سرمقاله جوان/ همه پیشنهاد‌هایی که به امام حسین (ع) داده شد

منبع
روزنامه جوان
بروزرسانی
سرمقاله جوان/ همه پیشنهاد‌هایی که به امام حسین (ع) داده شد
روزنامه جوان/ « همه پيشنهاد‌هايي که به امام حسين (ع) داده شد » عنوان يادداشت در روزنامه جوان به قلم سيدعبدالله متوليان است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد: طبق حديث نبوي: «حُسَينٌ مِنّي وَاَنَا مَن حُسَين» بقا و دوام دين اسلام (صرف نظر از مذاهب مختلف) مديون و مرهون جانفشاني حضرت امام حسين (ع) است و طي ۱۳۸۰ سال گذشته در باره نهضت خونين حضرت سيدالشهدا بسيار خوانده‌ايم و شنيده ايم و بسيار گفته‌اند و نوشته‌اند. به جرئت مي‌توان گفت در جهان کمتر موضوعي را مي‌توان يافت که مانند واقعه کربلا مورد نقد و بررسي دانشمندان، نخبگان، انديشمندان، علما، اصحاب قلم در سراسر جهان و در بين اديان مختلف مورد توجه قرار گرفته و در باره آن سخن نگفته و يا ننوشته باشند. يکي از موضوعات مهم در تحليل واقعه عاشورا، بررسي پيشنهاداتي است که برخي از افراد به امام حسين عليه‌السلام داده‌اند. قبل از آنکه به نام افراد و نوع پيشنهاد آنان بپردازيم، لازم است به اين نکته توجه کنيم که: ۱ - کساني که پيشنهاد داده‌اند خواص جامعه بوده‌اند. ۲ - اين افراد نه‌تن‌ها از خواص بوده‌اند بلکه از صحابي پيامبر اعظم هم در بين آنان ديده مي‌شود. ۳ - فاصله زماني اين پيشنهاد‌ها با زمان پيامبر (ص) فقط ۵۰ سال بوده و از عبرت‌هاي اين حادثه بزرگ اين است که چطور ممکن است مردمي که «در فاصله کمي از عصر پيامبرشان مي‌زيسته‌اند»، «بر فسق و فجور آل ابوسفيان و فساد اقتصادي و اخلاقي و شراب‌خواري يزيد واقف بودند»، «همگي مي‌دانستند حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام از سلاله پاک رسالت و فرزند پيامبر خاتم بوده و از علاقه و سخنان پيامبر نسبت به آن حضرت اطلاع داشتند» روي وي شمشير کشيده و تلخ‌ترين، سوزنده و دردناک‌ترين، زشت‌ترين و غيرانساني‌ترين صحنه‌ها را آفريده و آل طه را به گونه‌اي به اسارت بردند که حضرت زين‌العابدين (ع) همه درد‌ها و غم جانگداز عاشورا را فراموش کردند: ۱ - وليدبن عتبه حاکم مدينه اولين کسي است که امام حسين (ع) و عبدالله بن زبير را احضار و قبل از آنکه مردم از مرگ معاويه مطلع شوند، بر اساس نظر مشورتي مروان حکم لعنت‌الله عليه اعلام کرد چنانچه تن به بيعت با يزيد ندهد سر او را جدا کرده و به دمشق خواهد فرستاد، اما امام عليه‌السلام با هوشياري و همراه بردن جمعي از جوانان هاشمي توطئه را خنثي کردند. ۲ - محمد حنفيه برادر امام حسين (ع) دومين کسي است که از سر خيرخواهي به برادرش جلاي وطن و کوچ کردن به سمت مکه را پيشنهاد مي‌دهد و مي‌گويد ديگر مدينه براي تو امن نيست بنابراين به مکه برو و در آنجا مردم را به خودت دعوت کن؛ اگر پذيرفتند خدا را شکر بگو و اگر مکه را هم ناامن يافتي از مواجهه با يزيد خودداري کرده و از سکونت در شهر‌ها پرهيز کن و دائماً از نقطه‌اي به نقطه ديگر کوچ کن. حضرت فرمود: «خوف اين را دارم که يزيد به طور ناگهاني مرا بکشد و من همان کسي باشم که با کشته شدنش حرمت حرم شکسته مي‌شود». محمّد گفت: «پس به اطراف يمن برويد که مناطق امني است». حضرت فرمود: «در گفته شما تأمّل مي‌کنم». سرانجام امام پيشنهاد کوچ به مکه را پذيرفته و بلافاصله با خانواده به سمت مکه حرکت کردند. ۳ - مروان بن حکم به محض اطلاع از کوچ امام به سمت مکه، راه را بر امام بسته و با گستاخي ايشان را تهديد کرد که بيعت با يزيد به نفع دين و دنياي اوست! و اگر تن به بيعت با يزيد ندهد او را خواهد کشت، حضرت با ناراحتي در جواب گستاخي مروان فرمودند: «اِنَاّ لِلَّهِ وَاِنَّا اِلَيهِ راجِعُون» و ادامه دادند: «عَلَي الْاِسْلامِ السَّلامُ اِذْ بُلِيتِ الْاُمَّه بِراعٍ مِثْلَ يزِيدَ وَيحَک يا مَرْوانَ اَتَاْمُرُنِي بِبَيعَه يزِيدَ وَهُوَ رَجُلٌ فاسِقٌ؛ فاتحه اسلام را بايد خواند آن زماني که امت گرفتار اميري، چون يزيد گردد. واي بر تو‌اي مروان آيا مرا به بيعت يزيد فرمان مي‌دهي، در حالي که او مرد فاسقي است!» ٤ - عبدالله بن زبير که حضور امام را مخالف نقشه‌هاي خود براي خلافت بر مکه مي‌ديد، موذيانه به امام پيشنهاد داد در صورتي که در مکه بماند با وي بيعت خواهد کرد، اما امام حسين (ع) که از بلندپروازي و نيات شوم وي آگاهي داشت از پذيرش پيشنهاد وي امتناع کردند. ۵ - عبداله بن عمر در مکه با امام ملاقات کرده و امام را از جنگ و کشته شدن برحذر داشته و بي‌شرمانه به امام پيشنهاد سازش با يزيد داد. امام (ع) در پاسخ او فرمودند: «اي ابا عبدالرحمن! مگر نمي‌داني که يک نمونه ناچيز بودن دنيا در نزد خداي تعالي اين است که سر يحيي بن زکريا به عنوان هديه نزد زني بدکاره از بني اسرائيل فرستاده شد؟ آيا نمي‌داني که بني اسرائيل از طلوع فجر تا طلوع آفتاب ۷۰ پيامبر خدا را مي‌کشتند و بعد مثل اينکه هيچ اتفاقي نيفتاده و حرکت ناروايي رخ نداده است، در بازار‌ها نشسته و مشغول خريد و فروش مي‌شدند؟ خداوند در کيفر آنان شتاب نکرد و به موقع از آن‌ها انتقام گرفت.‌اي ابا عبدالرحمن! از خدا بترس و از ياري من روي برمگردان.» ۶ - عبدالله بن مطيع در بين راه مکه به کوفه امام را زيارت و عرض کرد: «به فدايت گردم! از خدا براي شما طلب خير مي‌کنم، مبادا از مکه به سوي کوفه حرکت کني؛ چرا که کوفه همان شهر بدخاطره‌اي است که پدرت را در آنجا کشتند و برادرت امام مجتبي عليه السلام را در چنگ دشمن رها کردند و خود نيز با او از در نيرنگ درآمدند و او را زخم کاري زدند که نزديک بود، او نيز کشته شود. در حرم و خانه خدا بمان؛ زيرا تو بزرگِ‌نژاد عربي و از مردم حجاز کسي نيست که با تو در رتبه و مقام برابر باشد. در آنجا بمان تا مردم از اطراف به گرد تو جمع گردند. به خدا سوگند که بعد از تو ما را به زنجير بردگي مي‌کشند» علاوه بر افراد مذکور افراد ديگري نيز با امام ملاقات و پيشنهاد‌هاي مشابهي ارائه کرده‌اند که به‌دليل مشابهت و ايجاز و اختصار از بيان آن‌ها صرف نظر مي‌کنيم. پيشنهاد‌هاي ارائه شده را به چند دسته مي‌توان تقسيم کرد: ۱ - پيشنهاد‌هاي ذليلانه عمال يزيد و درخواست «تسليم و بيعت» ۲ - پيشنهاد‌هاي افراد عافيت‌طلب و دين به دنيا فروش مبني بر «مذاکره و سازش» با يزيد و جان از معرکه جنگ احتمالي به در بردن. ۳ - پيشنهاد‌هاي خير خواهانه برخي از خواص و هاشميون مبني بر «کوچ کردن به مکه». ٤ - پيشنهاد‌هاي افراد محب اهل‌بيت عليهم‌السلام، اما کم‌بصيرت مبني بر قبول کوچ و «آوارگي و از محلي به محل ديگر نقل مکان کردن». ۵ - پيشنهاد‌هاي خيرخواهانه برخي از خواص مبني بر «رفتن به نقاط دور از قلمرو يزيد مثل يمن». ۶ - پيشنهاد‌هاي برخي از خواص عافيت طلب که هم رضايت امام را مي‌خواستند و هم به هيچ وجه مايل به شرکت در جنگ نبودند. تقريباً مي‌توان گفت وجه مشترک همه پيشنهاد‌هاي ارائه شده از سوي جبهه مقابل يزيد، بي‌بصيرتي، عدم شناخت نسبت به جايگاه امامت و ولايت و عدم تبعيت از امام است. علت اصلي اين پيشنهاد‌ها چيست؟ چرا در فاصله نيم قرن از رحلت پيامبر جامعه اسلامي را بي‌بصيرتي، عافيت‌طلبي، رفاه‌طلبي و... فرا مي‌گيرد؟ شايد مهم‎ترين پاسخ به چرايي اين پيشنهادها، تبعيت دولتمردان و مردم از الگوي اقتصادي فاسد اموي و فساد سياسي حاکم بر جامعه آن روز باشد؛ يعني حکومت بعد از پيامبر که بر مبناي «ولايت»، توسط خداوند تعيين شده بود، ابتدا به «خلافت» و بعد از خلافت به «سلطنت» تبديل شده و نتيجه اين تنزل از امامت به سلطنت، جابه‌جايي ارزش‌ها و نتيجه جابه‌جايي ارزش‌ها هم، بي‌بصيرتي و فساد فکري مردم و همراهي با مخالفان و دشمنان ولايت خواهد بود و اين عبرت تاريخي فراروي نظام مقدس جمهوري اسلامي است که اگر مسئولان و دولتمردان از آن غافل شوند بي‌ترديد جمهوري اسلامي به همان سرنوشت دچار خواهد شد. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره