گفتوگوی «جوان» با رئیس دانشگاه صنعتی شریف: پیشرفت دانشگاه برای برخی فرع و همجناح بودن اصل است
روزنامه جوان
بروزرسانی
روزنامه جوان/ مصاحبه پيش رو در جوان منتشر شده و انتشار آن در اخرين خبر الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
رضا روستاآزاد رئيس دانشگاه صنعتي شريف، رتبه 27 کنکور سراسري در سال 1358 و از دانشجويان دانشگاه شريف در زمان تسخير لانه جاسوسي است که با مدرک دکتري از دانشگاه واترلو کانادا به تحصيلات خود پايان ميدهد و در دانشگاه شريف مشغول تدريس ميشود. حالا چهار سال است که رياست اين دانشگاه را نيز به عهده گرفته، دانشگاهي که اين روزها وزارت علوم براي تغيير مديريتش کارگروهي را تشکيل داده و به زودي مديران اتوبوسي به آنجا ميرسند. دکتر روستاآزاد خيلي راحت و صميمي صحبت ميکرد. دستانش پر از زخمهايي است که در ابتدا فکر ميکني حساسيت فصلي است ولي در پايان مصاحبه متوجه ميشوي که پزشکان علت زخمهاي دستانش را فعاليت زياد عنوان کردهاند و از دکتر روستاآزاد خواستهاند براي جلوگيري از عميق شدن اين زخمها فعاليتش را کمتر کند ولي تلفنهاي مکررش و وقتهايي که برايش هماهنگ شده حکايت از روزها و هفتههاي بياستراحت ميدهد.
دوست داريم در ابتدا کمي از سوابق تحصيلاتي و اجرايي خودتان برايمان بگوييد.
من متولد سال 1340 در تهران هستم، ديپلم را در دبيرستان خوارزمي گذراندم و همان سال 58 که فارغالتحصيل شدم کنکور دادم و رتبه 27 کنکور سراسري شدم و دانشگاه صنعتي شريف را براي ادامه تحصيل انتخاب کردم و برحسب علاقه در دانشکده مهندسي شيمي يا همان نفت امروزي مشغول تحصيل شدم. در بحث انقلاب فرهنگي و موضوع تسخير لانه جاسوسي امريکا، دانشگاه تعطيل شد و من وارد فعاليتهاي جدي فوقبرنامه شدم. در نهضت سوادآموزي وارد شدم، بعد به جهاد سازندگي و پس از آن به جهاد دانشگاهي رفتم. چند وقتي هم در صدا و سيما مشغول بودم و خلاصه اينکه در حوزههاي گوناگوني فعال بودم. در جريان تسخير لانه جاسوسي جزو کساني بودم که پس از تسخير لانه چون به زبان انگليسي تسلط داشتم به عنوان مترجم مدارک کمک ميکردم. سال 61 هنگام بازگشايي دانشگاهها به دانشگاه صنعتي اصفهان رفتم و آنجا ادامه تحصيل دادم. مدتي در جبهه حضور داشتم و در عين حال در حوزه علميه اصفهان درس طلبگي هم ميخواندم. آن زمان در تهران نيز درسهاي ديني را در مدرسه مرحوم مجتهدي پيگيري ميکردم. در سال 64 فارغالتحصيل شدم. چون رتبه اول دانشگاه بودم براي بورس پذيرفته شدم. در آن مدت اعزام دانشجو به خارج از کشور قطع شده بود ولي بعد از دو سال، دوباره اعزام شروع شد و اولين دورهاش بورس دُول اهدايي بود که آن موقع به من فقط بورس سودان، ژاپن و ترکيه اهدا شده بود که وزارت علوم لطف کرد و آن موقع ما را در بورس ترکيه قرار داد و من سال 66 تا 68 را در ترکيه گذراندم و مدرک ارشدم را کسب کردم. آنجا هم رتبه اول دانشکده شدم و بورسي را از ناتو گرفتم و بايد به امريکا ميرفتم و با توجه به اينکه آن موقع مصادف شد با رحلت حضرت امام و وصيتنامه ايشان که در آن فرموده بودند براي ادامه تحصيل به امريکا نرويد؛ از همين رو با وزارت علوم مکاتبه کردم و پاسخ گرفتم که به کانادا برويد و بعد از 68 نيز براي ادامه تحصيل راهي کانادا شدم، دانشگاه واترلو. در آنجا از سال 68 تا 72 به عنوان دوره دکتري مشغول تحصيل بودم و در آنجا نيز رتبه اول دانشگاه شدم و براي دوره پسادکتري راهي آلمان شدم. مدت خيلي کوتاهي در آلمان بودم که علاقهاي به ادامه اين دوره نداشتم و به ايران برگشتم و از سال 72 که به ايران برگشتم و به دانشکده نفت دانشگاه شريف آمدم در دانشگاه شريف مشغول شدم و تا به حال که سال 93 است، 21 سال است که در دانشگاه شريف هستم و در اين 21 سال معاون فرهنگي دانشکده، رئيس مرکز بيوشيمي دانشگاه، رئيس دانشکده، بعد معاون پژوهشي دانشگاه شدم و اکنون هم که رئيس دانشگاه هستم.
چه شد که رئيس دانشگاه شريف شديد؟
در دوران دولت نهم، بنده معاون پژوهشي دانشگاه بودم. وقتي دولت دهم تشکيل شد و يک سال از دولت دهم گذشت، بحث تغيير برخي رؤساي دانشگاهها مطرح شد. در آنجا آقاي دکتر سهرابپور که در آن زمان رئيس دانشگاه شريف بودند ابتکار عمل را به دست گرفتند و با توجه به اينکه من معاون ايشان بودم و وزارت علوم نسبت به رياست من نظر مثبت داشت با وزير صحبت کردند و حاصل اين تعامل اين شد که اگر قرار است آقاي دکتر دانشجو رئيس را تغيير دهند، رئيس بعدي را معاون پژوهشي دانشگاه که بنده بودند؛ انتخاب کنند.
شما چه اقداماتي براي بهتر و آرام شدن جو فرهنگي دانشگاه انجام داديد؟
سعي کرديم از طريق معاونت فرهنگي يک فضاي باز را در دانشگاه براي دانشجويان داشته باشيم. الان روزنامه دانشگاه در اختيار دانشجويان است و آنها در فضاي کاملاً باز هر چه دلشان ميخواهد مينويسند، حتي عليه رئيس دانشگاه حرفهايش را ميزنند چه منطقي و چه غيرمنطقي.
الان ما روابط خيلي خوبي با بچهها داريم. هر ترم يک جلسه ارتباط با دانشجويان برپا ميکنيم. در سال تحصيلي جديد سه عيدانه با اساتيد، کارمندان و دانشجويان برگزار شد و آنها سؤالاتشان را از رئيس دانشگاه پرسيدند و جوابشان را دريافت کردند. با شوراي صنفي تعاملات خوبي داشتهايم. در مجموع به نظر ميآيد يک پيامي را دانشجويان از مديريت دانشگاه دريافت کردهاند که مديريت دوست و علاقهمند آنهاست و برايشان کار ميکند. اين به نظرم خيلي براي بچهها مؤثر بوده و باعث شده تا بچهها در فضاي بهتري قرار گيرند. کادر ما از جان و دل با بچهها در تماس بودند و با آنها نشست و برخاست کرده و برنامههاي فرهنگي مفيد و مؤثر برگزار کردهاند و اين همه برنامه فرهنگي باعث شد تا جو صميميت و تفاهم بهتري در دانشگاه ايجاد شود.
شاخصترين پروژه ملي که در دانشگاه شريف در حال انجام است، چيست؟
پروژه ماهواره مهمترين پروژه ملي ماست که حدود پنج سال است ساخت آن را شروع کردهايم و الان در وضعيت اعلاي صحت و سلامت انجام شده و گواهيهاي سلامت پرتاب گرفته است و هر زمان نظام تشخيص دهد پرتاب ميشود.
يعني آماده رونمايي است؟
بله آماده رونمايي است. قبلاً ميتوانستيم آن را رونمايي کنيم ولي به دلايلي دوستان صلاح ندانستند و الان ظاهراً در خصوص برنامه رونمايي صحبت ميکنند.
اين ماهواره چه شاخصههايي دارد؟
ماهواره بسيار تراز اولي است، مخابراتش پيشرفته است، هيت پاپ فوقالعادهاي دارد، استراکچر بسيار خوبي دارد، پاور خيلي قوياي دارد و در عين حال خيلي سبک است.
با توجه به اين پيشرفتها، دانشگاه شريف در بين دانشگاههاي جهان چه رتبهاي دارد و در زمان رياست شما اين رتبه با چه تغييراتي روبهرو شده است؟
مؤسسه تايم که مرجع اصلي اعلام رتبههاي دانشگاههاست، 5 سال پيش دانشگاه شريف را در 500 دانشگاه برتر جهان معرفي کرد و سال گذشته در رتبه 300 تا 350 رتبهبندي کرد و امسال در رتبه 250 تا 275 رتبهبندي کرده است. اين معنايش اين است که در 5 سال گذشته تقريباً به طور متوسط 50 رتبه در هر سال ما در کل دانشگاههاي جهان ارتقاي رتبه داشتهايم. در دانشگاههاي جوان که زير 50 سال هستند، سال گذشته ما رتبهمان 47 اعلام شد و امسال با 20 رتبه ارتقا، به رتبه 27 دست يافتهايم و اين به خوبي نشان ميدهد که دانشگاه با نواخت بسيار خوبي جلو ميرود و به همين دليل هم مورد توجه خاص و عام است.
علت تحريم دانشگاه شريف از سوي اتحاديه اروپا در سال 91 چه بود؟
يک سري اتهامات واهي که اتحاديه اروپا طي يک نامه رسمي براي ما ارسال کرده بود. گفته بودند که در مجموع دانشگاه شريف در پيشبرد اهداف نظام مؤثر است. البته ما که مخالفش نيستيم بله دانشگاه بايد هم اينگونه باشد، اينها پيش از اين ميگفتند که دانشگاه شريف در پروژه هستهاي ايران در واقع با نظام مشارکت ميکند که اين واهي بود و تا همين امروز هم هيچ مستندي دال بر اين قضيه به ما نشان ندادهاند. ما در يک دادگاهي در فرانسه وکيل گرفتهايم و با کمک دفتر حقوقي رياست جمهوري اقامه دعوي عليه اتحاديه اروپا کردهايم و پرونده روند خوبي را طي ميکند و قاعدتاً دادگاه اگر بخواهد سياسي نباشد و حقوقي باشد و به حق عمل کند بايد عليه اتحاديه اروپا رأي صادر کند.
اين تحريمها باعث کاهش پيشرفت دانشگاه شريف شد؟
خير، دانشگاه شريف در اين سالها نه تنها پيشرفتش کند نشده بلکه با همان نواخت جلو رفته است و حاصل اين تحريم اين بود که انتشار مجله ساينتيا ايرانيکا دانشگاه شريف که توسط الزوير يکي از معتبرترين ناشران علمي بينالمللي انجام ميشد، متوقف شد. ما قبلاً به صورت کاغذي خودمان منتشر ميکرديم الزوير با توجه به اينکه مجله را وزين تشخيص داد پيشنهاد کرد که مجله ما را منتشر کند؛ اما بعد از قضيه تحريم ما ديگر انتشار از طريق الزوير نداشتيم و انتشار خودمان را داريم و علاوه بر اين قضيه دسترسيمان به پايگاههاي اينترنتي که الزوير و بقيه نشريات در پايگاه دادههاي علمي داشتند را قطع کردند و حاصلش اين شد که با تدبير خوبي که ما داشتيم قبلاً به صورت آنلاين با هزينه بسيار زياد دادههاي اين پايگاهها به دستمان ميرسيد ولي الان به صورت آفلاين با يک ماه تأخير با هزينه بسيار کمتري به دستمان ميرسد بنابراين ما اين موضوع را مديريت کرديم و با تدبيري که داشتيم باعث شديم تا مشکلي ايجاد نشود و با وجود اين تحريمها ديديم که با ارتقاي رتبه دانشگاه شريف مواجه شديم.
آقاي دکتر، دانشگاه شريف هميشه با آمار بالاي فرار مغزها مواجه بوده، اين روند در سالهايي که شما رياست دانشگاه را به عهده داشتيد چه وضعيتي داشته است؟
اگر بحث، ادامه تحصيل بعد از اتمام تحصيل در دوره کارشناسي باشد ما تخميني که داريم اين است که نيمي از دانشجويان فارغالتحصيل ما بعد از اينکه درسشان را تمام ميکنند براي ادامه تحصيل ارشد و دکترا به خارج از کشور ميروند و با توجه به اينکه اين بچهها خيلي با استعداد هستند به آنها بورس ميدهند و علاوه بر پذيرش يک دانشجو ماهي حدود 1500 دلار به آنها پول ميدهند. بنابراين وقتي بدون امتحان و به صورت غيابي به آنها پذيرش ميدهند و ماهي 4 تا 5 ميليون تومان هم به آنها پول ميدهند طبيعي است که خيلي از آنها ميروند. البته من مخالف اين قضيه نيستم ولي مخالف اين هستم که اينها بروند و برنگردند، بنابراين دنبال اين بوده و هستيم که از طريق تأسيس شرکتهاي دانشبنيان در حول و حوش دانشگاه و برنامههاي فرهنگي، علايق دانشجويان را به کشور زياد کنيم که يا نروند يا اگر رفتند هم پس از پايان تحصيل برگردند. به علاوه اينکه ظرفيتمان را هم بالا بردهايم، الان ما 12 هزار دانشجو داريم که حدود 7 هزار نفر آنها تحصيلات تکميلي هستند. البته در دکتري ظرفيت را بايد افزايش دهيم زيرا اگر 250 دانشجوي دکتري ميگيريم طبيعي است که 1500 دانشجوي ارشد که فارغالتحصيل ميشوند با 250 ظرفيت جذب مواجه ميشوند و 1250 دانشجوي اضافه بايد يک جايي بروند و معمولاً دانشگاههاي داخل کشور را پايينتر از حد دانشگاه شريف خودشان ميبينند بنابراين به خارج از کشور ميروند به خصوص اگر بورس هم به آنها بدهند.
مهمترين اقدامي که دانشجويان و بهخصوص دانشجويان دانشگاه شريف براي تحقق اقتصاد مقاومتي و شعار سال 93 ميتوانند انجام دهند، چيست؟
به نظر ميآيد که اگر دانشجويان از فضاي ذهني و انتزاعي صرف بيرون بيايند و در فضاي عمل وارد شوند، کمک ميکند به اينکه در اينها آن استعدادهاي عملياتي هم رشد کند و آنها بتوانند کارآفرين يا عملگراي بهتري باشند و اين نوع نگاه خيلي مؤثر است. ما بايد کارآموزيهايمان را ساماندهي کنيم و از يکي به چهار تا تبديل کنيم به نحوي که بچههاي کارشناسيمان از همان سال اول تابستان بتوانند وارد کارآموزي شوند و آن شم و حس فضاي عملي را بتوانند انجام دهند.
فکر ميکنيد علت تعيين کارگروه در وزارت علوم براي تغيير شما چيست؟ ظاهراً با اقداماتي که در زمان رياست شما صورت گرفته دليل تغيير، به سوء مديريت شما برنميگردد پس شما چه کردهايد که به مذاق برخي خوش نيامده است؟
مشکل اصلي مشکل خط و خطوط سياسي است، خب من در انتخابات رياست جمهوري سال 92 در عين حال که همه کانديدا را تأييد کردم ولي طبق آن چيزي که رهبر انقلاب فرمودند کانديدايي انتخاب کنيد که محاسن رئيسجمهور قبل را داشته باشد و معايب او را نداشته باشد، به نظرم آمد که آقاي دکتر جليلي به اين خصوصيات نزديکتر است و در انتخابات نيز به عنوان مشاور علم و فناوري آقاي دکتر جليلي ايشان را همراهي کردم و خب اين به مذاق برخي نميسازد. در عين حال که از همه گرايشها اذعان ميکنند که از نظر مديريت و دلسوزي و توان اجرا و هدايت دانشگاه من خيلي خوب عمل کردهام ولي چون براي بعضيها در دانشگاه، پيشرفت دانشگاه فرع است و اينکه فردي در رأس دانشگاه قرار بگيرد که همفکر و هم جناح آنها باشد اصل است، خب براي چنين تفکري طبيعي است که علاقه نداشته باشند من اينجا باشم.
فکر نميکنيد اين نحوه انتخاب به فضاي علمي دانشگاه ضربه بزند؟
کاملاً اين کار را خواهد کرد؛ با نگرشي که برخيها دارند که دانشگاه را اصلاً در شأن علم، دانش و فناوري نميدانند؛ قطعاً با تفکرات تند سياسيشان به فضاي علم و فناوري لطمه ميزنند، علم و فناوري فضاي خاص خودش را ميطلبد؛ فضاي آرامش، بلند نظري، بصيرت، دوري از حرکات تند و ناپخته و نسنجيده ولي خب بعضيها ماهيتاً و شخصيتاً آدمهاي تند و نسنجيدهاي هستند و حتماً اقدامات آنها به فضاي علمي کشور لطمه ميزند و شکي در آن نيست.
به شما پيشنهاد ماندن در دانشگاه را ندادهاند؟
نه آنها پيشنهاد دادهاند که من بمانم و نه خود من علاقهاي دارم که بمانم. به هر حال من 5 شرکت در بيرون از دانشگاه تأسيس کردهام؛ در حوزه مهندسي مشاور، در حوزه توليد مواد شيميايي و دارويي، در حوزه ماشينسازي و در حوزه تحقيقات و علاقه دارم آنها را ادامه دهم. طبيعتاً کارهاي علميام را بايد ادامه دهم مضاف بر اينکه در مسائل اجتماعي و مديريت کلان در جامعه هم فرصتهايي هست که اگر بتوانم شايد وقتي براي آنها بگذارم.
آقاي دکتر سهرابپور عنوان کردهاند که رياست دانشگاه شريف را به هرکس که پيشنهاد ميدهند، نميپذيرد. تحليل شما از اين موضوع چيست؟
اين موضوع کاملاً طبيعي است چون کار سختي است. اوايل دولت برخي روي حساب تفکرات سياسي خام و نپخته، تند شده بودند و همان موقع من ميگفتم که نفي يک نفر کار راحتي است ولي اثبات اينکه چه کسي جاي او بيايد کار راحتي نيست. آقاياني که يک موقعي تند شده بودند که بايد تغيير صورت گيرد بايد به اين موضوع فکر کنند که اگر کسي را بگذارند که کارهاي دانشگاهي که الان در نرمهاي خيلي خوبي در همه حوزهها قرار دارد را روي زمين بگذارد، اگر خوب عمل نکند و اين دانشگاه افت پيدا کند؛ بايد در پيشگاه ملت ايران و در پيشگاه تاريخ پاسخگو باشند و اين کم مسئوليتي نيست و کساني که الان دارند نرمهاي مديريتي و اجرايي دانشگاه را ميبينند اعتراف ميکنند که کسي نميتواند مثل من به اين دستاوردها دست پيدا کند. البته قصد تعريف از خود ندارم ولي واقعنگر هستم و اين جرئت آنها را کاهش ميدهد که بتوانند کسي را بياورند که بتواند دانشگاه را با همين نواخت جلو ببرد.
و سخن آخر...
اگر دانشگاه صنعتي شريف با همين نواخت جلو برود شايد سه چهار سال ديگر بتواند در بين 100 دانشگاه برتر جهان قرار بگيرد. من اين هدف راضيام نميکند، ذهنيتي که من دارم اين است که دانشگاه شريف ميتواند فرهنگ و تمدن ايراني اسلامي را به صورت جدي در عمل پياده کند و الگويي براي کل جهان به خصوص جهان اسلام باشد و اين شدني است.