مردم سالاري/ « انتظار فرج، انقلابي بودن و ضيافتالله » عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم بهروز پورسينا است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
توفيق نگارش در آخرين روز ماه معظم شعبان و انتشار آن در روز اول ماه مبارک رمضان، بيهيچ تمنايي در انتخاب محتوا و عنوان يادداشت، قلم نگارنده را به وادي روحالله انقلابي، انتظار فرج و ورود به ضيافتالله رهنمون کرد. « مُردم از زندگي بيتو که با من هستي / طرفه سري است که بايد برِ استاد کشم؛ سالها ميگذرد، حادثهها ميآيد / انتظار فرج از نيمه خرداد کشم ».
بخش اول: يکي از آفتهاي بسيار جدي در انقلاب اسلامي و انقلابي بودن، طرح مباحث انحرافي در موضوع ظهور حضرت وليعصر (عج) و تشکيل حکومت، در عصرغيبت است که در نزد گروهي از اشخاص در برخي حوزههاي علميه و از بدو قيام روحالله، موجبات ايجاد امواج منفي و بعضا مخرب را فراهم کرده است. به دليل حساسيت طرح موضوع، نگارنده از همين ابتدا مترصد طرح آن از بيان خود امام راحل است. ايشان در اين باب، در نيمه شعبان سال 1367 ميفرمايند: « برداشتهايي که از انتظار فرج شده است؛ بعضياش را من عرض ميکنم . بعضيها انتظار فرج را به اين ميدانند که درمسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا کنند و فرج امام زمان – سلامالله عليه- را از خدابخواهند »؛ « يک دسته ديگري بودند که، انتظار فرج را ميگفتند اين است که ما کار نداشته باشيم به اينکه در جهان چه ميگذرد، بر ملتها چه ميگذرد، به اين چيزها ما کار نداشته باشيم، ما تکليفهاي خودمان را عمل ميکنيم، براي جلوگيري ازاين امور هم خود حضرت بيايند انشاءالله، درست ميکنند؛ ديگر ما تکليفي نداريم ». حضرت امام، اين دو دسته را از گروه صالحين برميشمرند اما برداشتشان را برداشت صوابي در باب انتظار ظهور و انجام تکاليف در عصر غيبت کبري نميدانند. در ادامه همين بيانات، به توصيف ساير دستهها و نحلههاي فکري ميپردازند و ميفرمايند: « يک دستهاي ميگفتند که خوب، بايد عالم پر [از] معصيت بشود تا حضرت بيايد؛ ما بايد نهي از منکر نکنيم، امر به معروف هم نکنيم تا مردم هر کاري ميخواهند بکنند؛ گناهها زياد بشود که فرج نزديک بشوديک دستهاي از اين بالاتر بودند، ميگفتند: بايد دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت-سلام الله عليه-تشريف بياورند. اين هم يک دستهاي بودند که البته در بين اين دسته، منحرفهايي هم بودند، اشخاص سادهلوح هم بودند، منحرفهايي هم بودند که براي مقاصدي به اين دامن ميزدند. يک دسته ديگري بودند که ميگفتند که هر حکومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود،اين حکومت باطل است و برخلاف اسلام است . آنها مغرور بودند. آنهايي که بازيگرنبودند، مغرور بودند به بعض رواياتي که وارد شده است بر اين امر که هر علمي بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است . آنها خيال کرده بودند که نه، هر حکومتي باشد؛ در صورتي که آن روايات [اشاره دارد] که هرکس علم بلند کند با علم مهدي، به عنوان «مهدويت» بلند کند، [باطل است]. حالا ما فرض ميکنيم که يک همچو رواياتي باشد، آيا معنايش اين نيست که تکليفمان ديگر ساقط است!؟ يعني، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نيست اين معناکه ما ديگر معصيت بکنيم تا پيغمبر بيايد، تا حضرت صاحب بيايد؟! »؛ « اينهايي که ميگويند که هر علميبلند بشود و هر حکومتي، خيال کردند که هرحکومتي باشد اين برخلاف انتظار فرج است. اينها نميفهمند چي دارند ميگويند. اينها تزريق کردهاند بهشان که اين حرفها را بزنند. نميدانند دارند چي چي ميگويند. حکومت نبودن، يعني اينکه همه مردم به جان هم بريزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بين ببرند،برخلاف نص آيات الهي رفتار بکنند. ما اگر فرض ميکرديم دويست تا روايت هم دراين باب داشتند، همه را به ديوار ميزديم؛ براي اينکه خلاف آيات قرآن است . اگر هرروايتي بيايد که نهي از منکر را بگويد نبايد کرد، اين را بايد به ديوار زد. اينگونه روايت قابل عمل نيست و اين نفهمها، نميدانند چي ميگويند ».
بخش دوم: از مهمترين توصيههاي امام امت رضوانالله عليه و مقام معظم رهبري ادامهالله ظلهالشريف و توفيقاته، انقلابي بودن و انقلابي عمل کردن است. در آثار امام و بيانات رهبري و مکتوباتشان، بخصوص در بيانات اخير مقام رهبري در 14 خرداد، انقلابي بودن، انقلابي ماندن و شاخصهاي آن به تفصيل بيان شده است. آنچه را که نگارنده از مجموع اين آثار در مفهوم کلان آن افراز ميکند اين است که،شرط لازم در انقلابي بودن همانا داشتن اعتقاد عقلي، قلبي و نقلي جزم به تشکيل حکومت ديني عادل، در زمان و دوران غيبت کبري و التزام عملي به برپايي اين حکومت همچنين لوازم آن و استمرار و توسع? آن است. اهميت اين موضوع را روحالله به گونهاي بيان ميکند که لرزه بر کالبد انسان مينشاند، آنجا که فرمود: « حفظ جمهوري اسلامياز حفظ يک نفر ـ ولو امام عصر باشد ـ اهميتش بيشتر است؛ براي اينکه امام عصر هم، خودش را فدا ميکند براي اسلام»؛ صحيفه امام جلد پانزدهم؛ 25 آبان 1360. امام راحل در چند سال بعد، بيان تحليلي عجيبي دارند که شايد در تاريخ فقاهت، بيسابقه يا بسيار نادر باشد. امام راحل ميفرمايند: « حکومت، که شعبهاي از ولايت مطلقه رسول الله – صليالله عليه وآله و سلم - است، يکي از احکام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعيه، حتي نماز و روزه و حج است. حاکم ميتواند مسجد يا منزلي را که در مسير خيابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم ميتواند مساجد را در موقع لزوم تعطيل کند و مسجدي که ضِرار باشد، در صورتي که رفع بدون تخريب نشود، خراب کند.
حکومت ميتواند قراردادهاي شرعي را که خود با مردم بسته است، در موقعي که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، يکجانبه لغو کند و ميتواند هر امري را، چه عبادي و يا غير عبادي است که جريان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن ماداميکه چنين است جلوگيري کند. حکومت ميتواند از حج، که از فرايض مهم الهي است، در مواقعي که مخالف صلاح کشور اسلاميدانست موقتاً جلوگيري کند.آنچه گفته شده است تاکنون، و يا گفته ميشود، ناشي از عدم شناخت ولايت مطلقه الهي است ». 16 دي 1366؛جلد 20 - صفحه 452. به اين ترتيب، يک انقلابي، نميتواند انقلابي باشد مگر آنکه در وهل? اول؛ چنين اعتقاد و التزامي به تشکيل و حفظ حکومت ديني عادل يعني جمهوري اسلاميداشته باشد و در وهل? دوم؛ در در رفتار و کردار، نفس پرست و خودخواه و خودپسند نباشد که تبعيت از هواي نفس، مبطل انقلابي بودن است. حفظ جمهوري اسلامي، همت بلند، صبر و استقامت، عشق و پايداري و علم و آگاهي ميخواهد تا آنجا که امام خميني ميفرمود: « مهم، شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن، نظام اسلاميبتواند به نفع مسلمانان برنامهريزي کند که وحدت رويّه و عمل ضروري است و همين جا است که اجتهاد مصطلح در حوزهها کافي نميباشد ». به اين ترتيب با آنکه رسالههاي عمليه مراجع عظام، حفظهم الله، تکاليف مقلدين را در باب عمل به احکام ديني معين و مشخص ميکند اما به استناد فرمايشات و ديدگاههاي بنيانگذار جمهوري اسلاميايران،صرف اکتفا کردن به احکام در رسالههاي عمليه، کارگزاران و متوليان را قادر به اداره کامل جامعه نميکند؛ به تصريح ايشان، حتي بالاتر از اين نيز يعني بسنده کردن به اجتهاد مصطلح در حوزهها هم،کفايت در امر الهي حکومت ديني و ادار? جامعه، نميکند. روح خدا، در جاي ديگري از فرمايشاتشان مجدد تاکيد ميفرمايند: « ما بايد بدون توجه به غرب حيلهگر و شرق متجاوز و فارغ از ديپلماسي حاکم بر جهان، درصدد تحقق فقه عملي اسلام برآييم و الا ماداميکه فقه، در کتابها و سين? علما مستور بماند ضرري متوجه جهانخواران نيست و روحانيت، تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد،نميتواند درک کند که اجتهاد مصطلح، براي اداره جامعه کافي نيست ».نکته: از همين جا معلوم ميشود که اگر فردي، انقلابي باشد اما توجه و آگاهيها و بصيرت لازم در موقعيتي که در آن است را نداشته باشد، در وهله اول به خودش آسيب ميزند و در وهله بعد، به حکومت و ادار? جامعه. يک مثال ساده؛ فيلميساخته و پخش ميشود و از برخي از روحانيون محترم انقلابي، شايد به دليل عدم توجه کافي به آنچه ذکرش گذشت، انتقادات بسيار تندي در بالاي منابر و در سطح رسانه به محتواي فيلم و عوامل آن، ميشود اما همان فيلم، در بيانات امام و يا رهبر معظم انقلاب مورد تاييد و يا حتي تمجيد قرار ميگيرد. مثالي ديگر؛ رهبري معظم در مورخ 3/3/1395 ميفرمايند : « بنده ميبينم گاهي اوقات يک جماعتي، يک افرادي، جوانهاي احتمالاً صالح و مؤمني با يک کسي مخالفند يا با يک جلسهاي مخالفند، بنا ميکنند هياهو کردن و جنجال کردن و شعار دادن؛ بنده با اين کارها موافق نيستم ». در 14/3/1395 در برابر ميليونها چشم بهتزد? ناظر در محل يا در پاي گيرندههاي تصويري- صوتي، وقتي يادگار امام راحل آغاز به سخن ميکند، آنچنان هياهو و جنجال مستمر تا پايان سخنراني ايشان ميشود که انسان ميماند که چه اسميرا ميتوان بر اين اعمال گذاشت!نتيجهگيري: براي حفظ و اعتلاي جمهوري اسلاميايران، تدوين رسالههاي کاربردي فقهالحکومه مستند به انديشه و اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه و در مجموع، ديدگاههاي بنيانگذار جمهوري اسلاميايران و رهبري معظم انقلاب همچنين نظريهپردازي و التزام به آن مبتني بر منابع صحيفه امام خميني، آثار مقام معظم رهبري و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اجتنابناپذير است.نسبت به کوتاهي بخشهاي ذيربط در باب عمل به اين مهم، چه در بخشهاي مختلف اجتماع، حکومت و حاکميت و چه در بخشهاي حوزوي و دانشگاهي، گلههاي جدي وجود دارد اما از حق نگذريم اگرچه بخش سنگيني از اين گلهها به روزنامههاي کثيرالانتشار و صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بازگشت ميکند که داراي نقش بيبديلي در اين عرصهاند اما، بزرگان حوزه و دانشگاه در کنار کارگزاران ارشد نظام بخصوص رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، به حق در کانون توجه به امر ساماندهي، نگارش و تدوين مباني حکومت ديني و اداره مطلوب جامعه و لوازم آن قرار ميگيرند. تشکيل کرسيهاي آزاد تئوريپردازي و پژوهش در تاسيس حکومت و اداره مطلوب جامعه در حوزههاي علميه و دانشگاهها، موجبات تقويت رسيدن و نيل به اين هدف آرماني ميباشد. جمود و ترس، دو آفت بزرگ اين مسير است که ميبايست از آن در هر شکلي پرهيز کرد و مبرا بود والا حاصل، مانند نوسازي بافتهاي فرسوده شهري با نقشههاي غيراستاندارد، مصالح غير مقاوم و اجراي پر اشکال و پرهزينه ميشود که در تحليل نهايي، پوسته کار زيبا اما محتوا غيرقابل اعتماد و اتکا است که ديگر، فرصت مجددي براي نوسازي نخواهد بود. بخش سوم: در بخش سوم و پاياني اين يادداشت، با ذکر برخي جملات آن امام همام پيرامون شهر الله، جرعهاي از کوثر بحر معرفت او مينوشيم با اين اميد که وسيلهاي گردد براي خوشه چيني بيشتر از ماه مبارک رمضان؛ «در ماه مبارک رمضان قضيهاي اتفاق افتاد که ابعاد آن قضيه و ماهيت آن قضيه در ابهام الي الابد مانده است براي امثال ماها و آن نزول قرآن است. نزول قرآن بر قلب رسولالله در ليله قدر، کيفيت نزول قرآن و قضيه چه بوده است و روحالامين در قلب آن حضرت، قرآن را نازل کرده است و از طرفي خدا (انا انزلناه في ليله القدر) اين نزول قرآن در قلب پيغمبر در ليلهالقدر کيفيتش چيست؟ بايد بگويم غير از خود رسول اکرم و آنهايي که در دامن رسول اکرم بزرگ شدند و مورد عنايت خداي تبارک و تعالي، عنايات خاص او بودند براي ديگران مطلقا در حجاب ابهام است که مسأله تنزل چي است، نزول در قلب چي است، روح الامين چي است، کيفيت وارد شدن روحالامين با قرآن در قلب رسول الله چي است، (ليله القدر) چي است؟ اينها مسائلي است که به نظر سطحي، يک مطالب آساني است و گاهي هم يک حرفهايي گفته شده است لکن به شما عرض کنم کيفيت نزول قرآن در ابهام باقي مانده است براي امثال ما و کيفيت نزول ملائکه الله در ليله القدر و ماهيت ليله القدر و اين دعوتي که خداي تبارک و تعالي به حسب آن چيزي که از رسول اکرم منقول است که (دعيتم الي ضيافه الله) ضيافت چي هست و کي پذيرفته است اين ضيافت را و براي مقدمات پذيرش - اين زيارت - اين ضيافت چي هست و خود ضيافت چي هست، بايد عرض کنم که غير از خود رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم کسي به اين ضيافتي که خداي تبارک و تعالي دعوت کرده است، آنطور که او اجابت کرده است کسي اجابت نکرده است. دعوت مراتب دارد، اجابت هم مراتب دارد. آن مرتبه اعلا اجابت آني است که پس از حصول مقدمات و رياضاتي که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم کشيدهاند منتهي شد به اينکه خداي تبارک و تعالي از او ضيافت کرد به نزول قرآن. قرآن آن نعمتي است که در ضيافتي که از رسول خدا شده است، آن نعمتي است که در آن سفرهاي که از ازل تا ابد پهن است پيغمبر اکرم برخوردار از آن بوده و مقدمات آن مقدماتي است که سالهاي طولاني رياضات معنوي کشيده است تا رسيده است به آنجايي که لايق اين ضيافت شده است و مهم قضيه اعراض از دنياست.آن چيزي که انسان را به ضيافتگاه خدا راه ميدهد اين است که غير خدا را کنار بگذارد و اين براي هر کس ميسور نيست، براي افراد انگشتشماري که در رأس آنها رسول الله است ميسور بوده. آن توجه قلبي به مبدا نور و اعراض از ماوراي او، او را لايق کرد به ضيافهالله و لايق کرد براي اينکه قرآن يک مرتبه به طور بسيط در قلب او وارد بشود. ليله مبارکه يکي از احتمالاتش بنيه خود رسول اکرم است که مشکات نورالله است و احتمالات ديگر هم هست. مهم ادراک اين معناست که مراتب کمالات انسان براي ورود در ضيافت خدا زياد است و بايد از مقدمات شروع بشود. مقدمات هم هماني است که توجه به غير نداشتن و غيري را نديدن و جز خدا نديدن و توجه به هيچ چيز غير از او نداشتن. در اينجا بايد عرض کنم که از همه مردم اين معنا مطلوب است و اگر بخواهند در ضيافت خدا وارد بشوند به اندازه وسع خودشان بايد از دنيا اعراض کنند و قلبشان را از دنيا برگردانند ».
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد