مردم سالاري/ « درسهايي از فروش نفت با قيمتهاي منفي » عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم بهروز پورسينا است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
در بامداد روز سهشنبه در دنياي کرونا زدهمان، خبري دنيا را بهت زده کرد. در بخشهايي از آمريکا، نفت با قيمت حدود منهاي ۴۰ دلار در هر بشکه معامله شد. اتفاقي که در بازار جهاني نفت و به اين شکل، از اواخر قرن نوزدهم ميلادي تاکنون سابقه نداشته است. در همين ارتباط، اين نوشتار در مجال محدود يک سرمقاله، به برخي ابعاد اين پديده و درسهايي که بايد از آن براي اقتصاد ملي فرا گرفت ميپردازد:
۱- بازارهاي جهاني نفت از دهه ۱۹۸۰ ميلادي از حيث تغيير ساختار در ماهيت بازار و قراردادهاي نفتي، وارد عصر جديدي شد. مهمترين تحول ساختاري در اين بازار، برنامه هوشمند و سودگرانه مصرف کنندگان عمده بازار جهاني نفت در وارد کردن نفت در حوزه معاملات بازارهاي آينده کالا ميباشد. نفت که به دلايل مختلف، ذاتا يک کالاي راهبردي يا همان استراتژيک در اقتصادهاي ملي و سياست بين الملل محسوب ميشود، به نوعي ناجوانمردانه در رديف کالاهاي غير استراتژيکي نظير قهوه و شکر و پنبه قرار گرفت. اين بازار، شکل و ساختار بازار نفت را از شکل کلاسيک آن با انعقاد قراردادهاي بلند مدت، کوتاه مدت و تک محمولهاي و حتي فروش سلف در چارچوبهاي قراردادهاي فيزيکي خارج کرد و با استفاده از ابزارهاي بازارهاي آينده يا همان فيوچرز با تاکيد بر ابزارهاي سفته بازي در بازارهاي مالي، ماهيت تعيين قيمتهاي نفت را بکلي دگرگون کرد که به دليل اجتناب از ورود به مباحث پيچيده آن در يادداشت، به همين مقدار اکتفاء ميشود. البته تا پيش از مسلط شدن جدي بازارهاي فيوچرز و کاغذي نفت از اواخر دهه ۱۹۸۰ تجربه تاثير نقش استفاده از يک فرم جديد قرارداد را ميتوان در سقوط بيسابقه قيمتهاي جهاني نفت در سال ۱۹۸۶ به دليل استفاده گسترده کشور عربستان از قرارداهايي موسوم به نت بک ديد که در عرض دو ماه، قيمتهاي جهاني نفت در سقوطي آزاد، قيمتهاي حدود ۶ دلار در هر بشکه را تجربه کرد.
۲- با توجه به مطالب بند ۱ ميتوان درک کرد که چرا قيمتهاي جهاني نفت در در چند سال پيش به قيمت ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسيد و امروز در قيمت ۱۵ دلار در هر بشکه معامله ميشود بيآنکه وابستگي تمدن و اقتصاد بشري به کالايي استراتژيک بنام نفت کم شده باشد. همچنين الان براي خوانندگان غير حرفهاي محترم، درک اين مساله سادهتر ميشود که چرا حتي در يک روز، در ساعات مختلف، نفت در قيمتهاي مختلفي به ويژه در بازارهاي مصرف و بورسهاي نفتي در اروپا و آمريکا مورد معامله قرار ميگيرد. بله، شکل بازار و شيوه و ماهيت معاملات و قراردادها، نقشي چنين بي بديل در ساختار بازار و تعيين قيمت مهمترين کالاي راهبردي جهان يعني نفت داشته است.
۳- در ذات اين بازار، وقوع اتفاقات بي سابقه را نبايد دور از انتظار دانست. يکي از اين اتفاقات بيسابقه، معامله نفت به قيمت منفي ۳۹ و نيم دلار در بشکه براي نفت شاخص وست تگزاس اينترمديت در روز دوشنبه ۲۰ آوريل بود. در بازارهاي آينده يا به اصطلاح رايج بازارهاي آتي نفت، وقتي نفت در بازارهاي کاغذي يا همان مالي در بورس معامله ميشود، اگر در روز تحويل نفت، خريدار نتواند آن را تحويل بگيرد که آن را در پالايشگاه مصرف يا ذخيره سازي کند، در مناطقي که محصور به خشکي است خريدار به دلايل مختلف بخصوص زيست محيطي حتي نميتواند آن را دور بريزد يا معدوم کند. پس بايد به شبکههاي ذخيرهسازي دور از محل تحويل نفت و حمل و نقل، صاحب اين محموله نفتي پول و هزينه پرداخت کند تا اين محموله از پيش خريداري شده را تحويل بگيرند و آن را به مکاني مناسب منتقل کنند. اين اتفاق در روز تحويل فيزيکي نفت در اين بازارها که معمولا در هر روز بيستم ماه ميلادي تعيين ميشود در اين روز دوشنبه ۲۰ آوريل ۲۰۲۰ به گونهاي ديگر اتفاق افتاد به نحوي که در ابتداي روز دوشنبه، محمولههايي از نفت با قيمت صفر دلار در هر بشکه، به اين شبکه فوق الذکر فروخته شد و تا پايان همين روز تا قيمت منفي ۳۹ و نيم دلار در هر بشکه نيز فروخته شد.
ناگفته نماند که اين اتفاق صرفا در بخشهايي از مناطق نفتي در آمريکا و کانادا و روسيه براي روز دوشنبه ۲۰ آوريل افتاد. با ورود به ماه جديد ميلادي و کاهش حداقل ۱۰ تا ۱۵ ميليون بشکه در توليد جهاني نفت، تکرار آن به شکل اتفاقات روز دوشنبه بسيار بعيد است.
۴- تحليلهاي يک سويهاي که معتقد بود با افت قيمتهاي جهاني نفت به زير ۳۰ دلار در هر بشکه، توقف کامل توليد نفت شيل آمريکا را موجب ميشود، الان ميتوان بطلان آن را ديد. تاکيد ميشود که ميزان توليد نفت شيل در اين بازار قطعا با کاهش چشمگيري مواجه خواهد شد اما توقف آن هرگز. استفاده از ابزارهاي مالي هجينگ، پيش فروش به پالايشگاهها و عبور نمودار هزينه برخي مناطق توليد نفت از نقطه سر به سر، از جمله دلايل اين پديده است.
جمعبندي و نتيجهگيري
آنچه به طور خلاصه از تحليل تحولات بازارهاي جهاني نفت تبيين شد، متضمن درک برخي مفاهيم کليدي براي اقتصاد ملي ايران است. بازارهاي مالي داراي ظرفيتهاي بسيار بالايي در توسعه است اما در خصوص نوسانات قيمت، تاثيرات ويرانگر و مخوفي ميتواند داشته باشد. رشد قيمتها در بازار بورس سهام ايران، شايد براي برخي افراد، شرکتها و حتي دولت بسيار خوشحال کننده باشد ولي نبايد از اثرات ويرانگر بعدي آن که محتمل الوقوع است غافل بود. نکته مهم ديگري که نگارنده از آن به عنوان درسي بزرگ از آن براي اقتصاد ايران ياد ميکند اين است که خام فروشي، مفهومي ضد ارزش، بصورت مطلق در اقتصاد نيست. خام فروشي در شرايطي مذموم است که با داشتن شرايط کافي از حيث نيروي کار ماهر، سرمايه، فنآوري، زمان و داشتن بازارهاي فروش قطعي، ماده خام اوليه به فروش برسد و حتي وجوه دريافتي از فروش آن، در بازار مناسب ديگري سرمايهگذاري نشود. در اين حالت، خام فروشي امري مذموم در هر اقتصاد بخصوص اقتصاد ملي ايران است. در غير اين صورت، استفاده ابزاري از شعار مذمت خام فروشي ميتواند موجب و موجد برخي تالي فاسدههاي ديگري شود که حتما بايد از آن پرهيز کرد.
بازار