وطن امروز: دعوای مصدق‏-کاشانی راه می‌اندازند تا «تحریم آمریکا» فراموش شود

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
وطن امروز: دعوای مصدق‏-کاشانی راه می‌اندازند تا «تحریم آمریکا» فراموش شود
وطن امروز/ متن پيش رو در وطن امروز منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست. همه‌ساله در آستانه مردادماه بحث کودتاي 28 مرداد و اختلاف بين جريان محمد مصدق و آيت‌الله کاشاني در برخي رسانه‌ها مطرح مي‌شود. امسال اما آمريکايي‌ها هم با انتشار کتاب اسناد مکاتبات دوران دولت دکتر مصدق اين موضوع را در رسانه‌ها مطرح کردند و بعضي مدعي شدند آيت‌الله کاشاني نيز با کودتاچيان همراه بوده است. به جهت بررسي تاريخي اين مساله سراغ «محمدرضا امامقلي» کارگردان و «سيديزدان حبيبي» پژوهشگر مستند «آقاي نخست‌وزير» رفتيم تا نگاهي نزديک‌تر به واقعيت داشته باشيم. *** «آقاي نخست‌وزير» به لحاظ تاريخي مهم‌ترين مستندي است که از جنبه پژوهشي داراي محتويات قوي و مباحث تاريخي بسيار عميقي درباره دوران نخست‌وزيري آقاي مصدق است که نمايانگر دقت و زحمت شماست. موضوعي که مي‌خواهم مطرح کنم اين است که هرازگاهي بويژه در ايام تابستان و ايام منتهي به کودتاي 28 مرداد يکسري حواشي و مسائل درباره کودتاي 28 مرداد به‌وجود مي‌آيد که به آقاي مصدق ارتباط پيدا مي‌کند و امسال اين حواشي بسيار پررنگ شده است. آمريکا اسنادي را درباره کودتاي 28 مرداد منتشر کرده و برخي مي‌گويند در آن مطالبي از همراهي آيت‌الله کاشاني با کودتا بوده و حتي تصاويري در اين‌باره منتشر شده که نشان‌دهنده ارتباط آيت‌الله کاشاني با افرادي همچون «شعبان بي‌مخ» يا افرادي که در بطن کودتا مشارکت داشته‌اند، است. حضرتعالي به عنوان کسي که در ارتباط با اين موضوع اطلاعات تاريخي داريد نظرتان را درباره صحت اين قضايا بفرماييد. سيديزدان حبيبي: فيلمي که بتازگي انتشار يافته مربوط به امسال نيست و از مرداد 1395 اين فيلم بارها بازنشر شد و با کپشن‌هاي مختلفي مدام در حال انتشار است که انتشاردهندگان مدعي‌اند مربوط به حضور آيت‌الله کاشاني و عوامل کودتاي 28 مرداد در خانه غارت شده دکتر مصدق است. کاملا مشخص است اين فيلم تدوين شده است و در تصاويري خانه تخريب‌شده دکتر مصدق در آن به نمايش درآمده و مکان‌هاي حضور آيت‌الله کاشاني و مظفر بقايي در آن بسيار سالم و بدون تخريب است؛ حال اين سوال پيش مي‌آيد که اگر آنها وارد خانه‌اي غارت‌زده شده‌اند چرا اين خانه در فيلم سالم است؟! و پس از تطبيق با تصاوير مجلس شوراي ملي و در ورودي آن متوجه مي‌شويد اين محل نه خانه مصدق بلکه در ورودي و حياط مجلس شوراي ملي است. اين فيلم يک گزارش خبري انگليسي است که در همان زمان تهيه شده است. «نريشن» در اين فيلم گزارش منزل مصدق در زمان کودتا را اعلام مي‌کند و در آن گزارش که دارد اساسا به زمانه مي‌پردازد نامي هم از آيت‌الله کاشاني و افراد ديگر برده مي‌شود که قصد استفاده از تصاوير معادلي دارد و شما بيش از اين فيلم‌ها از آيت‌الله کاشاني فيلم ديگري نمي‌يابيد و اين ويدئو در اصل يک گزارش خبري است که حالا صداي نريشن را از روي آن برداشته‌اند. سال گذشته نيز استاد عبدالله شهبازي در اين‌باره يادداشتي را منتشر کردند و درباره اين ويدئو توضيحاتي ارائه کردند اما متاسفانه به‌خاطر غرض‌ورزي و سطحي‌نگري برخي افراد اين ويدئو مدام در حال انتشار و پخش است و هم‌اکنون نيز به‌خاطر اسناد منتشرشده از طرف آمريکا اين بحث دوباره مطرح شده است. پيرامون تصوير شعبان جعفري با آيت‌الله کاشاني نيز بايد به اين نکته توجه کرد که شعبان جعفري چه کسي بوده است؟! شعبان جعفري کسي است فاقد نگاه فکري و سياسي که طرفدار جناح خاصي نبوده است و در زمان خود چهره لات و شناخته‌شده‌اي در هيات‌ها و زورخانه‌ها بوده است. نقل است شعبان جعفري طرفدار هر جرياني بوده که از آن بيشترين پول را دريافت مي‌کرده است. در مقطعي از جبهه ملي بيشترين پول را دريافت کرده و در برخي گزارش‌ها مشخص است شعبان جعفري در زمان نخست‌وزيري دکتر مصدق دفاتر مطبوعاتي را که عليه دکتر مصدق فعاليت داشتند تخريب مي‌کرده است و در مقطعي از دربار بيشتر پول مي‌گرفته و اين باعث وابستگي بيشترش به دربار شده است. در آن زمان زورخانه‌ها و هيات‌هاي عزاداري زيادي فعاليت مي‌کردند و اشخاصي مانند طيب حاج‌رضايي و شعبان جعفري به واسطه‌ همين هيات و زورخانه با علماي آن دوران ارتباط و رفت‌وآمد داشته‌اند. تصويري را که از آيت‌الله کاشاني و شعبان جعفري منتشر شده است با تصاوير روز کودتاي شعبان جعفري مقايسه کنيد و تفاوت‌هاي چهره شعبان جعفري را در تصاوير ببينيد، کاملا مشخص است که در تصوير کنار آيت‌الله کاشاني، وي جوان‌تر بوده‌ و مربوط به سال‌هاي قبل از کودتاست. چطور ممکن است شعبان جعفري 2 ماه پس از کودتا جوان‌تر شده باشد؟! ادعا مي‌کنند اين عکس مربوط به مجله ترقي در مهر 32 است اما تاکنون سندي که اين ادعا را تاييد کرده باشد، منتشر نشده است! به نظرم اينها مباحث جديدي نيست و البته به اين نکته هم بايد دقت کرد که دکتر مصدق، آيت‌الله کاشاني يا حتي آيت‌الله بروجردي و خيلي از افراد مطرح ديگري در زمان سلطنت مشروطه فعاليت مي‌کرده‌اند و سيستم سياسي با حضور شاه را پذيرفته بودند. حتي درباره دکتر مصدق مسائل و مباحث تحليلي و حدس و گمان درباره اينکه مصدق درصدد تغيير رژيم بوده وجود دارد اما اتفاقا مصدق بعد از جريان 30 تير قرآني را امضا و به شاه هديه داده بود و يادداشتي در اين‌باره نوشته بود که اقدامي در راستاي الغاي سلطنت در ايران به‌عمل نياورد و مراتب ارادتش را به شاه عرض کرده بود. آيت‌الله کاشاني هم در سيستمي با حضور شاه فعاليت مي‌کردند؛ در غائله 9 اسفند آيت‌الله کاشاني نامه‌اي به شاه مي‌فرستند و از شاه مي‌خواهند از کشور خارج نشود. البته نکته‌اي وجود دارد و آن اين است که خصومتي که طرفداران آيت‌الله کاشاني و دکتر مصدق هم‌اينک دارند در زمان خودشان اينچنين و تا اين حد نبوده است و در آن زمان دشمن اصلي را «آمريکا» و «انگليس» مي‌دانستند و اين مسائلي که پيش مي‌آورند صرفا به‌خاطر اين است که مسائل اصلي آن دوران فراموش شود. خب! اگر بخواهيم نسبت مصدق و کاشاني و هرکدام از اينها با آمريکا را بررسي کنيم به چه نتيجه‌اي مي‌رسيم؟ سيديزدان حبيبي: اسناد ارائه شده توسط آمريکا در 4 فصل و هر کدام مربوط به يک برهه است و در قالب کتابي حدود هزار صفحه‌ منتشر شده ‌است. فصل اول از زمستان سال 29 شروع مي‌شود تا زمستان 30. فصل دوم به بحث 30 تير 31 تحت عنوان «بحران سياسي تيرماه 31» مي‌پردازد. فصل سوم از قيام 30 تير تا کودتاي 28 مرداد و فصل چهارم پس از کودتاست تا مهرماه سال 33 و ما بحث را در اين تقسيم‌بندي پيش خواهيم برد. آيت‌الله کاشاني و دکتر مصدق از ابتداي نهضت با هم همکاري داشته‌اند، در تبليغات، اهداف، جلو بردن و همراهي در مذاکرات همديگر را پوشش مي‌دادند. از اسفند 29 تا 30 تير 31 در بحث اقتصاد ملي آنها همديگر را پوشش داده‌اند. اسناد، بيانيه‌ها و ديدارها و مواضعي که داشته‌اند موجود است که به صورت کاملا حمايتي پيش رفته‌اند. در مقطع 30 تير سال 31 اوضاع متفاوت مي‌شود؛ از چند وقت قبل تا بعدش. مصدق انتخابات مجلس هفدهم را برگزار کرده و اختلافاتي در رابطه با مدل برگزاري انتخابات بين آيت‌الله کاشاني و دکتر مصدق پيش آمده ‌است که از آيت‌الله کاشاني در اين‌باره نامه‌اي دارد که ايشان بيان داشته‌اند دخالتي در نحوه برگزاري انتخابات و توصيه روي هيچ کانديداي خاصي ندارند. منتها بعد از برگزاري انتخابات هفدهم و بعد از روي کار آمدن آيت‌الله کاشاني به عنوان رياست مجلس هفدهم، دکتر مصدق لايحه‌اي را به مجلس ارائه مي‌دهد که لايحه افزايش اختيارات نخست‌وزيري بوده است که در اين لايحه خواسته شده بود مجلس در يکسري از موارد، قانونگذاري را به دولت واگذار کند؛ مثلا در يک بازه زماني 6 ماهه دولت هرکاري که مي‌خواست انجام دهد- به دليل سرعت اصلاحات- بعد از مهلت قانوني لايحه آن حوزه را به مجلس تقديم کند. اين اشکال و اختلاف به‌وجود آمد که با اين کار اصل مشروطه زير سوال خواهد رفت. به اين، ماجراي رد درخواست دکتر مصدق از طرف شاه مبني بر تصدي وزارت جنگ را هم بايد اضافه کرد که اين عوامل در نهايت به استعفاي دکتر مصدق منجر شد. پس از استعفاي دکتر مصدق و روي کار آمدن قوام، آيت‌الله کاشاني متاثر از بيانيه بسيار تند قوام بشدت به قوام و دربار حمله کرده و از مصدق اعلام حمايت مي‌کنند؛ در حالي که مصدق در آن چند روز در سکوت بسر مي‌برد. منتها مسائل مربوط به اختلافات دوران انتخابات مانند يک زخم کهنه باقي مانده بود که به مرور در آينده و زماني که مجلس اختيارات را به مصدق واگذار مي‌کند خود را نشان مي‌دهد و بعضي رفتارهاي دکتر مصدق و اطرافيان آيت‌الله کاشاني و مظفر بقايي و... موجب تشديد اختلافات و منجر به کودتاي 28 مرداد مي‌شود. به نظر مي‌رسد بحث نسبت کاشاني- مصدق در برابر نسبت اين دو با آمريکا بحث فرعي است؛ اين دو برابر آمريکا چه موضعي داشتند؟ سيديزدان حبيبي: نظر و موضع دکتر مصدق و آيت‌الله کاشاني درباره آمريکا را با يک مثال توضيح مي‌دهم. اين موضوع به مرداد و تير سال 30 مربوط مي‌شود که مصدق به ترومن، رئيس‌جمهور آمريکا نامه مي‌نويسد که «لازم دانستم نظر به اينکه بين ملتين ايران و آمريکا همواره روابط دوستانه برقرار بوده و رجاي واثق هست که هيچوقت کوچک‌ترين خللي به اين حسن روابط وارد نشود و ملت بزرگ و ارجمند آمريکايي از طرفداران جدي آزادي و حاکميت ملل شناخته شده و فداکاري‌هاي آن ملت نيک‌نهاد در 2 جنگ اخير بهترين گواه اين معني است لذا لازم دانستم خاطر آن حضرت را از جريانات اخير مستحضر سازم و يقين دارم که دولت‌هاي آزاد جهان و خصوصا دولت دوست ما آمريکا در اين موضوع مهم از معاضدت به آمال ملي ايران خودداري نخواهد کرد». سوال: آمريکايي که دکتر مصدق درباره آن اينگونه صحبت مي‌کند، چه آمريکايي است؟! ترومن همان شخصي است که در زمان رياست‌جمهوري‌اش بمب اتم در هيروشيما و ناکازاکي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و دکتر مصدق در اين نامه از فداکاري‌هاي آن ملت نيک‌نهاد(!) در 2 جنگ اخير جهاني تمجيد مي‌کند. قبل از نامه آقاي مصدق وزارت خارجه آمريکا در بيانيه‌هايي گفته «چون ايران يکجانبه عمل کرده در بحث ملي شدن صنعت نفت ما از اين جريان طرفداري نخواهيم کرد!» و آقاي مصدق با اين حال اينگونه با رئيس‌جمهور آمريکا نامه‌نگاري کرده ‌است. حالا پاسخي که رئيس‌جمهور آمريکا مي‌دهد چيست، رئيس‌جمهور آمريکا در پاسخ به بحث ديوان لاهه مي‌گويد: «شما و انگلستان خودتان اختلافات‌تان را با ديوان لاهه حل کنيد و آمريکا تنها نماينده‌اي جهت وساطت اعزام خواهد کرد.» و اين نماينده خودش و خانواده‌اش به گفته استاد شهبازي، دلال نفتي هستند اما آقاي مصدق از فرستادن اين نماينده ذوق‌زده مي‌شود و مي‌گويد «از اين نيت عالي صادقانه و صميمانه تقدير و تشکر مي‌نمايم بخصوص که حاضر شديد يکي از رجال مشهور آمريکا آقاي «هريمن» را به نمايندگي از خودتان به تهران اعزام کنيد». اين موضع دکتر مصدق نسبت به نامه آقاي ترومن، رئيس‌جمهور آمريکاست. يعني موضعي با حسن‌ظن و اميدواري. بله! شما نبايد هيچ راهي را به روي ديپلماسي خودتان ببنديد و به جلو پيش رويد منتها در اين‌باره بايد واقعيت‌ها را هم در نظر گرفت نه اينکه با توهم و خيال پيش رفت. در ادامه اين جريان فرستاده آمريکا «هريمن» به ايران مي‌آيد و به ديدار دکتر مصدق و آيت‌الله کاشاني مي‌رود. صحبتي که آيت‌الله کاشاني با هريمن مي‌کند اين است: «من عادت دارم که حرف‌هاي خود را خيلي صريح و روراست بگويم. تا 2 سال پيش، روي هم رفته مردم ايران نسبت به ملت آمريکا خوشبين بودند اما ديگر اين خوشبيني از ميان رفته است، زيرا مردم اين کشور ابدا خوش‌شان نمي‌آيد کشورهاي ديگر خواه دور خواه نزديک در امور داخلي آنها مداخله کنند. ما از شما هيچ چيز نمي‌خواهيم و هيچ توقع کمکي نداريم جز اينکه در کار ما مداخله نکنيد و بخصوص با انگليسي‌ها که به کشور ما فشار وارد مي‌کنند همکاري و مساعدت نکنيد». به نظرم براي شناخت آيت‌الله کاشاني و مصدق بهتر است ببينيم نظر آنها نسبت به دشمن چگونه بوده است. با اين وجود دکتر مصدق و آيت‌الله کاشاني در مساله نفت سخت ايستادگي کردند و امتياز نفتي به طرف آمريکايي ندادند و همين مساله براي مخالفان بهانه‌اي شد تا اعلام کنند مصدق مذاکرات نفتي را به بن‌بست کشاند و کاشاني هم در اين باره از موضع مصدق حمايت کرده است. مشکل مصدق اعتماد، حسن‌ظن و خوشبيني بيجايي است که به طرف‌هاي آمريکايي داشت. دکتر مصدق با انگليسي‌ها دشمن بود و با آنها مقابله کرد و سفارتخانه‌ انگليس را تعطيل و روابط سياسي با انگلستان را قطع کرد که همين مساله باعث مي‌شود ظاهر تشکيلات شبکه انگليسي به سفارت آمريکا منتقل شود اما نسبت به آمريکا خوشبيني وجود دارد و مقابله نمي‌شود. اختلافاتي از 30 تير به بعد به‌وجود مي‌آيد و شبکه آمريکايي- انگليسي- ايراني به اختلافات دامن مي‌زنند و در بين سياسيون و نشريات و در بين نظاميان يارگيري داشتند که اين مسائل به مرور منجر به تشديد اختلافات و جدايي دکتر مصدق و آيت‌الله کاشاني مي‌شود تا بتوانند کودتا را براحتي انجام دهند. در اسناد اخيرا منتشر شده آمريکا به پتانسيل وجود اختلافات اشاره شده است. در هيچ جاي اين سندها از قرابت آيت‌الله کاشاني با کودتاچيان يا با آمريکايي‌ها حرفي زده نشده ‌است. در جاهايي نقل قول مي‌کند از يک ناظري نسبت به کاشاني و در جاهايي تحليل خودش را نسبت به کاشاني ارائه مي‌دهد که بيان مي‌کند اختلاف بين آنها پتانسيل خوبي براي ادامه و تشديد و در نهايت کودتا دارد. در اين اسناد هيچ بخشي درباره ارتباط يا تاييد کودتاچي‌ها يا همکاري آيت‌الله کاشاني با کودتاچيان وجود ندارد؟ سيديزدان حبيبي: تاکنون هيچ موردي مطرح نشده، بلکه برعکس آن بيان شده‌ است. استاد عبدالله شهبازي 2 مطلب استخراج کرده‌اند که ضد اين جريان است. گزارش آمريکايي‌ها در اين رابطه با پيوند بين آيت‌الله کاشاني و دکتر مصدق به «اتحاد نامقدس» عنوان شده است. در جاي ديگر نسبت به کاشاني مي‌گويد: «ناسيوناليست افراطي متخاصم با ايالات متحده». چرا حالا روي اين بخش از اسناد کار نمي‌کنند جاي سوال است؟! اسناد منتشرشده اصلا حرف جديدي براي گفتن ندارد و تکرار و مرور حرف‌هاي قبلي است و البته به دانش ما اضافه نمي‌کند. اختلافات آيت‌الله کاشاني و دکتر مصدق اصلا احتياج به سند آمريکايي‌ها ندارد و کاملا مشخص است و در خاطرات و روزنامه‌ها بيان شده است و از اين نظر اين اسناد ارزشي ندارند. آيا در اين اسناد سانسور هم هست؟ سيديزدان حبيبي: در اسناد منتشره به گفته استاد شهبازي حدود 650 مورد سانسور وجود دارد و آقاي دهباشي هم گفته‌ حدود 800 مورد سانسور وجود دارد. شما که سندهاي‌تان را منتشر مي‌کنيد چرا آن را سانسور مي‌کنيد؟! اين نشان‌دهنده اين است که منافع کساني به خطر خواهد افتاد. اگر اسنادي قرار است منتشر شود درباره شبکه ايراني- آمريکايي- انگليسي است که ما بايد بشناسيم. مثلا در خاطرات «روزولت» که رئيس عمليات کودتاي 28 مرداد بوده است اسامي چند نفر بيان شده است مانند اسامي مستعار «برادران بوسکو»، «فرخ کيواني»، «علي جلالي» و... اين اشخاص چه کساني هستند؟! تاريخدان‌هايي مثل استاد شهبازي با توجه به قرائن در اين زمينه حدس‌هايي زده‌اند اما اسناد موجود در اين زمينه تاکنون اعلام نشده است. يا در دادگاه دکتر مصدق زماني که ايشان به حالت نزاري پشت ميز نشسته‌اند و عوامل آن دادگاه با ايشان عکس دسته‌جمعي مي‌گيرند و «شاپور ريپورتر» کنار دکتر مصدق ايستاده‌ و روي عکس امضا کرده «ماموريت انجام شد» اين شخص چه کاره بوده است که چنين امضايي روي اين عکس کرده است؟! اگر قرار است اسنادي رو شود اين سند بايد رو مي‌شد اگرنه اسناد درباره کاشاني و مصدق تکراري است و اين حرف‌ها مدام بيان شده است. به نظر مي‌آيد انتشار اين اسناد بيشتر شبيه يک نمايش است براي سرپوش گذاشتن روي اين جريانات و جنجال اخير هم از طرف جرياني براي زير سوال بردن و تسويه‌حساب سياسي با آيت‌الله کاشاني است. شايد براي به حاشيه بردن مساله تحريم‌ها و شباهت آن با تجربه اعتماد دکتر مصدق به آمريکا اين جريان به راه افتاد. اما آيا واقعا مسائل مربوط به کودتا به اتمام رسيده است و سوال ديگري نسبت به آن موقع وجود ندارد؟! مستند «آقاي نخست‌وزير» بيش از آنکه نگاه جريان‌هاي انقلابي را بررسي کند بيشتر سراغ جبهه ملي رفته که نگاه نزديک‌تري به مصدق داشتند و آن را مورد بررسي قرار داده‌است. در اين گفت‌وگوهايي که با اين افراد داشتيد نگاه آنها بعد از 60 سال به ماجراي کودتا و آمريکا چگونه بود؟ آيا پذيرفته بودند اين مسيري که رفته‌اند اشتباه بوده يا نه؟ محمدرضا امامقلي: اين مساله از 2 جنبه قابل بررسي است؛ يکي اينکه ما در رابطه با اشتباه، بپذيريم اشتباه کرديم و دوم آنکه شهامت اين را پيدا کرده باشيم که تغيير کنيم. اين بحث يعني «شهامت تغيير» از «اذعان به اشتباه»، شجاعت و صداقت بيشتري مي‌خواهد. عموما آن اتفاقي که در مصاحبه‌هاي ما با اين افراد افتاد اين بود که افرادي که عضو نهضت آزادي بودند مثل «ابراهيم يزدي» يا «هرميداس باوند» از جبهه ملي، اذعان داشتند به اينکه بله! مصدق در معادلات جهاني اشتباه کرد. آقاي يزدي اشاره مي‌کرد به اينکه «دکتر مصدق در معادلاتش نسبت به شناخت آمريکا دچار اشتباه شده بود. در صورتي که آمريکايي‌ها نظر خوشي نسبت به جنبش‌ها و حرکات ملي نداشتند. نسبت به حرکات اسلامي که ديگر اصلا نداشتند». در نهضت نفت وجوه ديني هم به‌خاطر وجود آيت‌الله کاشاني و حمايت وي بود، خب! اين اتفاق باعث مي‌شد آمريکا نظر خوشي نسبت به اين اتفاق نداشته باشد؛ حتي اگر قضيه نفت را کنار بگذاريم. اما امروز نظرات آقايان چگونه است؟! آيا اين شهامت در ما وجود دارد که دولتي که همان مسير اشتباه را رفته توصيه به تغيير کنيم؟! به هر حال بخش عظيمي از تاريخ شفاهي در سينه امثال آقاي يزدي است. آيا اين افراد عبرت‌پژوهي تاريخي را توصيه مي‌کنند به آقاياني که مي‌خواهند مثلا بروند برجام را امضا کنند؟ خير! حتي حمايت مي‌کنند از اين حرکات! مگر شما نيستيد که مي‌گوييد دولت آقاي مصدق در معادلاتش دچار اشتباه شد؟! مگر شما نيستيد که مي‌گوييد منافع ملي آمريکا با منافع ملي ايران در تضاد است؟! اصلا در بسياري از جاها با هم اختلاف بنيادي داريم. همين شما هستيد که مي‌گفتيد آمريکا عليه دولت مصدق کودتا کرد. آيا امروز هم همين تصور هست؟ اگر هست چرا شما به آقايان توصيه نمي‌کنيد که ما آن روزها را ديده‌ايم، شما تکرار نکنيد؛ آمريکا غيرقابل اعتماد است؟! چرا اين مساله را يک بار در مصاحبه‌هاي‌تان نمي‌گوييد؟! اينکه همان آمريکاست. در عين حال داريد حمايت مي‌کنيد. اين يک بخشي ‌از موضوع است. يعني شهامت تغيير وجود ندارد، چون اين راه را که آمديم حالا گفتن اينکه آمريکا غيرقابل اعتماد است لزوما شهامت مي‌خواهد. بخش عمده‌اش هم مربوط به قوه ايمان يک فرد است که اينجا شهامت داشته باشد که بحث جداگانه‌اي است. موضع اين افراد نسبت به آيت‌الله کاشاني چه بود؟ اينکه آيت‌الله کاشاني با کودتاگران همراه بوده؟ نگاه جبهه ملي و نگاه جريان آنها نسبت به موضع آيت‌الله کاشاني به آمريکايي‌ها چطور بوده؟ محمدرضا امامقلي: با يک سوال واضح و روشن، از همين آقايان پرسيدم چه کسي مي‌تواند نقش آيت‌الله کاشاني را در 30 تير 31 کتمان کند؟ شخص آقاي يزدي اشاره مي‌کند «بايد انصاف داد که بيانيه کاشاني بود که روز 30 تير مردم را به خيابان‌ها کشاند». اگر اين بيانيه نبود، قطعا دوباره دولت مصدق روي کار نمي‌آمد. روز 30 تير شهيد داديم براي اينکه دکتر مصدق به دولت بازگردد. آيا نقش آيت‌الله کاشاني در اينجا بارز نيست؟ چه کسي مي‌تواند بگويد نبوده؟ آقاي مهندس توسلي مي‌گويد بوده. ايشان مي‌گويد «بايد ذکر خير بکنم از بيانيه اعلام جهاد آقاي کاشاني که نقش بسزايي در روند و جريان نهضت داشت». اينها را آقاي توسلي مي‌گويد اما چرا درباره 30 تير هيچ‌کدام از اين حرف‌هاي آقايان که صادقانه هم زده شد مرجع افرادي که کاشاني را متهم مي‌کنند نيست؟ امروز برخي درباره 28 مرداد فقط حرف مي‌زنند که سندي هم ندارند که ارائه کنند و سعي مي‌کنند چهره کاشاني و امثالهم را مخدوش کنند. به نظرم اصلا نقل دعواي مصدق و کاشاني و اينکه ابتدا با هم بودند و بعد جدا شدند و قس علي هذا- هر سال هم اين را دوباره فضايي برايش ايجاد مي‌کنند- کاملا عمليات رواني است و جنبه رواني آن هم براي اين موضوع است که امثال فلان روزنامه با وقاحت تمام در روزي که ايران تحريم شده، در روزي که برجام نقض شده، تيتر از مصدق و کاشاني و حضور کاشاني در کودتا بزند! اينها يعني چه؟ چرا به اين نمي‌پردازيد که آمريکاي خبيث خودش اعتراف مي‌کند به کودتا عليه دولت ملي و آزادي‌خواه مصدق؟ چرا فرافکني مي‌کنيد؟ چرا فرار به جلو مي‌کنيد؟ بايد بپذيريم آمريکا غيرقابل اعتماد است. بايد بپذيريم آمريکا در ايران کودتايي را انجام داده که ملت ما را شايد يک قرن عقب انداخته. به اذعان پژوهشگران، يک کودتا نزديک يک قرن، يک مملکت را عقب مي‌اندازد. خب! آمريکا که همان است، چرا نسبت به آن موضع نمي‌گيريد؟ نکته بارز اين است که درگيري مصدق و کاشاني مي‌پردازيم و اصل کودتا را فراموش مي‌کنيم. محمدرضا امامقلي: به نظرم هدف همين است. کليد رمزش هم اين است که دعواي مصدق و کاشاني را دوباره پررنگ کنيم. چرا؟ چون تحريم شديم. مشابه اين اسناد در سال 2001 هم منتشر شد و امروز واقعا چيز جديدي منتشر نشده و حرف خاصي گفته نشده. آمريکا به اين فضا دامن مي‌زند چون اگر افکار و اذهان عمومي درگير اين بحث نباشد، آنچه محل بحث است آمريکا و خصومت آن است. موضوع اصلي را که تحريم آمريکايي، کودتاي آمريکايي و خصومت آمريکايي است، اين مطبوعات کذايي به حاشيه مي‌کشند. بايد لوله تفنگ‌مان به سوي آمريکا باشد، اگر انگشت اتهام هست بايد به سوي آمريکا باشد که در مملکت ما کودتا کرده! حالا اينها تلاش مي‌کنند ما آمريکا را کنار بگذاريم تا تطهير آمريکا راحت صورت گيرد. چرا بايد آمريکا تطهير شود؟ چون دارند از دولتي حمايت مي‌کنند که دارد با آمريکا مذاکره مي‌کند و به آمريکا لبخند مي‌زند. به‌خاطر اينکه از وي حمايت کنند مجبور به تطهير آمريکا هستند که اين کمال وقاحت است. از طرف ديگر هم برخي به اصطلاح خودشان دغدغه‌مند شروع مي‌کنند در رثاي آيت‌الله کاشاني و تخريب مصدق سخن گفتن که اين هم روا نيست و بازي در زمين دشمن است. به نظر مي‌رسد اينکه کاشاني با کودتا همراه بوده همانقدر کم‌دقت است که بررسي 30 تير به سادگي آن را زير سوال مي‌برد. سيديزدان حبيبي: مساله خيلي جالب است. اگر کاشاني مخالف مصدق بود و مي‌خواست نباشد، 30 تير فرصت خيلي خوبي بود. خود مصدق استعفا کرده، شاه هم که شخص ديگري را سرکار قرار داده، پس نيازي هم به کودتا نيست. چرا بايد کار ديگري بکنيم؟! اتفاقا در آن شرايط کاشاني مي‌توانست موضع بسيار بالايي هم بگيرد و بگويد ما همه کارها را کرديم و طرف هم استعفا کرد رفت. چون واقعا هم چنين بود. استعفا کرد رفت. 4-3 روز در خانه بود تا زماني که 30 تير شد و مردم به صحنه آمدند. مي‌توانست ولي اين کار را نکرد. کاشاني از خودش هزينه کرد، مردم را به ميدان آورد تا مصدق دوباره برگردد. تاسف در اينجاست که جرياني در زمان تحريم مجدد آمريکا و انتشار اسناد کودتاي آمريکايي به جاي اينکه دنبال ترند کردن و هشتگ زدن «#کودتا آمريکا» باشند، «#کودتا کاشاني» مي‌نويسند. حالا اين دولت فعلي خيلي دوست دارد خودش را مانند مصدق نشان دهد؛ اما آيا مصدق همه‌جا به آمريکا اعتماد کرد؟ همه جا امتياز داد؟ محمدرضا امامقلي: اتفاقا خوب است از همين جنبه بحث کنيم و خود اعضاي جبهه ملي را بياوريم بحث کنيم. بياييم از همين جنبه، دکتر مصدق را نگاه کنيم که کجا دکتر مصدق به آمريکا اعتماد کرد، کجا نکرد؟ جاهايي هست که دکتر مصدق به آمريکا اعتماد نکرد. در مذاکرات نفت به آمريکا اعتماد نکرد يعني از حق ايران نگذشت. چشم‌پوشي نکرد که بگويد حالا به توافق و جمع‌بندي برسم؛ بقيه هر چه شد. اگر طرفدار مصدق هستيم و ادعاي پيروي از وي مي‌کنيم بايد اين جنبه‌اش را هم ببينيم. مصدق در مذاکرات به آمريکا امتياز نداد ولو اينکه دست‌شان را در مسائل داخلي ايران باز گذاشت ولو اينکه به آنها اميد داشت ولو اينکه آنها مي‌خواهند براي رفع مشکلات ما کمک اقتصادي کنند. حالا اين مساله آمريکا و... بحث جديدي نيست. سيديزدان حبيبي: اينکه مصدق سر مسائل سياسي و اقتصادي اعتماد کرد و اينکه نبايد اعتماد مي‌کرد و اين مسائل، حرف جديدي نيست و اتفاقا فقط حرف حزب‌اللهي‌ها هم نيست. شما کتاب خاطرات آقاي اصغر پارسا به نام «فرزند خصال خويشتن» را بخوانيد. ايشان نماينده مجلس هفدهم بوده و «سخنگوي فراکسيون جبهه ملي». در بحث‌هاي ديوان لاهه به عنوان کارشناس حضور جدي داشته و يک سفر با آقاي مکي به آمريکا دارند و مذاکرات مختلفي صورت مي‌گيرد. ايشان بعد از سفر آمريکا، نطقي در مجلس مي‌کند که به بيان چند جمله از آن اکتفا مي‌کنم. ايشان طرفدار دکتر مصدق است که بعد از کودتا به زندان افتاده و از اعضاي جبهه ملي در سال‌هاي بعد از کودتا و بعد از انقلاب اسلامي است. چند جمله از نطق ايشان به اين صورت است: «قبل از ورود در مطلب مقدمتا بايد اظهار نمايم ملت رشيد ايران و دولت جناب آقاي مصدق همانطور که تاکنون فقط با عنايت رباني و به اتکاي ملت وطن‌پرست رشيد و غيور در مبارزات نفت توفيق حاصل نموده و دست استعمارگران بيگانه را از دامن وطن کوتاه کرده‌اند نبايد در ادامه اين مبارزه زياد اميدوار به کمک بيگانگان اعم از شمال و جنوب و شرق و غرب باشند بلکه اتکا بايد به قدرت مقاومت و فعاليت ملت بوده و اين گره را به سرپنجه توان خود بگشايند و کلام استاد سخن نظامي را متذکر گردم که «چون شير به خود سپه‌شکن باش/ فرزند خصال خويشتن باش». خود آقايان ملاحظه مي‌فرمايند با تمام تظاهرات دوستان و غمخواري‌هايي که از اطراف و جوانب و از بلوک‌هاي به اصطلاح غربي و شرقي در اين باب شده، کوچک‌ترين مساعدتي به ملت رشيد ايران نشده و فقط به تعارفات لفظي اکتفا گرديده است». بعد توضيح راجع به آمريکا مي‌دهد که آمريکا در اين قضيه دنبال چيست. مثال از ملت مکزيک مي‌آورد که آنها چگونه مبارزه کردند. توضيح مي‌دهد که راجع به انگليس که کمپاني‌هاي نفتي انگليس و آمريکايي‌ها چه وضعيتي دارند و اما صحبت آخرش: «جناب آقاي دکتر مصدق! ملت از اينکه تحت رهبري و مجاهدت‌هاي شبانه‌روزي و فعاليت خستگي‌ناپذير جنابعالي به پيروزي سياسي عظيمي در مبارزه با بيگانگان نايل آمدند قدردان است و شما را به‌عنوان يک قهرمان بزرگ ملي تقدير مي‌کند و انتظار دارد اين رهبر بزرگ به مبارزه عظيم ديگري که مبارزه با فساد و ارتشا و تسويه دستگاه‌هاي اداري و طرد ايادي استعمار و نوکران بيگانه از آن دستگاه هست، دست بزنيد. جناب آقاي نخست‌وزير! ملت پشت‌سر شماست و از اينکه اصلاحات داخلي به کندي پيش مي‌رود و مبارزه با فساد در ادارات و وزارتخانه شروع نشده نگران است. جناب آقاي نخست وزير! در سايه ارشادات جنابعالي و آيت‌الله کاشاني و ساير همکاران، ملت در 30 تير قرباني داد و از شما انتظار دارد که روز 30 تير منشأ تحولات بزرگ اجتماعي- اداري گردد ولي اکنون با کمال تاسف مشاهده مي‌کند همان ايادي اختناق ملت در پشت ميز ادارات نشسته و چون حاکمان در زمان معزولي به ظاهر بايزيد شده‌اند، در صورتي که در خفا تيشه به ريشه ملت مي‌زنند». اين نطق مربوط به 8 آبان 1331 است. اکنون مشخص است اينها حتي اگر بخواهيم مقابله و بررسي کنيم رفتارشان نسبت به دولت فعلي بسيار عاقلانه‌تر بوده نسبت به آمريکا. محمدرضا امامقلي: قطعا همين است. سال 30 يک رسانه خارجي مصاحبه‌اي با آيت‌الله کاشاني پيرامون ايران مي‌کند. 14 خرداد سال 30، «اسميت» رئيس خبرگزاري اينترنشنال‌تايمز با آيت‌الله کاشاني مصاحبه‌اي مي‌کند. اواسط مصاحبه مي‌پرسد اگر انگليسي‌ها دخالت مسلحانه کنند آيا شما حکم جهاد مي‌دهيد يا نه. ايشان مي‌گويند: «به طور قطع اين کار را خواهم کرد و امروز با اينکه چنين حکمي صادر نشده از تمام ولايات هر روز صدها تلگراف و نامه به دست من مي‌رسد که مردم جانبازي خود را اعلام مي‌دارند.» و در ادامه در ارتباط با آمريکا پرسيده مي‌شود نظرتان درباره آمريکا چيست؟ ايشان مي‌گويند: «اگر آمريکا از انگلستان دفاع کند مورد بغض و نفرت مردم واقع خواهد شد. همانطور که در فلسطين با پشتيباني از يهوديان، دشمني عالم اسلام را به خود جلب کرد». اين همان کاشاني‌اي است که متهم به همکاري با آمريکا براي کودتا مي‌شود. در ادامه باز درباره آمريکا از ايشان سوال مي‌شود و پاسخ ايشان اين است: «آمريکا تاکنون علنا از انگلستان جانبداري نکرده ولي تراوش‌هايي ديده مي‌شود که بوي جانبداري از آن مي‌آيد چنانکه درباره فلسطين نيز انگلستان آمريکا را گول زد و دست و پاي وي را بند کرد و وي را مبغوض و منفور 70 ميليون عرب و عالم اسلام نمود و در ايران نيز انگليس چنين سياستي را تعقيب مي‌کند.» يعني آيت‌الله کاشاني 2 سال قبل از کودتا در رابطه با ارتباط آمريکا و انگليس و توطئه آنها در مورد ايران و مقابله با نهضت‌هايي مثل نهضت ملي نفت بيم دارد. در آن زمان که بحث فلسطين را هم مطرح مي‌کنند باز هم جاي بحث دارد يعني نسبت آيت‌الله کاشاني و مساله فلسطين و فضاي ايران. سيديزدان حبيبي: حتي نسبت مصدق با فلسطين. مصدق همراه فلسطين بوده. آن زمان قطع روابط با اسرائيل داشته‌اند اما اينها گفته نمي‌شود و دوست ندارند به اين مسائل بپردازند، اين ديگر مصدق دلخواه آنها نمي‌شود! اگر مصدق را مي‌خواهند بايد همه‌اش را بخواهند. نمي‌شود گزينشي برخورد کرد. بايد همه را با هم بخواهند. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد