پنج مغالطه نتانیاهو در دیدار با پوتین

منبع
ديپلماسي ايراني
بروزرسانی
 پنج مغالطه نتانیاهو در دیدار با پوتین
ديپلماسي ايراني/ متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست نتانياهو رويدادهاي دوره باستان را بر فرض درستي، بر اساس معيارها و گفتمان‌هاي امروزين تحليل مي‌کند. «شايد در ميان شما کساني باشند که به ياد بياورند وقتي که خود به محاکمه کشيده شده و در معرض خطري جزيي قرار گرفته اند، در برابر دادرسان زاري نموده و اشک ها ريخته و حتي براي جلب ترحم آنان کودکان خود را به دادگاه آورده اند، در حالي که من (سقراط) با اين که در معرض بزرگترين خطرها هستم چنان نمي کنم. من نيز خويشاني دارم زيرا به قول هومر از درخت بلوط نزاده ام و از سنگ بيرون نجسته ام، بلکه از ميان آدميان برخاسته ام و حتي سه پسر دارم که يکي بزرگ شده است و دو پسر ديگر هنوز کودک اند. ولي هرگز آنان را براي جلب شفقت شما به دادگاه نخواهم آورد». [دوره آثار افلاطون، ترجمه محمدحسن لطفي و رضا کاوياني، ج۱، ص ۳۲] بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، در ديدار با با ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري روسيه در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ در کاخ کرملين گفت که ايران در حال انتشار «تروريسم اسلام شيعي» است و هشدار داد تا وقتي که ايران در سوريه حضور دارد، صلح در آنجا برقرار نخواهد شد. به گزارش رسانه ها، پوتين در آغاز اين ديدار عيد يهودي پوريم (The holiday of Purim) را به نتانياهو تبريک گفت. نخست وزير اسرائيل هم در پاسخ گفت که يهوديان پوريم را جشن مي گيرند چون پرشيا(ايران) «موفق نشد يهوديان را نابود کند» و اضافه کرد که «امروز هم وارث پرشيا، ايران، تلاش دارد دولت يهوديان را نابود کند». رئيس جمهوري روسيه هم در پاسخ گفت که اين وقايع ۲۵۰۰ سال پيش رخ داده است و «حالا در دنياي متفاوتي زندگي مي کنيم» و گفت که درباره مشکلات روز در منطقه صحبت کنند. قابل ذکر است که روايت يهوديان از افسانه هامان(همايون) رييس مشاوران خشايارشا و اِستر(همسر يهودي شاه) اين است که هامان دسيسه کرده بود که شاه فرمان کشتار يهوديان را صادر نمايد اما مردخاي مشاور يهودي شاه با کمک استر جلوي اجراي اين فرمان شاه را گرفتند و در عوض هامان و خانواده اش قتل عام شدند. نتانياهو در اين اظهار نظر و همچنين قبلا در کنگره آمريکا و نوع روايت تاريخي، مرتکب حداقل 5 مغالطه شده است. مغالطه يک استدلال به ظاهر معتبر است که به منظور درست نشان دادن يک مدعاي غلط يا باطل نشان دادن يک ادعاي درست مطرح مي شود. در واقع، مغالطه نوعي دستکاري در مباني و صغرا-کبراي استدلال است که نتيجه مورد دلخواه مغالطه کننده شکل بگيرد. منطقيون دهها مغالطه را در مراودات کلامي و بدني انسان ها تشخيص داده اند که بحث آن از حوصله اين مقال خارج است. اما در اظهارات نتانياهو عليه ايران و نوع روايت وي از افسانه هامان و استر که کاملا خلاف واقع است حداقل 5 مغالطه قابل تشخيص است. مغالطه اول آناکرونيسم يا زمان پريشي (Anachronism) است. در اين مغالطه، فرد رويدادهاي گذشته را بر اساس معيارها و ارزش هاي زندگي امروز تحليل مي کند. نتانياهو رويدادهاي دوره باستان را بر فرض درستي، بر اساس معيارها و گفتمان هاي امروزين تحليل مي کند. در دوره ايران باستان مفهومي به نام يهودستيزي موضوعيت نداشت، ولي وي حوادث آن دوره از جمله افسانه هامان و استر را بر اساس گفتمان ها و ارزش هاي حال که در آن يهودستيزي مذموم است تحليل مي کند. در حاليکه يهودستيزي بيشتر يک پديده مربوط به تاريخ مسيحيت است تا ايران، اسلام و غيره. مغالطه دوم وي شبيه سازي تاريخي (Historical Resembling) است. در شبيه سازي تاريخي رويدادها و شخصيت هاي امروزين بر اساس وقايع و شخصيت هاي تاريخي شبيه سازي مي شوند. فرضا هم افسانه هامان و استر درست باشد رهبران فعلي ايران را با هامان مقايسه کردن نادرست است. ايران و آدم هايش دچار هزاران تحول شدند که اين مقايسه از بن غلط است. مغالطه سوم وي پهلوان پنبه (Straw man fallacy) است. در اين مغالطه بجاي اينکه مغالطه کننده استدلال مخالف عليه ادعاهاي واقعي حريف خود ارائه کند ادعاهايي به او نسبت مي دهد که به راحتي قابل رد باشد و سپس استدلال هاي نسبت داده شده را رد مي کند. نتانياهو بجاي اينکه به مواضع رسمي ايران توجه نمايد که ايران در آن بدنبال حق تعيين سرنوشت فلسطين از طريق نهضت رهايي بخش، رفراندوم، پايان اشغال و غيره است ايران را متهم به يهودستيزي، هولوکاست احتمالي و نابودي هسته اي اسراييل مي کند و مواضع نسبت داده شده به ايران را منفي نشان مي دهد. هر چند ممکن است برخي مقامات ايراني کاسه داغ تر از آش در قضيه فلسطين شوند ولي موضع رسمي ايران که معمولا اکثر رؤساي جمهور کشور و وزراي خارجه به عنوان عالي ترين مقام سياست خارجي کشور منعکس کردند با حقوق بين الملل تعارض ندارد. مغالطه چهارم اسطوره سازي (Mythologizing) است. اسطوره اساسا تحريف واقعيت است هر چند ممکن است مغالطه نباشد اما سوءاستفاده سياستمداران از آن ممکن است شکل مغالطه به خود بگيرد. معمولا انسان ها ميل شديدي به اسطوره سازي شخصيت ها و رويدادهاي تاريخي دارند و از اين طريق هويت گروهي آنها شکل گرفته و معنا پيدا مي کند. در فرهنگ غرب و يهوديان، اسطوره استر-هامان شديدا تبليغ مي شود و مخاطبين زيادي دارد. افرادي چون نتانياهو از اين اسطوره ها براي اهداف سياسي خود بهره مي گيرند. مغالطه پنجم توسل به عواطف (Appeal to Emotions) است. اين زماني رخ مي دهد که در غياب برهان صريح براي رد يا اثبات گزاره اي، از عواطف ديگران سوءاستفاده و احساسات مخاطب برانگيخته شود تا با مغالطه کننده هم رأي شود. همانطور که در آغاز اين يادداشت آمده است افلاطون کلمات سقراط را در دفاعيه اش نمونه خوبي از اين نوع مغالطه مي داند. سقراط تأکيد مي کند که نمي خواهد از دلسوزي و ترحم مخاطبان بهره ببرد. اين نوع مغالطه هميشه از جنس کلمات نيست. سقراط آوردن کودکان به دادگاه را مثال مي زند. گريستن، حتي نازک کردن صداي سخنران براي نفوذ در دل مخاطب، تمارض در فوتبال براي فريب داور از جمله رفتارهاي مغالطه آميز هستند. در اينجا (افسانه استر-هامان) و همچنين قضيه هولوکاست، نتانياهو و سياستمداران اسراييلي با مظلوم نمايي به دنبال جلب رقيت مخاطب و نهايتاً هم رأي شدن مخاطب با مغالطه کننده هستند. در اينجا نتانياهو همچنين مرتکب مغالطه شبيه سازي تاريخي شده و به نوعي ايران امروز و آلمان نازي را يکسان انگاري مي کند. *علي اميدي با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد