خراسان/ « مشهد 2017 باور ملي مي خواهد نه چند همايش و بيلبورد » عنوان يادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سيد صادق غفوريان است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
سال هاي زيادي است که موضوع شهر مشهد و اقتضائات جديد آن «کليد واژه» سخنراني ها و جلسات مسئولان کشور -البته فقط در سفرهايشان به مشهد- است اما مي توان مدعي شد که اين «کليد واژه» در جلسات کلان تصميم سازي پاستور و بهارستان آن چنان که بايد شأن و مقامي ندارد؛ چه بسا مورد غفلت جدي نيز قرار گرفته است. در اين بين نبايد فراموش کرد که برخي کم کاري ها و کم توجهي ها نيز طي اين سال ها مزيد بر علت بسياري از نارسايي ها، ناکارآمدي ها و مشکلات اين شهر در حوزه خدمات رساني به زائران و مسافران بوده است که البته نقش نسبتا کمرنگ نمايندگان اين شهر و استان در ادوار مختلف مجلس شوراي اسلامي را نيز نمي توان و نبايد از ياد برد. به هر روي کلان شهر مشهد، در حالي اين روزها عنوان «پايتخت فرهنگ اسلامي» را بر پيشاني خود مي بيند که به نظر با تعاريف، انتظارات، رويکردها و راهبردهاي منشور «مشهد، پايتخت فرهنگ اسلامي» فاصله اي جدي دارد.
اگرچه منشور «مشهد، پايتخت فرهنگ اسلامي» که ملاک عمل ستادها، کميته ها و دستگاه هاي اجرايي مرتبط با «مشهد2017»(1) است، در بيشتر موارد رويکردي فرهنگي دارد، اما نمي توان بستر توليد، ارائه، سازمان و ساختارهاي فرهنگي را جدا از فرايندهاي محيطي و فيزيکي دانست؛ امروز زيرساخت هاي کالبدي و خدمات رساني اين شهر از کوچک ترين مسائل شهري و نيازمندي هاي حوزه خدمات رسان به مجاوران و زائران از قبيل حمل و نقل، بهداشت و درمان، گردشگري، بافت هاي فرسوده ، معماري و حاشيه نشيني با انبوهي از چالش هاي دردآور مواجه است. چنانچه در موضوع حاشيه نشيني، مشهد با بيش از يک ميليون نفر بزرگ ترين شهر حاشيه نشين کشور به شمار مي آيد و اگرچه طي دو سال گذشته قدم هاي جدي تري در اين باره برداشته شده اما هنوز فاصله اش با وضعيت مطلوب و رفع ريشه اي، اندازه اي از زمين تا آسمان است. همچنين در بخش بهداشت و درمان نيز شايد بد نباشد که فقط به جمله اي از «قاضي زاده هاشمي» وزير بهداشت اشاره کنم که چند ماه قبل در بازديدش از بيمارستان قائم مشهد (از بزرگترين بيمارستان هاي مشهد) وضعيت آن را «خجالت آور» خوانده بود.
به طور طبيعي در اين شرايط که دو موضوع حياتي و مهم اين شهر يعني حاشيه نشيني و بهداشت و درمان به چنين حال و روزي مبتلاست و با آن دست و پنجه نرم مي کند، نبايد انتظار داشت، اکنون بخش گردشگري و به ويژه گردشگري فرهنگي و نماد شاخص آن شهر توس و زادگاه فردوسي، آن بزرگ احياگر زبان فارسي، وضعيت دلپذير و مطلوبي داشته باشد.
از 88.8.8 تا 2017
88.8.8؛ سالروز ولادت حضرت علي بن موسي الرضا(ع) و روزي که ده ها نماينده مجلس در مشهد گردهم آمدند و با نامگذاري مشهد به «پايتخت معنوي ايران» و بذل توجهي 200 ميليارد توماني در بودجه اي با نام «زيارت» (اگرچه اين بودجه هيچ گاه به سرانجام و مقصود نرسيد)، تا امروز که عنوان «پايتخت فرهنگ اسلامي» بر قامت اين شهر استراتژيک حک شده، اين پرسش مطرح است که چند طرح و لايحه در مجلس و دولت در خصوص اين شهر ارائه شده است؟
طرح و لايحه و رديف بودجه هاي ويژه براي اين شهر که بماند، آقايان بگويند چند نطق قبل از دستور در مجلس و دولت از انبوه مشکلات و کاستي هاي اين شهر حرفي به ميان آورده است؟
منشور «مشهد 2017» را خوانده ايد آيا؟
به اين بندها در منشور توجه کنيد:
-باز آرايي سيماي ذهني مشهد و معرفي آن به جهانيان [هدف اصلي و عمده منشور]
-بهبود نگرش به شهر مشهد (براي زائران غيرايراني و ايراني و شهروندان)
-افزايش تعداد زائران و گردشگران غيرايراني
-تمهيد امکانات و زمينه هاي ميزباني از زائران و گردشگران نيازمند توسعه زيرساخت ها و ارتقاي بهره وري از آن هاست.
-و ...
اولين بار که اين منشور را خواندم هم خوشحال شدم و هم ناراحت. خوشحال از اين که دربخش هايي از بدنه کارشناسي و ايده سازي پروژه «مشهد2017» که جمعي از جوانان مومن انقلابي و خلاق اند، به شايستگي توانسته اند نمايي مطلوب از بايسته هاي شهر مشهد و «پايتخت فرهنگ اسلامي» را ارائه کنند و ناراحتي ام از اين جهت بود که تجربه سال هاي پيشين گوشزدم کرد که نکند اين منشور فقط در قالب يک صفحه مجازي در سايت اينترنتي «مشهد 2017» محبوس شود و به تاريخ بپيوندد. اين نگراني و تجربه را از اين رو به زبان آوردم که پس از ماجراي 88.8.8 و بودجه زيارت، بودجه اي چند ميلياردي صرف پروژه اي با عنوان تدوين «طرح توسعه کمي و کيفي زيارت» شد که نمي دانم سرنوشتش چه شد و محصول آن مطالعات، امروز در کدام قفسه خاک مي خورد ويا اگراجرايي شده ، چه ميزان موفق بوده است.
مشهد استراتژيک، باور ملي مي خواهد
امروز ميزان اثرگذاري فرهنگي و راهبردي جمهوري اسلامي ايران بر کشورهاي آزاده جهان بر هيچ ملت و دولتي پوشيده نيست و تمام تلاش بدخواهان بر مدار همين اصل مي چرخد که به هر حربه اي بتواند از اين تاثيرگذاري بين المللي بکاهد. از اين روست که شهر مشهد به عنوان يکي از مهم ترين پايگاه ها و خاستگاه هاي آمد و شد مسلمانان جهان، اين ويژگي و جايگاه را دارد که بر اثبات موقعيت استراتژيک خود براي صدور الگو و فرهنگ ناب و ارائه تمدن نوين اسلامي تا حد توان اصرار ورزد و برآن همت کند. به طور قطع اين رويکرد جز با باورمندي سياستگذاران و حوزه هاي تصميم سازي کلان محقق نخواهد شد.
عمر «مشهد2017» مي تواند يکسال نباشد
همه مي دانيم که داستان «مشهد 2017» با همه ساحت ها و ابعادش فقط يک سال عمر دارد، اگر چه بعيد مي دانم همه ماجراي اين نامگذاري چيزي غير از چند همايش و بيلبورد باشد اما «مشهد الرضا(ع)» و «پايتخت معنوي ايران» فرهنگ، هويت و کالبدي براي هميشه تاريخ است که بهره وري از تمامي ظرفيت هاي آن در حوزه فرهنگي و هويتي، گردشگري مذهبي و حتي رونق بخشي به «اقتصاد خدمات» نياز به عزم و باور مسئولان ملي و مردم دارد. در اين مجال علاقه مندم دغدغه هاي اين يادداشت را با چند پرسش که با مسئولان و نمايندگان در ميان مي گذارم به انتها ببرم:
-آيا به مشهد به عنوان بزرگ ترين شهر مذهبي جهان فقط بايد در مناسبت ها و سفرهاي مسئولان توجه کرد؟
-شهر مشهد که به طور قطع يکي از مهم ترين کانون هاي فرهنگي جهان اسلام به شمار مي آيد، در بخش زيرساخت هاي محيطي و کالبدي و در ساحت هويتي و فرهنگ عمومي چه ويژگي هايي بايد دارا باشد؟
-آيا شهري که سالانه بيش از 20 ميليون زائر و مسافر در خود مي پذيرد شايسته است که همچنان گريبانگير مشکلات ابتدايي شهري و خدمات رساني باشد؟
-چرا بدنه مديريت و سياستگذاران کشور با وجود وعده ها و شعارهايشان اما هنوز به يک «باورجمعي» نرسيده اند که شهر مشهد با زيرساخت هاي کنوني، نمي تواند -آن طور که بايد به رسالت بزرگ خود در ميزباني از زائران و مسافران و ايجاد تصويري شايسته از پايتخت معنوي ايران براي آنان ايفاي نقش کند؟
و اين پرسش که؛ مسئولان و سياستگذاران براي آن موعد حساب و کتاب و قيامت خود، چه پاسخي براي عملکردشان در قبال خدمت رساني به ميليون ها زائر آستان ملکوتي حضرت رضا(ع) دارند؟
1-مشهد در سال2010، از سوي آيسسکو(سازمان علمي، فرهنگي و آموزشي اسلامي ) به عنوان پايتخت فرهنگ اسلامي در سال 2017 (دي ماه 1395 تا دي ماه 1396) برگزيده شده است.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد