ابتکار/ « وسایل بی‌هدف » عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار نوشته ضا دهکی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

«هدف وسیله را توجیه می‌کند»؛ این جمله هر چند مدت‌هاست در معنایی منفی و برای توجیه هر راهکاری – درست یا غلط، اخلاقی یا غیراخلاقی – برای رسیدن به هدف استفاده می‌شود، اما در واقع معنایی موازی دارد. این گزاره تبیین کننده این موضوع است که برای انتخاب وسایل، هدف عنصر تعیین کننده و اساسی است. مساله این نیست که هر وسیله‌ای که ما را به هدف می‌رساند قابل انتخاب است، مساله این است که پیش از هر چیز باید هدف مشخصی وجود داشته باشد که وسایل بر اساس آن تعیین شوند. نتیجه این که وجود و مشخص بودن هدف اصلی‌ترین مولفه هر طرح و برنامه‌ای است.
شاید بتوان اهداف را از نظر ماهیت به سه نوع طبقه‌بندی کرد؛ اول اهداف اتوپیایی، به معنی اهدافی که رسیدن به آن‌ها در آرمان‌شهر و افق بی‌نهایت آن ممکن می‌شود و اغلب تعابیر عام دارند. مثلا هدف این که دیگر هرگز ظلمی نباشد، تبعیض به طور کامل ریشه‌کن شود، اثری از فقر نباشد و بیماری‌ای وجود نداشته باشد. این اهداف ماهیتا دست‌نیافتنی هستند، اما وجودشان نشانگر حد میل به بی‌نهایتی است که باید همیشگی و رو به کمال هر چه بیشتر باشد و هیچ گاه متوقف نشود. دوم، اهداف مبهم هستند. این اهداف غالبا نکته غایی خاصی ندارند. مثلا وقتی می‌گوییم می‌خواهیم آمار ابتلا به کرونا کاهش یابد، تنها از روندی کاهشی حرف می‌زنیم، اما این که این روند با چه سرعت، کمیت و کیفیت اجرایی کم شود را تعیین نکرده‌ایم. در نتیجه تا زمانی که شیب نمودار کاهشی باشد به هدف خود رسیده‌ایم! این اهداف غالبا موقتی هستند و البته ارزش واقعی ندارند و بیشتر به کار توجیه افکار می‌آیند. نوع سوم اما اهداف مشخص، دقیق و قابل اندازه‌گیری هستند. هنگامی که سخن از رساندن رشد اقتصادی به عددی مشخص تا زمانی معین است یا صحبت از ریشه‌کنی کامل یک بیماری می‌شود، یعنی حتی می‌توان اندک مقدار انحراف از معیار این اهداف را اندازه‌گیری کرد و سنجید. در این شرایط موفقیت و رسیدن به هدف، کاملا واضح و دقیق قابل بررسی است و نرسیدن به هدف با ابزار تعیین شده و برنامه‌ریزی مشخص، نشان از وجود ضعف یا نقصی در برنامه‌ریزی، ابزار یا مجری دارد.
این مقدمه طولانی را می‌توان با سیاست‌های امروز مسئولان در زمینه‌های گوناگون از اقتصاد گرفته تا کنترل شیوع کرونا به عنوان اساسی‌ترین مسائل یک سال اخیر تطبیق داد. به نظر می‌رسد که اغلب هدفگذاری‌های انجام شده در این زمینه‌ها، از جنس اهداف نوع دوم هستند و حتی اگر در برنامه‌های کلان اثری از شکل سوم اهداف وجود دارد، در اجرا ماهیت نوع دوم را به خود می‌گیرند.
مثال در این زمینه بسیار است. نگاهی به ارقام تحقق بودجه، فروش نفت، ادبیات مسئولان درباره نرخ ارز – که هیچ گاه در آن اثری از هدف غایی قیمت در زمان مشخص نیست و تنها از کنترل و کاهش سخن می‌گویند – یا کنترل معضلات گوناگون اقتصادی و اجتماعی نشان می‌دهد که مسئولان خود را چندان به تحقق اهداف معین و دقیق مقید نمی‌دانند. البته اگر شرایطی به وجود بیاید که فراتر از هدف عمل کنند، قطعا این موضوع در بوق و کرنا می‌شود، اما پای نقص نتیجه و عملکرد که به میان بیاید، یا همه چیز رنگ نسبیت به خود می‌گیرد و یا توجیه دلایل – که اغلب در آن‌ها برنامه‌ریز و مجری مقصر نیستند – به میان می‌آید.
در موضوع مقابله با بیماری کرونا نیز همین موضوع قابل مشاهده است. یک هفته از محدودیت‌های کرونایی می‌گذرد، اما معلوم نیست که هدف غایی این محدودیت‌ها و نقطه مطلوب رفع آن‌ها کجاست. یا اگر این راهکارها نتایج را به انتظارها نزدیک نکرد، چگونه قرار است به این نتایج برسیم؟ به نظر می‌رسد هدف مبهم کنترل بیماری کرونا تا زمان یافتن راهکاری برای پیشگیری یا درمان آن، هدف تعیین شده این شرایط باشد، وگرنه باید حداقل جدول مشخص و با اعداد معینی درباره سطح و میزان کنترل بیماری و نیز نسبت اقدامات انجام شده (وسیله) با رسیدن به این اهداف قابل ارائه به افکار عمومی می‌بود.
سازوکار مدیریت دولتی در فقدان سازوکارهای سنجش و ارزیابی کارا و توامان محرک و بازدارنده برای رسیدن/نرسیدن به اهداف یا رعایت/عدم رعایت قواعد و قوانین، شاید بهتر باشد که از بخش خصوصی موفق الگو بگیرد که روند رو به رشد خود را در سایه سنجش عملکرد تک تک بخش‌های خود و اصطلاحا زدن تارگت‌ها جست‌وجو می‌کنند و هر نقصانی در این مسیر را با بازنگری اصلاح می‌سازند. وگرنه با این سازوکار سنتی مدیریتی باید منتظر قضا و قدر بود؛ باد و بارانی که هوای آلوده را ببرد و گشایشی که گوشه‌ای از اقتصاد را بهبود بخشد.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar