خراسان/ « توافق موقت یا دائم هسته ای؟ » عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد صادق مصدق است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
 
عمده طرف‌های مذاکرات دور هفتم برجام  به توفیق این دور از مذاکرات در مقایسه با شش دور پیشین، خوش‌بین‌تر هستند. به نظر می‌رسد ایران نیز در این مذاکرات با دست پُر و با مطالبات روشن و قاطع، حاضر شده و طبیعی است که غربی‌ها و مشخصاً آمریکا می‌دانند که باید امتیازات مختلفی به ایران بدهند و البته درباره این موضوع کاملاً هوشیارند و بر این اساس در وهله اول تلاش می‌کنند تا امتیاز ندهند و پس از آن نیز در حد توان به ارائه امتیازهای محدود و پلکانی رضایت خواهند داد. افزون بر این با عنایت به موضع قاطعی که تهران در این دور از مذاکرات دارد، برخلاف ادعاها و مطالباتی که آمریکایی‌ها در قالب بیانیه و مصاحبه طی هفته‌های اخیر مبنی بر مذاکرات در حوزه‌های غیر برجامی مانند موشکی و منطقه‌ای مطرح کرده اند، به نظر می رسد مذاکرات پیش‌رو تنها محدود به بحث‌های هسته‌ای باشد  زیرا برنامه هسته‌ای ایران اکنون تا حدی موجب نگرانی غربی‌ها شده که تمام تمرکز آن‌ها بر آن خواهد بود و خود این مسئله نقطه مثبتی برای ایران است که در مذاکره درباره سایر موضوعات دست‌کم در این مقطع تحت فشار قرار نخواهد گرفت. در عین حال  یکی از موضوعاتی که طی روز های قبل از آغاز مذاکرات نیز در فضای رسانه ای مطرح  شده و برخی مقام های غربی هم از تمایل برای آن سخن گفته اند، موضوع توافق موقت، قبل از توافق نهایی احیای برجام است. پیشنهادی که البته سابقه آن به قبل از آغاز مذاکرات وین باز می‌گردد. با این حال به نظر می‌رسد این بار ماجرا کمی جدی‌تر از ماه‌های ابتدایی سال 2021 است و غربی‌ها در اجرای آن کمی مصمم‌تر هستند. ظاهراً جمع‌بندی آمریکایی‌ها این است که ایران در ماه های اخیر در توان هسته‌ای به مرحله‌ای رسیده که اگر به سرعت متوقف نشود، شاید نتوان به راحتی در آینده آن را مهار کرد. بر این اساس با پیش‌ کشیدن ایده توافق موقت سعی در توقف یا کاهش سرعت  ایران در حوزه غنی سازی  دارند. معنای این توافق آن است که در شرایط بی‌اعتمادی مفرط، دوطرف اهرم‌های فشار خود را حفظ می‌کنند. برای مثال، ایران به جای بازگشت کامل به محدودیت‌های برجام، از غنی‌سازی ۶۰ درصد، به غنی‌سازی ۲۰ درصد بازمی‌گردد یا نظارت‌های فراپادمانی را می‌پذیرد. در مقابل، آمریکا نیز مثلا به جای لغو تحریم‌ها، اقدام به صدور معافیت تحریم‌های نفتی تا سقف خاصی برای چین، هند و...می‌کندو امکان مبادلات بانکی در ازای واردات برخی کالاها و اجازه آزادسازی بخشی از اموال بلوکه‌شده را خواهد داد. این شاکله آن چیزی است که طرف غربی  و به ویژه آمریکا  در قالب  بحث «توافق موقت» دنبال می کنند. بدیهی است این موضوع موافقان و مخالفان جدی دارد. مخالفان این بحث آن را متاثر از شرایط فعلی طرف غربی می دانند و معتقدند با اجرای ایده توافق موقت، در صورت شکست دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای با موقعیتی لرزان در کنگره و جامعه آمریکا، ممکن است شانس احیای برجام برای همیشه از دست برود. افزون بر این، بسیاری ایده‌ توافق موقت را نیز (مخصوصا در زمانی که ایران دست برتر را در مذاکرات پیش رو دارد) صرفا یک راهکار انحرافی برای فرار از لغو تحریم ها و اعطای فرصت مجدد تنفس برای شرطی کردن جامعه دانسته اند که ممکن است با چند مشوق ناپایدار توقعات اجتماعی بالا رود و به توافق پایدارنیز منجر نشود. بنابراین  تن دادن به توافق موقت اگر چه ممکن است منافع کوتاه مدت و موقتی برای ایران داشته باشد اما در بلند مدت زیان آن بیشتر خواهد بود و فرصت رسیدن به یک توافق جامع و احیای پایداربرجام را از بین خواهد برد چرا که اگر نتوان از طرف غربی  درشرایط فعلی که ایران  به واسطه پیشروی در غنی سازی و حجم ذخایر خود دست برتر در مذاکرات را دارد، امتیاز گرفت معلوم نیست در شرایط آتی  مسیر تحولات به چه سمت و سویی برود.اما از منظری دیگر برخی معتقدند نمی توان چنین یکسره و صفر و صدی با این موضوع برخورد کرد بلکه باید هر چیزی دراین باره را برمبنای داده وستانده و میزان کسب منافع ملی بررسی کرد.پس از خروج دولت ترامپ از برجام  و بعد از آن که طرف اروپایی تعلل های بسیار زیاد در انجام تعهدات خود  برای انتفاع ایران از برجام  انجام داد، مجلس شورای اسلامی در قالب طرح «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران» تکالیفی را برای دولت و توسعه صنعت هسته ای تعیین کرد که  باعث توسعه سریع صنعت هسته ای شد و ایران وارد حوزه های جدید مثل غنی سازی 60 درصدی و توسعه سانتریفیوژهای پرسرعت تر شد که نتایج آن عملا  زمین بازی مذاکرات هسته ای را تحت تاثیر قرارداد و در حالی که  در دوره قبل ایران به طور مکرر فقط به انجام ندادن این تعهدات اعتراض دیپلماتیک می کرد، در شرایط جدید و با زمان بندی های تعیین شده در این قانون  گام های جدید را برمی داشت که امروز نتیجه آن گام ها به دغدغه جدی طرف مقابل بدل شده و شاید به جرئت بتوان گفت  آن ها را به التماس برای آغاز سریع تر مذاکرات واداشته است بنابراین با این شرایط اگر طرف مقابل حاضر باشد امتیاز در خور و مناسبی در قبال بازگشت یا کاهش سرعت  هر کدام از این مراحل بپردازد می توان آن را بررسی کرد البته بدیهی است این امتیازات نباید امتیاز های کوچک،مشروط و غیر متناسب  مانند آزاد سازی محدود برخی اموال بلوکه شده کشورمان باشد  بلکه باید  عینی و از نظر وزن کاملا قابل مقایسه با  آن چیزی باشد که انتظار دارند ایران انجام دهد. به طور مثال می توان در قبال توقف غنی سازی 60 درصد امتیاز تضمین شده فروش  نفت ایران و بازگشت کامل عواید آن را در نظر گرفت. بدیهی است این مورد به عنوان مثال بیان شده و قطعا کارشناسان و مسئولان ذی ربط در این موضوع  باید  گام های متناظر و متناسب با حفظ قدرت بازگشت پذیری ایران را تعیین کنند چرا که  با حفظ شرایط بازگشت پذیری  و حتی زمان مند کردن این توافق موقت هر گونه  بدعهدی آمریکا متاثر از تغییرات سیاسی داخلی  در واشنگتن یا هر موضوع دیگری قابل پاسخ خواهد بود و لذا در این شرایط ایران ضمن آن که می تواند از فشار تحریم ها بکاهد عملا با فراغ بال بیشتری از لحاظ اقتصادی فرایند مذاکرات را ادامه خواهد داد چرا که یکی از اهرم های طرف غربی برای تحت تاثیر قرار دادن ایران در میز مذاکرات ایجادالتهاب اقتصادی در داخل کشورمان بوده که نمونه های آن را همواره در نوسان های شدید قیمت ارز در آستانه یا همزمان با مذاکرات شاهد بوده ایم. بدیهی است  این روزها  عرصه مذاکرات هسته ای نیازمند انسجام و همراهی و همفکری همه نیروهای داخلی برای پیشبرد منافع ملی است و ارائه راهکارهای مختلف می تواند چشم انداز دقیق تری  را پیش روی تیم مذاکره کننده هسته ای قرار دهد.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar