دیپلماسی ایرانی/متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و بازنشر آن در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

 دیپلماسی ایرانی در گفت وگویی با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین کشور و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، تحولات مذاکرات احیای برجام را پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

پیش از پرداختن به دور هشتم مذاکرت وین که از فردا پنج شنبه آغاز می شود جا دارد نگاهی به تبعات مخرب شکست دور هفتم به خصوص بر اقتصاد، معیشت و بازار داشته باشیم. در این راستا بعد از پایان زود هنگام دور هفتم مذاکرات وین که بسیاری از ناظران امر آن را شکست اولین دور مذاکرات دولت سید ابراهیم رئیسی پیرامون برجام و لغو تحریم ها قلمداد می کنند طی هفته جاری شاهد واکنش منفی بازار نسبت به این اتفاق بودیم. چنانی که از ابتدای هفته تا دیروز سه شنبه دلار از کانال ۲۹ هزار تومان در یک سیر صعودی وارد کانال ۳۱ هزار تومان شد. حال در این بین کارشناسان معتقدند که این واکنش طبیعی بازار به شکست مذاکرات وین ذیل تاثیر امکان ناپذیر دیپلماسی، سیاست خارجی و مذاکره با محوریت پرونده فعالیت‌های هسته‌ای بر اقتصاد و پارامترهای اقتصادی است، در حالی که حامیان دولت رئیسی، اصولگرایان، مخالفان برجام و جریان قدرت با فرافکنی تاش دارد اینگونه تلقین کند که افزایش نرخ ارز بعد از پایان دور هفتم مذاکرات وین در نتیجه تحرکات مخرب عوامل داخلی و خارجی برای وادار کردن دولت سید ابراهیم رئیسی برای تداوم مذاکره و حصول توافق با هدف احیای برجام است، کما اینکه در دولت حسن روحانی، جریان مذکور این تصور را داشت که دولت یازدهم و دوازدهم با افزایش صوری، نه واقعی نرخ ارز به دنبال فشار بر حاکمیت برای مذاکره با غرب به خصوص آمریکاست. پیرو این نکته دیروز سه شنبه سید ابراهیم رئیسی در نشست با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف عنوان داشت که عده‌ای در تلاشند همراه با مذاکرات نرخ ارز را بالا ببرند؛ حال از نگاه شما افزایش نرخ ارز بعد از شکست دوره هفتم مذاکرات وین را یک واقعیت می‌دانید یا توهم توطئه؟

بی‌شک ادبیات این جریان، چه در دوران حسن روحانی و چه در دوران سید ابراهیم رئیسی تغییر نکرده است و مرغ آقایان کماکان یک پا دارد.  این نشان می دهد که علیرغم در دست داشتن قدرت و همچنین مسئولیت این جریان هم چنان سعی در فرافکنی دارد و واقعیت های امروز جامعه به خصوص تاثیر مذاکرات بر حوزه اقتصادی و معیشتی را نادیده می گیرد. در حالی که کمتر اقتصاددان، سیاستمدار، دیپلمات، کارشناس و تحلیلگر داخلی و خارجی وجود دارد که منکر تاثیر پارامترهای سیاست خارجی، دیپلماسی، مذاکره، آینده پرونده فعالیت‌های هسته‌ای، برجام و به خصوص لغو تحریم ها بر حوزه اقتصاد، معیشت و شرایط بازار مانند سکه، طلا، دلار، مسکن، خودرو و ... باشد. من نمی‌دانم واقعاً دولت با وجود آن که چند ماه است قدرت را در دست گرفته و با زیر و بم مشکلات از نزدیک دست و پنجه نرم می کند کماکان سعی در فرافکنی دارد و با فرار رو به جلو تلاش دارد عملاً شرایط را وارونه جلوه دهد، آن هم در این وضعیت اسفبار که همه چیز برای مردم در کف بازار و در کف خیابان روشن و آشکار است. فضا به قدری ناامید کننده است که عملاً باید منتظر باشیم بعد از دور هشتم مذاکرات وین هم، بازار واکنش جدی خود را نشان دهد.

 چرا؟

چون اساساً اقتصاد کشور وابسته به دلار است. این مسئله ربطی به دولت رئیسی، روحانی و ... ندارد. از ابتدای انقلاب و پیش از آن، اقتصاد کشور مانند اقتصاد بسیاری از کشورها به دلار گره خورده است. پس قطعاً نمی توان اهرم تحریم در قالب دلار را منکر شد. من اقتصاددان نیستم، اما واقعاً شرایطی که اکنون در اقتصاد و معیشت به خصوص در حوزه بازار ارز طی هفته جاری شکل گرفته، نه نتیجه فعالیت دشمنان داخلی و خارجی است و نه می‌توان با توهم توطئه آن را توجیه کرد، بلکه واقعیتی است که اکنون بر تمام ارکان و وجوه اقتصادی و معیشتی مردم اثر خود را گذاشته است. اینکه دولت رئیسی به دنبال فرافکنی و نادیده گرفتن مسئله است، تنها به ضرر خودش تمام خواهد شد. چرا که مطمئن باشید فاصله کنونی بین ملت با دولت و حاکمیت چند برابر خواهد شد.

اتفاقاً به دنبال افزایش نرخ ارز در هفته جاری به نظر می‌رسد دولت و نهادهای امنیتی (وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه) به دنبال دستگیری برخی افراد و محدود کردن برخی سایت های خرید و فروش هستند. اگر چه عملا نگاه و فضای امنیتی برای اقتصاد سم است، اما آیا این دست اقدامات و بگیر و ببندها در کوتاه مدت برای کنترل و مدیریت موقت بازار در دوره مذاکرت توسط دولت رئیسی کارساز و موثر واقع خواهد شد؟

به هیچ وجه. چون هر گونه اقدام و تصمیمی برای سرکوب، بگیر و ببند و ایجاد فضای پلیسی و امنیتی، چه در کوتاه مدت، چه در میان مدت و چه در بلند مدت به واقع اقتصاد کشور را فلج می کند. باز هم تاکید دارم من اقتصاددان نیستم و سعی می‌کنم از نگاه سیاست خارجی و دیپلماسی مسئله را بررسی کنم. در این راستا برای آن که ادعای سید ابراهیم رئیسی یا در مقابل ادعای موافقان احیای برجام به بوته آزمایش گذاشته شود کافی است که دوره هشتم مذاکرت وین که از فردا پنج شنبه آغاز می شود با یک نگاه منعطف، تعاملی، مثبت و سازنده از طرف تیم مذاکره کننده ایران پی گرفته شود، اگر در پایان دور هشتم، اعضای ۱+۴ و آمریکایی‌ها نظر مثبتی داشتند و به دنبال آن بازار ارز، سکه، بورس مسکن، خودرو و ... واکنش مثبتی نشان نداد من به صراحت گفته های خود را پس می گیرم و اعتقاد دارم که سید ابراهیم رئیسی درست می‌گوید. اما اگر بعد از اتفاقات مثبت در دوره هشتم مذاکرات با آن شیوه ای که من گفتم روی دارد و به دنبالش واقعاً بازار واکنش مثبتی به مذاکرت سازنده و مثبت نشان داد که من معتقدم چنین خواهد بود، آنگاه دولت رئیسی است باید بفهمد تا چه اندازه این مذاکرات می تواند بر سرنوشت اقتصادی و معیشتی اثرگذار باشد. البته این مسئله طی این سال ها بارها و بارها اتفاق افتاده است و رئیسی هم فردی نبوده که همین چندماه اخیر رئیس‌جمهور شده باشد. او از ابتدای انقلاب تا به اکنون در حوزه های مختلف حضور داشته و با مشکلات از نزدیک آشناست و به عینه دیده است که تأثیر مذاکرات بر اقتصاد چیست. من نمی دانم چرا اکنون که رئیسی قدرت اجرایی را در دست گرفته به دنبال فرافکنی، وارونه جلوه دادن شرایط و فرار رو به جلو است. چون واقعا اقتصاد با بگیر و ببند درست نمی‌شود؛ دلار با سرکوب قیمت ها پایین نمی آید. چطور باید این را به رئیسی، خاندوزی، محسن رضایی و ... فهماند، جای سوال دارد.

به دور هشتم مذاکرات وین بپردازیم. به دلیل سایه شکست دور هفتم مذاکرات وین، ذیل ارائه دو بسته پیشنهادی لغو تحریم ها و تعهدات هسته ای توسط ایران و نیز واکنش منفی ایالات متحده و اعضای ۱+۴ به نظر می رسد که این دور از مذاکرات در یک فضای نه چندان مثبت و سازنده از فردا آغاز می‌شود. در این رابطه تیم مذاکره کننده ایران و دولت رئیسی با وجود سیگنال ها و پالس های منفی کماکان بر بسته پیشنهادی خود اصرار دارد و در طرف مقابل هم اروپایی‌ها و آمریکا از هم اکنون پاسخ منفی قطعی خود را به این بسته پیشنهادی نشان داده اند. حال در این شرایط به نظر شما می توان گفت دور هشتم مذاکرات وین یک شکست پیشاپیش برای دولت رئیسی به مانند دوره هفتم خواهد بود؟

با قاطعیت نمی توان گفت که دور هشتم یک شکست پیشاپیش مانند دور هفتم خواهد بود، اما بی شک می توان این را گفت که به دلیل اصرار دولت رئیسی بر بسته پیشنهادی خود و همچنین پاسخ منفی اروپایی‌ها و آمریکا، این دور از مذاکرات شکننده ترین دوره از مذاکرات وین خواهد بود. به هر حال اروپایی ها و آمریکا طی شش دور مذاکرات وین با دولت روحانی تقریباً به یک نقطه اشتراک جامع برای حصول توافق رسیده بودند که به نظر می رسد با نگاه منفی حاکمیت در تهران، عملاً آن مذاکرت در دولت روحانی متوقف شد و بعد از تاخیر فراوان با رویکردی جدید در دولت رئیسی همه آن خروجی و دستاوردهای شش دوره مذاکرت قبلی کنار گذاشته شد که این سبب واکنش منفی و توقف دور هفتم مذاکرات وین شد. به هر حال کشورهای اروپایی و ایالات متحده در کنار روسیه و چین بعد از چراغ سبز دولت رئیسی برای آغاز مذاکرات به کررات عنوان داشتند که نقطه شروع دور هفتم مذاکرات همان نقطه پایان دور ششم مذاکرات در دولت روحانی است. چرا؟ چون مسیر، چارچوب ها و توافقات اولیه انجام شده بود و سعی داشتند در همان فضای قبلی مذاکرت پی گرفته شود که در کمترین زمان مذاکرات به نتیجه برسد. در صورتی که دولت رئیسی با این بسته های پیشنهادی تمام آنچه طی شش دور مذاکره وین در مورد آن گفت و گو شده بود و یا توافقات اولیه ای روی آنها صورت گرفته بود را به باد داد. این به معنای بر هم زدن میز مذاکره است. چرا که به باور آمریکا، اروپایی‌ها، روسیه و چین با تغییر دولت در ایران نباید فضای مذاکره و دستور کار گفت وگوهای وین عوض شود. یعنی جمهوری اسلامی باید تمام آنچه را که در شش دور مذاکره دولت روحانی متعهد شده بود و در مورد آن گفت و گو و توافقات اولیه صورت گرفته بود را باید نعل به نعل در دولت رئیسی پیش ببرد. لذا اکنون شاهد یک فضای غیرسازنده و منفی در دوره هشتم مذاکرات را شاهد هستیم. 

 بنایی برای حمایت از نگاه غلط تیم مذاکره کننده ایران و عملکرد شخص باقری کنی در دور هفتم مذاکرات وین ندارم. اما در سایه جمله پایانی اینجا سوال مهمی که ذهنم را درگیر می کند این است که چطور ایالات متحده آمریکا بعد از مذاکرات طولانی و حصول توافق هسته‌ای در دولت اوباما به راحتی با تغییر دولت ها می تواند با یک فرمان دونالد ترامپ از آن خارج شود و سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کند، اما تیم مذاکره کننده ایران با تغییر دولت‌ها نمی‌تواند یک سیاست مذاکره ای جدید را در دستور کار قرار دهد؟

اینجا منطق قدرت است که تعیین کننده است. چیزی به نام اخلاق در سیاست خارجی و دیپلماسی معنا ندارد. پس در این راستا قطعاً آمریکا با قدرت اقتصادی، نظامی، امنیتی و دیپلماتیک خود می‌تواند حتی با مذاکره و حصول توافقی چون برجام از آن خارج شود و تحریم‌های خود را مجددا اعمال کند. بله این اقدام غیر اخلاقی است، اما در سیاست خارجی چیزی به نام اخلاق وجود ندارد، بلکه دیپلماسی بر مبنای منافع جلو می‌رود. حال ایران در شرایط کنونی از قدرت لازم برای آنکه بخواهد ادبیات و دستور کار مذاکرات وین را از بنیان تغییر دهد برخوردار نیست. به ویژه که فراموش نکنیم طرف مقابل برای مذاکرات با ایران، شش ابر قدرت جهانی در قالب اعضای ۱+۴ و همچنین ایالات متحده آمریکاست. از طرف دیگر شرایط کنونی در کشور به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی اجازه فرسایشی شدن مذاکرات را نمی دهد. پس دولت رئیسی به جای آنکه مدام بر خواسته های خود اصرار بورزد که عملاً تحقق هم پیدا نمی‌کند باید به سمت انعطاف دیپلماتیک پیش برود تا یک فضای سازنده و تعاملی در دستور کار قرار گیرد که هر چه زودتر توافقات اولیه انجام شود.

با توجه به این نکته شما آیا ذیل آن چه در دور هفتم مذاکرت وین گذشت و سبب شد گسل تهران با اعضای ۱+۴ به بیشترین میزان خود برسد و به موازاتش اختلاف بین واشنگتن و ۱+۴ کمتر شود، عملاً مدیریت این فضای منفی و خلاء را در دور هشتم چه بازیگری بر عهده می‌گیرد؟ آیا می‌توان اینجا به نقش میانجی گرایانه روسیه و چین نگاه داشت؟

آنچه گفتید درست است. به دلیل نگاه غلط دولت رئیسی در دور هفتم مذاکرات اندک اختلاف نگاه بین آمریکا و اعضای ۱+۴ در خصوص نحوه لغو تحریم ها و مهمتر از آن تعهدات هسته ای کنار رفته است. به خصوص میزان همبستگی، همسوئی و همگرایی آلمان، فرانسه و انگلستان با ایالات متحده اکنون به بیشترین میزان خود رسیده است که بی شک از فردا با آغاز دور هشتم مذاکرات آن را به عینه خواهید دید. در این راستا قطعاً روسیه و چین هم چاره‌ای جز همراهی با این جریان را ندارد. در چنین شرایطی که یک طرف میز تنها ایران قرار دارد و در آن سو ۶ ابرقدرت جهانی حضور دارند مجبوریم یا انعطاف دیپلماتیک از خود نشان دهیم و یا اینکه برای مدیریت این شرایط، نیم نگاهی به میانجیگری پکن و مسکو داشته باشیم. در غیر این صورت احتمال شکست دور هشتم مذاکرات بسیار بالاست.

پس سفر روز گذشته باقری کنی به روسیه پیش از عزیمت به وین و گفت وگو با مقامات کرملین و نیز ویدئو کنفرانس دیروز سه شنبه جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا و ولادیمیر پوتین، همتای روسیه او در خصوص برجام می تواند دال بر میانجیگری روسیه برای دور هشتم مذاکرات وین باشد؟

بله امکان دارد که تهران با اشراف به فضای منفی و همچنین شکننده دور هشتم مذاکرات وین به نقش میانجی گرایانه روسیه و چین دلخوش کرده باشد. اما در این خصوص من لازم است چند نکته را گوشزد کنم. همانگونه که در پاسخ به سوال قبلی شما اشاره کردم همه کشورهای دنیا، نه تنها آمریکا بر اساس منافع ملی خود عمل می‌کنند. هیچ کشوری، اخلاق را در سیاست خارجی، مبنای کار خود قرار نمی‌دهد. این مسئله در خصوص روسیه به طریق اولی صدق می‌کند. نباید جمهوری اسلامی ایران به نحوی رفتار کند که روسیه بتواند نفوذ و قدرت بیشتری در مذاکرات وین پیدا کند. چون به همان میزان، مسکو سعی خواهد کرد از کارت و برگ ایران در برابر آمریکا و اروپا سوء استفاده کند. خصوصا اکنون که تنش کرملین با ناتو، کاخ سفید و اروپا در خصوص اوکراین و دیگر مسائل بیشتر شده است قطعاً روس‌ها سعی خواهند کرد از مذاکرات وین و همچنین پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران به عنوان یک اهرم فشار استفاده کنند. پس اینجا نمی توان به میانجیگری و صداقت روسیه دلخوش کرد.

پس اگر دوره هشتم مذاکرات شکست بخورد می توانیم بگوییم مهر پایانی بر مذاکرات وین خواهد بود؟

بسیار بعید است که فعلاً بخواهیم از پایان یکباره مذاکرات وین سخن بگوییم. چون دولت رئیسی با یک نگاه جدید در حال چکش کاری و محک زدن طرف‌های مقابل است، اما در ادامه بی‌شک دولت رئیسی با توجه به انبوه مشکلات داخلی نمی تواند مذاکرات را کنار بگذارد. در طرف دیگر هم اروپایی ها و آمریکا و حتی روسیه و چین هم اجازه تداوم این شرایط را به جمهوری اسلامی ایران نخواهند داد که آزادانه به دنبال افزایش توان هسته‌ای خود باشد. قطعاً فعال شدن مکانیسم ماشه، حساس شدن آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، واکنش قطعی و مستقیم شورای حکام، ارجاع پرونده به شورای امنیت و ... در دستور کار خواهد بود. پس نه ایران می‌تواند مذاکرات را کنار بگذارد و نه طرف مقابل.

مصاحبه از عبدالرحمن فتح اللهی

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar