . پيش بيني هاي نادرست چهارشنبه 29 دي ماه 1372 ساعت 4 در جلسه دولت شرکت کردم. در حاشيه دولت برخي از دوستان عضو هيات دولت درباره نحوه تعامل مجس با دولت انتقاداتي داشتند. آقاي محلوجي معتقد بود همين رفتار مجلس باعث شد که راي آقاي هاشمي در اين دوره کم باشد. خيلي تعجب کردم که آراي آقاي هاشمي را اين قدر ساده مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. آقاي هاشمي در اين دوره از حدود 5/16 ميليون راي حدود 10 ميليون و 800 هزار راي آورده بودند و آقاي توکلي 4 ميليون و آقاي دکتر جاسبي 5/1 ميليون و آقاي طاهري 250 هزار راي. اين نتايج معلول امور مختلفي است، از جمله بي توجهي به مشکلات مردم مثل گراني ،عدم توجه به افکار عمومي و کار با آن و برخي شعارهايي که آقاي توکلي از آن بهره جستند و خيلي چيزهاي ديگر و چندان ربي به مواضع مجلس ندارد . يادم هست وقتي بحث رياست جمهوري در ماه پيش مطرح بود روزي قبل از اين که دولت تشکيل شود باآقاي هاشمي صحبت کردم که امروز آقاي توکلي پيش من آمده و مصمم شده که در انتخابات شرکت کند. به آقاي هاشمي گفتم ورود احمد توکلي راي شما را کم خواهد کرد. آقاي هاشمي پرسيدند مثلا چقدر راي مي آورد. گفتم دو يا سه ميليون راي را دارد، خنديدند و گفتند دويست، سيصدهزار راي ندارد! بعد معلوم شد چنين نيست. کل اين فضا در دولت وجود داشت و اختصاص به آقاي هاشمي نداشت تقريبا همه فکر مي کردند آراي مردم تمايل جدي به آقاي هاشمي دارد. به طوري که قبل از انتخابات رياست جمهوري که طرحي در مورد ساماندهي افکار عمومي در مورد انتخابات را در دولت به عنوان وزير فرهنگ مطرح کردم، نقد و بررسي زيادي شد. سخن آقاي غرضي (وزير پست، تلگراف و تلفن) از همه جالب تربود که گفتند آقاي هاشمي احتياج به طرح ندارد همين الان حدود 18 ميليون راي مربوط به شماست، يک قدري کار کنيم بيست ميليون راي مي شود. ناهار با شهرام ناظري شنبه 2 بهمن ماه 1372 آقاي دکتر پورنجاتي، معاون مطبوعاتي تماس داشت. يادآوري کرد که فردا جلسه گفتگوي صميمانه مطبوعاتي در تالار فردوسي دانشکده ادبيات دانشگاه تهران برگزار مي شود. نزديک ظهر آقاي حاج سيد جوادي، جلسه ملاقاتي با آقاي شهرام ناظري گذاشته بود. ساعتي با يکديگر درباره وضع موسيقي در کشور صحبت کرديم. ناهار در خدمت شان بوديم و به هنگام خداحافظي هديه اي تقديم کردم. روي تلکس خبري ديدم که امروز مديران خبر صداوسيما ملاقاتي با آقاي هاشمي داشتند. ايشان از وضع صداوسيما اظهار خشنودي کردند و توصيه کردند خدمات دولت در زمينه هاي مختلف به اطلاع مردم برسد. آقاي ارجمند از جامعه مدرسين حوزه علميه قم تماس گرفتند و دعوت کردند جلسه اي براي ارايه گزارش، پاسخ به سوالات و توضيح روند کار وزارت فرهنگ با جامعه مدرسين داشته باشيم که بنا شد در آينده اين کار صورت بگيرد. امروز قدري زودتر به منزل آمدم. سه شنبه 5 بهمن ماه 1372 صبح در دفتر کارم اخبار مهم را مرور کردم. از چيزهايي که جالب بود، درخواست عفو عرفات از پادشاه عربستان بود به خاطر حمايت از صدام در جنگ خليج فارس! مذاکره وزراي خارجه مصر و اسراييل عمر و موسي و شيمون پرزنيز از خبرهاي خجالت آور بود. خبر ديگر تصدي مسووليت وزارت دفاع آمريکا از سوي ويليام پري است. در آمريکا شايع است که کلينتون به چندين نفر پيشنهاد وزارت دفاع را داده، اما آن ها نپذيرفته اند، در نهايت، معاون وزارت دفاع را به وزارت رسانده است. تحليل رسانه هاي خارجي آن است که به دليل عدم کفايت و مديريت کلينتون، شخصيت هاي مهم ترجيح مي دهند در کابينه او شرکت نکنند. ساعت 10 آقاي ذوعلم، مديرکل برنامه ريزي وزارتخانه ملاقات داشت و درباره برخي از طرح هاي فرهنگي پيشنهادهايي اراده کرد. ساعت 12 آقاي سادات نژاد مدير موسسه رسانه هاي تصويري ملاقات داشت و گله شديد از معاونت سينمايي که همکاري نمي کند. برخي بداخلاقي هاي اداري به کار خيلي لطمه مي زند و اين هم از مشکلات کار است. در حوزه فرهنگ مديران قوي زياد نيستند و در اين شرايط اين گونه تعارضات هم مزيد بر علت است! آقاي حجازي از دفتر مقام رهبري تماس داشتند که ساعت4:45 مقام رهبري منتظر شما هستند. بعد از ناهار مرتبا در فکر اين ماجرا بودم که چه مي شود. وقتي خدمت مقام رهبري رسيدم ايشان خيلي لطف کردند و با محبت بسيار فرمودند: من تصميم گرفته ام شما به صداوسيما برويد و در اين زمينه با آقاي هاشمي رييس جمهور هم مذاکره کرده ام و ظرف مدت يک هفته جايگزين شما در وزارت فرهنگ مشخص مي شود. بنده برخي مطالب را که راجع به وزارت فرهنگ و صداوسيما در ذهنم بود عرض کردم. البته عزم محکم ايشان را مشاهده کردم نتوانستم درباره ماندن در وزارت فرهنگ مجددا مطلبي را مطرح کنم. بحران ذهني من شدت گرفت و با همين وضع خداحافظي کردم. شب موضوع و جدي شدن امر را با همسرم در ميان گذاشتم. او خيلي ناراحت شد ولي با توجه به اين تصميم کاري هم نمي توانستم بکنم . پيشنهاد او اين بود که خدمت مقام رهبري عرض شود که استخاره اي بکنند. از او پرسيدم: اگر جواب استخاره مناسب بود ديگر شما حرفي نداريد؟ و او با حالتي تسليم گفت: ديگر نه! استخاره لازم نيست چهارشنبه 6بهمن 1372 ساعت 7 صبح در دفتر کارم حاضرم شدم و اخبار مهم را مطالعه کردم: گزارش خبرگزاري ها از قتل عام دو هزار نفر از مسلمانان بوسنيايي، نگران کننده بود. ديشب و امروز خيلي در فکر بودم چرا که احتمال مي دادم کارهايي که در وزارت فرهنگ آغاز شده در اين تغييرات عقيم بماند. کمي دل دل کردم و سرانجام با آقاي حجازي تماس گرفتم. ساعت حدود 3:45 بود. دغدغه هاي ذهني خود را درباره وزارت فرهنگ گفتم و خواهش کردم موضوع خدمت مقام رهبري گزارش شود و حداقل ايشان استخاره اي بکنند. بعد به جلسه دولت رفتم. چيزي نگذشته بود که آقاي حجازي در دولت با اينجانب تماس گرفتند و گفتند آقا فرموده اند من تصميم خود را گرفته ام و ترديدي ندارم؛«فاذا عزمت فتوکل علي الله» و استخاره لازم نيست. اين پاسخ از يک نظر مشکلات ذهني مرا زيادتر کرد ولي اين استواري در راي را واقعا ستودم که شايسته رهبري همين است. مقام رهبري فرمودند در اين زمينه – يعني ماندن در وزارت فرهنگ هم با آقاي هاشمي رييس جمهور ديگر سخن نگويم. بعد از جلسه هيات دولت به محل کارم بازگشتم . حال و روز خوبي نداشتم. در زمينه کتاب سال لازم بود با آقاي هاشمي مذاکره کنم که درجلسه هيات دولت فراموش کردم. امسال کتاب تفسير ايشان برگزيده شده بود و نمي دانستم با توجه به مسووليت خود اين کار را درست مي دانند يا خير؛ چون احتمال مي دادم نوع ديگري در جامعه تفسير شود؛ هر چند هيات داوران با ترکيبي که دارد براي من روشن بود که عنايت خاصي نداشتند. با ايشان تلفني صحبت کردم. آقاي هاشمي گفتند شما در مورد بحث مقام رهبري چه مي کنيد؟ بنده مختصري توضيح دادم. ايشان گفتند خوب است مطلب را تمام کنيم يا حداقل شما با آقا مجددا صحبت کنيد. نحوه حل مساله خيلي فرق مي کند، چون آقا تعجيل دارند. ساعت 10 به منزل رفتم با خانم و فرزندان شام خوردم ولي نه من فهميدم چه مي خورم نه آن ها از اين نوع غذا خوردن ابتهاجي حاصل کردند، چون در فکر بودم! در آن جا هم مخالفت هايي مي شد اما... پنجشنبه 7 بهمن ماه 1372 امروز، روز افتتاح شبکه ويديويي کشور بود. براي اين کار، موسسه رسانه هاي تصويري را ايجاد و تجهيزات تکثير را خريداري و نصب کرديم. اين کارها در چند ماه صورت گرفت و امروز با حضور آقاي دکتر حبيبي ، معاون اول افتتاح مي شد. آقاي حبيبي از اين اقدام تشکر کردند چون موسسه رسانه هاي تصويري مي تواند نياز جامعه را در اين زمينه رفع کند. حالا ديگر همه قبول داشتند که ممنوعيت ويديو کار درستي نبوده اما نمي دانستند با اين آزادي که ارشاد ايجاد کرده وضع چگونه مي شود. راه اندازي اين موسسه با مخالفت هايي همراه بودو در گذشته وزارت فرهنگ مانع راه اندازي بود و مشکلاتي به خاطر اين تصميم نادرست، ايجاد شده بود . وقتي پيشنهاد راه اندازي آن را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي بردم در آن جا هم مخالفت هايي مي شد. ولي آقاي هاشمي که فردي ميانه رو و متوجه شرايط کشور هستند و تصميمات ايشان غالبا عقلاني است از اين طرح دفاع کردند و امروز پس از ماه ها، کار آغاز شده و اميدوارم راه خوبي را دنبال کند... شايد به دليل همين کش و قوس بود که روزنامه سلام در يکي از صفحات خود تيتر زد: ويديو، از فعلي حرام تا جشني تمام! هر چند در مقاله، برداشت گذشته را محکوم کرده بود ولي کيست که نداند دوستان همين روزنامه، ويديو را فعلي حرام مي دانستند؟! موسسه رسانه هاي تصويري مرکزي است که فيلم هاي مناسب را تکثير مي نمايد تا در سطح کشور توزيع شود اما براي توزيع ان فيلم ها احتياج به مراکزي بود که بتواند در محلات مختلف ماموريت توزيع فيلم ها را برعهده گيرند. براي اين کار از ماه ها پيش، طراحي «فروشگاه هاي محصول فرهنگي» را نموديم که اکثر محصولات فرهنگي نظير کتاب، نوار صوتي و تصويري و... را توزيع کند و قطعا با اين کار افراد بسياري بايد داوطلب راه اندازي چنين فروشگاه هايي شوند. حدود هزار فروشگاه مشخص شد که ضمن فروش محصولات به توزيع فيلم هاي موسسه رسانه هاي تصويري اهتمام ورزد. از اين طريق تعداد زيادي شغل هم در کشور ايجاد شد. گريه رييس جمهور يک شنبه 17 بهمن ماه1372 ساعت 11 با آقاي هاشمي قرار داشتم تا با عده اي از هنرمندان داخلي و خارجي و داوران کتاب سال خدمت ايشان برسيم. برخي کارگردانان و فيلمسازان کشورهاي اسلامي نيز حضور داشتند. سخنان آقاي هاشمي درباره هنرپويا و هدفدار و تاثيرات آن در جامعه و نقش هنر در تهييج و آگهي مردم در دوران انقلاب بود. ايشان از تلاش هاي هنرمندان کشورمان در جهات مختلف از جمله حضور در مجامع بين المللي تشکر کردند و از هنرمندان بوسنيايي که در مراسم سرود جلبي خواندند، سپاسگزاري نمودند. در خصوص مظلوميت مردم مسلمان بوسني و سکوت مجامع بين المللي نيز نکاتي را مطرح کردند. قبل از سخنراني يک گروه سرود بوسنيايي از جوانان، سرود جالبي اجرا کردند که همه را تحت تاثير قرار داد. آقاي هاشمي نيز به گريه افتاد. ايشان معمولا در اين گونه موارد خيلي زود متاثر مي شود. چند دقيقه اي هم من صحبت کردم و حضار را معرفي نمودم و کيفيت برنامه هاي جشنواره امسال در دهه فجر را توضيح دادم. آقاي هاشمي در سخنان خود از وزارت فرهنگ و فعاليت هاي آن تمجيد فراوان کردند و ما را شرمنده محبتهاي خود. ظهر ناهار در خدمت چند تن از فضلاي قم بودم. نکاتي را در زمينه اقدامات زيربنايي فکري در معرفي افکار اسلامي به جوانان داشتند. نکات جالبي بود.