سعهصدر شهیدبهشتی از نیازهای اساسی جامعه ماست

فرهيختگان/متن پيش رو در فرهيختگان منتشر شده و انتشار آن در آخرين خبر به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
گفت وگوي مريم عاقلي با سليمي نمين/ در آستانه هفتم تير، سالگرد شهادت شهيد آيتالله دکتربهشتي بازخواني ديدگاههاي ايشان در حوزههاي مختلف بهويژه در حوزههايي که جمهوري اسلامي در گام دوم انقلاب نياز به جديت بيشتري در اجراي آن دارد، لازم و واجب بهنظر ميرسد. بر همين اساس «فرهيختگان» با عباس سليمينمين، پژوهشگر تاريخ گفتوگو کرده است. متن اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد.
باتوجه به ترور زودهنگام شهيدبهشتي، ابعاد شخصيتي ايشان براي بسياري از مردم ايران مغفول مانده است. شايد کمتر کسي باشد که شناخت کاملي از اين شخصيت منحصربهفرد داشته باشد. شما بهعنوان يک پژوهشگر اگر بخواهيد درباره سياستورزي شهيدبهشتي که بهنظر امروز کمبود آن در جامعه حس ميشود، سخن بگوييد، به چه مواردي اشاره ميکنيد؟
ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيدان حزب جمهوري بهويژه آيتالله بهشتي، درمورد شخصيت ايشان بايد گفت قطعا بهشتي در جامعه ما تکرار نشده است. پيدايش شهيدبهشتي و تربيت شهيدبهشتي زمان بسيار زيادي از ملت ما بهخود اختصاص خواهد داد. اينگونه نيست که ما اراده کنيم بهشتيهاي متنوعي داشته باشيم. بهعقيده من دشمن در اين ماجرا حسابشده حرکت کرد. وقتي انقلاب فکري را در ايران روبهرشد يافت، دشمن توجه خود را به عناصر کليدي اين تحول معطوف کرد؛ يعني کساني که در اين تحول فرهنگي نقش داشتند و ميتوانستند تداوم آن را تضمين کنند. شهيدبهشتي در ميان شخصيتهاي پشتيبانيکننده اين نهضت فکري فرد بسيار تعيينکنندهاي بود و بر همين اساس دشمن تلاش کرد او و امثال او را از صحنه خارج کند و اينچنين کرد. بنابراين وقتي با فاصله اندکي از پيروزي انقلاب اسلامي ترورها شروع ميشود، شهيدبهشتي نيز هدف قرار ميگيرد. اين ترورها ربطي به گروهکها ندارد. گروهکها عملا بايد توجيهي داشته باشند و بگويند اين نظام طرفدار سرمايهداري است و شعار حمايت از نيروهاي محروم جامعه را داده، ولي طرفدار سرمايهداران است. هيچيک از گروههاي چپ نميتوانستند اين ادعا را داشته باشند. چند روز بعد از پيروزي اين انقلاب که هنوز عملکردها روشن نبود نميتوانستند چنين ادعايي داشته باشند، بنابراين ترور شهيدمطهري که چندروز بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بود بدين معنا بود که دشمن ميخواست حرکت فکري را زمينگير کند. متوقف کردن يک حرکت فکري ازنظر دشمن اينگونه محقق ميشد که آن سرشاخهها و وزنههاي اصلي حذف شوند.
شهيدبهشتي سعهصدر لازم را براي حکومتداري داشت. بههيچوجه داراي تنگنظري نبود که کسي اختلاف با او داشته باشد و بهدليل اختلاف ديدگاه او را کنار بگذارد يا نگرش وي در ارتباط با مسائل متفاوت باشد و آن را کنار بگذارد. او نسبتبه شخصيت مولد فکري با سعهصدر برخورد ميکرد. نسبتبه شريعتي و ساير شخصيتهاي مولد، تعاملاتي داشت. همان زمان برخي افراد بهدنبال اين بودند که شريعتي را کامل حذف کنند و همين کار را کردند، تا جاييکه آثار شريعتي را از کتابخانهها برداشتند يا ضديتهاي غيرعالمانه با شريعتي داشتند. شهيدبهشتي با شريعتي تعامل سازندهاي داشت و از ايده آن استقبال ميکرد و با کساني که با رفتارهاي محدودنگرانه با شريعتي مواجه ميشدند، برخورد ميکرد. شهيدبهشتي همچنين در حوزه سياست داراي سعهصدر بود. ما کمتر در جامعه سراغ داريم که در عرصه سياسي يک شخصيت فکري تعاملات سازنده داشته باشد. اينهم يکي از مسائل اساسي جامعه ما است.
نسبتي که شهيدبهشتي با گفتمان آزادي داشت به چه شکل بود؟ تاکيد شده که او روحيه قلعوقمع نداشت و با سعهصدر مباحث را پيش ميبرد.
برخلاف جوسازيهايي که نيروهاي مجاهدين خلق و ساير گروهکها عليه وي ميکردند، تعامل و پذيرش انديشههاي مختلف ازسوي شهيدبهشتي در سطح بالايي بود. در مناظرات ماههاي اول پيروزي انقلاب اسلامي اين واقعيت را ميديديد؛ يعني حتي شهيدبهشتي نسبتبه مخالف خود باوجود اينکه اشتباه ادبي ميکنند، در يادداشت خصوصي کاغذي مينويسد و ميگويد اين مطلب را اشتباه بيان کرديد، حتي حاضر نميشود از يک ضعف او براي منکوب کردنش استفاده کند. اين ضعف ادبي يا اطلاع عمومي بود و بهشتي تا اين اندازه داراي عظمت روحي بود. غالبا وقتي ما با کسي مناظره داريم، اگر او اشتباه حتي ويرايشي و ادبي داشته باشد، بلافاصله از آن براي منکوب کردن طرف استفاده ميشود، اما شهيدبهشتي بهصورت خصوصي يادداشت ميفرستاد که اين مطلب اشتباه بود.
بهنظر اين ميتواند يکي از کارکردهاي موردنياز جامعه فعلي ما باشد؟
امروز متاسفانه فقدان شهيدبهشتيها موجب شده برخي آدمهاي کموزن و کمبار علمي احساس ميدانداري در عرصه مسائل فکري و سياسي داشته باشند. دشمن بهخوبي تشخيص داد که چه کساني را ترور کند، از شهيدمطهري شروع کرد و آيتالله مفتح و آيتالله خامنهاي و شخصيتهاي جبهه فکري همچون آيتالله باهنر را که ازنظر سعهصدر زبانزد بود، در ليست ترورهاي خود قرار داد. اينکه بگوييم اقدام دشمن تاثير نداشت، غفلت کرده و واقعيتها را ناديده گرفتهايم؛ چرا دشمن توانست چنين شخصيت ما را بزند و ما بايد اين فقدان را که دشمن به ما تحميل کرد، با تربيت نيروهاي متخصص جبران ميکرديم. اگر دشمن توانست اين شخصيتها را از ما بگيرد، ما بايد تلاش مضاعف ميکرديم بتوانيم اين شخصيتها را مجددا در جامعه بهوجود بياوريم. ما متاسفانه بهدليل گرفتاريهاي متعدد در مسائل سياسي و اقتصادي از اين مساله غافل شديم، چون از اين مساله غافل شديم، امروز در عرصه مسائل فکري افرادي قرار گرفتهاند که نه سعهصدر دارند، نه فهم بالايي دارند، نه خود حاصل يک کار مستمر هستند که در يکصدسال گذشته صورت گرفته است؛ يعني خود آنها استمرار کار فکري صورتگرفته در يکصدسال گذشته نيستند. يک حرفهايي بلد هستند و بيان ميکنند و خود را بهعنوان پرچمداران فکري جامعه ميدانند، هرچند اينگونه نيست، لذا ادبيات آنها مخاطب را کاملا فراري ميدهد، درحاليکه اگر واقعا کسي با شهيدبهشتي مينشست تحتتاثير علم، معرفت، بزرگواري و شخصيت وي قرار ميگرفت. اينچنين نبود که شهيدبهشتي تنها سياست بداند. اين امر مهم است که ما امروز نتوانستيم شهيدبهشتي را در جامعه بهگونهاي تکرار کنيم. بايد اين شخصيتها تکرار شوند تا بتوانيم نهضت فرهنگي را که امثال شهيدبهشتيها ايجاد کردند، بهخوبي استمرار ببخشيم.
















