1. برگزیده
تحلیل ها

یارانه انرژی را کاهش دهید، یارانه نقدی را افزایش؛ پیشنهاد استاد ویرجیانا تک

منبع
بروزرسانی
یارانه انرژی را کاهش دهید، یارانه نقدی را افزایش؛ پیشنهاد استاد ویرجیانا تک
تجارت فردا/ متن پيش رو در تجارت فردا منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست جواد صالحي‌اصفهاني از اثرات مخرب يارانه انرژي در اقتصاد ايران مي‌گويد و معتقد است صد درصد اولويت دولت بايد حذف يارانه عظيم انرژي باشد و نه يارانه نقدي. او مي‌گويد در همه سال‌هاي گذشته هم دولت و مجلس و هم کارشناسان تمام تاکيد خود را بر حذف يارانه نقدي گذاشتند، اما در همه دنيا از پرداخت يارانه نقدي به جاي يارانه انرژي استقبال مي‌کنند. دولت سال‌هاست به سمت افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي نرفته چون از تبعات سياسي و نارضايتي مردم نگران است. هشت سال از اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها و پرداخت يارانه نقدي مي‌گذرد. با نگاهي به پرداخت يارانه نقدي، از نظر شما اين طرح چه ميزان به اهداف خود نزديک شده و چه ميزان انحراف داشته است؟ من برخلاف شما معتقدم طرح هدفمندي يارانه‌ها هشت سال است که اجرا نشده است. طرح اوليه اين نبود که دولت يک‌بار قيمت حامل‌هاي انرژي را بالا ببرد، يارانه نقدي به مردم پرداخت کند و پس از آن بدون هيچ تغييري سال‌ها به همان شيوه ادامه دهد. قرار بود يارانه انرژي حذف شده و مصرف انرژي کم شود. اما الان وضعيت دولت در پرداخت يارانه انرژي به مراتب از سال 89 که اين طرح شروع شد، بدتر است. معتقدم اين طرح تنها در دو سه سال اول اجرا کار کرد. پس از تغيير دولت، خيلي‌ها عليه آن موضع گرفتند و نقدهاي جدي به آن وارد کردند. در حالي که به عقيده من، اصل طرح بسيار خوب بوده و هست اما به شيوه نادرستي اجرا شد. شما يک اقتصاددان در خارج از ايران پيدا نمي‌کنيد که بگويد جايگزين کردن يارانه انرژي با يارانه نقدي کار نادرستي است. اما در ايران به نظر مي‌آيد که هم دولت و هم کارشناسان از اين جايگزيني انتقاد مي‌کنند، يا حداقل با پرداخت يارانه نقدي سخت مخالفند. انتقادات کارشناسان متوجه شيوه اجراي اين طرح است. دولت هشت سال است بدون هيچ تغييري ماهانه رقمي را به‌عنوان يارانه مي‌پردازد بدون آنکه در قيمت حامل‌ها تغييري ايجاد کند. خب شما نبايد اصل يک طرح را به خاطر شيوه اجراي آن زير سوال ببريد. در اقتصاد مي‌گويند ماليات تصاعدي بر درآمد روش خوبي است. اما شما در هيچ کجاي دنيا نمي‌بينيد که اين، به درستي انجام شود. اما ما اصل ماجرا را زير سوال نمي‌بريم و نمي‌گوييم چون اجرا بد است، پس ايده هم بد است. ما بايد ايده و اجرا را از هم جدا کنيم و به جاي نقد طرح، بايد شيوه اجرا را تغيير داد. بخشي از اين نقد هم به آقاي احمدي‌نژاد، به‌عنوان مجري طرح بازمي‌گردد. ايشان علاقه زيادي به پول پخش کردن داشت. قبل از اجراي طرح هدفمندي هم اين کار را انجام داده بود و اين شبهه در جامعه ايجاد شد که تنها هدف دولت دهم از اجراي طرح هدفمندي پرداخت پول بيشتر به مردم براي کسب محبوبيت سياسي است. اشکال دوم اين بود که ايشان در تخمين درآمد دچار اشتباه شده بود. افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي در آن زمان بنيه پرداخت بيشتر از 20 تا 25 هزار تومان را نداشت و دولت اين رقم را دو برابر کرد و به 45 هزار تومان رساند. چون عوايد اين طرح کمتر از مخارجش بود، دولت دهم مجبور به استقراض از بانک مرکزي و چاپ پول شد. در نتيجه اين طرح تورم ناشي از افزايش بهاي انرژي را دو برابر کرد و به نارضايتي بزرگي دامن زد. من فکر مي‌کنم اگر مشکلات اجرايي را از ايده آن جدا کنيم بهتر مي‌توانيم راجع به ادامه طرح فکر کنيم. پس تاکيد شما اين است که ايده طرح را بايد از شيوه اجرا جدا کرد. خب شيوه اجرا در اين مدت چگونه بوده است؟ شيوه اجرا به گونه‌اي بود که طرح را از نظر اقتصاد سياسي در جامعه بدنام کرد. البته در اين ميان گناه روزنامه‌نگاران و اقتصاددانان را نبايد ناديده گرفت چون آنها خيلي سطحي به اين طرح نگاه کردند و از ايده اصلي طرح -يعني جايگزيني يارانه نقدي به جاي يارانه انرژي- دفاع نکردند. حتي در مواردي گفتند پرداخت مستقيم پول نقد به مردم اشتباه است و بايد از طريق کميته امداد و بهزيستي به مردم پول پرداخت شود، که به دلايل اقتصاد سياسي افزايش بهاي انرژي را بسيار مشکل مي‌کند. در سال‌هاي اول اجرا، اين طرح منجر به افزايش تورم شد. ادامه آن در شرايط کنوني چه آثار اقتصادي دارد؟ من معتقدم پرداخت يارانه نقدي اثر منفي در اقتصاد ندارد. چون با قيمت‌هاي سال 90، ارزش واقعي رقم يارانه الان، حدود 10 هزار تومان است و ارزش واقعي يارانه نقدي به يک‌چهارم کاهش يافته است. رقم يارانه نقدي در مقابل يارانه‌هاي عظيمي که دولت در ديگر بخش‌ها مي‌پردازد، واقعاً رقم بزرگي نيست. اين طرح در ابتدا تورم‌زا بود چون دولت مجبور شد براي تامين اعتبار آن پول چاپ کند. اما الان درآمد اين طرح از بابت قيمت حامل‌هاي انرژي تامين مي‌شود و ديگر تورم‌زا نيست. من فکر مي‌کنم چون ما نتوانستيم قيمت انرژي را در سطح معقولي نگه داريم، اثرات مثبت اين طرح فرصت بروز نکرد. رئيس مجلس اذعان کرده سالانه حدود ۹۰۰ هزار ميليارد تومان يارانه در بخش انرژي مصرف مي‌شود. اين در حالي است که قرار بود بعد از پنج سال قيمت انرژي آزاد شود. حالا نه‌تنها آزاد نشده که دو برابر بودجه عمومي يارانه انرژي مي‌دهيم. چون گفته مي‌شود بودجه امسال 400 هزار ميليارد تومان است. اين يارانه عظيم انرژي چه اثري روي اقتصاد دارد؟ اثر يارانه انرژي بر اقتصاد ايران بسيار مخرب است. يک اثر يارانه انرژي ضربه شديد به محيط زيست و آلودگي هواست. ضرر ديگر فشار وارد کردن به اشتغال است. در توليد بين نيروي کار و انرژي و اتوماسيون رقابت وجود دارد. وقتي شما يارانه انرژي پرداخت مي‌کنيد مانند اين است که به توليدکننده اين سيگنال را مي‌دهيد که به جاي استخدام نيروي کار، بهتر است توليد را اتومات و ماشيني کنند. اين سياست بسيار غلطي است. ما اين همه نيروي جوان بيکار در کشور داريم اما به توليدکننده اين انگيزه را مي‌دهيم که ماشين را جانشين نيروي کار کند. اشکال سوم اين است که اين يارانه به نابرابري درآمد در کشور دامن مي‌زند. چون يارانه انرژي نصيب افرادي مي‌شود که انرژي بيشتري مصرف مي‌کنند. به طور مثال دهک بالاي جامعه در مقايسه با دهک پايين، 10 برابر بيشتر از يارانه بنزين استفاده مي‌کند. در کشوري که دولت ادعاي عدالت و کمک به فقرا را دارد بايد منابع خود را به شيوه بهتري توزيع کند و پرداخت ناعادلانه يارانه انرژي سياست بسيار غلطي است. دولت الان تحت فشار بودجه است اما معادل پنج ميليون بشکه نفت و گاز را در روز با قيمت بسيار پايين به مردم مي‌دهد. دولت سالانه 42 هزار ميليارد تومان يارانه نقدي مي‌دهد و 900 هزار ميليارد تومان -به گفته رئيس مجلس- يارانه انرژي. مقايسه اين دو عدد به سادگي نشان مي‌دهد صد درصد اولويت با حذف يارانه انرژي است. بحث بر سر حذف يارانه نقدي اشتباه است. چون بدون يارانه نقدي نمي‌توان يارانه انرژي را حذف کرد. هم دولت، هم مجلس و هم کارشناسان به وجود يارانه عظيم انرژي آگاه بوده‌اند و هستند اما تاکيدشان بيشتر بر حذف يارانه نقدي بود و ديديم که در عمل در حذف يارانه انرژي موفق نبودند. ‌ يعني شما معتقديد دولت بايد يارانه انرژي را حذف کند و يارانه نقدي را ادامه دهد؟ همان‌طور که عرض کردم، به دلايل اقتصاد سياسي امکان افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي بدون پرداخت يارانه نقدي وجود ندارد. بنابراين درست نيست که بگوييم مي‌خواهيم يارانه انرژي را برداريم اما نمي‌خواهيم به جاي آن يارانه نقدي بپردازيم. جدا کردن اين دو از هم مغلطه اقتصاد سياسي است. زماني که شما قيمت حامل‌هاي انرژي را افزايش دهيد، به طبقات پايين فشار زيادي وارد مي‌شود. پس نياز به نوعي حمايت از آنهاست. در مورد نحوه اين حمايت، چون شناسايي اين افراد در ايران کار بسيار دشواري است، پرداخت در سطح وسيع‌تر يا به همه قابل توجيه است. شناسايي اين افراد يا کشاندن آنها به دفاتر کميته امداد و بهزيستي براي پر کردن پرسشنامه زمان‌بر است و ممکن است هنگام افزايش بهاي انرژي نگراني‌هاي مردم را افزايش داده و در نهايت دولت را از انجام طرح بازدارد. از طرف ديگر، چرا فردي که درآمدش اندکي بالاتر از خط فرضي ما براي پرداخت يارانه است، نبايد يارانه بگيرد؟ راهکاري که بسياري پيشنهاد مي‌دهند اين است که همه از دريافت يارانه نقدي انصراف دهند و دولت منابع حاصل از افزايش قيمت حامل‌ها را صرف بودجه عمراني مي‌کند. اين ايده به نظر من اصلاً واقع‌بينانه نيست. اعتماد عمومي به دولت آنقدر زياد نيست که از مردم انتظار داشت بگويند هزينه پنج برابري بنزين يا قبض گاز را مي‌دهند به اميد اينکه در مقابل دولت درآمد آن را صرف توسعه اقتصادي کند. کار درستي که آقاي احمدي‌نژاد انجام داد، همزماني دقيق افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي و پرداخت يارانه نقدي بود. دقيقاً روزي که قيمت انرژي بالا رفت، يارانه نقدي هم به حساب مردم واريز شد. ما اين قسمت طرح را از ياد برديم. اگر قرار است دولت قيمت حامل‌هاي انرژي را افزايش دهد، بايد بخشي را به همين نحو تحت عنوان يارانه نقدي به مردم بپردازد. يعني همه يارانه بگيرند آن هم به صورت برابر؟ توزيع اين پول به صورتي که فقرا رقم بيشتري بگيرند و بقيه کمتر، قطعاً بهتر است. اما دو مشکل در شرطي کردن يارانه نقدي هست. اول اينکه چون در ايران شناسايي دقيقي از درآمد افراد وجود ندارد و اگر پرداخت‌ها با نظر اين يا آن سازمان باشد، نارضايتي از طرح را بالا مي‌برد. بنابراين بهتر اين است که به همه مبلغ مساوي پرداخت کنيم. شما فرض کنيد فردي در يک شهرستان دورافتاده پول يارانه‌اش را به دولت داده که به طور مساوي بين همه تقسيم کند. اما به جاي آسفالت کردن کوچه خاکي آن فرد، در اتوبان‌هاي تهران گلکاري مي‌کنند. اين چه تقسيم مساوي است؟ در يک جامعه پيچيده‌اي مانند ايران امکان هزينه کردن مساوي از طريق بودجه عمومي، يا حداقل قانع کردن مردم که هزينه‌هاي دولت به‌طور مساوي در جامعه پخش مي‌شود، وجود ندارد. حسن يارانه نقدي اين است که اين مشکل را حل مي‌کند. شما در سراوان باشيد يا شمال تهران يارانه مساوي مي‌گيريد. نحوه خرج کردن آن هم به دولت ربطي ندارد و خود مردم نيازهايشان را بهتر درک مي‌کنند. مشکل دوم پرداخت شرطي، کاهش انگيزه فعاليت اقتصادي است. اگر خط درآمد مشخصي باشد که افراد زير اين خط يارانه بگيرند و بقيه نه، انگيزه فعاليت را از کساني که زير اين خط هستند مي‌گيريد چون با کار يا فعاليت بيشتر، يارانه را از دست مي‌دهند. در حالي که دولت دارد 10 برابر يارانه نقدي يارانه انرژي مي‌دهد، تاکيد بر حذف يارانه نقدي درست نيست. اگر قرار بود دولت از محل ماليات بر درآمد يارانه نقدي به مردم يارانه بدهد حتماً تاکيد مي‌کرديم دولت با شناسايي دقيق يارانه نقدي پرداخت کند. اما اينجا صحبت از يارانه انرژي است. تجربه ما از طرح هدفمندي اين است که تبديل يارانه انرژي به يارانه نقدي در ايران قابل اجراست. ما درسي هم از اجراي غلط آن گرفته‌ايم و راه جلوي پاي دولت روحاني است که طرح را درست اجرا کند. يعني شما معتقديد دولت به موازات افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي بايد يارانه نقدي را هم افزايش دهد يا رقم کنوني را پرداخت کند؟ حتماً رقم يارانه نقدي بايد افزايش يابد. در غير اين صورت درآمد مردم، به‌خصوص افراد طبقات پايين، به شدت کاهش پيدا مي‌کند و تبعات اجتماعي و اقتصادي بسيار بدي خواهد داشت. اگر يارانه نقدي را حذف کنيم، بايد فکر افزايش قيمت انرژي را هم از سرمان خارج کنيم. يارانه 45 هزارتوماني در سال 89 که 28 درصد درآمد ميانه در کشور بود الان به کمتر از 10 درصد درآمد ميانه رسيده است. پس پرداخت اين رقم کارکرد خود را از دست داده و دولت حتماً بايد براي افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي مقدار يارانه نقدي را هم افزايش دهد. اگر بگوييد قيمت بنزين چند برابر مي‌شود اما دولت چيزي به حساب شما نمي‌ريزد حتماً مشکل اقتصاد سياسي پيدا خواهيم کرد. بايد هر دو يارانه با هم تغيير کنند. اين رقم بايد به چقدر برسد؟ قيمت انرژي و يارانه نقدي بايد تناسبي با هم داشته باشد. اگر فرض بگيريم که به گفته دکتر لاريجاني دولت سالانه 900 هزار ميليارد تومان يارانه مي‌دهد، سهم هر فرد از جمعيت 80ميليوني نزديک به يک ميليون تومان در ماه مي‌شود. البته حدس من بر نصف اين مقدار يعني ۴۵۰ هزار ميليارد تومان است که مي‌شود نفري ۴۷۰ هزار تومان. که رقم کمي نيست. اگر فرضاً يک‌سوم اين مقدار به ‌صورت يارانه نقدي به مردم برگردانده شود، دوسوم آن براي کارهاي عمراني دولت باقي مي‌ماند. اين دو عدد در کنار هم بايد تناسبي با هم داشته باشد تا افراد ميانه جامعه از اين معادله ضرر نکنند. اگر پرداخت‌ها يکسان باشد، طبقات پايين از اين مبادله منفعت برده و طبقات بالا ضرر مي‌کنند، که در جامعه نابرابر ما مشکلي نيست. انجام اين طرح مانند ماليات تصاعدي است که بايد از درآمد بگيريم و نمي‌گيريم. در تمام اين سال‌ها مهم‌ترين دليل دولت براي حفظ وضع موجود نگراني از هزينه‌هاي سياسي است. فرض کنيد که ما دو راه داريم. حذف يارانه نقدي برخي از گروه‌ها يا حذف يارانه انرژي. کدام هزينه سياسي بيشتري براي دولت دارد؟ البته حذف يارانه انرژي بدون افزايش يارانه نقدي هزينه سياسي بالايي دارد. پس دولت بايد همزمان با کاهش يارانه انرژي يارانه نقدي را افزايش دهد. مشابه همين شرايط را در سال 89 و آغاز اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها ديده‌ايم. به‌رغم افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي نارضايتي چنداني در جامعه ايجاد نشد. شما ديديد روزي که اين طرح اجرا شد -28 آذرماه- شاهد هيچ نوع ناآرامي اجتماعي نبوديم. در حالي که افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي در کشورهاي متعدد منجر به اعتراض شده. مانند شرايط کنوني فرانسه که افزايش ماليات گازوئيل منجر به اعتراض جليقه‌زردها شد. اين مربوط به کشوري است که درآمد بالايي دارد. اما در همه کشورهايي که سعي شده قيمت انرژي را بدون بازپرداخت مقداري از درآمد آن به مردم افزايش دهند، اين طرح شکست خورده و تبعات اجتماعي و سياسي بدي داشته. من پيشنهاد نمي‌کنم بدون افزايش قيمت يارانه نقدي قيمت حامل‌هاي انرژي را بالا ببريم چون مردم را ناراضي مي‌کنيم. ترس دولت براي هر تغييري نگراني از هزينه سياسي است. اگر طرح شما بدون هزينه است، چرا دولت آن را اجرا نمي‌کند؟ اين سوالي است که من هر روز از خودم مي‌پرسم. دولت آقاي روحاني قرار بود دولت تدبير و اميد باشد و منطقي به مسائل نگاه کند. اما با تعجب اين منطق ساده جايگزين کردن يارانه نقدي به جاي يارانه انرژي را يا اصلاً قبول نداشت يا نتوانست براي مردم خوب بيان کند. شايد هم ملاحظه سياسي دارد و فکر مي‌کند اجراي طرح به شيوه دولت قبل، نوعي تعريف و تاييد عملکرد رقيب سياسي است. اگر اين‌گونه باشد جاي تاسف دارد که ما در رقابت سياسي يک طرح بسيار خوب را از دست بدهيم. چون نمي‌خواهيم به طرف مقابل هيچ نوع امتيازي بدهيم. يک دليل ديگر هم شايد اين است که واقعاً در جامعه ايران نگاه طبقه متوسط به بالا به طبقات پايين در جامعه ايران منفي است و حس مي‌کنند گرايش سياسي طبقه پايين به سمت گروه‌هاي اصولگراست و بنابراين مي‌خواهند در دعواي سياسي جامعه ايران، چيزي به طبقات پايين‌دست ندهند، که اين هم جاي تاسف دارد. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
آخرین خبر | یارانه انرژی را کاهش دهید، یارانه نقدی را افزایش؛ پیشنهاد استاد ویرجیانا تک