نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

صدا وسیما نیاز به اصلاح دارد

منبع
صبح نو
بروزرسانی
صدا وسیما نیاز به اصلاح دارد

صبح نو/متن پيش رو در صبح نو منتشر شده و انتشار آن در آخرين خبر به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست

سالهاست که دلسوزان عرصه رسانه و فرهنگ و سياست، انتقاداتي جدي نسبت به رويکرد محافظه کارانه و نقد ناپذيرانه صدا و سيما دارند اما تو گويي برخي رسانه ملي هيچگاه قصد جدي براي تغيير رويه هاي خود نداشته است. يکي از اين رويه هاي نا درست و بي پشتو انه که مع الاسف غالب گشته، برابري انگاري ميان شانيت يک برنامه معمولي با اعتبار کل رسانه ملي و سپرگرفتن پشت آبروي صداوسيما با اهداف سياسي است. اين رويه اشتباه و خام انديشانه که مدتي است مدير روابط عمومي صداوسيما آن را در پيش گرفته، روزنامه «صبح نو» را بر آن داشته با هدف اصلاح، بار ديگر موارد از پيش‌گفته شده را بار ديگر گوشزد نمايد. صداوسيما بزرگ ترين و تاثيرگذارترين رسانه در ايران است و بنابراين و مطابق کلام امام خميني؟ره؟ بايد براي تنوير افکار عمومي به سان دانشگاهي در تراز انقلاب اسلامي عمل کند. دشمنان نظام و انقلاب در صدد هستند تا جايگاه سترگ و بزرگ رسانه ملي را کسري بخشند و به خيال خود، آن را از اعتبار ساقط کنند اما با وجود موانع و بدخواهي هاي زياد، صداوسيما کماکان از جايگاهي ذي نفوذ در اذهان عمومي جامعه برخوردار است. اين جايگاه رشک برانگيز، ابدا دلسوزان را مانع نمي‌شود که از پنجره خيرخواهي، حنجره نسايند و با صداي بلند از رفتارهاي هزينه‌زاي برخي مديران ،،، فرياد اعتراض سر ندهند.


حاکميت تفکر محافظه کاري 
يکي از انتقادات جدي وارده به مديريت صداوسيما، حاکميت تفکر محافظه‌کار و بوروکرات صفت بر آن است که اجازه نقد دلسوزانه، مشفقانه و مرزبندي شده با اپوزيسيون را نمي‌دهد. عملکرد رسانه ملي طي چند سال گذشته نشان مي‌دهد که صداوسيما تمايلي به باز شدن فضاي ديالوگ محور براي به چالش کشيدن مسائل روز کشور ندارد و بيشتر تلاش دارد براي جانماندن از مسابقه جذب مخاطب عمومي، به کارهاي سطحي و زرد تن بدهد. نکته جالب توجه درباره عملکرد صداوسيما در بستن فضاي مباحثه و گفت‌وگومحور، ايستادن در مقابل مطالبه جريان انقلابي است. اواخر دي ماه سال 1398، صداوسيما اعلام کرد که پخش زنده چند برنامه گفت‌وگو محور را متوقف کرده و اين برنامه‌ها از اين پس ضبط شده و پس از بازبيني پخش خواهند شد. 


برنامه «جهان آرا» و «عصرانه» از شبکه افق و برنامه «ثريا» از شبکه اول سيما سه برنامه‌اي بودند که دچار اين اصلاح شدند. اين تصميم سازمان با انتقاداتي روبه رو شد. دست اندرکاران اين برنامه‌ها تصريح کردند که صداوسيما تحت فشار دولت اين تصميم را گرفته است. بسياري از جريان‌هاي انقلابي اقدام صداوسيما در محدودسازي برنامه هاي گفت‌وگومحور انتقادي را برنتابيدند و با ابزارها و شيوه هاي مختلف، اعتراض خود را اعلام کردند. براي نمونه، حدود 100 خانواده شهيد با امضاي بيانيه‌اي از محدودسازي برنامه‌هاي انقلابي تلويزيون شديدا انتقاد کرده و خواستار بازگشت برنامه‌هاي زنده ثريا و جهان‌آرا به آنتن تلويزيون شدند. امضاکنندگان در بخشي از اين بيانيه تأکيد کردند: شهادت مي‌دهيم برنامه‌هاي زنده ثريا و جهان‌آرا از پرچمداران اصلي دفاع از انقلاب و آرمان‌هاي شهدا در رسانه ملي بوده‌اند. از جمله امضا کنندگان اين نامه خانواده سردار شهيد حسن تهراني مقدم، خانواده شهيد حسين همداني، خانواده شهيد مصطفي احمدي روشن، همسر شهيد مهدي باکري، خانواده شهيد شيرودي بودند.
يکي ديگر از برنامه هاي گفت‌وگو محور که توسط غلبه مديريت محافظه کاري بر صداوسيما طرد شد و حواشي زيادي را آفريد، مربوط به برنامه زاويه از شبکه چهار سيما مي‌شود. در يکي از برنامه هاي برنامه «زاويه» که اوايل بهمن ماه سال گذشته روي آنتن رفت، حجت‌الاسلام احمد جهان‌بزرگي، عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در ميان کلام خود در مناظره با عماد افروغ، جملاتي تعريضي خطاب به رئيس‌جمهور مطرح کرد؛ البته جهان بزرگي نامي از حسن روحاني  نبرد اما  نکاتي که مطرح کرد، به گونه‌اي بود که ذهن مخاطبان را کاملا  به سمت رئيس‌جمهور مي‌برد. اين رويداد، طبيعي بود که باعث افزايش فشار دولت بر صداوسيما شود. صداوسيما هم بنا به رسم غيرمنطقي خود بار ديگر در برابر فشارهاي خارجي کوتاه آمد و براي سرفرازي در برابر فشارها، حبيب رحيم پور ،مجري برنامه را که هيچ تقصيري در اصل مساله نداشت اخراج کرد. اين سبک رفتارهاي احساسي و خلاف قاعده عقلانيت، نتيجه اي جز محافظه کار ساختن ساختار برنامه‌سازي در صداوسيما ندارد و باعث مي‌شود که شور و حرارت که اصل اساسي هر نقد و گفت و شنود عميق است، به بي‌محتوايي تنزل يابد. 

غلبه بوروکراسي بر مردم 
يکي از آخرين نشانه هاي حاکميت محافظه کارانه بر ساختار برنامه سازي تلويزيون، به توبيخ مجري شبکه پنج مربوط مي‌شود. وقتي قدسيه صالحي مجري برنامه «سلام تهران» با قصد همذات پنداري با مردمِ به ستوه آمده از قطعي برق، خطاب به مسوولين مربوطه به کنايه گفت: «خسته   ايد اداره کنيد تحويل بدهيد زودتر! مردم شما را درک مي‌کنند. فيلم‌هايي از اتفاقات بعدي قطعي برق آمده که دل همه را درد مي‌آورد و شما چطوري دل‌تان به درد نمي‌آيد؟»، به سرعت خبر توبيخ اين مجري رسانه اي شد. نکته جالب توجه و قابل تامل داستان، توضيح سعيد آشناب مدير شبکه پنج سيما نسبت به اين توبيخ بود. آشناب در توجيه بي توجيه خود که بوروکرات مسلکي از سر تا پاي آن مي باريد، گفت: «خانم قدسيه صالحي که از مجريان جوان و دغدغه‌مند سيما است، در برنامه سلام تهران، نتوانست بر اندوه و احساسات شخصي غلبه کند و بدون هماهنگي با سردبير برنامه و خارج از چارچوب حرفه‌اي به بيان مطالبي پرداخت که به توبيخ نامبرده منجر شد». اگر بخواهيم طبق منطق آقاي آشناب به عنوان مدير ميانه صداوسيما جلو برويم، پيش از هر بار بيان دغدغه هاي مردم بايستي با مسوولين بالادست سازمان نامه‌نگاري صورت بگيرد و در صورت صلاح ديد ايشان، اعتراض نسبت به مشقات وارده بر مردم از روي آنتن رسانه ملي منتشر شود در غير اين صورت، اصل ماجرا بايکوت و مسکوت باقي خواهد ماند. 

خرج صداوسيما براي خرج هاي سياسي 
انتقاد ديگري که در ابتداي اين جستار، اشارتي به آن شد، رويه غلط برخي مديران در برابري دانستن شان صداوسيما با جايگاه مديريتي خود در رسانه ملي است. به بيان ديگر برخي مديران محافظه کار و ناتوان از پاسخگويي و روشنگري، به محض مشاهده نقد دلسوزانه، پشت اعتبار صداوسيما سنگر مي‌گيرند و با اين بهانه فرصت‌طلبانه که نبايد برخي نهادها در کشور مورد هجمه قرار بگيرند، از توضيح شفاف درباره عملکرد خود طفره مي‌روند. براي نمونه جناب رنجبران که در چارت عريض و طويل صداوسيما، متصدي جايگاه روابط عمومي است و اجراي يک برنامه از ميان صدها و هزاران برنامه ديگر در رسانه ملي را به عهده دارد، چندي پيش در واکنش به انتقاد روزنامه «صبح نو» از رفتارهاي سياست زده ايشان در گفت‌وگو با آقاي پرويز سروري(برنامه دستخط-18 تير 1400)، بيانيه اي براي اين‌روزنامه ارسال کرد که در آن، هيچ ردي از آگاه‌سازي و پاسخگويي ديده نمي‌شد اما در عوض «صبح‌نو» در چشم انداز دوقطبي انگار و غيرستيز ايشان، تا جا داشت به «غيرانقلابي»بودن متهم گشت. با اينکه «صبح نو» هيچ وظيفه اي در انتشار بيانيه مدير روابط عمومي صداوسيما نداشت، اما بنا به تعهد باقي ماندن بر رويکرد ديالوگ‌محور و تعامل جويانه خود، بر خود فرض ديد که آن «تعريض نامه سياست زده» را منتشر سازد. يکي از فرازهاي جالب توجه تعريض‌نامه جناب رنجبران آنجايي بود که ايشان تصريح کرد: «روزنامه صبح نو در گزارشي با عنوان «چرا صداوسيما، مجلس را هدف گرفته؟» تلاش کرده کليت خدمات رسانه ملي به مجلس شوراي اسلامي را با استناد به يک توييت زير سوال ببرد». اين تعريض نامه آنچنان مشحون از پريشان گويي است که حاضر نيستيم وقت ذي قيمت مخاطبان محترم روزنامه «صبح نو» را براي صرف مطالعه آن بگيريم، ليکن درباره همين بخش از اظهارات جناب رنجبران که به «خدمات رسانه ملي به مجلس شوراي اسلامي» اشاره کرده اند، بايد گفت که در اصل و در دنياي واقعيت، اين «خدمات»، اداي وظيفه شغلي و حرفه اي يک رسانه نسبت به يک نهاد يا مجموعه مهم و تعيين کننده به نام مجلس بوده است و نه بيشتر؛ البته بنابر قاعده انصاف، امکانات رسانه ايِ صداوسيما حتما و بايد به طور عادلانه ساير مجموعه هاي مهم حاکميتي را نيز مبذول بدارد. نکته قابل ذکر ديگر که بي ارتباط با تعريض نامه مزبور است اما شخص جناب رنجبران را مستقيما هدف دارد، اين است که چرا جناب رنجبران از جايگاه مديريت روابط عمومي يک نهاد راهبردي به نام صداوسيما، بايد اغراض سياسي شخصي خود را پيگيري کند و بر همين اساس و در مصاحبه هاي مختلف با شخص رئيس مجلس يا چهره هاي نزديک به گفتمان ايشان، موضوعات حاشيه اي که بارها در محکمه‌هاي رسمي به آنها رسيدگي شده را پيش بکشد؟ اگر اين دست اقدامات، سياست زدگي نيست پس چيست؟


بي شک نهاد راهبردي صداوسيما براي تحقق و ترويج آرمان هاي اصيل انقلاب اسلامي بايد از مديريت محافظه کارانه و همراه با ترس از گفت‌وگو با نخبگان دلسوز، و در عين حال از مديريت توام با سياست زدگي دست بشويد و چشمان خود را به روي واقعيات روز جامعه باز کند. آنچه از نوع کلام جناب رنجبران در تعريض نامه ارسالي به روزنامه برداشت مي‌شود، تحکيم ادامه روند فعلي در رسانه ملي و نااميدساختن ما به عنوان منتظران تحول است. بدون شک، تحول و تغيير و اصلاح در هر مجموعه‌اي، نيازمند کوشش و رنج مستمر و محتاج خون تازه در اين سازمان است.


صداوسيما قبل‌از هر چيز بايد به‌صورت شفاف درباره عملکرد خود توضيح دهد و در اين راه از نقد نترسد اما متأسفانه راه عکس را مي‌رود و همان  گونه که در جوابيه سفارش‌شده توسط مجري برنامه دست‌خط آمده انتقاد را برنمي‌تابد و با لحني بد و طلبکارانه‌انواع اتهام‌ها را به يک رسانه ديگر روا مي‌دارد. اي‌کاش به‌جاي اين رويه غلط به‌صورت شفاف مجري آن برنامه توضيح مي‌داد که چرا شأن يک رييس قوه را رعايت نکرده و سوال اشتباه در  بهترين حالت و هدف‌دار و سياسي در بدترين حالت پرسيده‌است؟ و بعد به‌جاي پاسخ به آن سوال حتي تا به يک گزارش هم نداشته و پشت بروکراسي سازمان صداوسيما سنگر مي‌گيرد.
اين اتفاق نشان داد که صداوسيما نياز به اصلاح دارد و راه اصلاح از تغيير مديران محافظه‌کار مي‌گذرد تا اعتماد جريان انقلاب، نخبگان و عامه مردم با اين نهاد ملي تقويت شود.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره