ايسنا/
متن پيش رو در ايسنا منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
بيشتر از ۱۴۰ سال پيش توماس هاکسلي، زيستشناس انگليسي در سرمقاله نخستين شماره از مجله نيچر نوشت: آب از مرزهاي سياسي تبعيت نميکند، اما کشورهايي که مرزهاي مشترک آبي دارند نميتوانند از هم منفک شوند و اين قدرت آب است که ميان آنها- چه بخواهند و چه نخواهند- پيوندي ناگسستني ايجاد ميکند.
چگونگي استفاده و مديريت اين منابع آبي محدود اهميت زيادي دارد، اما در بسياري از نقاط جهان، اين انسان است که به بزرگترين تهديد در استفاده از منابع آبي تبديل شده است. از همه بدتر اينکه انسان هر زمان که احساس نياز کند از منابع آبي مشترک به عنوان اسلحهاي براي تسلط سياسي، اقتصادي، ژئوپولتيک و سرکوب نظامي استفاده ميکند. برخي معتقدند که هيچ نقطهاي در دنيا وجود ندارد که همچون آسيا مستعد درگيري بر سر منابع باشد.
حقايق، صريح و خشن هستند: سرانه دسترسي به آب شيرين در بخشهايي از آسيا از جمله در خاورميانه ۱۰ برابر کمتر از ميانگين جهاني است. علاوه بر اين افزايش دماي هوا موجب شده که فصل رشد در خاورميانه ۱۸ روز کمتر از گذشته باشد. پيشبيني ميشود در پايان اين قرن توليد محصولات کشاورزي در اين منطقه ۲۷ تا ۵۵ درصد کمتر شود. بنا بر اعلام آژانس راهبردي ملل متحد در زمينه خوار و بار و کشاورزي، تا پايان سال ۲۰۵۰ منابع آبي خاورميانه ۵۰ درصد کاهش پيدا خواهد کرد.
براي حمايت از جمعيت جهان که تا سال ۲۰۵۰ به ۹.۷ ميليارد نفر خواهد رسيد، لازم است توليد غذا ۶۰ درصد و تقاضاي آب ۵۵ درصد افزايش پيدا کند. اما وضعيت در آسيا بدتر است؛ براساس چشمانداز توسعه آبي آسيا (AWDO)، ۳.۴ ميليارد نفر جمعيت ساکن در اين قاره به ۱۰۰ درصد غذاي بيشتري نياز خواهند داشت که بايد از منابع در حال نقصان و غير قابل جايگزين فعلي تامين شود.
بر اساس گزارش توسعه جهاني آب که از سوي سازمان ملل منتشر شده، بيش از ۱.۴ ميليارد نفر يا ۴۲ درصد از کل نيروي کار فعال جهان خصوصا در نواحي از آسيا که شغل اغلب مردم کشاورزي است، شديدا به آب وابستهاند.
با کاهش بارانهاي موسمي نامنظم که بيش از نيمي از کشاورزي آسيا وابسته به آن است، بسياري از کشاورزان براي آبياري محصولاتشان به آبهاي زيرزميني متوسل ميشوند که استخراج آن به ندرت پايش ميشود. بنابر اعلام سازمان خوار و بار و کشاورزي ملل متحد (FAO) ۷۰ درصد از استخراج آبهاي زيرزميني جهان در آسيا روي ميدهد که رقم قابل توجهي است. هند، چين و پاکستان بزرگترين مصرفکنندگان اين آبهاي با ارزش هستند.
بنا بر اعلام AWDO تا سال ۲۰۵۰ دست کم ۳.۴ ميليارد نفر يا ۴۰ درصد از جمعيت جهان در نواحي با تنش آبي زندگي خواهند کرد. اين رقم در واقع ترکيبي است از جمعيت هند، چين، پاکستان و بنگلادش در سال ۲۰۵۰.
اين وضعيت هشدار دهنده باعث شده مدير ارشد فائو درخواست اقدامات فوري بکند. خوزه گرازيانو دا سيلوا ميگويد: دسترسي به آب يک نياز اساسي براي تامين امنيت غذايي، سلامت انسانها و کشاورزي است و قحطي آب در شمال افريقا و خاورميانه چالش بزرگي است که به اقدامات فوري و گسترده نياز دارد.
گزارشي که سال گذشته از سوي مجمع جهاني اقتصاد منتشر شد ميگويد در طول ۱۰ سال آينده بحران آب تاثيرگذارترين ريسک جهاني خواهد بود.
افزايش جمعيت در نواحي در حال توسعه همچون آسيا، فشار ناپايداري بر منابع وارد ميکند و باعث ميشود امنيت آب به يک موضوع سياسي بدل شود. به عنوان مثال، اقدام قرقيزستان در خصوص اجراي طرحهاي برقآبي در حوضه آرال باعث شد در طول سالهاي ۱۹۹۶-۱۹۹۳ رابطه اين کشور با ازبکستان به مرز بحراني برسد. ازبکستان تهديد کرد که در صورت تکميل اين سدها قرارداد تبادل گاز با قرقيزستان را لغو ميکند و اين اولينباري بود که کشورهاي آسياي مرکزي از منابع آبي به عنوان يک قدرت نفوذ استراتژيک استفاده کردند.
جنگهاي باستاني چين، هند و پاکستان بر سر منابع آب
از گذشته چين، هند، پاکستان و بنگلادش جنگهاي ارضي بين خودشان داشتهاند و چشمانداز روابط بين آنها بسيار محتاطانه است. تاريخ اين منطقه پر است از درگيريهاي ارضي و مذهب و اختلافات قومي و نژادي که به بيثباتي منطقه دامن ميزنند.
سپتامبر سال گذشته نخست وزير هندوستان تصميم گرفت معاهده آبي با پاکستان را مورد بازبيني قرار دهد. نقض اين تفاهمنامه ميتواند دولت پاکستان را زمينگير و هند را بدون توپ و تانک برنده جنگي نامرئي بين دوکشور کند و اين براي پاکستان يک هشدار جدي است. اين تصميم در واقع پاسخي بود به حملات تروريستي پاکستان به پايگاه ارتش هند در کشمير که طي آن ۱۸ سرباز هندي کشته شدند.
در همان زمان چين در قالب بخشي از پروژه آبي ۷۴۰ ميليون دلاري لالهو در حوزه خودمختار تبت، يکي از انشعابات رودخانه يانگتسه را مسدود کرد. رودخانه يانگتسه از رشته کوههاي هيماليا سرچشمه ميگيرد و بخش بالادستي براهماپوترا در هند را تشکيل ميدهد و پس از آن وارد بنگلادش ميشود.
اقدام چين در واقع هشداري به هند بود. برخي تحليلگران بر اين باورند که پکن سعي داشت داکا را تشويف کند بر سر آبهاي مشترک براهماپوترا بر ضد هند موقعيت دفاعي در پيش بگيرد، در نتيجه اتحاد بين بنگلادش و هند دچار تنش شود. چين به اين ترتيب ميتواند از آبهاي رودخانه به عنوان ابزاري درمذاکرات سياسي بهره ببرد.
هم هند و هم چين ساخت نيروگاههاي آبي عظيم را در برنامه کاري خود قرار دادهاند. چين براي صنعتي شدن و هند براي تامين نيازهاي جمعيت رو به رشدش. سدها مزاياي زيادي دارند، اما بدون وجود معاهدات جامع و فراگير در خصوص اشتراک سهم آب، ايالتهاي وابسته به رودخانه که در پاييندست مستقرند، ضرر ميکنند و اين ميتواند در آينده به بحرانها دامن بزند. معاهداتي در زمينه اشتراک آب بين هند و پاکستان و بنگلادش وجود دارد، اما به جز همکاري در زمينه به اشتراکگذاري دادههاي هيدرولوژيکي، هيچ معاهدهاي با چين بسته نشده است.
منابع آب شيرين قابل تجديد پاکستان به ازاي هر نفر تنها ۲۹۷ مترمکعب است. اين رقم در بنگلادش ۶۶۰، در هند ۱۱۱۶ و در چين ۲۰۶۲ مترمکعب است. وقتي دسترسي سالانه به آب به کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب به ازا هر نفر برسد، ناحيه تحت تنش آبي است و وقتي اين رقم ۱۰۰۰ مترمعکب باشد، به اين معني است که منطقه وارد بحران کمآبي شده است.
مناقشات ترکيه، عراق، ايران و سوريه در حوزه دو رود دجله و فرات
يکي ديگر از حوزههاي پرمناقشه درخاورميانه، حوزه دو رود دجله و فرات است. سرچشمه هر دو رود جنوب ترکيه است. با ورود به عراق اين دو رودخانه به يکديگر پيوسته و در نهايت راهي خليج فارس ميشود. سدسازي صورت گرفته در چهار دهه اخير در سوريه، عراق و به ويژه طرح GAP در ترکيه موجب بروز بحرانهاي جديدي در اين منطقه شده است.
«پروژه آناتولي جنوب شرقي» يا GAP يکي از بزرگترين پروژههاي آبي جهان و بزرگترين پروژه توسعهاي ترکيه است. طبق اين پروژه قرار است تا سال ۲۰۲۳ ميلادي ۲۲ سد روي دجله و فرات ساخته شود. تنها يکي از آنها سد آتاتورک است که حدود ۴۹ ميليارد متر مکعب گنجايش دارد که برابر است با گنجايش ۶۵۰ سد ايران.
طبق معاهده سال ۱۹۸۰ ترکيه پذيرفت که حداقل دبي ۵۰۰ متر مکعب بر ثانيه از آب فرات را براي عراق و سوريه تامين کند، اما اين امر در عمل تحقق نيافت و در مواردي تا ۲۵۰ متر مکعب نيز کاهش يافت. با بسته شدن سرشاخهها، اراضي کشاورزي سوريه با مشکلات زيادي روبهرو شد و خشکسالي روستاها را خالي از سکنه کرد. برخي کارشناسان بر اين باورند که علت اصلي آغاز بحران سوريه در سال ۲۰۱۱ بهار عربي نبود بلکه بحران آب بود. آنها معتقدند جنگ آب در خاورميانه از هم اکنون شروع شده و ترکشهاي اين جنگ است که به تن سوريه اصابت ميکند.
علاوه بر اين داعش نيز پيوسته تلاش کرده در جنگ عليه دولت عراق از آب به عنوان يک سلاح استفاده کند. تروريستهاي داعش دريچه سدهاي تحت کنترل خود را ميبستند تا آبي که از غرب وارد دجله و فرات ميشود، کاهش پيدا کند.
ترکيه، سوريه و عراق تنها کشورهاي درگير حوضه آبريز دجله و فرات نيستند، بلکه ايران هم متاثر از آن است. بينالنهرين با مجموعه تالابهاي هورالعظيم و هورالهويزه يکي از نخستين سرچشمههاي تمدن بشري بوده که در حال حاضر تبديل به بزرگترين کانون گرد و غبار در منطقه شده است.
همکاريهاي آبي نافرجام بين ايران، ترکمنستان و افغانستان
با وجود پيوندهاي تاريخي، فرهنگي و جغرافيايي بين ايران، ترکمنستان و افغانستان، همکاري آنها بر سر آب محدود است. سد دوستي يک نمونه از همکاريهاي بين ايران و ترکمنستان است که به دليل در نظر نگرفتن طرف سوم يعني افغانستان در حال حاضر با مشکلاتي روبهرو شده است. کشور افغانستان با توجه به ثبات نسبي و نياز شديدش به آب ساخت دو سد بر روي رودخانه هريرود را آغاز کرده است. ساخت اين سدها، رواناب ورودي به سد دوستي را به شدت تحت تاثير قرار ميدهد. با اين شرايط، استفاده از آب سد دوستي براي تامين آب شرب شهر مشهد عملا بيفايده است و مشکل کمآبي اين شهر را برطرف نميکند.
قراردادهاي آبي بين ايران و افغانستان از ۱۳۰ سال پيش تا کنون معطوف به آبهاي سطحي به ويژه استفاده از آب هيرمند بوده و سهم ايران در هر قرارداد در مقايسه با قبل کمتر شده است. افغانستان با استفاده از مزيت بالادست بودن، ايران را به انفعال کشانده است.
آيندهاي نامعلوم
دانشمندان ميگويند خاور ميانه و شمال آفريقا تا چند دهه آينده به سرزمينهاي غير قابل سکونت تبديل خواهند شد، چرا که در طول ۴۰ سال اخير سطح آبهاي شيرين قابل دسترس در اين مناطق به دو سوم کاهش پيدا کرده است. بر اساس گزارش موسسه مشاوره نظامي جهاني در خصوص تغيير اقليم وقتي نتوان رقابت بر سر منابع طبيعي کمياب را با همکاري حل کرد، تهديدهاي امنيتي ظاهر ميشوند و جنگهاي خشونتآميز رخ ميدهند.
از سوي ديگر برخي معتقدند که بيشتر روابط بينالمللي مرتبط با آب، مشارکتي هستند و آب ميتواند ابزاري براي افزايش مشارکت بين دولتها باشد. براي نمونه در فاصله سالهاي ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۵، تنها ۲۸ درصد از کل وقايع بينالمللي مرتبط با آب تنشزا بوده است. در پنجاه سال اخير ۱۸۳۱ رويداد در زمينه آب در جهان رخ داده که ۱۲۲۸ مورد مشارکت و ۵۰۷ مورد اتفاقات تنشمحور بوده است. آنها بر اين باورند که منابع مشترک آبي نه تنها تضاد و تنش بين کشورها را کاهش ميدهد، بلکه به بهبود روابط و افزايش سطح مشارکت و همکاريهاي بينالمللي کمک ميکند.
منابع
http://www.aljazeera.com
https://www.thethirdpole.net
http://www.ipsnews.net
http://tabyincenter.ir
http://www.aljazeera.com
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار