مشرق/
متن پيش رو در مشرق منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
در سال ۲۰۱۵ چين در توافقي دوجانبه با پاکستان بندر گوادر را به مدت ۴۰ سال اجاره کرد. يک سال بعد چين اولين محمولههاي تجاري خود را از طريق بندر گوادر منتقل کرد تا به رؤياي خود جامه عمل بپوشاند.
بندر گوادر پاکستان در جنوب غربي اين کشور قرار دارد. اين بندر در نزديکي تنگه هرمز و مشرف به درياي عمان و اقيانوس هند و در نزديکي بندر مکران قرار دارد. منطقه اي که يک سوم تجارت جهاني نفت از طريق آن انجام ميشود. از سال ۱۹۷۷ گوادر تحت حاکميت عمان قرار داشت، اما در سال ۱۹۵۸ به مالکيت پاکستان درآمد. اين بندر تا سال ۲۰۰۲ بدون استفاده بود تا اينکه چين به دنبال پروژهاي براي تسلط بر اين شاهراه آبي مهم و استفاده حداکثري از آن افتاد.
اهميت اين بندر اين بود که در نزديکي چين قرار داشت و چينيها با عبور از عرض پاکستان ميتوانستند خيلي زود خود را به اين بندر اقتصادي حياتي برسانند.
چينيها بويژه در منطقه شين جيانگ، اين بندر را از سواحل شرقي خود نزديکتر ميدانستند، علاوه بر اينکه استفاده از آن، مسير دريايي آنها را به بازار پر مصرف خاورميانه هر چه بيشتر نزديک ميکرد. پاکستان نيز از اينکه بتواند اين بندر متروک را به بندري براي لنگر انداختن کشتيهاي غول پيکر نفتکش و تجاري تبديل کند، بدش نميآمد.
اين معادلات باعث شد چين مسيري زميني را در عرض پاکستان احداث کند تا خود را به گوادر برساند و از آنجا به ساير کشورهاي حاشيه خليج فارس و خاورميانه دسترسي سريعتري داشته باشد. در سال ۲۰۱۳ چين در چارچوب تلاش براي تبديل شدن به قدرت برتر اقتصادي در جهان، پروژه بزرگ خود را تحت عنوان کمربند واحد و مسير واحد کليد زد.
اين پروژه شامل چند مسير زميني و دريايي بود که با همکاري ۶۸ دولت احداث ميشد و هدف از آن رساندن کالاهاي چيني به صورت مستقيم به اروپا و خاورميانه بود. هزينه سرمايهگذاري ساليانه در اين پروژه بالغ بر ۱۵۰ ميليارد دلار ارزيابي شد، اما با اين وجود اين پروژه ميتواند کمربند زميني و مسيري دريايي را ايجاد کند که چين را به شاهراه اقتصادي دنيا تبديل کند. البته پروژه چين منحصر به بندر گوادر نشد و از ۶ مسير اصلي تشکيل شده بود. اين پروژه علاوه بر غرب آسيا شامل شمال اروپا و جنوب روسيه و شرق آسيا نيز ميشد و تا سواحل درياي مديترانه نيز پيش ميرفت. طول اين مسير ۱۸ هزار کيلومتر بود و از ۹ کشور منطقه عبور ميکرد.
در سال ۲۰۱۵ چين در توافقي دوجانبه با پاکستان بندر گوادر را به مدت ۴۰ سال اجاره کرد. چين از آمادگي خود براي سرمايه گذاري ۴.۵ ميليارد دلاري در اين منطقه براي احداث هتلها و فرودگاهها و احداث مسيرهاي مواصلاتي و ديگر زيرساختهاي مورد نياز خود در اين منطقه خبر داد.
يک سال بعد چين اولين محمولههاي تجاري خود را از طريق بندر گوادر منتقل کرد تا به رؤياي خود جامه عمل بپوشاند. مسير زميني اقليم شين جيانگ چين تا درياي عمان ۳۰۰۰ کيلومتر بود.
در طرف ديگر اين معادله دبي قرار دارد که تلاش دارد خود را به يک مرکز جهاني بازرگاني و تجارت و گردشگري در دنيا تبديل کند. البته اين منطقه اقتصادي فاقد هرگونه منابع طبيعي است و اقتصاد خود ا بر روي بخش خدماتي بنا گذاشته است. دبي خدمات خود را از طريق بنادر بزرگ خود نظير بندر راشد و منطقه جبل علي ارائه ميدهد. اين بدان معنا است که تا زماني که کشتيهاي غول پيکر قصد عبور از دبي را داشته باشند، اين بندر مهم منطقه اي در سلامت خواهد بود، اما اگر روزي اين واقعيت تغيير کند، چه اتفاقي خواهد افتاد؟
امارات به همين علت تلاش زيادي به کار بست تا بتواند جلوي پروژه چين و پاکستان را بگيرد. اين تلاشها در دو مسير متفاوت دنبال شد. بخش اول حمايت از مخالفان پاکستان در برابر نواز شريف نخستوزير اين کشور بود.
همکاري استراتژيک چين و پاکستان
اين تلاشها در جولاي سال ۲۰۱۷ به ثمر نشست. رسانههاي وابسته به امارات پروندههاي گستردهاي را در رابطه با فساد مسئولان پاکستاني منتشر کردند.
محور دوم تلاشهاي امارات، تلاش براي ايجاد يک ائتلاف منطقهاي از تمامي کشورهايي بود که بازنده اين پروژه بزرگ اقتصادي بودند. در همين راستا امارات به دنبال ائتلاف با هند به عنوان دشمن سنتي پاکستان برآمد.
نارندا مودي نخستوزير هند در همان سالِ امضاي توافق مذکور ميان پاکستان و چين به امارات سفر کرد. اين اولين سفر نخست وزير هند به امارات از ۳۷ سال پيش تاکنون بود.
هنديها نيز پروژه گوادر را در تناقض با امنيت ملي خود برآورد ميکنند. علاوه بر اينکه آنها چين را دشمن سنتي خود ميدانند و هر نوع دستاورد اين کشور در ابعاد اقتصادي و تجاري را براي خود يک شکست قلمداد ميکنند، بايد گفت که اين پروژه از منطقه مورد تنازع کشمير عبور مي کند و به اين معني است که کشمير پس از اين در ثبات وضعيت موجود، مورد حمايت چين قرار خواهد داشت.
تشديد اختلاف چين و هند با رونق بندر گوادر
آمريکا نيز به عنوان بزرگترين رقيب تجاري چين در جهان که اولويت اصلي خود را مبارزه با فعاليت هاي اقتصادي اين کشور و تسلط بر بازار تجارت و اقتصاد جهان قرار داده، با اين پروژه مخالف بود. آمريکاييها معتقد بودند اين پروژه ميتواند قواعد تجارت خاورميانه را تا حد زيادي تغيير دهد.
در اين ميان قطر نيز خود را وارد اين بازي کرد و ۱۵ درصد از سرمايهگذاريهاي اين مسير را تامين کرد تا خود را وارد اين رقابت منطقهاي کند. روسيه نيز از پروژه چين در بندر گوادر حمايت کرد.
مسکو اين طرح را نقطه مثبت ديگري در افزايش روزافزون نفوذ خود در منطقه غرب آسيا و خاورميانه ميداند. به اين ترتيب بندر متروکه پاکستاني به يکي از نقاط عطف رقابتهاي بينالمللي براي نفوذ در منطقه و تثبيت حاکميت در آن تبديل شد.
با اين وجود عميق ترين نگرانيها در اين پروژه متعلق به امارات است که راهاندازي کامل بندر گوادر را به معني پايان کارکرد بندر دبي به عنوان يک مرکز تجارت جهاني براي خود ميداند. کارشناسان معتقدند که روند تحولات به همين صورت باشد تا ۱۰ سال آينده دبي به بندري ورشکسته تبديل خواهد شد و گوادر با تکيهاي که بر اقتصاد و صنعت بزرگ چين دارد، خود را به عنوان جايگزين اين بندر تثبيت خواهد کرد.
تلاش جايگزين امارات براي اشغال سقطري
برخي تحليلگران اصرار امارات متحده عربي مبني بر اشغال بندر سقطري يمن را در رابطه با تلاشهاي بازدارنده براي جلوگيري از جايگزيني بندر گوادر و ورشکستگي دبي ارزيابي مي کنند.
دولت امارات با اشغال اين بندر راهبردي تلاش دارد کنترل آبراهه باب المندب و ورودي و خروجي آن را به صورت کامل تحت کنترل خود قرار دهد و به اين ترتيب تا حد قابل توجهي از اهميت بندر گوادر پاکستان براي انتقال کالاهاي چيني به کشورهاي اروپايي کاسته ميشود. گرچه چين مسيرهاي جايگزين را از شمال سوريه و از طريق مسيرهاي مواصلاتي زميني دارد، اما همواره مسيرهاي دريايي از آسان ترين و امنترين مسيرها براي انتقال کالاهاي مختلف ميان کشور به شمار رفته و اقبال فراواني نسبت به آنها وجود دارد.
علاوه بر اينها امارات تلاش دارد در صورتي که نقش و موقعيت اين بندر در نتيجه جايگزيني بندر گوادر کاهش پيدا کرد، سقطري را به عنوان رقيبي جديد در برابر اين بندر پاکستاني مطرح کند.
جزيره سقطري مجمع الجزايري است که در غرب اقيانوس هند، در دهانه تنگه عدن و بين دو قاره آسيا و آفريقا قرار دارد و بين ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر را در خود جاي داده است. مجمعالجزاير سقطري، در برگيرنده جزيرههاي مرجاني «سقطرا، عبدالکوري، سمهه، درسه» و چندين جزيره کوچکتر است که روي هم رفته ۳.۶۲۵ کيلومتر مربع وسعت دارند.
جزاير سقطري، علاوه بر موقعيت راهبردي ژئوپلتيک خود، با جاذبههاي طبيعي که دارد، ميتواند يکي از مهمترين مکانهاي توريستي در منطقه غرب و حتي در کل جهان باشد. البته اين در صورتي است که صلح پايدار و طولاني مدت بر اين جزيره حاکم شود که با توجه به تحولات منطقهاي اين اتفاق بعيد به نظر مي رسد.
جمع بندي
آنچه که اهميت راهبردي جزيره گوادر را در معادلههاي منطقهاي افزايش داده، موقعيت نظامي اين بندر علاوه بر کارکردهاي تجاري و بازرگاني آن است.
همانطور که گفته شد، بندر گوادر ميتواند مسيرهاي مواصلاتي امن ميان چين و به تبع آن روسيه براي دسترسي به منطقه خاورميانه فراهم کند. اين موضوع براي دو کشور که نيم نگاهي به حضور نظامي خود براي حمايت از منافع اقتصادي در منطقه دارند، از اهميت ويژهاي برخوردار است.
چرا امارات دست روي بندر سقطري يمن گذاشت؟
علاوه بر اينها تکميل پروژه مذکور ميتواند با اهداف و برنامههاي آمريکا و عربستان براي استفاده از بلوچستان پاکستان در مسير اهداف ضد ايراني با تقويت رويکردهاي تروريستي و وهابي در تناقض باشد. مجموعه اين عوامل باعث قطببندي جديد در منطقه شده که تا حد زيادي ساختارهاي مربوط به تقسيم بندي گذشته در مورد محور آمريکايي و متحدانش در برابر روسيه و چين و محور مقاومت را حفظ کرده است. رقابت در اين عرصه، گرچه با ويترين اقتصادي دنبال ميشود، اما قطعا اهداف نظامي در آن ناديده گرفته نخواهد شد.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در ايتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرين خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار